تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی - 40 دلنوشته از چهل عزیز در چله سید(هفته پنجم)...
هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد...

29- دلنوشته ای به سید از کربلایی مست حیدر:

سلامي پر از دلتنگي براي عزيزترينِ زندگي ام. وقتي ميخوام برات چيزي بنويسم هميشه دستم ميلرزه آخه ياد چشمات که مي افتم با آن جذبه و خيال ميکنم نوشته مو ميخوني استرس ميگيرم اگه بخوام از دلم برات بنويسم که همش انتظاره وحسرت ديدار.اما يه اميد خاصي هم دارم به اين که خدا گفته هرچي رو که واقعا دوست داشته باشيد و اين دنيا به دست نياريد اون دنيا حتما به دست مياريد و من آرزو دارم اون دنيا فقط براي لحظه اي کوتاه تو رو ببينم و بهت بگم که تو زندگي سرد و خاموش منو با نواي آسمانيت پُر از نور کردي و من به تو خيلي مديونم. من بلد نيستم متن زيبايي برات بنويسم، حرفاي من همش توي دلمه و فقط تو ميتوني بخونيشون اماوقتي جايي قدمي براي تو يا حرفي از تو ميشه دلم ميخواد منم اونجا باشم هرچند عضوي کوچک. من هنوز حکمت اين که اولين ماه تابستون میري و آخرين ماه تابستون برميگردي رونفهميدم راستش گيج شدم که اول اومدي يا اول رفتي. وقتي روز تولدت 31 شهريور ميام سرمزارت يهو يادم مي افته من که 2 ماه پيش سرمزارت بودم و سالگرد رفتنت بود!!! الانم يکي از بدترين روزاي زندگيم داره سپري ميشه آخه ايامي ست که تو توي کما هستي و ما همه دست به دعا براي بهبودت. هرچند ديگه برنميگردي اما اگر 100 بار هم اين روزها تکرار بشه بازم من دستم به سوي خدا درازه و دعا ميکنم اين بار ديگه برگردي.هرچند اگه برنگردي هم مثل هميشه عزيزي و هروقت دلم برات تنگ بشه ميام سر مزارت و کلي باهات حرف ميزنم...

 

30- دلنوشته ای به سید از همدم:

هرلحظه بي تو هزاران دلنوشته دارم که به باد بگويم شايد از کنارت رد شود و تکه هاي دلم را بر ديوار هر کوچه و پس کوچه اي که تو از آن عبور ميکني بنويسد.اما چند روزاست باد نوزيده.سيد،حالا که رفته اي نامت را برسنگي مي نويسند وبه همين سادگي زمستان من آغاز ميشود.راستي حالت چطور است؟ حتما خوبي...حال من هم خوب است اما بشنو و باور نکن. روزي که تو رفتي دقيقا نفهميدم کجابودي که رفتي؟!از دلم،از کنارم،از فکرم،از زندگيم،از تنهائيهام از....اما تو که در همه اينها وجود داري پس اينکه ميگويند رفتي منظورشان چيست؟!از ديده هم که نرفتي مگر نميگويند از دل برود هرآنکه از ديده رود،تو که روز به روز عزيزتر و ماندني تر شدي. اما به تقويم که نگاه ميکنم سال 85 روز 17 تير قم بودم،نميخواستم باورکنم آمدنم به معناي حضور در تشييع پيکر توست اما وقتي تو را بر شانه ها ديدم که ميرفتي يقين پيدا کردم برنميگردي.وقتي چهره هاي غمگين و مضطرب يارانت را ميديدم از خدا ميخواستم کور شوم و نبينم آن رفيقي که تا ديروز هميشه در کنارت بود و ميخنديد حالا دلشکسته وغمگين بدن تو را درکناررسول تُرک به خاک ميسپارد و زير لب به خاک سرد ميگويد: واي به حالت اگر به رفيقم سخت بگذرد. هنوز هم بعد از سه سال با تعجب از خودم ميپرسم: واقعا سيد جواد ذاکر رفته؟؟؟!!! و بعد مثل هميشه سکوت ميکنم و آن علامت سوال را با خود ميکشم چون هرگز جوابي ندارم.

 

31- دلنوشته ای به سید از خادم بی بی زینب:

سيد خودمم نميدونم چه جوري دارم باهات حرف ميزنم. نميدونم چه طور روم شده. سيد من نميخواستم اين طوري بشه ولي ادعاي مظلوم بودنم نميكنم. مقصرم ميدونم. سيد اگه يه روزي من بتونم موفق بشم يه ندايي بهم ميدي؟ سيد اگه تونستم پا بزارم تو صراط مستقيم حتي اگه اون بالا بالاها رفتم رهام نكن. من اون بچه كوچولو ام كه به زور كمكي داره دوچرخه سواري ميكنه. نميخوام بزرگ بشم تا كمكي هام رو ازم بگيرن. منظورم از اين كمك توفيق خاطراته. اگه خاطراتمو از دست بدم ديگه هيچي نيستم نميتونم زندگي كنم سرگردون ميشم.....

 

32- دلنوشته ای به سید از مدیون سید:

سلام سيدم

كي گفته اگه بري همه چي تموم ميشه از نظر من از وقتي رفتي همه چي شروع شده

گاهي وقتا دلم ميخواد تنها باشم كنارمزارت ولي اونجا شلوغه هميشه

سيدم تو نميدوني چرا حال وروزم ...بي خيال

اينا ديگه دردودل نيست رازه

تنها اتفاق خوبي كه با همه وجودم احساس ميكنم اينه كه قلبم داره از كار مي افته چون خسته شد از بس حواسشو جمع كرد و بانگ"انا بقية الله"رو نشنيد

اتفاق هاي خوب ديگه اي هم هست كه ديگه دائمي شده

سيدم شفاعت اخروي كه دست تو نيست اين دنيا شفاعتمو بكن

شفاعت كن بزارن خوب بمونم

حتي اگه اين خوبيم اندازه يه قطره باشه

 

33- صحبتی با دوستداران سید از مدیون:

يادمه يه روزهايي بود كه خيلي حرمت داشتم يادمه اون روزها لقب هاي زيادي هم داشتم "فلاني رفته قدم گاه فلاني" يادت مياد؟

اون دوران خيلي زود تموم شد دلم نميخواد حسرت گذشته رو بخورم

ميخوام اوضاع اون قدر خوب بشه كه همش منتظر آينده و اتفاقهاي خوبش باشم

رك بگم كار ما ديگه از گريه و زاري گذشته بايد به فكر كارهاي جديد وتك باشيم

تا ديگه هر بي سر و پايي نتونه متهممون كنه به پرستش خاطرات

 

34- دلنوشته ای به سید از عاشق زهرا:

بسم رب الحسين (ع)

سيد خيلي دلتنگتم ،اما چه كنم كه به خواسته خودت رفتي ....رفتي تا مظلوميت و معنا كني آره تو رفتي اما يه چيز با ارزش گذاشتي يه صداي آسموني كه تا قيام قيامت من و امثال منو هدايت ميكنه....درسته سه سال گذشته ولي بدون اگه سه قرن هم بگذره تو زنده اي كه هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق........

سيد برام دعا كن تا بتونم لايق بشم كه رو قبرم بنويسن شهيد راه مهدي(عج)......

 

35- دلنوشته ای به خدا از یه دختر یازده ساله به نام فاطمه درباره سید:

خدایا
او در بارگاه ملکوتیت آرمیده است
چنان دلم را با حرفهای حسینی اش دریایی کرد که اگر از تو دور شوم دلم آرام نمیگیرد
ای معبود من جز تو کسی را ندارم که به او دلبسته باشم تو آفریدگار و یاور من هستی
قلبی به من دادی به اندازه دریا تا آن فرشته ی مهربان را در آن جای بدهم

او که عرشیان مست شعرهایش شده اند
او که قلب پاکی دارد غیر از عرشیان کسی او را نمیشناسد
معبود من از تو سپاسگذارم که او را به من دادی
او عاشق حسین است اوعاشق عباس است عشق حسین یاور اوست
او سید محمد جواد ذاکر است
سید از تو متشکرم که عشق حسین و خدا را به من دادی من حضرت رقیه را خیلی دوست دارم
یاد گریه هات برا رقیه می افتم گریه میکنم
سید جون من هم شعرهای تو برا رقیه را میخونم همه میگن قشنگه میگم اره چون سید جواد ذاکر خونده
سید دوست دارم همیشه در قلب منی

+ نوشته شده در روز  سه شنبه نهم تیر 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
مداح مظلوم
انسان کامل
کربلایی حسین عینی فرد
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان