تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد...

 قامت دامادی مولا تماشا دارد امشب

 

                             او چه غم دارد عروسی همچو زهرا دارد امشب

 

 

حضرت علی – علیه السلام، بنابر امر الهی وسنت‏حسنه اسلامی، بر آن می‏شود که در بحران جوانی به کشتی زندگانی خود سکونت و آرامش بخشد. اما شخصیتی چون حضرت علی – علیه السلام هرگز در همسرگزینی به یک آرامش نسبی وموقت اکتفا نمی‏کند وآفاق دیگر زندگانی را از نظر دور نمی‏دارد. از این رو خواستار همسری می‏شود که از نظر ایمان وتقوی ودانش وبینش ونجابت واصالت، «کفو» وهمشان او باشد. چنین همسری جز دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا – علیها السلام – که به همه خصوصیات او از هنگام تولد تا آن زمان کاملا آشنایی داشت، کسی دیگر نبود...

پیش از حضرت علی – علیه السلام افرادی مانند ابوبکر وعمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اعلام کرده بودند وهر دو از پیامبر یک پاسخ شنیده بودند وآن اینکه درباره ازدواج زهرا منتظر وحی الهی است. آن دو که از ازدواج با حضرت زهرا نومید شده بودند با سعد معاذ رئیس قبیله‏اوس به گفتگو پرداختند وآگاهانه دریافتند که جز حضرت علی – علیه السلام کسی شایستگی ازدواج با حضرت زهرا – علیها السلام – را ندارد ونظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز به غیر او نیست. از این رو دسته جمعی در پی حضرت علی – علیه السلام رفتند وسرانجام او را در باغ یکی از انصار یافتند که با شتر خود مشغول آبیاری نخلها بود. آنان روی به علی کردند وگفتند: اشراف قریش از دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواستگاری کرده‏اند وپیامبر در پاسخ آنان گفته است که کار زهرا منوط به اذن خداست و ما امیدواریم که اگر تو (با سوابق درخشان وفضایلی که داری) از فاطمه خواستگاری کنی پاسخ موافق بشنوی واگر دارایی تو اندک باشد ما حاضریم تو را یاری کنیم. با شنیدن این سخنان دیدگان حضرت علی – علیه السلام را اشک شوق فرا گرفت وگفت: دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مورد میل وعلاقه من است. این را گفت ودست از کار کشید وراه خانه پیامبر را، که در آن وقت نزد ام سلمه بسر می‏برد، در پیش گرفت. هنگامی که در خانه رسول اکرم را کوبید پیامبر فورا به ام سلمه فرمود: برخیز و در را باز کن که این کسی است که خدا ورسولش او را دوست می‏دارند. ام سلمه می گوید: شوق شناسایی این شخص که پیامبر او را ستود آنچنان بر من مستولی شد که وقتی برخاستم در را باز کنم نزدیک بود پایم بلغزد. من در را باز کردم وحضرت علی – علیه السلام وارد شد ودر محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست، اما حیا وعظمت محضر پیامبر مانع از آن بود که سخن بگوید، لذا سر به زیر افکنده بود وسکوت بر مجلس حکومت می‏کرد. تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سکوت مجلس را شکست وگفت: گویا برای کاری آمده ای؟ حضرت علی – علیه السلام در پاسخ گفت: پیوند خویشاوندی من با خاندان رسالت وثبات وپایداریم در راه دین وجهاد وکوششم در پیشبرد اسلام بر شما روشن است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: تو از آنچه که می‏گویی بالاتر هستی. حضرت علی – علیه السلام گفت: آیا صلاح می‏دانید که فاطمه را در عقد من در آورید؟ حضرت علی – علیه السلام در طرح پیشنهاد خود بر تقوا وسوابق درخشان خود در اسلام تکیه می‏کند واز این طریق به همگان تعلیم می‏دهد که ملاک برتری این است نه زیبایی وثروت ومنصب...

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از اصل آزادی زن در انتخاب همسر استفاده کرد ودر پاسخ حضرت علی – علیه السلام فرمود: پیش از شما افراد دیگری از دخترم خواستگاری کرده‏اند ومن درخواست آنان را با دخترم در میان نهاده‏ام ولی در چهره او نسبت‏به آن افراد بی میلی شدیدی احساس کرده ام. اکنون درخواست‏شما را با او در میان می‏گذارم، سپس نتیجه را به شما اطلاع می‏دهم...

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد خانه زهرا – علیها السلام – شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت وکفشهایش را از پایش در آورد وپاهای مبارکش را شست وسپس وضو ساخت ودر محضرش نشست. پیامبر سخن خود را با دختر گرامیش چنین آغاز کرد:

علی فرزند ابوطالب از کسانی است که فضیلت ومقام او در اسلام بر ما روشن است ومن از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترین مخلوق خود در آورد واکنون او به خواستگاری تو آمده است; در این باره چه می‏گویی؟ در این هنگام زهرا – علیها السلام – در سکوت عمیقی فرو رفت ولی چهره خود را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برنگرداند وکوچکترین ناراحتی در سیمای او ظاهر نشد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از جای برخاست وفرمود: «الله اکبر سکوتها اقرارها» یعنی: خدا بزرگ است;سکوت دخترم نشانه رضای اوست...

درست است که در آیین اسلام هر زن مسلمان که در عقد مرد مسلمانی در آید با همشان خود پیمان زناشویی بسته است، ولی اگر جنبه‏های روحی وفکری را در نظر بگیریم بسیاری از زنان همشان برخی مردان نیستند و بالعکس. مردان مسلمان شریف واصیل که از ملکات عالی انسانی وسجایای اخلاقی ودانش وبینش وسیع برخوردارند باید با زنانی پیمان زناشویی ببندند که از نظر روحیات وسجایای اخلاقی همشان ومشابه آنان باشند. این امر در باره زنان پاکدامن وپرهیزگار که از فضایل اخلاقی واندیشه وبینش بلند برخوردارند نیز حکمفرماست. هدف عمده ازدواج، که برقراری سکونت وآرامش خاطر در طول زندگی است، جز با رعایت این نکته تامین نمی‏شود وتا یک نوع مشابهت اخلاقی ومحاکات روحی وجذبه روانی بر محیط زندگی سایه نگستراند پیوند زناشویی فاقد استواری لازم خواهد بود...

با توجه به این بیان، حقیقت‏خطاب الهی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روشن می‏شود که فرمود: «لو لم اخلق علیا لما کان لفاطمة ابنتک کفو علی وجه الارض‏» اگر علی را نمی‏آفریدم، برای دختر تو فاطمه هرگز در روی زمین همشانی نبود... 

 

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

 

سه شنبه، شب شهادت باب المراد امام محمد تقی(ع) رهسپار قم شدم... رفتم تا با بغضی سنگین عمه خانمش را در آغوش بکشم و سر به شانه ی هم در فراق این دردانه بگرییم... رفتم تا سر به ضریح پسرش موسی مبرقع بگذارم و غصه دلش را به جان بخرم و دل غمدیده خود را فراموش کنم... رفتم تا شب چهارشنبه با قلبی لبریز از تمنای وصال زائر خاک پاک جمکران باشم... رفتم تا با سکوتی سرشار از ناگفته ها میهمان مزار سبز سید شوم، آخر چه بگویم که ناگفتنم بهتر است...

 

امام جواد (ع) از نگاه ديگران

شخصيت والاي علمي اخلاقي امام جواد (ع)در نگاه خلفاء ، دانشمندان ،نويسندگان و تاريخ نگاران غير شيعه؛ سندي گويا بر جايگاه رفيع اين امام همام در بين مسلمانان مي باشد كه به عنوان نمونه  به چند مورد آن اشاره مي شود  

مامون عباسي

 خليفه مقتدر عباسي در پاسخ به اعتراض بزرگان بني عباس در خصوص به تزويج در آوردن دخترش " ام الفضل " به امام جواد (ع) ،اين امام همام را اعجوبه عصر خواند و گفت : " قد اخترته لتبريزه علي كافه  اهل الفضل في العلم والفضل مع صغر سنه والاعجوبه فيه بذالك " من بدان جهت وي را به دامادي خود برگزيدم كه با كمي سن در علم و فضيلت بر همه اهل زمان برتري دارد و اعجوبه اي است در علم و دانش .

بحارالانوار ،ج50، ص75 � موسوعه الامام الجواد(ع)، ج1 ،ص360 و 363. اعيان الشيعه ،ج3 ،ص 129 .

 

اسقف بزرگ مسيحي

اسقف مسيحي پس از آگاهي يافتن از علم ودانش امام جواد (ع) در مسائل پزشكي گفت :

به نظر مي رسد اين شخص " امام جواد (ع) " پيامبري از نسل پيامبران است .

المناقب لابن شهر آشوب ،ج4 ،ص389  -موسوعه الامام الجواد (ع) ،ج1 ،ص362.

 

سبط بن جوزي 

يوسف بن قزا اغلي بن عبداالله  بغدا دي مشهور به سبط بن جوزي پس از بيان تاريخ تولد و شهادت حضرت مي نويسد : كان علي منهاج ابيه  في العلم والتقي و الزهدوا الجود.

او در علم و تقوي ،پرهيزگاري و سخاوت چون پدر بزرگوارش "امام رضا (ع)  " و دنباله رو او بود. 

 تذكره الخواص ،ص202 � الامام جواد (ع) ،ص72 .

 

ابن ابي طلحه

ابن ابي طلحه در كتاب مطالب السؤول في المناقب آل الرسول در باره شخصيت امام جواد (ع) مي نويسد: او گرچه صغير السن است ولي كبيرالقدر و رفيع الذكر مي باشد .

كشف الغمه ،ج2 ،ص186 � سرورالفؤاد ،ص40 .

 

ابن صباغ مالكي

 علي بن محمد احمد مشهور به " ابن صباغ " فقيه مالكي و متوفاي 855 در مكه پس از بيان گوشه اي از خصوصيات زندگي حضرت جواد (ع) ، مي نويسد: آري چنين بود كرامات جليل و مناقب او.

 ودر جاي ديگر مي افزايد:چه گوييم ما در جلالت و مقام امام چواد (ع) و فضيلت كمال و عضمت و جلال او ،حضرتش در ميان طبقات ائمه (ع) سنش كمتر از همه و قدر و شانش  اعظم است . او در اندك مدتي از عمر شريفش كراماتي بسيار و معجزاتي بيشمار از خود نشان داده و معارج و فضيلت كمال را طي كرده و از رشحات و تراوش دانش و بينش خود اثرها گذاشته و از نفحات و ريزش فضل كمالش بي اندازه و شمار فيوضاتي به عالم علم نثار فرموده ، چه با مجالس و محافلي كه متكلم به احكام گرديده و از مسائل ، حلال و حرام را بيان نموده و زبان دشمنان وخصم بدفرجام را به منطق صحيح و گفتار مليح خود الكن و كليل كرده و گه ،بسيار انجمن و محفلي كه در صدر جلساء و راس خطبا وبلغاء قرار گرفته و در برابر خود تمامي فصحاء و علما و حكما را تحت شعاع گذارده .

حليه الابرار ،ج 4،ص568 �الفصول المهه ،ص266 � موسوعة الامام الجواد (ع) ،ج1 ،ص364 � سرور الفؤاد ابوالقاسم سحاب ، ص 40 و 41 .

 

صلاح الدين صفدي

خليل بن ابيك  بن عبدالله ،معروف به صلاح الدين صفدي  - اهل صفد � اديب و مؤرخ نامدار اهل فلسطين كه در حدود دويست تصنيف از وي برجاي مانده ، مي نويسد:

محمد بن علي ،همان جواد بن رضا (ع) بن الكاظم موسي بن الصادق جعفررضي الله عنهم است .لقب او جواد ، قانع و مرتضي است . وي از فرزندان اهل بيت نبوت است كه در سخاوت شهرت داشت تا جائي كه او را جواد (ع) ، نام نهاده اند  ، او يكي از امامان دوازده گانه است .

الوافي بالوافيات ،ص105 � الامام محمد الجواد (ع) ، ص73 .

 

ابن تيميه

ابن تيميه مي گويد : محمد فرزند علي ملقب به جواد از بزرگان و اعيان بني  هاشم است كه در سخاوت و بزرگواري شهرت تام دارد . منهاج السند ، ص 127.

 

يوسف بن اسماعيل نبهاني

يوسف بن اسماعيل نبهاني حنفي اديب و شاعر فلسطيني ،متولد 1350 هجري كه از وي سيزده كتاب مهم بر جاي مانده، مي نويسد:

محمد جواد فرزند علي رضا (ع) از بزرگان امامان و چراغ هدايت امت و سادات اهل بيت (ع) است كه عبدالله شبراوي شافعي نيز از وي در كتاب خود " الاتّحاف بجبّ الاشراف " با ستايش و تكريم ياد كرده است . جامع كرامات الاولياء ،ج1 ،ص100 .

 

محمود بن وهيب بغدادي فنخي

محمد الجواد (ع) فرزند علي بن الرضا (ع) است كنيه او مانند كنيه جدش محمد الباقر ،ابو جعفراست رضي  الله عنهما .

سه لقب وي جواد ، قانع و مرتضي است كه مشهورترين آنها " جواد" است . رنگ پوست او سفيد ،قامتش معتدل و نقش انگشترش نعم المقدّرالله، و وارث علم پدر بود.

جوهرة الكلام  ، ص147  - الامام الجواد (ع) ،ص76 .

 

علي جلال حسيني

علي جلال حسيني دانشمند بزرگ مصري مي نويسد :

محمد الجواد ابو جعفر دوم فرزند علي (ع) در سال 195 هجري در مدينه ديده به جهان گشود. وي با وجود سن كم در علم و فضيلت سرآمد همه عالمان و اهل فضيلت زمان خويش بود.

الحسين ، ج 2،ص207- الامام محمدالجواد (ع) ،ص76� زندگاني امام جواد (ع)،ص200

 

خيرالدين زركلي

خيرالدين زركلي مي نويسد :ابو جعفر جواد (ع) چون اجداد خويش مقام بلندي داشت . هوشمند و خوش بيان بود و استعداد نيرومند و اصيلي داشت.

الامام محمد الجواد (ع) ،ص76 � زندگاني امام جواد (ع) ص200.

+ نوشته شده در روز  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. منظور از دحوالارض این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود...

روز ۲۵ ذى‏القعده يکي از مهم‏ترين روزها در طول سال است که علاوه بر روز هبوط آدم (ع) و ميلاد نوراني حضرت ابراهيم(ع) و حضرت مسيح(ع)، روزي است که خداوند متعال براي گل سرسبد خلقت خود يعني بشر، رحمت و برکت خود را گستراند و از نقطه کعبه خشکي را در سراسر کره زمين پخش نمود. حسن بن علی وشار نقل می کند: وقتی کودک بودم شب بیست و پنجم ماه ذی القعده با پدرم در خدمت امام رضا علیه السلام شام می خوردیم. امام فرموند: «امشب حضرت ابراهیم ( ع ) و حضرت عیسی ( ع ) متولد شده اند و زمین از زیر کعبه پهن شده است و قائم ( عج الله تعالی فرجه الشریف ) در این روز قیام خواهد نمود». روز دحوالارض جزء چهار روز معروفی است که روزه آن پاداش فراوان داشته و در روایتی روزه اش مثل روزه هفتاد سال است و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال آمده است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت به سرآورد از برای او عبادت صد سال نوشته شود و از برای روزه دار این روز هر چه در میان آسمان و زمین است، استغفار کنند و این روزی است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده است. در قرآن کریم نیز به این روز اشاره شده و خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را بعد از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر اساس نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است...

روز دحوالارض روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد؛ از جمله:

1. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.

3. ذکر و دعای مخصوص آن.

4. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن.

۵. میرداماد ( ره ) در رساله اربعه ایام خود افضل اعمال مستحب را در این روز زیارت حضرت رضا علیه السلام بیان می دارد.

+ نوشته شده در روز  جمعه بیست و دوم آبان 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره میکنم...

چهل ماه گذشت...

با مرور خاطرات تو...

با غم نبودنت...و سکوتی سنگین...

 

در امتداد گذر چند ثانیه

صبر كن

برای یك ثانیه

میدانی ، ثانیه ها ، چقدر بزرگند؟

به اندازه خشم طبیعت ، به اندازه لطف خدا

به اندازه یک قطره باران در كویر خشک غیرت

به اندازه یک نفس

پس یک ثانیه صبر کن...

به کجا میروی؟

صبر کن!...

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو!

یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو!

ای کبوتر به کجا؟!

قدری دگر صبر کن

آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

ای عزیز جان من...

تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند!

خنده کن!

عشق نمک گیر شود بعد برو!

یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد...

صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو!

خواب دیدی شبی از راه، سوارت آمده؟

باش ای نازنین!

باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود

بعد

برو!

+ نوشته شده در روز  شنبه شانزدهم آبان 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

به مناسبت سالروز ولادت شمس الشموس(ع)

وبلاگ سید تقدیم مینماید:

سی دی سومین سالگرد سید در فیرورق

با مداحی حمید علیمی

هم اکنون در موسسات ساجدین تهران،

جنت الحسین کاشان، عقیله عشق قم و صبای ارومیه

یا امام رئوفم سلام... دلم برا زیارتت یه ذره شده آقا... کاش میشد این روز عزیز رو که از نظر من یه معجزه رضویه مشهدالرضا میبودم... خودم نیستم ولی دلم که هست آقا... مرغ دلم به عشق تو پر کشیده تا گنبد طلایی رنگت...

آقا امشب به اندازه تموم عمرم از ته دل صدات کردم یا امام رئوف، یا امام هشتم، یا امام رضا... چون دلم به اندازه وسعت صحنای حرمت بغض داره و چقدر بده چنین شبی اسم آقاتو به جا اینکه با یه عالمه شور و نشاط بگی، با یه دنیا غم و غصه بگی... آخه آقا دلم بدجور شکسته...

ولی هنوزم پشتم به شما گرمه... میگم مگه میشه چنین شبی کسی به آقا رو بزنه و جواب رد بگیره؟!... یا ضامن آهو گداتو پس نزن...

(دعاى ايشان بعد از نمازهاى واجب)

از آن حضرت روايت شده است كه فرمود: براى روزى خواستن، بعد از هر نماز بگو:
اى كسى كه نيازهاى نيازمندان در اختيار اوست!
اى كسى كه براى هر درخواست كننده اى گوشى شنوا و پاسخى آماده، و براى هر خاموشى ، آگاهى درونى و فراگير دارى !
از تو مى خواهم ... به حقّ وعده هاى راستت و نعمتهاى ارزشمندت وبخشايش گسترده ات و چيرگى درهم شكننده ات و پادشاهى جاودانه ات وگفتارهاى رسايت.
اى كسى كه فرمانبرى فرمانبران او را سودى ندهد،
و گناه گناهكاران به او ضرر نرساند،
بر محمّد و خاندانش درود فرست
و مرا روزى عطا فرما،
و در آنچه مرا روزى مى دهى از بخششت،عافيت روزى عنايت كن، به بخشايشى كه دارى اى مهرورزترين بخششگران!

***
 
(دعاى امام عليه السلام در سجده شكر)

سپاس از آن توست اگر فرمانت برم،
وهيچ برهانى برايم نيست اگر سرپيچيت كنم،
در احسان و بخششت نه من و نه جز من را اختيارى نيست،
و اگر گناه كردم بهانه اى ندارم،
آنچه از نيكى به من مى رسد از جانب توست، اى بزرگوار!
زنان و مردان مؤمن را در شرق و غرب جهان ببخشاى .

(احادیثی از ایشان)

لايكـون المـؤمـن مـومنـاً حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال : 1 ـ سنة من ربّه. 2 ـ و سنة من نبيّه. 3 ـ و سنة من وليّه. فـاما السنة مـن ربه: فكتمان سـره. و امـا السنة من نبيه فمـداراة الناس. و امـا السنة مـن وليه فـالصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء.
مـؤمـن , مـؤمـن واقعى نيست, مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــد: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پيغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.

الـمستتر بـالـحسنة يـعـدل سبعين حسنة, و المذيع بالسيئة مخذول, و المستتر بالسيئة مغفور له.
پنهان كننده كار نيك (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است, و آشكاركننده كار بد سـرافكنـده است, و پنهان كننـده كـار بـد آمـرزيـده است.

لـم يخنك الاميـن و لكـن ائتمنت الخــائن.
امين به تو خيانت نكرده (و نمى كند) و ليكن (تو) خائن را امين تصور نموده اى .

ان الايمان افضل من الاسلام بدرجة, والتقـوى افضـل مـن الايمان بدرجة و لم يعط بنوآدم افضل من اليقين.
ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است و به فـرزنـد آدم چيزى بـالاتـر از يقيـن داده نشده است.

لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــر منـه مـأمــول. و الشر منه مأمـون. يستكثر قليل الخير من غيره, و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسأم من طلب الخـوائج اليه, و لا يملّ مـن طلب العلـم طول دهره. الفقر فى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهرة. ثـم قال (ع): العاشرة و ما العاشرة؟ قيل له: ما هى ؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى .
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1 ـ از او اميد خير باشد.
2 ـ از بدى او در امان باشند.
3 ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4 ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7 ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد.
8 ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشـد.
9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزكـارتـــر است.

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه هفتم آبان 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

کی گفته فقط شب جمعه ها باید با شما حرف زد!!! کی گفته فقط سه شنبه شبا باید باهاتون خلوت کرد!!! وقتی من الان دلم گرفته و هوس یه درد و دل حسابی کردم باید چیکار کنم آقا؟؟؟ شما که نگفته هم صدای قلب منو میشنوی پس چرا... مگه نمیگن شما هیچ وقت شیعیان خودتو تنها نمیذاری؟ یعنی دیگه به شیعگیت هم قبولم نداری! پس چرا من اینقدر تنهام آقا؟؟؟ چرا وقتی فکر میکنم الان که این در رو بزنم چون آقام همراهمه به روم باز می شه ولی در باز رو هم روم میبندن!؟ مگه نیت من فرج شما نیست؟ کجای نیتم بَده آقا؟ دلم ناپاکه؟ عملم نادرسته؟ چمه که... من که نمیگم هیچ چیم نیست میگم تو آقایی. آقایی مگه به این نیست که اگه هر چی هم بودم یه نگاه به ته دلم بکنی و هولم بدی جلو؟ آقایی مگه به این نیست که نذاری یکی مثل من محتاج آقایی یکی دیگه بشه؟ پس چرا... این حق من نیست آقا... نه این که حقم نیست، حالا وقت زیر و رو کشیدن نیست... بذار سرمو بالا بگیرم جلو این جماعت که خودت خوب و بدشونو میدونی بعد قول می دم خودم بیام حقمو بذاری کف دستم... آقا من این دلشکسته مو کجا ببرم که یکی مرهم بذاره؟ اگه ببرم پیش یکی دیگه... آخه مگه تو امام من نیستی؟ آقای من نیستی؟ آقاتر از تو کیه؟ اگه برم دست به دامن یکی دیگه بشم نمیگن مگه امام زمان نداری، مگه آقا نداری که اومدی پیش ما؟ آقا تو رو به آقاییت ردم نکن من که چیزی از تو نمی خوام...

+ نوشته شده در روز  سه شنبه پنجم آبان 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
مداح مظلوم
انسان کامل
کربلایی حسین عینی فرد
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان