![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
سَلامٌ عَلَیکُم خدمت تمامی عزیزان میخواستم به اطلاعتون برسونم تا اطلاع ثانوی به دلیل به روز رسانی وبلاگ کنفرانسهای سید http://www.seyedzaker-konferans.blogfa.com/ و وبلاگ مداحیهای سید http://www.seyedzaker-madahi.blogfa.com/ ممکن است با مشکلاتی مواجه شود... انشالله به زودی با تغییرات کلی در خدمتتون هستم... |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت:1294هجری قمری محل ولادت: قم وفات:1359هجری قمری محل دفن: نجف محل تحصيل: قم ، نجف اساتيد: حضرات ميرزا حسين نوري ، ميرزا محمد ارباب قمي و... تاليفات: منتهي الامال ، منازل الاخرة ، مفاتيح الجنان ، نفس المهموم و.. همگان وي را به نام مفاتيح الجنان ميشناسند. پس از رحلت ميرزا حسين نوري در 1320هجری قمری از نجف به ايران بازگشت و پس از سفر حج واقامت كوتاه مدت در قم، در مشهد مقدس رحل اقامت افكند. در اين شهر مقدس هيچ فرصتي را براي تربيت وبازگو كردن احكام اسلام واخلاق الهي از دست نميداد. در 1352 هجری قمری بار ديگر عشق حرم اميرالمومنين عليه السلام قرار از وي ربود،پس بار سفر بست و رو به سوي نجف اشرف نهاد و تا اخرعمر از آن شهر جدا نشد. با اينكه به بيماري ريوي مبتلا بود و به سختي ميتوانست نشست وبرخاست داشته باشد، ولي شبانه روز مي خواند و مي نوشت، بدان حد كه در طرف انگشتانش كه قلم به دست ميگرفت بر امدگي داشت. از ميان تاليفات خود،صفينه بحارالانوار(تدوين موضوعي بحارالانوار) را بسيار وصف مي کرد ، تاليف اين اثر حدود بيست سال طول كشيد. زندگي محدث قمي بسيار ساده و از حد زندگي يه طلبه عادي هم پايين تر بود. لباسش عبارت بود از يك قباي كرباسي بسيار نظيف ومعطر وتميز.چند سال زمستان وتابستان را با ان قباي كرباسي مي گذراند هيچ گاه در فكر لباس وتجمل نبود. فرش خا نه اش گليم بود. از سهم امام استفاده نمي كرد و مي گفت: ((من اهليت ندارم از آن استفاده كنم!)) روزي در نجف دو زن محترم كه در بمبئي سكونت داشتند حضور ايشان رسيدند و پيشنهاد كردند هر ماه مبلغ 75 روپيه به ايشان تقديم كنند تا از لحاظ زندگي در رفاه باشد. در ان ايام در ان ايام مخارج ماهانه خانواده ايشان از 50 روپيه تجاوز نمي كرد. فرزند كوچك ان مرحوم اصرار كرد تا قبول نمايد ولي ايشان قبول نكرد تا اينكه زنان نا اميد شدند و رفتند. پس از رفتن انها فرزند به پدر گفت: ((من هم ديگر از كسبه بازار براي مخارج روزانه قرض نمي كنم!)) حاج شيخ عباس پاسخ داد: ((ساكت باش! من همين مقدار هم كه الان خرج ميكنم نميدانم فرداي قيامت چگونه جواب خدا وامام زمان(عج) را بدهم. در جواب اين مقدار معطل هستم، چگونه بارم را سنگين تر كنم؟!)) عشق وعلاقه او به اهل بيت واحاديث ان بزرگواران وصف ناشدني است. هر گاه چشمانش دچار ضعف و درد ميشد به كلمات نوراني اهل بيت متوسل مي شد وصفحات ان ها را به چشمانش مي كشيد و بينايي خويش را باز مي يافت. حديث اخلاص وي مايه شگفتي است؛ شخصي كه به شيخ عبدالرزاق مسئله گو معروف بود، هميشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه(س) مسئله مي گفت و كتاب منازل الاخرة شيخ عباس را براي مستمعين مي خواند. روزي پدر پدر شيخ عباس- كه نمي دانست نويسنده اين كتاب،فرزند خود اوست- به ايشان گفت: ((كاش تو هم مثل شيخ عبدالرزاق مسئله گو مي شدي ومنبر مي رفتي ومي توانستي اين كتابي كه او مي خواند، براي ما بخواني!)) وشيخ عباس تنها در جواب گفت: ((دعا بفرماييد خداوند توفيقي مرحمت فرمايد!)) |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه بیست و چهارم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
به مناسبت سالروز ولادت سلطان علی موسی الرضا (ع)
وبلاگ سید تقدیم مینماید:
گلچینی با عنوان شهادت امام صادق (ع) 86-81
با سخنرانیهای دلنشین سید احمد دارستانی
و مداحی حمیدرضا علیمی
و قطعاتی از مجالس سید (از جمله قطعه تصویری قهر مکن به درخواست مکرر شما عزیزان)
و
دانلود و متن شعر "دل بسته ام بر یاد تو..." سید
که برای اولین بار خواهید شنید
دل بسته ام بر یاد تو بر پنجره فولاد تو مرغ دلم پُر میزند در صحن گوهرشاد تو روح و روانم یا رضا آرام جانم یا رضا این ذکر من باشد بدان سلطان علی موسی الرضا دل بسته ام بر کوی تو بر تار آن گیسوی تو هر جا به غیر تو روم آخر بیایم سوی تو تو گلعذار حیدری زیبا نگار مادری با یک نگاه مرحمت از جان ما دل میبری این گنبد پُر از صفا دل میبرد از ما رضا چون بنگرم بر گنبدت افتم به یاد کربلا نان و نمک خوار توأم من کلب دربار توأم گویم ز عمر و جان و دل بیمار دیدار توأم...
سلامی از عمق دل بی تاب به انکه اوج دلدادگیش را فقط ملکوتیان باور دارند ااااااااااااااااااااااااییییییی دلم هوایی شد بیام اونجا اما خیال باطل اونجا منو را راه نمیدن دعا کن برام به حق امام رضا اونقدر خوب بشم که منو تو جمع جارو کشان اونجا راه بدن همین برام بسه... |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه نوزدهم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سید تو تنها کسی هستی که راز درونم را میدانی... میدانی که روزهای سختی را میگذرانم... آنقدر از نیازم شرمسارم که حتی نمیتوانم با تمام قوا خدا را صدا بزنم و از او یاری جویم... گاهی فکر میکنم که دیگر معنی زندگی را نمیفهمم. چیزهایی که برای دیگران لذت بخش است مرا خسته میکند. اصلا دلم ازهمه چیز سیر شده است، حتی از خوشی و لذت متنفرم. چیزهایی که دیگران به دنبال آن میدوند من از آن میگریزم. فقط یک فرشته آسمانی است که همیشه بر قلب و جان من سایه افکند و هیچگاه مرا خسته نمیکند. فقط یک دوست قدیمی است که از اول عمر با او آشنا شده ام و هنوز از مجالست او لذت میبرم. فقط یک شربت شیرین، یک بوی خوب، یک نغمه دلنواز وجود دارد که برا همیشه مفرح است و آندوست قدیمی من غم است... ای غم، ای دوست قدیمی من، سلام بر تو، بیا که دلم به خاطر تو میتپد... گاهی فکر میکنم من مسئولیت تام دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم، تمام ناراحتی ها را تحمل کنم، رنج ها را بپذیرم، چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم، به مُردمگان روح بدهم و تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم... سید امشب پژمرده و شکسته پیش تو آمده ام تا واسطه شوی و راز دلم را با خدا بازگویی، مثل همان روزهای نه چندان دور... گرچه بیست و هشت ماه بی تو گذشته ولی باز هم تو تنها سنگ صبورم هستی که در خلوت ناچاریهایم راه داری، هنوز به واسطه گریهایت ایمان دارم و هنوز لحظاتی هست که از ناتوانی به توانایی تو پناه میبرم... |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
در حالى مى روم كه نيمى از دلم را كنارت جا نهاده ام و سنگينى كوله بار گناهان دوشها راخميده و روى ِ مسافت نفسم را به شماره انداخته است .
اى بانو! چقدر زندگى با تو زيبااست آندم كه صورت بر ضريح مباركت مى گذارم و با مرواريدهاى غلتان اشك آن رامى شويم. اصلاً زندگى معناى ديگرى مى گيرد درجوارت. غم واندوه، ديگر جايى ندارد و شادى همچون لباسى سراپاى وجود رامى پوشاند. اشكى هم اگرباشد و آهى كه هست، مرهمى است بر دردهاى ناعلاج. مرهمى است بر كهنه زخم قلبها.
هجران گل نرگس، جراحتى عظيم بر دلهامان نهاده، وآتشى در قلبهايمان بر افروخته كه فقط بازلال اشك خاموش مى شود. اشكى كه از همين آتش دل نشأت گرفته و آبراهى بر گونه ها گشوده است .
آرى! زندگى! آسمان زندگى در صحن و سرايت، آبى تر از هميشه موج مى زند و اين موسيقى اذان است كه آرامبخش روح افسرده و خسته است. خوشا به حال كبوتران سبكبالى كه هنگام بيقرارى به طواف گنبدت مى روند وپس از آن آرام برگلدسته ها مى آسايند.
بارها به حال آنها و حال كبوتران مهاجر غبطه خورده ام كه نتوانسته ام بيقرارى رادر پرواز به تصوير بكشم .
اى بانوى پاكيها! آندم كه دنيا همچون قفسى، سينه ام را مى فشارد و غل و زنجير محبت پايم را سخت در خاك فرو مى برد، دعايم كن پر پرواز مرا تا بيكران ها ببرد و دمى آسوده باشم .
وقتی یه مناسبتی میشه و یه قراری سر خاک میذاریم یه دلشوره خاصی میگیرم... نمیدونم چرا!!! دلم آشوب میشه تا اون روز تموم بشه... ولی این دفعه انگار با همیشه فرق میکرد... دل شوره نداشتم هیچ، ته دلم یه حس خوبی هم موج میزد... همه چی خوب بود و خودش اونجور که میخواستم پیش میرفت... نوای سید از در قبرستون تا سر خاک غوغا میکرد... جای خیلیا خالی بود ولی عزیزان زیادی هم از شهرای مختلف اومده بودن... تو شهر و حرم که جای سوزن انداختن نبود، سر خاک هم هی پُر و خالی میشد از زواری که به عید دیدنی سید میومدن... این بین دیدار با آشنایان اینترنتی، از بچه های وبلاگ سید گرفته تا مدیریت وبلاگهای دیگه مِن جمله: yarane-to و nariman-panahi، به فضا صمیمیت بیشتری میبخشید... شهر در جنب و جوش بود... تعدد ماشین عروسا تو این روز عزیز این جمله رو تو ذهن آدم تداعی میکرد: "اینجا شهر بی بی معصومه است"...
نمایی از همسایگان سید
نمایی از یادگاریهای نقش بسته بر دیوارهای قبرستان نو
|
|||
|
+ نوشته شده در روز
جمعه دهم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت:1320هجری قمری محل ولادت: گناباد وفات:1426هجری قمری محل دفن :گناباد محل تحصيل: قم، نجف اساتيد :سيد ابوالحسن اصفهاني و... پدرش اهل فضل ودانش بود ومحمد تقي را به كسب علم گمارد .او از حافظه و استعداد خارق العاده بر خوردار بود. قران كريم را در هفت سالگي حفظ كرد ودروس حوزوي مانند شرخ لمعه ،مطول سيوطي وجامي و... را نزد پدر اموخت هنگامي كه براي تحصيل در نجف به سر ميبرد استادش سيد ابوالحسن اصفهاني به او فرمود: ((در اينجا مجتهد درس خوان زياد داريم ولي مجتهد مبارز كم داريم شما بهتر است به ايران بازگرديد وضد حكومت پهلوي مبارزه كنيد.)) او نيز امر استاد را اطاعت كرد فورا بازگشت وبه مبارزه پرداخت پس از واقعه مسجد گوهر شاد رژيم پهلوي به دنبال دستگيري ايشان بود او پياده از راه روستاها به افغانستان گريخت. حكومت ايران از دولت افغانستان خواست تا آيت الله بهلول را دستگير كنند آنها پس از تجسس بسيار ايشان را دستگير كردند و مدت 31سال در زندانهاي افغانستان به سر برد. از اين عارف بزرگ كراماتي نقل شده است. وقتي از طي الارض ايشان سوال میشد، انكار ميكرد، با اينكه شواهدي بر اين مطلب بود. از جمله وقتي قرار بود با يكي از دوستانش به روستايي كه ده ساعت تا آنجا راه بود بروند و براي اين مسير فقط يه ماشين وجود داشت. ايشان به دليلي نتوانست با آن ماشين برود. به دوستش وعده داد كه شما بروديد من هم فردا كه عاشوراست، خواهم آمد. وقتي اين رفيق به روستا رسيد، ديد تمام مردم روستا به مسجد رفته اند و شيخ بهلول بالاي منبر مشغول ذكر مصيبت است بعد كه خواست از ايشان سوال كند شيخ امتنا كرد واو را امر به سكوت كرد. وقتي از ايشان سوال شد: ((چه وقت ميتوان حضرت ولي عصر (عج) را ديد؟)) فرمود: ((با تقوا باشيد! وقتي بين شما و حضرت سنخيت باشد.)) سپس فرمود: ((ديدن امام زمان مهم نيست، مهم اين است كه او ما را ببيند. خيلي ها هم علي عليه السلام را ديدند اما دشمن او شدند. اگر كاري كرديم كه نظر آنها را جلب كنيم ارزش دارد.)) اين آيت عظيم تمام مدت سال را به جز روزهاي حرام روزه ميگرفت وتنها در چند سال آخر عمر پر بركتش به دليل ضعفي كه بر او مستولي بود، بعضي روزها از روزه گرفتن خودداري ميكرد. |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه دهم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
1 شوال المکرم ؛ عید فطر – به درک واصل شدن عمروبن عاص 3 شوال المکرم ؛ به درک واصل شدن متوکل عباسی 4 شوال المکرم ؛ جنگ حنین 5 شوال المکرم ؛ ورود جناب مسلم به کوفه 6 شوال المکرم ؛ اولین توقیع امام زمان (عج) برای جناب حسین بن روح 8 شوال المکرم ؛ تخرب بقیع به دست وهابیون – جنگ حمراء الاسد 14 شوال المکرم ؛ به درک واصل شدن عبدالملک بن مروان 15 شوال المکرم ؛ جنگ احد - شهادت جناب حمزه – ردالشمس – وفات جناب عبدالعظیم 17 شوال المکرم ؛ جنگ خندق – وفات جناب اباصلت هروی 20 شوال المکرم ؛ دستگیری امام کاظم (ع) 25 شوال المکرم ؛ شهادت امام صادق (ع) |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه نهم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت:1319 هجری قمری محل ولادت: قندهار وفات:1419 هجری قمری محل دفن: مشهد مقدس محل تحصيل: نجف اشرف اساتيد: حضرات ميرزا محمد حسين نائيني ، اقا ضيا ءالدين عراقي ، سيد ابوالحسن اصفهاني و... تأليفات: جوانمرد پرنده در ترجمه احوال جعفر طيار و... اقا محمد حسن مولوي مدتي در نجف اشرف به تحصيل علوم ديني اشتغال داشت واز همان هنگام به عنوان طلبه اي متقي شناخته ميشد . عشق به اهل بيت عليه السلام در وجودش جاري وجلسات روضه خواني او در نجف اشرف مشهور بود . زمان اقامت در نجف، زياد در شهر نمي ماند وبيرون از شهر قدم مي زد. مشهور بود كه در جواني به محضر حضرت ولي عصر (عج) مشرف شده است ، ليكن خودش انكار مي كرد. ساليان اخير در مشهد مقدس به سر مي برد ومحضرش محفل انس ومعنويت بود . هر روز صبح خدمت امام رضا عليه السلام مي رسيد وحالات خاصي داشت . از در صحن كفش ها را بيرون مي اورد وبا پاي برهنه داخل مي شد . در يكي از صحن ها حجره اي بود كه چند مقبره در ان قرار داشت . صاحب حجره، كليد را در اختيار ايشان گذاشته بود وايشان هر روز يكي دو ساعت در ان حجره به دعا وزيارت مي پرداخت . نام خانه خود را به احترام حضرت صديقه طاهره (س) بيت الاحزان گذاشته بود . اشخاصي كه با او كاري يا حاجتي داشتند ، حتي وقتي خود ايشان در انجا نبود ، چند دقيقه انجا مينشستند وحاجت خود را مي گرفتند و ميرفتند . اين مرد الهي در رسيدگي به احوال نيازمندان همتي والا داشت تا جايي كه در بر هه اي از عمر بابركتش به صدها خانواده رسيدگي مي كرد. از اين بزرگ ، اشعاري نيز بر جا مانده كه در انها به گمنام تخلص ميكرد. از خود ايشان نقل است :" يه بار با حالي منقلب ، طبع رسايي درخود يافتم ، قلم بر داشتم وابياتي در مدح اميرالمومنين عليه السلام نوشتم. چهار سال گذشت. نميدانستم اين مدح قبول شده يا نه ! روزي بعد از نهار در عالم رويا ديدم به كربلاي معلي مشرف شده ام، اما در هاي حرم بسته است. حالم دگرگون شد كه چرا درها بسته است. پرسيدم :"درها باز مي شوند ؟" گفتند :"اري يك ساعت ديگر !" من از پنجره مشبكي كه بالاي سر مبارك قرار گرفته به داخل حرم نظر كردم . ديدم عده زيادي از علما حضور دارند و سر كرده همه انها مرحوم حاج حسين قمي است. ايشان يكي يكي دستور ميداد كه فلان اقا برود بخواند وديگران گريه ميك كردند. من مانند بچه ها از گوشه شباك فشار اوردم وناگهان خود را در حرم وكنار مرحوم حاج حسين ديدم . ايشان همين كه مرا ديد فرمود :"مولوي حسن!برخيز وبخوان !"ومن مثل اينكه به دلم الهام غيبي شد ، شروع كردم همان قصيده را خواندن : "ها عليٌ بشــــــــر ٌ كيف َبشر ربُه فيــــــــــه تجلَّي وظَهَر هو والواجــبُ نور ٌ وبصــــر هوَوالمــــــــبداُ شمسٌ وقَمر علي اي مخزن سرّمـــــــعبود رونق افزاي گلستان وجود، خالقت چون درِهستـي بگشود عشق بازي به تو بودش مقصود" |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه نهم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
علی علی علی مولای من علی علی علی مولای من بنال و ای دل عاشق که اربعین علی ست سراچه دیوانگان غمین علی ست نظر به جنت فردوس دون شأن من است بهشت من گل رخسار نازنین علی ست علی علی علی مولای من علی علی علی مولای من ما خسته و شکسته مژگان دلبریم ما دلبریم و از همه آفاق دل بریم ما را از آفتاب قیامت هراس نیست در سایه درخت پر مهر حیدریم علی علی علی مولای من علی علی علی مولای من |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه هشتم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
دلم خیلی برات تنگ شده برا اون مزار ساده اما با صفا
جمعه دهم آبان مطابق با اول ذیقعده
سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س)
در کنار خاک سید گرد هم می آییم...
|
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه پنجم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
«کان الصادقعلیه السلام یدعو بهذاالدعاء: الهیکیف ادعوک و قد عصیتک و کیفلاادعوک و قد عرفتحبک فیقلبی...» امام صادقعلیه السلام این دعا را میخواند: خدایا! چگونه تو را بخوانم، در حالی که تو را معصیتکردهام و چگونه تو را نخوانم، درحالی که محبت تو را در قلبم احساس میکنم... به نقل از : امالی شیخ صدوق
امام صادق علیه السلام شیخ الائمه است،از همه ائمه دیگر عمر بیشتری نصیب ایشان شد،شصت و پنجساله بود که از دنیا رحلت فرمود.عمر نسبتا طویل آن حضرت و فتوری که در دستگاه خلافت رخ داد که امویان و عباسیان سر گرم زد و خورد با یکدیگر بودند فرصتی طلایی برای امام به وجود آورد که بساط افاضه و تعلیم را بگستراند و به تعلیم و تربیت و تاسیس حوزه علمی عظیمی بپردازد،جمله«قال الصادق»شعار علم حدیث گردد،و به نشر و پخش حقایق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر کس از علما و دانشمندان اعم از شیعی مذهب و غیره که نام آن حضرت را در کتب و آثار خود ذکر کردهاند با ذکر حوزه و مدرسهای که آن حضرت تاسیس کرد و شاگردان زیادی که تربیت کرد و رونقی که به بازار علم و فرهنگ اسلامی داد توام ذکر کردهاند،همان طوری که همه به مقام تقوا و معنویت و عبادت آن حضرت نیز اعتراف کردهاند. شیخ مفید از علمای شیعه میگوید آنقدر آثار علمی از آن حضرت نقل شده که در همه بلاد منتشر شده.از هیچ کدام از علمای اهل بیت آنقدر که از آن حضرت نقل شد،نقل نشده.اصحاب حدیث نام کسانی را که در خدمت آن حضرت شاگردی کردهاند و از خرمن وجودش خوشه گرفتهاند ضبط کردهاند،چهار هزار نفر بودهاند و در میان اینها از همه طبقات و صاحبان عقاید و آراء و افکار گوناگون بودهاند. محمد بن عبد الکریم شهرستانی،از علمای بزرگ اهل تسنن و صاحب کتاب معروف الملل و النحل،درباره آن حضرت میگوید:«هو ذو علم غزیر،و ادب کامل فی الحکمة،و زهد فی الدنیا،و ورع عن الشهوات.»یعنی او،هم دارای علم و حکمت فراوان و هم دارای زهد و ورع و تقوای کامل بود،بعد میگوید مدتها در مدینه بود،شاگردان و شیعیان خود را تعلیم میکرد،و مدتی هم در عراق اقامت کرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و ریاست نشد و سر گرم تعلیم و تربیتبود.در آخر کلامش در بیان علت اینکه امام صادق توجهی به جاه و مقام و ریاست نداشت این طور میگوید:«من غرق فی بحر المعرفة لم یقع فی شط،و من تعلی الی ذروة الحقیقة لم یخف من حط.»یعنی آن که در دریای معارف غوطهور استبه خشکی ساحل تن در نمیدهد،و کسی که به قله اعلای حقیقت رسیده نگران پستی و انحطاط نیست.
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه سوم آبان 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|