![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
گرچه ما در مذهب پرهیزگاران کافریم قدر ما این بس که شیخ شهر در تکفیر ماست
سَلامٌ عَلَیکُم خدمت تمامی عزیزان چندی پیش نظر خصوصی رو در یکی از پُستهای وبلاگ سید دیدم که مشابه این نظر رو قبلا از گوشه و کنار شنیده بودم... تصمیم گرفتم با قرار دادن اون نظر در قسمت نظرات همین پُست به جوابگویی خط به خط و بررسی موضوع نیز بپردازم. پس اول برید تو قسمت نظرات، نظر ایشون رو مطالعه کنید بعد برگردید: فکر میکنم ابتدا باید یه توضیحی درباره جریان بدم که از موضوع عنوان شده مطلع باشید... البته من دقیقا نمیدونم ایشون به کدوم سی دی و کدوم تِرَک اشاره داشتن ولی میتونم حدس بزنم که قضیه از چه قراره... وبلاگ سید سه تا کلیپ با عکسهای سید در سی دی های خود ارائه کرده: (ای اشک غم بیا و یاری کن خون دلم ز دیده جاری کن...) - (دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوری عشقتو باور کرده...) - (گل یاسیم عباسیم آی قارداش آی قارداش...) و حالا این کلیپ ها با این اشعار مورد انتقاد قرار گرفتن... خیلی برام جالبه! من خودم نمیدونم خوننده اشعار کی اند فقط میدونم به قول معروف اینورآبی و مجازن ولی عزیزان منتقد خیلی خوب خوننده های اینورآبی و اونورآبی رو میشناسن (میگم اینورآبی و اونورآبی چون اعتقادی به مجاز بودن و مجاز نبودن ندارم)!!! اگه یارو بَده،استغفرالله، شما از کجا میشناسی و پیگیرشی و چطور مجوز گرفته اگه خوبه،الحمدالله، پس مشکل چیه!!! بنده هزاران شعر خوندم و شنیدم ولی هیچوقت دنبال این نبودم که خوننده اش کیه چون اونی که مهمه و تفکر توش به درد دنیا و آخرتم میخوره مفهوم شعره نه اسم و رسم خوننده اش... میدونید، مشکل اینه که عادت کردین اول ببینین کی میخونه، هیچوقتم گوش نمیدین ببینید چی میخونه... شکر خدا هم همه در منصب قضاوتن، حکم میدن کی خوبه کی بَد... چطور آقای محمد اصفهانی عزیز یه شعر بخونه کلیپ میشه برای الله و آل الله و خلق الله از عالِمش گرفته تا آدم عادیش اصلا ایرادی نداره خیلی هم عرفانی و به جاست ولی فلانی حتی دقیقا برای بقیة الله الاعظم و قمر منیر بنی هاشم شعر بگه و بخونه میشه چرندیات!!! خود مداح میاد سبک ترانه میخونه بعضاً خود ترانه رو هم بدون هیچ تغییری از فلان زن خواننده اجرا میکنه هیچ ایرادی نداره همه میرین پاش سینه میزنین حالا اینجا که میرسه همه ارشاد میشید!!! (من نمیگم کار مادحین درسته یا غلط، الله و آل الله باید قبول کنن منه بنده سراپا تقصیر چه کاره ام! قبلاً توضیح دادم اتفاقا به دلایلی بعضی از نمونه های اجراییشونم میپسندم، من حرفم اینه که اول تکلیفو با خودمون روشن کنیم)... عزیز من اونی که در درجه اول اشکال شرعی داره موسیقیه نه اشعار... اصلا کدوم عزیزی میتونه ادعا کنه تا حالا هیچ موسیقی به گوشش نخورده؟؟؟ با چیزی که وجود داره و تو همین مملکت اسلامی مجوز گرفته برا چی درگیرین!!! موسیقی لهو و لعب که نذاشتیم رو کلیپ که رقصت بگیره مدیون سید شی، یه چی گذاشتیم که اگه بفهمیش اشکت در میاد... جالبه این عزیز محترم در ابتدای اعرایضشون قید کردن منو نمیشناسن ولی بعد از انتقادشون بدون شناخت بنده رو به تهمت و توهین گرفتن!!! اینکار رسم کجاس ما آخرم نفهمیدیم!!! نمیدونم چرا وقتی داری جون میکنی و خودتو برا خلق الله نه، برا الله و آل الله، به آب و آتیش میزنی، فلان مجلسو میگیری- فلان سی دی رو جورش میکنی- فلان کنفرانسو میذاری- فلان جا سینه سِپَر میکنی- و هزار فلان دیگه هیچکی نیست فقط بگه بَمانی دارمت... ولی خدا نکنه از یه کار همون تویی که تیکه تیکه شدی تو این راه خوششون نیاد،واویلا، دیگه رحم نمیکنن، همونایی که تا دیروز اصلا تو هیچ صحنه ای حضور نداشتن حالا برا خنجر زدن از هیچ تلاشی فروگذار نیستن حتی اگه شده برن یار از قبرس بیارن... کنار ِهم بودن شده گناه کبیره، درمقابل هم بودن شده ثواب... من می خوام از اسم سید استفاده کنم برای معروف شدن؟؟؟ این چه حرفیه شما میزنی!!! انشالله پیش الله و آل الله معروف باشیم وگرنه حالا مثلا معروفم شدم، به چه نامی؟؟؟ گیریم منم شناختن، به چه شهرتی؟؟؟ اگه به خوشنامیه و خیر رسوندن به خلق الله، آره اصلا ما اومدیم معروف بشیم... کجا سوء استفاده کردیم که خودمون نفهمیدیم!!! ما که اومدیم در همه دُکونا رو هم تخته کردیم رفت!!! تازه به دوران رسیده که نیستیم چشم طمع به اسم سید اولاد پیغمبر داشته باشیم... اگه سید اسم و رسمی هم داره همه جا به خوبی هم نیست که فکر کنی زیر سایه اش نصیب ما همیشه گُل باشه والله ما که شدیم چوب دو سر نجس، هم داریم از اونایی که خوب ِسیدو میگن سنگ میخوریم هم از اونا که بدشو میگن!!! اون موقعی که سید زیر فشار بود ما هم همونجا زیر همون فشار بودیم، شما کجا بودین؟؟؟ همه شدن رفیق شیش و فامیل درجه یکِ طرف، ما شدیم هفت پشت غریبه و دشمن خونی!!!؟؟؟... در هر حال باز هم ما به نظر عزیزان احترام میذاریم اگه حرفای من قانع کننده نیست شما منو قانع کنید... |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
تا خطّه ي ري بوي تو آمد به مشامش سرزد به سما بوي خدا از دَرو بامش هركس كه سلامي دهد از دور به قبرت آرند ملايك همگان عرض سلامش در قدر و شرف بنده همانند تو بايد تا مذهب خود عرضه كند نزد امامش با طاعت كونين اگر بنده در آيد بي مهر شما بوي بهشت است حرامش ايران ز تجلّاي تو شد كعبه اجلال ري گشت سپهر و تو شدي ماه تمامش تا پيكر پاك تو نهان گشت به خاكش بردند زمين ها همه حسرت به مقامش من رشک به آن تشنه برم اي يم توحيد كز كوثر عرفان تو شيرين شده كامش گر قبر حسن جدّ تو دور از نظر ماست ري يثرب و قبر تو بقيع دگر ماست روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام کرد وچند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو : یاد این عکس و خاطرات اون روز بخیر... چقدر کج گرفتی این عکس دزدکی رو!!
- حمزه كسى است كه روز قيامت بر مركب رسول خدا صلى الله عليه وآله سوار مىشود. |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت: 1200هجري قمري محل ولادت: نجف وفات: 1266هجري قمري محل دفن: نجف محل تحصیل: نجف اساتيد: حضرات سید مهدی بحرالعلوم ، شیخ جعفر کاشف الغطاء و... شاگردان: شیخ جعفر شوشتری ، سید حسین کوه کمره ای و... تالیفات: جواهرالکلام ، نجاة العباد فی المعاد و... با توجه به تهاجم اندیشه وهابی و اخباری در عصر صاحب جواهر، حوزه فقاهتی شیعه بر آن شد تا این هجوم فرهنگی را با تالیف آثار گرانقدر دفع کند.از این رو شیخ محمد حسن نجفی دست به تالیف جواهر کلام زد. او در این هنگام 25 سال داشت و نگارش این کتاب ارزشمند 32 سال به طول انجامید. این اثر عظیم در شرح کتاب شرایع الاسلام محقق حلی نوشته شده است و مستوان آن را دائرة المعارف فقه شیعه خواند. علامه محمد محسن امین در وصف جواهر کلام میگوید: ((در فقه اسلامی کلامی به همتایی آن نیست.)) و علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی میگوید: ((صاحب جواهر، عمر شریفش را در این راه صرف کرد و با این کار بر علمای بعد از خود منت نهاد و آنان را ریزه خوار خوان گسترده خود کرد.)) رمز ماندگاری کارهای مردان خدا خلوص آنهاست. آنان به دنبال کسب شهرت و موقعیت نیستند، بلکه تنها هدفشان رضایت حضرت حق جل جلاله است. صاحب کتابی که این گونه علما و بزرگان را متحیر و مدیون خویش ساخته، خود میفرمود: (( چون به عذارات میرفتم، اهل آنجا از من مسئله میپرسیدند و کتابی که جامع باشد در اختیار نداشتنم و از طرفی تهیدست بودم، بر آن شدم کتابی بنویسم تا در وقت حاجت به آن مراجعه کنم؛ منظورم رساله علمیه ای که دست مردم باشد، نبود.)) نقل است که وی مقداری از این اثر ارزشمند را بر سر جنازه فرزندش نوشت و ثوابش را به او هدیه کرد، تا به این اندازه هم تالیف جواهر به تعویق نیفتد. این فقیه بزرگوار آنچه از زوق سرشار و قلم روان داشت در برابر عشق و مودت به اهل بیت ناچیز میدید. اُزری، شاعر عرب زبان، قصیده ای در مدح اهل بیت علیهم السلام به نام قصیده هائیه دارد که صاحب جواهر میفرمود: ((آرزو دارم قصیده هائیه اُزری در نامه عمل من نوشته شود و کتاب جواهر در نامه عمل او.)) وی ظاهری بس آراسته داشت. بسیار قانع، فروتن و شکیبا بود. به شاگردانش احترام خاصی میگذاشت و طلبه های کوشا و با استعداد را گرامی میداشت. همچنین ساختن گلدسته برای مسجد کوفه، بنای ساختمان حرم مسلم بن عقیل (س) و حرم هانی بن عروه (س) از کارهای عمرانی اوست. |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
آقای من، با تو سخن میگویم... در این دل شب، صدای محزون و لرزان مرا، که با هزار امید میخواندت میشنوی؟؟؟... ای که هر چه آب بر آتش عشقت میریزم، شعله ور تر میشود! خود نیز میدانم که چشمان من لیاقت آن را ندارد که ذریه رسول خدا و فرزند صدیقه کبری و نور آسمانها و زمین را ببیند. اما این را هم نمیخواهم که در چشمان من ظهور کرده باشی و در قلب من نه. تو صاحب زمانی و مکان تنها نیستی، تو صاحب قلب ما، صاحب فکر ما و چشم و گوش و زبان ما هستی. از تو میخواهم و به تو توسل میکنم و به حق تو خدا را هم قسم میدهم که وجودم را به مالکیت درآورد. میخواهم همیشه دلم، روحم و جسمم با تو و برای تو باشد و از تو جدا نشود. میخواهم من هم در آماده سازی دنیا برای ظهورت نقشی داشته باشم. میخواهم برای لحظه ای از تو جدا نشوم، حتی اگر عمرم کفاف نداد و حسرت دیدارت را با چشمی نگران و باز به خاک بردم... اما در قلبم در چشم و گوش و زبانم، و در تک تک سلولهایم ظهورت را و فرجت را شاهد باشم. میخواهم تو را در ظاهر نبینم و به دنبال خواسته خود نباشم، بلکه به خواسته و رضایت تو بیندیشم و دلم با تو نزدیک و همنشین شود و از تو لحظه ای جدا نشود. میخواهم مانند غلام امام سجاد باشم که هنگامی که او را از مولایش جدا میکنند، میمیرد. میخواهم مانند شتر امام سجاد باشم که تحمل دوری از امام را ندارد و در فراق امام جان میدهد. میخواهم باطناً حتی لحظه ای از تو جدا نشوم. و اینگونه، تعجیل در ظهورت را از خدا خواهانم.
ستاره باز به دامان شب دوید، بیا سرشک شوق ز چشمان شب چکید، بیا فروغ نقره ای مه به گرد خیمه شب کشید هاله ای از پرتو امید، بیا نیامدی که شفق دامنی پر از خون داشت کنون که دست فلق جیب شب درید، بیا ستاره سحری کورسو زنان از دور گشود پنجره صبح و آرمید، بیا ستاره چشم به راه تو ماند تا دم صبح سحر دمید و شد از دیده ناپدید، بیا نیامدی که دل من حدیث شب میگفت کنون که قصد به پایان خود رسید، بیا بیا که گوش دل من به کوچه کوچه شوق صدای پای تو را بارها شنید، بیا بیا، بیا که دل بی قرار پروانه به شوق روی تو از دیده سر کشید، بیا |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه نوزدهم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
گفتمش نقـاش را نقشـی بکش از زنــدگی
وقتی یه جا میخونم: "به امید روزی که برا ائمه بقیع حرم بسازیم..." دلم یهو هُری میریزه... انگار هیچوقت قرار نیست اون روز بیاد و به انتظار یه رویا نشستیم... وقتی فکرشو میکنم تو این همه سال بعد تخریب هیچکار نکردیم تا این رویامون به حقیقت تبدیل بشه تموم بدنم گُر میگیره... آرزوی حرم ساختن ندارم... بقیع رو با همون خاکش که بوی گازوئیل و عطر گل یاس میده دوست دارم... فقط دلم میخواد وقتی میری اونجا انقدر راحت باشی که بتونی سر بذاری رو خاک ائمه بقیع و یه دل سیر گریه کنی... دلم میخواد جای پای مولا رو زیارت کنم... دلم میخواد با کفترای بقیع درد دل کنم... دلم میخواد شور بگیرم... دلم میخواد دنبال یه گم شده بگردم... چشم انتظاری بسه آقا، بیا که دلم هوای بقیع کرده...
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه شانزدهم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سید امشب اومدم، سرمو بندازم پایین، ازت معذرت بخوام، ازت حلالیت بگیرم، ازت بخوام که منو ببخشی... من بد کردم تو چشم پوشی کردی... من اشتباه کردم تو به روم نیاوردی... من روز به روز خرابتر کردم تو روز به روز صبوری... سید چرا یه بار نزدی زیر گوشم بگی بچه داری بد میکنی... چرا یه بار نزدی پس ِسرم بگی بچه داری اشتباه میکنی... چرا یه بار نزدی له و لَوَردم کنی بگی بچه داری خرابتر میکنی... خواستی امتحان پس بدم؟ بیا اینم امتحان، باختم... همیشه فکر میکردم باهامی، قدم به قدم، نمیذاری تو چاه بیفتم... ولی همش رویا بود، باهام نبودی، افتادم... مگه نه اینکه خودت اومدی تو زندگیم؟ مگه نه اینکه خدا تو رو فرستاد سر راهم؟ پس چی شد؟؟؟ چرا تو هم شدی مثل اون بالاییها؟ چرا نمیبینمت سید؟ قرارمون این نبود، قرارمون این نبود... باشه، باشه... فقط حلالم کن... تو رو به سیادت... دیگه نمیتونم بنویسم........................... |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه پانزدهم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت: حدود 1301 هجری قمری محل ولادت: تهران وفات: 1381 هجری قمری محل دفن: ابن بابویه این بزرگ روشن ضمیر دارای تحصیلات حوزوی نبود، اما زهد و تقوا و پاکی و عفتی که سرلوحه زندگی با برکتش قرار داده بود او را به مقام والایی در معنویت و خلوص رسانید. در 23 سالگی خود را از دام یک گناه شهوانی رها ساخت و بدین گونه زمام تربیت و پرورش خود را به دست خداوند داد. این گذشت از گناه، موجب باز شدن دیده برزخی اش شد. خود میفرمود: ((به خداوند عرضه داشتم خدایا من این گناه را برای تو ترک میکنم تو هم مرا برای خودت تربیت کن!)) در سیره معنوی و سیر و سلوک خود از استاد خاصی بهره نبرد. نه تنها در عقیده، بلکه در همه کارها تکیه اش فقط بر اخلاص بود. به پیشه خیاطی امرار معاش میکرد و میگفت: ((هر سوزنی که برای غیر خدا میزنم در دستم فرو میرود!)) میفرمود: ((شبی دو فرشته با دو جمله راه فنا را به من آموختند: از پیش خود هیچ مگو و غیر از خدا هیچ مخواه!)) مرحوم آیت الله کوهستانی میفرمود: ((شیخ رجبعلی خیاط هر چه داشت از توحید داشت، او مستغرق در توحید بود.)) جناب شیخ معتقد بود کسانی که در سیر و سلوک از طریقه اهل بیت علیهم السلام فاصله دارند، هر چند بر اثر ریاضت از نظر قدرت روحی به مقاماتی دست یابند، درهای معارف حقیقی بر آنان بسته است. یک بار ایشان به شخصی از اهل ریاضت که ادعاهایی داشت، برخورد. به او فرمود: ((حاصل ریاضت های تو بالاخره چیست؟)) آن شخص خم شد، قطعه سنگی برداشت و آن را به گلابی تبدیل و به شیخ تعارف کرد. شیخ رجبعلی فرمود: ((این کار را برای من کردی، بگو ببینم برای خدا چه داری؟!)) مرتاض با شنیدن این سخن به گریه افتاد. کرامات زیادی از این انسان پاک سیرت نقل شده است. یکی از شاگردان شیخ میگوید: ((سلاخی نزد جناب شیخ آمد و عرض کرد: "بچه ام دارد میمیرد، چه کنم؟" شیخ که صفت حسیب خداوند را باور داشت با نگاهی به آن شخص به او گفت: "بچه گاوی را جلوی چشم مادرش سر بریده ای و این عوض همان است!")) |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه یازدهم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
1 رمضان المبارک ، ولایتعهدی امام رضا (ع) - به درک واصل شدن مروان بن حکم - وفات حضرت نفیسه خاتون بنت حسن بن زید بن حسن بن علی (ع( 4 رمضان المبارک ، به درک واصل شدن زیاد بن ابیه 5 رمضان المبارک ، ولادت حضرت قاسم بن حسن (ع( 6 رمضان المبارک ، ضرب سکه به نام امام رضا (ع( 10 رمضان المبارک ، وفات حضرت خدیجه (س( 12 رمضان المبارک ، مراسم عقد اخوت 13 رمضان المبارک ، به درک واصل شدن حجاج بن یوسف ثقفی 14 رمضان المبارک ، شهادت مختار بن ابی عبیده ثقفی 15 رمضان المبارک ، ولادت امام حسن (ع( 17 رمضان المبارک ، معراج رسول الله (ص) - جنگ بدر بین کفار و مسلمین - کشته شدن عایشه بنت ابوبکر 19 رمضان المبارک ، ضربت خوردن امام علی (ع ( 20 رمضان المبارک ، فتح مکه 21 رمضان المبارک ، شهادت امام علی (ع) - بیعت با امام حسن (ع) - به درک واصل شدن ابن ملجم مرادی 23 رمضان المبارک ، نزول قرآن |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه دهم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت: 1278هجري قمري محل ولادت: نهاوند وفات: 1369هجري قمري محل دفن: مشهد محل تحصیل: مشهد ، اصفهان ، تهران ، سامرا ، نجف اساتيد: حضرات میرزا حبیب الله رشتی ، آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ، میرزا حسین خلیلی تهرانی ، سید محمد کاظم یزدی و... تالیفات: البنیان الرفیع (اخلاق ربیعی) ، جنة العالیه و جعبة الغالیة و... ایشان در مسجد گوهرشاد نماز میخواند و هر شب بعد از نماز منبر میرفت. کلام گهربارش تاثیر بسزایی بر مردم داشت. بیشتر عمر شریف این فقیه فرزانه به نگارش کتاب سپری شد. 29 جلد کتاب در موضوع روایی و معارف اهل بیت علیهم السلام و شرح بر ادعیه از ایشان به جا مانده است. محضر با برکت وی همواره محفل الفت و رفع تشتت ها بود. از یکی از کلیمیان نهاوند نقل است که چند سال پیش عده ای از متعصبین نا آگاه قصد بر هم زدن یکی از مراسم مذهبی ما را داشتند، وقتی این حمله در حال شکل گیری بود، چاره ای جز این ندیدیم که جریان را به اطلاع شیخ علی اکبر نهاوندی برسانیم، ایشان پس از اطلاع سراسیمه خود را به محل رساند و بعد از دعوت همگان به آرامش، سخنرانی غرائی در مورد مقام حضرت موسی و نحوه برخورد با اقلیت ها و سند برگزاری این مراسم مذهبی ایراد کرد. کلیمیان چنان تحت تاثیر کلمات و وسعت اطلاعات او قرار گرفتند که اشک از دیدگانشان جاری شد. برخی گفتند: ((گویا موسی زنده شده و احکاممان را به ما تعلیم میدهد.)) در احترام به علما و مراجع بزرگوار و به ویژه سادات، بسیار اهتمام داشت. در سفر دوم که آیت الله العظمی بروجردی به مشهد مقدس مشرف شد، شیخ علی اکبر نهاوندی از ایشان خواست که به جای وی نماز جماعت بخواند. آیت الله بروجردی بعد از تاملاتی پذیرفت. پس از آن در یکی از سفرهای آیت الله نهاوندی به نجف اشرف سیدابوالحسن اصفهانی از ایشان خواست که به جای وی نماز بخواند. شیخ علی اکبر نهاوندی میفرمود: ((بعد از نماز مغرب در نافله دوم ان، صدایی شنیدم که فرمود: "عظمت ولدی فعظممتک" (فرزندم را بزرگ داشتی، من نیز تو را بزرگ داشتم.) )) |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه دهم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
به مناسبت عید سعید فطر وبلاگ سید اعلام میکند: * مشکلی که در بروزرسانی وبلاگ کنفرانسهای سید و ثبت کنفرانسها پیش اومده بود رفع کردم و کنفرانسها برای مطالعه شما عزیزان در آن وبلاگ موجود میباشد... * سِری کنفرانسهایی با موضوع قرآن کریم شامل: بیان فضایل سوره ها و آیات، بیان دلایل نزول، تفسیر و تحلیل و ... از تاریخ 18-7-1387 برگزار مینماییم و تا اتنهای این بحث هر هفته پنجشنبه ها ساعت 24 در این باره به گفتگو مینشینیم. عزیزانی که تمایل به شرکت مداوم در این کنفرانسها دارن میتونن در این پست برای من آیدیشون رو بذارن تا در زمانهای فوق الذکر در کنفرانس دعوتشون کنم...
از فضيلت هاي شب و روز عيد فطر، قرائت دعاهاي ختم قرآن، وداع ماه مبارك رمضان، دعاي ابوحمزه، شب زنده داري و انجام اعمال ويژه شب عيد فطر است. روزه داران پس از يك ماه عبادت خدا، بعد ازطلوع آفتاب با تناول خرما افطار كرده و با دادن زكات فطره، كه آن را شرط قبولي روزه خود مي دانند، براي اقامه نماز مخصوص عيد سعيد فطر در مساجد آماده مي شوند، و با گفتن جمله اسعدالله ايامكم، اين عيد مبارك و خجسته را به همديگر تبريك مي گويند. دراين روز، روزه داران كه يك ماه را در ضيافت خدا بسر بردهاند، در مراسم باشكوه نماز عيد شركت كرده و پذيرش طاعتها و عبادتهايشان را از خداوند متعال خواستار مي شوند و زكوة و فطريه خود را ادا مي كنند.
عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احاديث و روايات بيشمار وارد شده است. «زينوا اعيادكم بالتكبير» عيدهاى خودتان را با تكبير زينت بخشيد. «زينوا العيدين بالتهليل و التكبير و التحميد و التقديس» عيد فطر و قربان را با گفتن ذكر لا اله الا الله، الله اكبر، الحمد لله و سبحان الله، زينت بخشيد. اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبهاى خواندهاند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم دادهاند: ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بين يدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه. عباد الله! ان ادنى ما للصائمين و الصائمات ان يناديهم ملك فى آخر يوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مىگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نا اميد مى گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برين. اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه دار داده مىشود اين است كه فرشتهاى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد و مىگويد: «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است. از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مىشود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد. و در قنوت نماز عيد مىخوانيم: «... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون» بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى طلبم آنچه بندگان شايستهات از تو خواستند و به تو پناه مى برم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند. در صحيفه سجاديه نيز دعايى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عيد سعيد فطر وارد شده است: «اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا فى يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مر علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب اليك فى يوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ينطوى على رجوع الى.» پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشايى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانيم ... خداوندا! در اين روز عيد فطرمان كه براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شدهايم و هر كار بدى كه كردهايم و هر نيت ناشايستهاى كه در ضميرمان نقش بسته استبه سوى تو باز مىگرديم و توبه مىكنيم، توبهاى كه در آن بازگشت به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد. بارالها! اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشت به سويت و توبه از گناهان عطا فرما.» |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه دهم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
اي زمين مي دانم با کسي از مصائب روزگار شکوه نکردهاي و به مشيت حق راضي بودهاي و بر سختيها و مصيبتها دندان به جگر گرفتهاي، مي دانم به کسي نگفتهاي وقتي مردان و زنان با ايمان در درونت آسايش ميگرفتند چنان میگريستي که فرشتگان مقرب سنگ صبور تو ميشدند و شکيباييات میدادند، میدانم به فرمان خداوند، آن هستي بخش يگانه، هر داغي را به جان خريدي و شکوهاي نکردي و همه دشواريها را ناچيز انگاشتي اما میدانم بر مرگ خاندان نبوت(ع) چنان بي طاقت شدي که اگر حول و قوه الهي نبود از هم ميپاشيدي... يادت هست زماني که خاتم انبيا را در درونت جاي ميدادند چنان فرياد ميکردي که پرندگان آسمان بر احوالت گريستند... يادت هست زماني که مولا(ع) ميخواست در آن دل شب فاطمهاش را در تو آرامش دهد ناليدي و التماس کردي که توان نداري اين همه بار امانت را بپذيري اما خواست خداوند اين بود و به ناچار زبان به کام گرفتي... يادت هست زماني که ميخواستند فرق شکافته اولين امام عالم علي(ع) را به خاک تو بپوشانند چنان متحير و مضطرب گرديدي که نزديک بود با ستارگان ديگر برخورد کني و براي هميشه نابود شوي... به ياد داري زماني را که مردان بنيهاشم، محزون و غمگين، آماده ميشدند حیدرکرار را در دستهاي تو بگذارند، تو چنان آشفته و پريشان خاطر شدي که لرزيدي که اگر کوهها به فرمان خداوند به ياريات نميشتافتند همزانو و همقدم نيستي ميشد... این پایان داستان نیست زمین، از پس فرزندان علی(ع) یکی پس از دیگری در آغوشت آرام میگیرند و تو يک يک آنان را میبوسي و چون گنجينهاي نهان میکنی... زمین آرام باش که امشب بدن بی جان امیرالمومنین(ع) را به تو میسپاریم و سر به روی شانه ات همصدای حسنین و زینبین غریبانه میگرییم... ما امانتدار خوبی نبودیم اما امانتدار خوبی هستی...
طبیبا کودکان چشم انتظارند به جز بابای ما بابا ندارند طبیبا مستمندان بی غذایند همه چشم انتظار مرتضایند چرا گردیدی از گفتار خاموش مگه خواهد شود زینب سیه پوش تکلم کن ز بیمارت سخنگو ولی آهسته در گوش حسن گو
طبیبا وا نکن زخم سرم را مَسوزان قلب زینب دخترم را... ببند آن گونه فرقم را که در قبر نبیند فاطمه زخم سرم را... در و دیوار مسجد بود شاهد که من گفتم اذان آخرم را...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه یکم مهر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|