تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد...

 

آثار توسّل به حضرت فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏عليها

توسّل به خاندان عصمت و طهارت راهگشاى انسان‏ها در مواضع تحيّر و حلّال مشكلات آنان ر دشواريها و سختيهاى زندگى است و اين مطلب كاملاً تجربه شده و قابل ترديد نيست و از جمله توسل به ذيل عنايت عليامعظّمه حضرت فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏عليها بنت موسى عليه‏السّلام از ابواب نجات و از وسايل قضاى حاجات، نيل به مقاصد، خواسته‏ها و رفع بليّات است. حتّى بعضى از افراد بر اثر شدّت اتصال روحى و معنوى با آن بانوى يگانه عالم رسماً با او حرف مى‏زنند و به بركت عنايات و افاضات آن حضرت به سرعت به مطالب و خواسته‏هاى خويش دست مى‏يابند كه در اين مجال مواردى را نمونه مى‏دهيم و چه‏بسا كه اين خود يادآور موارد متعدّدى باشد كه خوانندگان محترم ديده و تجربه كرده باشند.

 - مرحوم مغفور حجةالاسلام آقاى سيدمحمّدباقر موسوى‏گوگدى، والد ماجد مرحوم آيت‏اللَّه‏العظمى گلپايگانى رضوان‏اللَّه‏عليه، گاهى از گلپايگان به عزم زيارت حضرت فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏عليها به قم مى‏آمده‏اند و فرزند گرانقدرشان رضوان‏اللَّه‏عليه فرمودند: به ياد دارم كه يك بار مرا هم با خود به قم آوردند و من با ايشان بودم.

در يكى از سفرهايى كه آن سيّد جليل و بااخلاص به قم مى‏كنند، منزلى را به مبلغى اجاره مى‏كنند كه مال‏الأجاره آن نسبتاً زياد و گران بوده است. آن مرد بااخلاص و صاحب مقام يقين فرموده بود: اى عجب من از عمّه‏ام - حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏عليها خواستم كه منزل خوبى برايم فراهم كنند و ايشان اجابت كردند، ولى از يادم رفت كه از ايشان بخواهم كه ارزان هم باشد.

- مرحوم حجت‏الاسلام والمسلمين آقاى حاج‏ميرزامهدى‏بروجردى رحمةاللَّه‏عليه، اب‏الزوجه آيت‏اللَّه‏العظمى گلپايگانى كه در ماه جمادى الاخرى سال 1388 ه'ق درگذشت، راجع به دفن ايشان در حول و حوش حرم مطهّر حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏عليها از ناحيه عوامل طاغوت سختگيرى و اشكال‏تراشى مى‏شد و با آنكه خود ايشان قبرى را براى خود پيش‏بينى كرده و يا آن را از قبل خريدارى كرده بودند، بعد از فوتشان مورد مخالفت مسئولان دولتى قرار گرفت. آقا فرمودند: من به حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏عليهاعرض كردم: ايشان يك عمر پناهنده به شما بود و به اين مكان مقدّس رفت و آمد داشت. اكنون او را از جوار خودتان محروم نسازيد. و بحمداللَّه خداوند اصلاح كرد و رفع مانع شد و آن عالم محترم را در آن مركز مقدّس دفن كردند.

- براى خود اينجانب هم شرايطى پيش آمد كه از نظر اقتصادى در تنگنا قرار گرفتم و مخارج تمام شد و مرا كه در دوران تجرّد به سر مى‏بردم، مضطرب و ناراحت كرد. وقت عصرى بود كه از فرط ناراحتى و دلتنگى از مدرسه مباركه‏رضويه كه محلّ سكونتم بود، بيرون آمدم و به حسب ظاهر به سوى حرم رفتم. ديگر ياد ندارم كه چه گفتم و چه كردم، ولى به خوبى در ذهنم مانده است كه در بيرون حرم، در خيابان موزه كه دو در از درهاى صحن و حرم مطهّر حضرت فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏عليها از آنجا باز مى‏شود و نيز در اصلى مسجداعظم در آن قسمت است. در نزديكى درب مسجد، ميان رفت و آمد مردم كسى رسيد و مراسم تعارفات مختصرى انجام شد و او دست داد و وجهى در دستم گذاشت و رفت و من او را نشناختم و آن وجه هرچند زياد نبود، ولى براى دو سه روز يا يكى دو روز در آن شرايط كارگشا بود. اينجانب مدّعى نيستم كه آن شخص از رجال غيبى و اولياءاللَّه بوده و با شناخت از بنده اين لطف را كرده ولى اين مقدار برايم تقريباً روشن است كه عنايت معظّمه دوران، دخت موسى‏الكاظم عليه‏السّلام موجب شده به دل آن مرد بيفتد كه در ميان آن رفت و آمد اين وجه را خيلى محترمانه در دست من بگذارد و زود هم برود كه البته احتمال اوّل هم بعدى ندارد، ولى بنده شاهد و مؤيدى براى آن ندارم كه موجب اطمينان باشد.

جوان محترم تحصيل‏كرده‏اى از دوستان مى‏گفت: من هر وقت براى حاجتى به ويژه تشرّف به مشهد، متوسّل به حضرت فاطمه‏معصومه سلام‏اللَّه‏عليها شدم موفق گرديده و مشرّف شدم و راستى كه حضرت معصومه سلام‏اللَّه‏عليها اخت‏الرّضاست.

بالاخره توسّل به آن مكرّمه يگانه، يكى از مايه‏هاى سعادت و رفع مشكلات و نيل به مقاصد است و مقام رفيع و شأن منيع او هم ايجاب مى‏كند كه اگر مضطرِّگرفتارى رو به آن بزرگوار بياورد، به اذن‏اللَّه به خواسته خود برسد و به حاجتش دست يابد.

بله ممكن است در موردى آنچه را كه انسان درخواست مى‏كند به صلاح او نباشد يا كلاً مصلحت نظامات مقرّره الهى نباشد، در اين مورد البته توسّل بى اثر مى‏ماند و يا به كلى حال دعا و توسّل از آدمى گرفته خواهد شد.

چنانكه مرحوم آقاى گلپايگانى نقل فرمود كه: در زمان مرحوم آقاى حاج‏شيخ‏عبدالكريم‏حائرى، شخصى از اهل علم از من درخواست كرد كه از آقاى حاج شيخ وجهى براى مخارج او بگيرم. من اين را به ايشان عرض كردم ولى مؤثر واقع نشد و چيزى ندادند. من با خود گفتم: اكنون كه چنين شد من به حرم‏مطهر حضرت‏معصومه سلام‏اللَّه‏عليها بروم و براى آن شخص دعا كنم، شايد كار او بدينوسيله حل شود. به اين عزم به حرم مشرّف شدم و بسيار دعاكردم ولى همين مطلب كه به خاطر آن رفته بودم بكلى از يادم رفت و راجع به آن اصلاً دعا نكردم!

+ نوشته شده در روز  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) را خدمت

تمامي عزيزان تسليت عرض مي نمايم

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود

میان صحن حسینیه ی دو چشمانش

همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود

دل شکسته ی او را شکسته تر کردند

شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود

اگر تمام ملائک زگریه می مردند

به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود

حدیث حرمت او را به زیر پا بردند

اگر چه آبروی خاندان آدم بود

شتاب مرکب و بند و تعلل پایش

زمینه های زمین خوردنش فراهم بود

مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده

چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود

امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد

همان امام غریبی که شانه اش خم بود


 

«أُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ تَزَیَّنُوا مَعَهُ بِالْحِلْمِ وَ الْوَقارِ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ الْعِلْمَ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ طَلَبْتُمْ مِنْهُ الْعِلْمَ، وَ لا تَکُونُوا عُلَماءَ جَبّارینَ فَیَذْهَبَ باطِلُکُمْ بِحَقِّکُمْ.»:
دانش بیاموزید و با آن خود را به بردبارى و سنگینى بیارایید و با دانش آموزان خود فروتن باشید، و در برابر استاد خویش تواضع کنید، و از عالمان متکبّر و مستبدّ نباشید، که رفتار ناحقّتان حقّ شما را از بین بَرَد.

 

«أَلرَّغْبَةُ فِى الدُّنْیا تُورِثُ الْغَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهُدُ فِى الدُّنْیا راحَةُ الْقَلْبِ وَ الْبَدَنِ.»:

رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه، و زهد و بى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.

 

«مَنْ دَعَا النّاسَ إِلى نَفْسِهِ وَ فیهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضالٌّ.»:
هر که با وجود داناتر از خود، مردم را به اطاعت از خود دعوت کند بدعت گزار و گمراه است.

+ نوشته شده در روز  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

سی و نه ماه گذشت... روزها و ماه ها و سالها دارن پشت سر هم میگذرن و روزهای بی تو بودن طولانی میشه... غصه نبودت رو نمیخورم چون هیچوقت حسش نکردم ولی گاهی تو یه لحظات ناب از ته دل میگم: کاش سید زنده بود!... چون دلم نمیاد این روزای خوبی که تو برام ساختی رو بدون تو بگذرونم... گاهی با خودم فکر میکنم یعنی بقیه هم تونستن از برکت وجود تو توی زندگیشون استفاده کنن یا اصلاً نفهمیدن که خدا چه نعمتی بهشون داده؟... آخه خیلیا رو دیدم که به نظر میرسید وجود تو توی زندگیشون و این اومدن و رفتنت براشون فقط غصه و گریه و پوچی به ارمغان آورده!... و تعجب میکنم وقتی میبینم من در مقابل، با تو به همه اون چیزایی که آرزوشونو می کردم و حتی تو رویا هم نمیدیدم رسیدم!... پس خدا رو شکر میکنم که بهم بصیرت داد تا ارزش نعمتش رو بدونم... سید خودت میدونی اینروزا چقدر به اون نیم نگاهه محتاجم پس واسطه شو یه عجل لولیک الفرجِ فاطمی از ته جیگرت بگو... آمین یا رب العالمین...

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

عبدالعظيم بن عبدالله بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب ـ ع ـ، صاحب كتاب «خطب اميرالمؤمنين» و «اليوم والليلة»، مشهور به حضرت عبدالعظيم و شاه عبدالعظيم، از سادات حسنى و از بزرگان اين خاندان، و مورد احترام امامان عصر خود و از راويان موثق است. از امامان بزرگوار، با امام رضا، امام جواد، امام هادى و امام عسكرى ـ عليهم السلام ـ معاصر بوده است.

آنچه جلالت قدر اين بزرگوار و امامزاده عالى مقدار را هر چه بيشتر آشكار مى سازد، و عظمت مقام او را نشان مى دهد، فرموده امام عصر اوست درباره اش و همين سخنان است كه دانشمندان علم رجال را به تكريم او واداشته است.

ابوتراب رويانى از ابوحماد رازى آرد كه بر على بن محمد ـ ع ـ در «سُرّ مَنْ رأى» درآمدم، و او را از مسائل حلال و حرام پرسيدم و مرا پاسخ گفت. چون او را وداع گفتم فرمود:
«حماد! اگر براى تو مشكلى در دين پيش آيد، از عبدالعظيم بن عبدالله حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان»
.
همچنين اين امام بزرگوار درباره او دعا كرده و دين او را درست خواند. صدوق به اسناد خود از وى نويسد:
بر امام خويش على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ـ ع ـ درآمدم. چون مرا ديد فرمود: «مرحبا بر تو اى ابوالقاسم! تو به حق دوست مايى». گفتم: «پسر رسول خدا! مى خواهم دين خود را بر تو عرضه كنم تا اگر پسنديده است بر آن ثابت بمانم تا خدا را ديدار كنم». فرمود: «بگو!» و چون عقيدت خويش عرضه كردم امام فرمود: «ابوالقاسم؛ به خدا اين دين خداست كه آن را براى بندگانش پسنديده است. بر آن پايدار
باش. خدايت در دنيا و آخرت بر آن پايدار بدارد»

نيز صدوق آورده است كه مردى بر ابوالحسن على بن محمدهادى ـ ع ـ درآمد. امام ـ ع ـ از او پرسيد كجا بودى؟ گفت به
 زيارت حسين ـ ع ـ رفته بودم. فرمود: «اگر قبر عبدالعظيم را كه نزد شماست زيارت مى كردى، چون كسى بودى كه قبر حسين ـ ع ـ را زيارت كرده است»

حسن بن يوسف بن على بن مطهّر معروف به علامه حلى (م 726 هـ .ق.) در كتاب «خلاصه» درباره او گويد: عالم، عابد و پارسا بود و او را حكايتى است كه دلالت بر حسن حال او كند و ما آن حكايت را در كتاب كبير آورده ايم.
شيخ محمد بن حسن حر عاملى (م 1104) مؤلف كتاب «وسائل الشيعه» نويسد: ابوالقاسم عبدالعظيم بن عبدالله بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب ـ ع ـ ، عابد و پارسا بود و او را حكايتى است كه دلالت بر حسن حال او كند. ابن بابويه گفته است اومرضى بود. علامه و نجاشى نيز چنان گفته اند. صدوق در «ثواب الاعمال» آورده است كه زيارت او چون زيارت حسين ـ ع ـ است.
مفصل ترين و جامع ترين شرحى كه تاكنون درباره طبقه او در ميان راويان و روايتهاى رسيده از او ديده ام به شرحى است كه استاد معظم حضرت آية الله خويى در مجلد دهم از «معجم رجال الحديث» از صفحه 46 تا 51 و از 407 تا 408 آورده و پس از او آنچه در «قاموس الرجال» است.
بالجمله از آنچه اين عالمان بزرگوار در طول هزار سال و بيشتر نوشته اند و آنچه امام عصر وى درباره او فرموده است، و ثاقت و بلكه جلالت قدر و بزرگى شأن او معلوم مى گردد.

+ نوشته شده در روز  شنبه یازدهم مهر 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

خدایا دلم بدجور گرفته ...
قلم از نوشتن عاجز شده و عقل همراه دل شده ناله میکند در غم غربت فرزندان علی...
خدایا به کدام جرم به کدام گناه...
خدایا باور نمیکنم فرزندان علی و مزار خاکی؟؟؟
خدایا تا کی تا کی؟؟؟
تا کی زمزمه کنم...
آخر یه روز مهدی برات حرم میسازه...
دلم بی تاب شده ...
خدایا گناهکار منم خوب میدانم من که با ابر گناهانم فرج مهدی را به تاخیر می اندازم...
خدایا شرمنده ات شدم شرمنده که میدانم هر شب و هر روز به نالهای زهرا دلت پر درد میشود اما کو یاوری که مهدیت ظهور کند؟؟؟
خدایا شرمنده ام از سینه ی پر درد حیدر که هر شب و روز بر غربت فرزندانش زانوی غم بغل گرفته...
خدایا شرمنده ی زینبت شدم که هر روز به یاد پاره جیگرهای تشنه اش ناله غربت برادر سر میدهد...
خدایا شرمنده عباست شدم انکه خود غیرت بی حد است و اما مزار مادرش خاک خاک خاک...
گل زهرا، ای نازنین نرجس، ای همه ی دار و ندار حیدر، ای امید دل حسن...
چشمانم خونبار گناهانم شده، یاد غربتت، یاد مظلومیتت، یاد تنهایت دلم رابه درد میاورد...
به خود مینگرم و از خود میپرسم من شیعه و محب علیم و فرزندش چنین غریبانه میگذرد و من حتی بر او سلام نمیدهم؟؟؟
مهدیا غروبها میگذرد و هر غروب صدای ناله ی جانسوز مادر عرش را به گریه میاندازد و من تنها سر به زیر انداخته و شرمگینم...
مهدیا دعایم کن تا یاورت باشم تا عاشقت گردم تا محبت گردم...
میدانم خسته ای از انتظار خسته ای از غربت...
ببخش مرا که بودم و خصم زشت خو بر مزار عمویت جسارت کرد و من در جواب سالهاست سکوت کردم سالهاست...
عفو کن مرا ای غریبترین غریبان...

به انگيزه هشتم شوال سالروز تخريب بقيع
نقدي بر انديشه‌ وهابيت در تخريب قبور و زيارت‌گاه‌ها

آنان در اين مسأله پيرو پيشواي خود، ابن تيميه و شاگرد او ابن جوزيه هستند. از اين‌رو آنان در چند قرن گذشته، تا مي‌توانستند مشاهد و زيارتگاه‌ها را ويران کردند و حتي قبور ائمه بقيع و قبر امام حسين(ع) را نيز استثنا نکردند.

وهابيان، ساختن گنبد و ضريح و بقعه و ... بر روي قبور را حرام و تخريب آن را واجب مي‌دانند. آنان ساختن اين چيزها بر روي قبور را نوعي شرک و کفر مي‌پندارند.
صغاني مي‌گويد: مشاهد به منزله بت‌ها هستند و همان کاري را که عرب جاهلي با بت‌هاي مختلف مي‌کرد، پرستندگان قبور، امروزه با مشاهد و قبور انجام مي‌دهند و تغيير نام، عمل را عوض نمي‌کند.
به گمان آن‌ها، ساختمان کردن قبرها، بدعتي است که بعد از عصر تابعين رخ داده و در قرون نخستين اسلامي نبوده است. آنان در اين مسأله پيرو پيشواي خود، ابن تيميه و شاگرد او ابن جوزيه هستند. از اين‌رو آنان در چند قرن گذشته، تا مي‌توانستند مشاهد و زيارتگاه‌ها را ويران کردند و حتي قبور ائمه بقيع و قبر امام حسين(ع) را نيز استثنا نکردند.
آنان در تخريب قبور بقيع، استفتايي تنظيم کردند و به نزد يکي از علماي مدينه فرستادند و او در جواب چنين نوشت:
«ساختن و بنا کردن روي قبرها به اجماع مسلمين حرام است و در اين زمينه احاديث صحيح روايت شده و از اين‌رو بسياري از دانشمندان به وجوب خراب کردن آن ساختمان‌ها فتوا داده‌اند و از جمله احاديثي که راجع به لزوم خراب کردن قبور مورد استناد قرار گرفته حديثي است که علي(ع) به ابي الهياج مي‌گويد: من تو را براي کاري مي‌فرستم که رسول خدا مرا براي آن کار فرستاده‌: اگر مجسمه‌اي ديدي آن را بشکن و هرگاه قبر بلندي ديدي آن را با خاک يکسان کن.
در صحيح مسلم هم اين حديث روايت شده است؛ اما موضوع مسجد قراردادن قبرستان‌ها و نماز خواندن در آن‌ها و روشن کردن چراغ، آن‌ها نيز به مفاد حديث ابن عباس ممنوع مي‌باشد ... و اما توجه به سوي حجره نبوي(ص) در موقع دعا کردن، بهتر است که از اين عمل نيز جلوگيري بشود، چنان‌که از کتب معتبر استفاده مي‌شود، چون بهترين سمت‌ها، سمت قبله است و همچنين طواف بر قبور و بوسيدن و به‌طور کلي دست کشيدن به آن‌ها اعمالي است حرام و ممنوع! و نيز ذکر خواندن و رحمت فرستادن در مواقع نامبرده همگي بدعت است و اين، چيزي است که نظر ما به آن رسيده است.»
آنان اين فتوا را مستمسک تخريب قبور ائمه در بقيع و نيز تخريب ديگر بقعه‌ها و زيارتگاه‌ها قرار دادند؛ در پاسخ به اين فتوا بايد گفت:
1. ادعاي اجماع در اين‌باره کاملاً بي‌اساس است؛ پيروان بيش‌تر مذاهب اسلامي در اعصار گوناگون اين عمل را جايز مي‌دانستند و اين سيره مستمره مسلمانان بوده است. مسلمانان بر قبور آنان که از دنيا مي‌رفتند بقعه مي‌ساخته‌اند و نسبت به عالمان و بزرگان خود در اين مسأله، حساسيت بيش‌تري نشان مي‌داده‌اند.
2. حديث ابي‌الهياج از نظر ما، حديث ضعيفي است؛ چه‌اين‌که در سلسله راويان آن، راويان غير ثقه وجود دارند که از جمله آن‌ها سفيان ثوري است. ديگر آنکه اين حديث، به فرض صحّت سند، نمي‌تواند مدعاي وهابيان را اثبات کند؛ چون حديث مذکور، امر به مسطح کردن قبر مي‌کند و اين‌که آن را همانند پشت ماهي نسازند؛ کلمه مُشرِف در حديث به معناي بلندي بيش از حدّ است. از اين‌رو آن حضرت دستور داده تا قبرهاي بيش از حدّ بلند را مساوي کنند و کوتاه کنند، نه آن‌که قبر را تخريب کنند! چه اين‌که تمام مذاهب اسلامي اتفاق نظر دارند که مي‌توان، بلکه مستحب است قبر بالاتر از زمين ساخته شود.
3. درباره برخي از احاديث منسوب به پيامبر(ص) که از ساختمان ساختن بر روي قبرها و گچ‌کاري قبر نهي فرموده، باید گفت که سند این احادیث ضعیف است و متن آن‌ها نیز دارای اضطراب است. نیز باید گفت: نهی اعمّ از کراهت و حرمت است و به فرض که این احادیث ضعف متن و سند نداشته باشند، ممکن است مقصود از آن‌ها کراهت باشد و کراهت آنجایی است که بر ساختن گنبد و بارگاه، فایده عقلایی مترتّب نباشد، وگرنه آنجا که ساختن بارگاه، از شعائر اسلامی باشد و منافع فراوان معنوی را به دنبال آورد، امر بسیار پسندیده‌ای است.
4. در آغاز اسلام، مسلمانان بسیار فقیر بودند. برخی از آنان خانه نداشتند و بی‌سرپناه بودند؛ شاید نهی از ساختمان بر روی قبر ناظر به آن روزگار بوده که بسیاری بی‌سرپناه بوده‌اند، نه در دوره‌های بعد که مسلمانان تمکّن مالی فراوان پیدا کردند و به ثروت بسیار دست یافتند.
5. پیامبر(ص) در خانه خود دفن شد؛ اما هیچ‌یک از صحابه نکوشید که خانه پیامبر را ویران کند تا به حدیث پیامبر(ص) مبنی بر نهی از ساختمان بر قبور عمل کند! این نیز دلیل دیگری بر ردّ سخن وهابیان!
6. آیا وهابیان هرگز نسبت به مصالح عظیم جامعه مسلمانان اندیشیده‌اند؟ آیا آنان به فکر جلوگیری از نفوذ استعمارگران در بلاد اسلامی بوده‌اند؟ آیا آنان در برابر نفوذ صهیونیست‌ها در بلاد اسلامی واکنش نشان داده‌اند؟ آیا این‌قدر که از بوسیدن قبر پیامبر خدا(ص) عصبانی می‌شوند، از محاصره اقتصادی کشورهای مسلمان ناراحت می‌شوند؟
امروزه وهابیت، مهره آمریکایی است. امروز آمریکا و انگلیس و اسرائیل می‌کوشند تا با حمایت از وهابیت، جلوی جنبش‌های بیدارگر اسلامی را بگیرند. آنان می‌کوشندکه با رواج تفکّر قشری‌نگر و واپس‌گرای وهابّی، ندای حزب الله لبنان، جنبش‌های مردمی عراق و حماسه‌های حماس را خاموش سازند؛ و آنان می‌کوشند با حمایت از وهابیت، جلوی اتحاد و انسجام اسلامی را بگیرند و آن را به رؤیای دست نیافتنی عالم اسلام بدل سازند!
زهی خیال خام!

+ نوشته شده در روز  شنبه چهارم مهر 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

خاطرات تفحص:

آخرين روز سال امام علي (ع) بود به دوستان گفتم امروز آقا به ما عيدي خواهد داد. در زيارت عاشوراي آن روز هم متوسل شديم به‌منظور عالم، حضرت علي (ع)، همه بچه‌ها با اشك و گريه، آقا را قسم كه اين شهيدان به عشق او به شهادت رسيده‌اند. از اميرالمومنيين (ع) خواستيم تا شهيدي بيابيم رفتيم پاي كار، همه از نشاط خاصي برخوردار بوديم مشغول كند‌وكاو شديم آن روز اولين شهيدي را كه يافتيم با مشخصات و هويت كامل پيدا شد نام كوچك او عشقعلي بود.

نيمه شعبان سال 1369 بود. گفتيم امروز به ياد امام زمان (عج) به‌دنبال عمليات تفحص مي‌رويم اما فايده نداشت. خيلي جست‌وجو كرديم پيش خود گفتيم يا امام زمان (عج) يعني مي‌شود بي‌نتيجه برگرديم؟ در همين حين 4 يا 5 شاخه گل شقايق را ديديم كه برخلاف شقايق‌ها، كه تك‌تك مي‌رويند، آنها دسته‌اي روييده بودند. گفتيم حالا كه دستمان خالي است شقايق‌ها را مي‌چينيم و براي بچه‌ها مي‌بريم. شقايق‌ها را كنديم. ديديم روي پيشاني يك شهيد روئيده‌اند. او نخستين شهيدي بود كه در تفحص پيدا كرديم، شهيد مهدي منتظر قائم.

اوایل سال 72 بود و گرماى فكه.
در منطقه عملیاتى والفجر مقدماتى، بین كانال اول و دوم، مشغول كار بودیم.
چند روزى مى شد كه شهید پیدا نكرده بودیم. هر روز صبح زیارت عاشورا مى خواندیم و كار را شروع مى كردیم. گره و مشكل كار را در خود مى جستیم. مطمئن بودیم در توسلهایمان اشكالى وجود دارد.
آن روز صبح، كسى كه زیارت عاشورا مى خواند، توسلى پیدا كرد به امام رضا(ع). شروع كرد به ذكر مصائب امام هشتم و كرامات او. مى خواند و همه زار زار گریه مى كردیم. در میان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در این دنیا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان این شهدا به آغوش خانواده هایشان است و...
هنگام غروب بود و دم تعطیل كردن كار و برگشتن به مقر. دیگر داشتیم ناامید مى شدیم. خورشید مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرین بیل ها كه در زمین فرو رفت، تكه اى لباس توجهمان را جلب كرد. همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهید را از خاك در آوردیم. روزى اى بود كه آن روز نصیبمان شده بود. شهیدى آرام خفته به خاك. یكى از جیب هاى پیراهن نظامى اش را كه باز كردیم تا كارت شناسایى و مداركش را خارج كنیم، در كمال حیرت و ناباورى، دیدیم كه یك آینه كوچك، كه پشت آن تصویرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آینه هایى كه در مشهد، اطراف ضریح مطهر مى فروشند. گریه مان درآمد. همه اشك مى ریختند. جالب تر و سوزناكتر از همه زمانى بود كه از روى كارت شناسایى اش فهمیدیم نامش «سید رضا» است. شور و حال عجیبى بر بچه ها حكمفرما شد. ذكر صلوات و جارى اشك، كمترین چیزى بود.
شهید را كه به شهرستان ورامین بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ این مسئله را دریابند. مادر بدون اینكه اطلاعى از این امر داشته باشد، گفت:«پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت...».

                           
خودش میرفت اما دست‌هایش

                   رقم زد عشق را با دست‌هایش

                                     به روی خاك افتادند اما

                                                       نیفتادند از پا دست‌هایش

                      دوبیتی هم دو دست از دست داده است


                            دلم تنگ است یا باب الحوائج

من و حس لطیف دست‌هایت


                   دو گلبرگ ظریف دستهایت


                                     جسارت كرده‌ام گاهی سرودم


                                                      دوبیتی با ردیف دستهایت
 

+ نوشته شده در روز  جمعه سوم مهر 1388   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
مداح مظلوم
انسان کامل
کربلایی حسین عینی فرد
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان