![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
تو را غايب ناميدند زيرا كه ظاهر نيستي نه اينكه حاضر نباشي... غيبت به معناي حاضر نبودن تهمت ناروايي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند فرق ميان ظهور و حضور را نميدانند... آمدنت كه در انتطار آنيم به معناي ظهور است نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را ميخوانند ظهورت را از خدا ميطلبند نه حضورت را... وقتي ظاهر ميشوي همه انگشت حيرت به دهان ميگزند و با تعجب ميگويند كه تو را بيش از اين هم ديده اند و راست ميگويند زيرا كه تو در ميان مايي... جمعه كه از راه ميرسد صاحبدلان دل از دست ميدهند و قرار از كف مينهند و قافله ي دلهاي بي قرار روي به قبله ميكنند و آمدنت را به انتظار مينشينند... و اينك اي قبله هر قافله و اي شبروان را مشعله در آستانه آدينه اي ديگر با دلدادگانی از خيل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه ميكنيم...
دمي که خاطره ات را مرور خواهم کرد قسم به ياد تو حس غرور خواهم کرد سوار جاده ي انديشه ام نميدانم ز کوچه هاي خيالت عبور خواهم کرد؟ بزرگي تو در آيينه ام نميگنجد ز يازده فلک آيينه جور خواهم کرد تو حاضري و منم غايب از رسيدنها دعا کني تو برايم ظهور خواهم کرد ز کفشهاي خودم دل نکنده با چه اميد نشسته ام که تماشاي نور خواهم کرد؟ |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
آيتى از خداست معصومه لطف بى انتهاست, معصومه جلوه اى از جمال قرآن چهره اى حق نماست, معصومه عطر باغ محمدى دارد زاده مصطفى است, معصومه پرتوى از تلالو زهرا گوهرى پر بهاست, معصومه ماه عفت نقاب آل كسا دختر مرتضاست, معصومه اخترى در مدار شمس شموس يعنى اخت الرضاست, معصومه زائران, يك در بهشت اينجاست تربتش با صفاست, معصومه در توسل به عترت و قرآن باب حاجات ماست, معصومه از مدينه, به قصد خطه طوس رهروى خسته پاست, معصومه تا زيارت كند برادر خويش فكر و ذكرش دعاست, معصومه روز و شب, عاشقى بيابان گرد خواهرى با وفاست, معصومه يا مگر اوست, زينب دگرى كز برادر جداست, معصومه تا بدانى كه نيمه ره جان داد بنگر اكنون كجاست, معصومه از وطن دور و از برادر دور حسرتش غم فزاست, معصومه داغ زهرا و داغ اجدادش وارث كربلاست, معصـــومه هر حسينيه بيت اوست چونكه صاحب عزاست, معصومه
سی و سه ماهگی رفتن تو و سالروز شهادت حضرت معصومه و دل گرفته من... چقدر اینروزهای اول سال بیمار و غمینم! تمام زندگی ام، نگرانیهایم، شور و حالم در راه تو خلاصه میشود! گویا تنها به خاطر تو روزگار میگذرانم! با حالی که اینروزها دارم دیروز غروب به سختی توانستم لحظاتی را کنار خاک بگذرانم؛ حسین هم بود، عبدالرضا هم بود، بچه های حیدریون و لواءالزینب هم آمده بودند... صدایت چه با معنا در شب شهادت بانو و سی و سومین ماهگرد رفتنت در فضا قبرستان طنین انداز شده بود... فکر میکنی مهمانانت به یاد داشتند که امروز سی و سه ماه از رفتنت میگذرد؟... نخواستم خاطرشان را مکدر کنم چیزی بهشان نگفتم... شب هیئت برنامه داشت؛ حاج غلامرضا و حسین میخواندند؛ شعرهای قشنگی حسین خواند؛ جایت خالی نبود صدایت را شنیدم که با حسین میخواندی!... باز یاد سال آخر و شب شهادت حضرت معصومه افتادم؛ آن همه انتظار و نیامدن تو... امروز حالم از دیروز خرابتر بود؛ دست بچه ها درد نکند جؤرم را کشیدند؛ امروزهم سر خاکت شلوغ بود؛ بچه های وبلاگنویس، حسین، بچه های زنجان، غریبه، آشنا... اینروزها قسمت من از تو غروبهای قبرستان است و بس... تا یادم نرفته: تسلیت ویژه...
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه هفدهم فروردین 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ای امام عسکری! جان و دلم قربان تو عالم امکان شده ای نور حقّ حیران تو
علاّمه مجلسی از «ادریس بن زیاد کَفَر توثایی» نقل کرده که وی میگفت: من از جمله افرادی بودم که در باره آنها غُلوّ میکردم. روزی برای دیدار با ابومحمّد عسکری علیهالسلام روانه سامرّا شدم؛ وقتی که وارد شهر شدم، از فرط خستگی خود را بر پلّکان حمّامی انداخته و کمی به استراحت پرداختم. در این بین خواب چشمان مرا ربود؛ پس بیدار نشدم مگر با صدای کوبیدن آرامی که به وسیله چوبدستی که در دست امام عسکری علیهالسلام بود. پس با همان اشاره از خواب بیدار شده و او را شناختم. فوراً از جای برخاسته و در حالی که آن حضرت سوار بر اسب و غلامان و پیشکاران اطرافش را گرفته بودند، پا و زانوی مبارکش را بوسه زدم، اوّلین سخنی که امام در این ملاقات کوتاه به من فرمود، این بود: «یا ادریس! «بل عباد مکرمون، لایسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون»؛ای ادریس! بلکه آنان بندگان مقرّب خدایند و در گفتار بر او سبقت نمیگیرند و به فرمان وی عمل میکنند.» در اینجا حضرت با عنوان کردن این آیه خواستند به او بفهمانند که اندیشه غُلوّ درباره ما باطل است و ما از خود هیچ اختیاری جز آنکه خداوند اراده کند، نداریم؛ چرا که ما به دنبال امر و اراده خدا بوده و فرمان او را انجام میدهیم. ادریس که از جواب کوتاه امام عسکری علیهالسلام کاملاً آگاه شده بود، در پاسخ امام گفت: ای مولای من! مرا همین کلام بس است؛ زیرا آمده بودم تا این مسأله را از شما بپرسم. |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه چهاردهم فروردین 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
روز با شکوه جمهوری اسلامی ایران رو خدمت تمامی دوستان تبریک میگویم
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
نام: زینب (چون متولد شد مادرش زهرا او را نزد پدر برد وعرض کرد این است مولود من نام او را بگذار. امیرالمومنین عرض کرد من بر پیغمبر سبقت نمیگیرم. پیغمبر در سفر بود و چون مراجعت نمود بتول عذرا فرزندش را خدمت پیامبر برد وگفت نام او را بگذار جبرئیل نازل شد و فرمود نام او را زینب بگذار واین نامی است که خداوند بر او انتخاب کرده و پیامبر نام او را زینب گذاشت وهمان دم گریست و فرمود هر کس بر زینب بگرید مانند این است که بر حسن و حسین برادرش گریسته است) القاب: عالمه غير معلمه، فهمة غير مفهمه، كعبة الرزايا، نائبة الزهراء نائبة الحسين الدنيا، مليكة عقيلة النساء، عديلة الخامس من اهل الكساء، شريكة الشهيد كفيلة السجاد، سية العقائل، سر ابيها، سلالة الولاية، وليدة الفصاحة، شقيقة الحسن، عقيلى خدر الرسالة، رضيعة ثدى الولاية، بليغة، فصيحة، صديقة الصغرى الموثقة، عقيلة الطالبين، الفاضلة، الكاملة، عابدة آل على، عقلية الوحى، شمسة قلادة الجلالة، نجمة سماء النبالة، المعصومة الصغرى، قرينة النوائب، محبوبة المصطفى، قرة عين المرتضى، صابرة محتسبة، عقيلة النبوة، ربة خدر القدس، قبلة البرايا، رضيعة الوحى، باب حطة الخطايا، حفرة على و فاطمه، ربيعة الفضل، بطلة كربلاء، عظيمة بلواها، عقلية القريش، الباكية، سليلة الزهراء، امنية الله، آية من آيات الله، مظلومة و حيدة کنيه: ام کلثوم و ام الحسن پدر: علی(ع) (بن ابی طالب) مادر: فاطمه(س) (بنت محمد (ص)) تاريخ ولادت: 5 جمادی الاول سال پنجم هجری قمری محل ولادت: مدینه تعداد برادران و خواهران: 12 برادر و 15 خواهر که 4 تن آنان تني بودند به نام هاي حسن، حسین، ام کلثوم و محسن در دوران حمل در شش ماهگي به شهادت رسيد - محمد حنفيه از خوله بنت جعفر بن قيس حنفيه ( ايشان در زمان حکومت عمربن الخطاب به دنيا آمد و در سن 65 سالگي در ربيع الاول سال 81 هجري از دنيا رفت. بعد از شهادت امام حسين (ع) مختار ثقفي وي را امام خواند ) - عباس(ع) ( ايشان 4 شعبان سال 26 هجري قمري در مدينه به دنيا آمد و در 10 محذم سال 61 هجري در کنار نهر علقمه کربلا به شهادت رسيد ) ، عثمان ( وي متولد کوفه بود و حضرت نام ايشان را به ياد برادر عثمان بن مظعون، عثمان ناميد و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 21 سالگي به شهادت رسيد ) ، عبدالله ( وي متولد کوفه بود و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 25 سالگي به شهادت رسيد ) و جعفر ( حضرت نام ايشان را به ياد برادرش جعفر طيار، جعفر ناميد و همراه سه برادر بزرگ خود در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) از ام البنين - عون و يحيي ( وي در زمان حيات پدر از دنيا رفت و در هاشميه عراق به خاک سپرده شد ) از اسماء بنت عميس - عبيدالله ( از شهداي واقعه کربلا ) و محمد اصغر ( از شهداي واقعه کربلا ) از ليلي بنت مسعود دارميه التيميه - ام الحسن ( از وي در کتب به صورت کنيه نام برده شده. او با پسر عمه خود جعدة بن ابي هبيره مخزومي که از خواص شيعيان بود ازدواج کرد و پس از آن با پسر عمويش جعفر بن عقيل ازدواج نمود )، نفيسه ( به نقل آمده که کثير بن عباس بن عبدالمطلب او را به عقد خود در آورده ) و رمله صغري ( در عمدة الطالب آمده که زوجه عبدالله بن ابي سفيان بن حارث بن عبدالمطلب بوده ) از ام سعيد بنت عروة بن مسعود ثقفي ( زينب صغري و رقيه صغري که آنها را نيز فرزند حضرت و ام سعيد مي دانند ) - عمراطراف ( کوچکترين پسر آن حضرت بود که با خواهر خود دو قلو بود. به روايتي 85 سال زندگاني کرد و نصف ميراث حضرت را حيازت نمود. او شخصي فاضل بود که با اسماء بنت عقيل بن ابيطالب ازدواج کرد و صاحب 3 فرزند به نام هاي محمد و موسي و ام حبيب شد ) و رقيه کبري ( همزاد برادر خود بود و با پسر عمويش مسلم بن عقيل ازدواج کرد. پس از شهادت همسرش در کوفه، در واقعه کربلا حضور داشت و به اسارت گرفته شد و خطبه هاي وي در کوفه و شام در کتب سيره و مقاتل به تفصيل آمده. ايشان در مدينه در سن 85 سالگي درگذشت ) از ام حبيبه بنت ربيعه - جمانه ( در منابع شيعه به ام جعفر شهرت دارد ) از ام ولد - ام هاني ( يکي از زنان برجسته شيعه که حضرت نام خواهرش را بر وي نهاد. او در مدينه چشم از جهان فروبست ) - امامه ( همنام يکي از همسران حضرت بود و همسر صلت بن عبدالله بن نوفل بن حرث بن عبدالمطلب گرديد ) - فاطمة الکبري کلبيه ( ايشان با محمد بن ابي سعيد بن عقيل ازدواج کرد و در بحارالانوار آمده او آنقدر عمر کرد که امام صادق (ع) او را ديد ) - خديجه ( از زنان محدثه شيعه که در شهر مدينه متولد گرديد و با پسر عمويش عبدالرحمن بن عقيل ازدواج کرد و همراه همسرش در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) - ميمونه ( همسرش عبدالله اکبر بن عقيل در واقعه کربلا به شهادت رسيد و وي به اسارت گرفته شد ) - ام الكرامة ( در کتب سيره از ايشان با کنيه ياد شده ) - ام سلمه ( جز نام او شرحي ديگر در کتب ديده نمي شود ) تعداد فرزندان: 4 پسر و 1 دختر (به نامهای علی، عون، عباس، محمد و ام کلثوم؛ که عون و محمد در واقعه کربلا در رکاب امام حسین(ع) به شهادت رسیدند.) مدت عمر: 57 سال و حدود دو ماه و ده روز تاريخ شهادت: 15 رجب سال 62 هجرى قمرى محل دفن: شام (مورخان درباره محل دفن ایشان اختلاف نظر دارند. جمعی برآنند که قبر مطهر وی در قاهره است و عده ای تاکید دارند که قبر مطهر او در مدینه است. برخی نیز تاکید دارند که مرقد ایشان در قریه راویه از منطقه غوطه در نواحی دمشق است که امروزه به قریه الست زینب(س) شهرت دارد و در 7کیلومتری جنوب شرقی دمشق است.) نکاتي درباره ي آن حضرت: زندگی ایشان سراسر غم و اندوه بود. پيامبر(ص) او را بسيار دوست میداشت، زيرا سيماى او ياد آور خديجه (س) بود و نامش يادآور دختر شهيدش. زينب پنج سال بيشتر نداشت كه جدش رسول خدا به شهادت رسید. هنوز چند روزی از این واقعه نگذشته بود که شاهد حرمت شکنی و جسارت اهل مدینه به مادر و پدرش شد و داغ دار مادر پهلو شکسته اش و فرزندی که مادرش به آن حامله بود گردید. در سال هفدهم هجری قمری هنگامی که حدود سیزده سال داشت از میان خواستگارانش امیرالمومنین(ع) به در خواست ازداوج عبدالله بن جعفر برادرزاده اش با او جواب مثبت داد. حضرت زینب(س) به امام حسین(ع) علاقه عجیبی داشت به طوری که در ضمن عقد شرط نمود هر گاه خواست با برادرش دیدار کند و یا سفر رود همسرش او را از آن منع نكرده و باز ندارد. 35 ساله بود که پدرش هم به شهادت رسید آن هم درست در شبی که میهمان خانه دخترش زینب(س) بود. ده سال بعد برادرش حسن(ع) را نیز از دست داد. سال 61 هجری قمری در واقعه کربلا با دردناکترین مصائب یعنی شهادت برادرش حسین(ع) و برادرزاده هایش و فرزندانش دست به گریبان شد و همین مصائب جانسوز او را از پای درآورد. او حافظ خطبه غرا و طولانی فدک از حدود شش سالگی بود. در سالهای سکونت در کوفه به تدریس و تفسیر قرآن برای بانوان میپرداخت. بعد از شهادت سیدالشهداء در زمان بیماری امام سجاد(ع) نایب خاصه از جانب امام حسین(ع) بود و خطبه کوبنده وی در مجلس یزید بی مثال و تاریخی گردید. پیش از این در کنفرانسهای وبلاگ سید درباره حضرت زینب (س) و ابعاد شخصیتی و زندگانی ایشان کنفرانسهایی برقرار گردیده
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه هفتم فروردین 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
درگذشت خانم خدیجه ثقفی همسر باوفا و مومنه خمینی بزرگ را خدمت تمامی عزیزان و غیرتمندان به انقلاب اسلامی تسلیت عرض مینمایم |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه یکم فروردین 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|