تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد...

حرز حضرت مهدی(عج):

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ یا مالِکَ الرِّقابِ یا هازِمَ الاَحْزابِ یا مُفَتِّحَ

الاَبْوابِ یا مُسَبِبَ الاَسْبابِ سَبِّبْ لَنا سَبَباً لانَسْتَطیعُ لَهُ طَلَباً

بِحَقِّ لااِله اِلاّاللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ

سوره نمل آیه 62

 

به مناسبت سالروز ولادت صاحب الزمان(عج)

 

 

وبلاگ سید معرفی می نماید:

 

 

 

 

موسسه فرهنگی لواء الزینب قم

 

 

از این پس با آرشیو کامل صوتی و تصویری مجالس

 

 

 

سید محمد جواد ذاکر طباطبایی (طبق لیست سی دی ها)

 

 

 

و هیئت لواء الزینب قم

 

 

 

با وبلاگ سید همکاری میکند

 

 

 

آدرس و شماره تماس موسسه در کادر سمت چپ صفحه موجود میباشد

 

 

 

 

و همچنین

 

 

 

 

به مناسبت سالروز ولادت ولیعصر (عج)

 

 

وبلاگ سید تقدیم میکند:

 

 

سی دی دومین سالگرد سید

در مجمع حیدریون زنجان

با مداحی

حسین سیب سرخی و حسین عینی فرد

 

و

 

 

سی دی دومین سالگرد سید

در مسجد امام خمینی فیرورق

با مداحی

سید رضی ذاکر و حمیدرضا علیمی

دو دلم: اول خط نام خدا بنويسم

يا كه رندي كنم و اسم تو را بنويسم!

همه "يك" گفتم و دينم همه "يكتايي" بود

با كدامين قلم امروز دو تا بنويسم؟

اي كه با حرف تو هر مساله‌اي حل شدنی ست

به خدا خود تو بگو، نام كه را بنويسم؟

صاحب قبله و قبله، دو عزيزند، ولي

خوش ‌تر آن است من از قبله ‌نما بنويسم!

آسمان، مثل تو احساس مرا درك نكرد:

باز غم‌ نامه، به بيگانه چرا بنويسم؟

تا به كي زير چنين سقف سياه و سنگين

قصه‌ي درد، به اميد دوا بنويسم؟

قلمم، جوهرش از جوش و جراحت، جاری ست

پست باشم كه پي نان و نوا بنويسم

بارها، قصد خطر كردم و گفتي: ننويس!

پس من اين بغض فروخورده كجا بنويسم؟

بعد يك عمر، ببين، دست و دلم می ‌لرزد

كه "من" و "تو" به هم آميزم و "ما" بنويسم

"من" و "تو" چون تن و جان‌اند، مخواه و مگذر

اين دو را، باز همين ‌طور، جدا بنويسم!

شعر من، با تو پر از شادی و شيرين‌ كامی ‌ست

باز، حتی، اگر از سوگ و عزا بنويسم

با تو از حركت دستم بركت می ‌بارد

فرق هم نيست؛ چه نفرين چه دعا بنویسم!

از نگاهت، به رخم، پنجره‌اي را بگشا

تا در آن منظره‌ي روح‌ گشا بنويسم

تيغ و تشباد، هم از ريشه نخواهد خشكاند

غزلي را كه در آن حال و هوا بنويسم

عشق، آن روز كه اين لوح و قلم دستم داد

گفت: هر شب غزل چشم شما بنويسم !

از امام صادق (ع) نقل مي کند:

هر کس بعد از هر نماز فريضه اين دعا را بخواند، پس امام محمد بن الحسن را ـ که بر او و پدرانش درود باد ـ در بيداري يا در خواب ميبيند.

متن دعا:

اَللّهُمَّ بَلِّغ مَوْلانا صَاحِبَ الزَّمان، اَيْنَما کَانَ وَ حَيْثُما کان مِنْ مَشارِقِ الاَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها و جَبَلِها، عَنّي وَ عَنْ والِدَيَّ وَ عَنْ وُلْدي وَ اِخْواني اَلتَّحِيَّةَ وَ السَّلامَ عَدَدَ خَلْقِ اللهِ وَ زِنَةَ عَرْشِ اللهِ وَ ما اَحْصَاهُ کِتابُه وَ اَحاطَ عِلْمُهُ اَللّهُمَّ اِنّي اُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبيحَةِ هذَا الْيَوْمَ وَ مَا عِشْتُ فِيهِ مِنْ اَيّامِ حَياتِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقي لا اَحولُ عَنْها وَ لا اَزول اَللّهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ وَ نُصّارِهِ الذّابّينَ عَنْهُ وَ الْمُمْتَثِلينَ لاَوامِرِه وَ نَواهِيهِ فِي اَيّامِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ اَللّهُمَّ فَإنْ حَالَ بَيْني وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِي جَعَلْتَهُ عَلَي عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِياً فَأخْرِجْني مِنْ قَبْري مُؤْتَزِراً کَفَني، شاهِراً سَيْفي، مُجَرَّداً قَناتِي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعِي، فِي الْحَاضِرِ وَ الْبَادِي اَللّهُمَّ اَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ وَ اکْحُلْ بَصَري بِنَظْرَةً مِنّي اِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ اَللّهُمَّ اشْدُدْ اَزْرَهُ وَ قَوِّ ظَهْرَهُ وَ طَوِّلْ عُمْرَهُ اَللّهُمَّ اعْمُرْ بِهِ بِلادَکَ وَ اَحْيِ بِهِ عِبَادَک فَإنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ اَيْدِي النّاس فَأظْهِرِ اللّهُمَّ لَنَا وَلِيَّک وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّکَ الْمُسَمَّي بِاسْمِ رَسولِک صًلًواتُکَ عَلَيْهِ وَ آلِه لا يَظْفَرَ بِشَيْءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلّا مَزَّقَه وَ يُحِقَّ اللهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَ يُحَقِّقَهُ اَللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْاُمَّةِ بِظُهورِه اِنَّهُم يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً وَ صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِه

+ نوشته شده در روز  شنبه بیست و ششم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 1318هجري قمري

محل ولادت: قزوین

وفات: حدود 1386هجري قمري

محل دفن: مشهد

محل تحصيل: قزوین ، مشهد ، قم ، نجف

اساتيد: حضرات میرزامهدی غروی اصفهانی ، آقا ضیاءالدین عراقی ، شیخ عبدالکریم حائری و...

استاد عرفان: سید موسی زرآبادی قزوینی

شاگردان: محمدرضا حکیمی ، ميرزا علی اکبر معلم دامغانی و...

تأليفات: بیان الفرقان (در 5 جلد) ، رساله ای در معرفت نفس و...

او پس از بازگشت از عتبات به محضر آیت الله سید موسی زرآبادی که شوهر خواهر او بود، رسید و در راه کسب علم باطن افتاد. ایشان با بهره مندی کامل از شعب مختلف علوم معقول و منقول و اسرار علوم محتجبه و کمال پذیری با عبادات و ریاضات شرعی در شمار بزرگان علم باطن در آمد. وی از ستون های مکتب تفکیک محسوب می شود.

از 1347 هجری قمری به تدریس  و تربیت طلاب و فاضلان در حوزه علمیه مشهد پرداخت و قریب چهل سال بدین مهم اشتغال داشت. روش تدریس ایشان در حکمت و فلسفه نشان دهنده راه تفکر اجتهادی در مقام تعقل بود. او نقد فلسفی را به اوج خود رسانید.

یکی از شاگردان ایشان نقل می کند: ((ایشان بسیار کم خوراک بود و شب های رمضان را از غروب تا طلوع آفتاب نمی خوابید و بر بیداری بین الطلوعین اصرار داشت.))

کرامات بسیاری از ایشان نقل شده است که حکایت از قدرت روحی وی دارد. از خود ایشان نقل است که می فرمود: ((در زمان رضا شاه از صحن مطهر امام رضا عبور می کردم، دیدم پیرمردی نشسته قرآن می خواند. مردی از متجددین بی محتوای آن روز، با کفش زیر دست این پیرمرد زد به طوری که قرآن کریم روی زمین افتاد. و خطاب به پیرمرد گفت: "این کتاب به چه درد تو می خورد که نشسته ای و آن را می خوانی؟ از این کتاب چه کاری برمی آید؟" من از دیدن این منظره و توهین بزرگ به قرآن کریم چنان عصبانی شدم که فوری جلو رفتم و گفتم: "چرا این کار را کردی؟ الان به تو می فهمانم که از این کتاب چقدر کار ساخته است." این را گفتم و آیه ای را از دلم خطور دادم، هنوز نخوانده بودم که مردک دستش را به دلش گرفت و گفت: "وای الان می میرم، دستم به دامنت، نجاتم بده!" اشاره ای کردم، دردش رفع شد و فوری از آنجا رفت.))

+ نوشته شده در روز  شنبه بیست و ششم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

سالروز ولادت شهزاده ی لیلا حضرت علی اکبر (ع)

را خدمت تمامی عزیزان تبریک عرض مینمایم.

 

اَلسَّلامَ عَلَيْكَ اَيُّهَا الصّدّيقُ وَ الشَّهيدُ الْمُكَرَّمُ وَ

السَّيّدُ المُقَدَّمُ الّذَي عاشَ سَعيداً وَ ماتَ شَهيداً وَ‌

ذَهَبَ فَقيداً فَلَمْ تَتَمَتَّعْ مِنَ الدُّنْيا اِلاّ بِالْعَمَلش الصّالِحِ وَ

لَمْ تَتَشاغَلْ اِلاّ بِالْمَتْجَرش الرّابِحِ

         ای قد تو سرو ریاض حسین(ع)                    نور دل فاطمه(س) را نور عین

         جوانی و به رهروان پیرعشق                          اکبری و طنین تکبیر عشق

         یم ؛ چو حبابی ست به پیش  نَمَت                      مسیح را چشم  شفا ازدمت

         یوسف اگر روی تو را  دیده بود                  بساط حسن خویش برچیده بود

         داغ دل لاله به صحرای تویی                               مایه مجنونی لیلا تویی

         حسین (ع) ؛ خود به عالمی دلبر است        وآنکه بَرَد دل ز حسین اکبر است

+ نوشته شده در روز  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

   

قربون عمو عباست برم که سالروز ولادتش دقیق مصادف شده با روز ِ...روز تولدت سید...

حقا که برادرزاده شی...

این روزای خوب   و   بیست و پنجمین ماه رفتن تو دلگرمیم میده یعنی کلا از همون روزای

چله ات که مصادف شد با فاطمیه و باقی تغییر احوالت که مصادف میشد با مناسبات و روزای

عزیز تو اون حال و هوا یه جوریم میکرد، شاید یه حس رضایت...

خیلی سخته این وقتا آدم این حسو داشته باشه ولی یه جورایی هم آدمو سبک میکنه...

یاد عباس بودنت میفتم... یاد علمدار بودنت میفتم...

یاد سقا بودنت میفتم... یاد دادا کوچولو بودنت میفتم...

یاد وفات میفتم نوکر حسین...

یاد این میفتم که بیست و پنج ماهه منتظر عباسیم...مُردیم از تشنگی بیا...

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

قبله دل ، ابروی حسینه

بهشت جان ، گیسوی حسینه

دل هر کی به تماشایی اسیره

دل دیوونه من سوی حسینه

گل همیشه بهاری که خزان نداره

گل گل گل گل روی حسینه

آدم به کسی میشه گفت که تموم عمرش

سگ با وفای سر کوی حسینه

چیزی که منو آخر ز پا در آره

چشم حسینه و ابروی حسینه

دل هو پرستم ، مست جمال

لا اله الا هوی حسینه

قبله من ابروی حسینه

بهشت من ، گیسوی حسینه

دانه ای که دام بلای من شد

خال خال لب دلجوی حسینه

جایی که دلک من رفت و نیومد

خم زلف تو در توی حسینه

فکر و ذکر و ، ورد روز و شب من

روی حسین است و موی حسینه

ماه شب چارده با اون قشنگی

محو تماشای مَه روی حسینه

مست مست مست مست روی حسینم

سگ سگ سگ سگ کوی حسینم

بیا ای که خمار عشقی بر در میخانه اباالفضل

تا شوی مست مست مست ساغر مستانه اباالفضل

روز و شب غیر نام عباس ابن علی را به لب نیاری

اگه یک جرعه می بنوشی از لب پیمانه اباالفضل

ای خدا تا ابد سر از سجده سپاس تو بر ندارم

اگه یک بار به من بگویی کلب در خانه اباالفضل

نرود مهر روی ماه قمر بنی هاشم از دل من

دل مست قمر پرست من شده دیوانه اباالفضل

پیش سر و قدش خجل میشود درخت بلند طوبی

قد هستی خم شده پیش قامت مردانه اباالفضل

مست مست مست مستم ، مست سرمست مست مستم

مست مستم ، قمر پرستم ، کاسه عقل و زدم شکستم

سگ در میخانه عباسم

به خدا که دیوانه عباسم

میخانه ببندید که دیوانه ام امشب

سر مست می و ساقی و پیمانه ام امشب

+ نوشته شده در روز  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 1295هجري قمري

محل ولادت: گلپایگان

وفات: 1377هجري قمري

محل دفن: نجف

محل تحصيل: اصفهان ، نجف

اساتيد: حضرات محمد حسین نائینی ، جهانگیر خان قشقایی و...

استاد عرفان: سید احمد کربلایی

شاگردان: سید عباس حسینی کاشانی ، شیخ حسنعلی نجابت شیرازی و...

تأليفات: رسائلی در فقه و...

ایشان در حوزه درسی مرحوم قشقایی با آیت الله العظمی بروجردی هم مباحثه بود. نقل است وقتی نامه ای از آیت الله گلپایگانی برای آیت الله بروجردی در زمان مرجعیت شان می رسید به احترام صاحب نامه از جای برمی خاست، آن را می بوسید و بر دیدگان خویش می نهاد. او در حوزه علمیه اصفهان در علوم معقول و منقول موفقیت هایی به دست می آورد اما نمی توانست به این میزان از تحصیلات اکتفا کند، پس عازم نجف اشرف شد تا نزد اساتید بزرگ آن سامان زانوی ادب بر زمین زند.

خاطر بی قرار سید جمال الدین هیچ گاه از تهذیب نفس غافل نبود و حالات و کرامات عجیبی از او نقل شده است. بسیاد به وادی السلام و زیارت اهل قبور میرفت. یک بار از خاطر یکی از اهل فضل چنین گذشت: مثل اینکه این آقا بیکار است، مرجع تقلید است و وقت و بی وقت به وادی السلام می رود! روزی همین شخص به دیدن ایشان رفت. آقا سید جمال آهسته در گوش وی گفت: ((ما به وادی السلام می رویم تا مبتلا به فلان و فلان نشویم.)) و به برخی امراض روحی آن شخص اشاره کرد.

مرحوم حاج آقا معین شیرازی می فرمود: ((یکی از نزدیکان آقا جمال گلپایگانی برایم نقل کرد که روزی پس از آنکه نماز ظهر و عصر را پشت سر ایشان خواندیم به طرف وادی السلام به راه افتادیم. هوای نجف به شدت گرم بود، با این حال هوای لطیفی اطراف ما را گرفته بود تا به وادی السلام رسیدیم. ایشان فاتحه خواند و پس از اندکی تامل بازگشتیم. چون به اول بازار قبله رسیدیم شخصی به آقا جمال رسید و مشغول صحبت شد. به مجرد رسیدن آن شخص حال و هوای خوش رفت و هوا بسیار پر حرارت شد. وقتی آن شخص رفت، بدون اینکه سخنی بگویم آقا جمال رو به من کرده، فرمود: "اثر مصاحبت را دیدی؟!"))

اواخر عمر شریفش به بیماری شدید قلبی و برخی ناراحتی های جسمی دیگر مبتلا بود و از لحاظ معیشتی در وضع بدی به سر می برد. با این حال می فرمود: ((من خوشم خوش! کسی که عرفان ندارد، نه دنیا دارد نه آخرت!))

+ نوشته شده در روز  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

1 رجب المرجب ؛ زيارت امام حسين (ع) - ولادت امام باقر (ع)

2 رجب المرجب ؛ ولادت امام هادي (ع) به روايتي

3 رجب المرجب ؛ شهادت امام هادي (ع)

10 رجب المرجب ؛ ولادت امام جواد (ع) - ولادت حضرت علي اصغر (ع)

12 رجب المرجب ؛ به درک واصل شدن معاويه بن ابي سفيان - ورود امام علي (ع) به کوفه بعد از جنگ جمل و انتخاب آنجا به عنوان مقر حکومتي

13 رجب المرجب ؛ ولادت امام علي (ع)

14 رجب المرجب ؛ به درک واصل شدن معتمد عباسي

15 رجب المرجب ؛ زيارت امام حسين (ع) - شهادت حضرت زينب (س) - تغيير قبله از بيت المقدس به سوي کعبه - خروج از شعب ابي طالب - شهادت امام صادق (ع) به روايتي

16 رجب المرجب ؛ خروج فاطمه بنت اسد (س) از کعبه

17 رجب المرجب ؛ به درک واصل شدن مامون

18 رجب المرجب ؛ شهادت ابراهيم بن محمد (ص) - شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به روايتي - شروع خلافت شوم يزيد بن معاويه

22 رجب المرجب ؛ فرار ابوبکر از جنگ خيبر

23 رجب المرجب ؛ حمله جراح بن سنان اسدي به امام حسن (ع) و مجروح کردن آن حضرت به شدت - مسموم کردن امام کاظم (ع) - فرار عمر از جنگ خيبر

24 رجب المرجب ؛ فتح خيبر به دست امام علي (ع)

25 رجب المرجب ؛ شهادت امام کاظم (ع)

26 رجب المرجب ؛ شهادت حضرت ابوطالب (ع)

27 رجب المرجب ؛ مبعث پيامبر (ص)

28 رجب المرجب ؛ خروج کاروان امام حسين (ع) از مدينه به سوي مکه - اولين اقامه نماز در اسلام

آخر رجب المرجب ؛ به درک واصل شدن نعمان بن ثابت ابوحنيفه -  به درک واصل شدن محمد بن ادريس شافعي - هجرت مسلمانان به حبشه - غزوه نخله - وفات نجاشي پادشاه حبشه

+ نوشته شده در روز  شنبه دوازدهم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 1308هجری قمری

محل ولادت: اصفهان

وفات:1403هجری قمری

محل دفن: تخت فولاد اصفهان

محل تحصيل: اصفهان

اساتيد: حضرات سيد ابوالقاسم دهكردي، ميرزا علي آقا شيرازي، ميرزا علي اصغر شريف و...

تأليفات: اربعين الهاشميه، تفسير مخزن العرفان و...

وي در پانزده سالگي به همسري پسر عمويش معين التجار در آمد. زندگي خانوادگي و تربيت فرزندان بر فراگيري دانش او اثري نداشت. علامه محمد تقي جعفري در مورد ايشان ميگويد: "با توجه به اثار قلمي كه از خانم امين در دسترس ما قرار گرفته به طور قطع ميتوان ايشان رايكي از علماي برجسته عالم تشيع معرفي كرد و با توجه به مقامات عاليه روحي كه ايشان بدان موفق شده اند بايد ايشان را نخبه اي از دانشمندان به شمار آورد."
در علم اموزي همتي بلند داشت.
هشت فرزندش به علل مختلف از قبيل بيمار ي وغيره و... از دست رفتند و تنها يك پسر برايش باقي ماند. وقتي دو فرزندش به فاصله چند روز از دنيا رفتند آيت الله نجف آبادي سه روز درس راتعطيل كرد، روز چهارم ،بانو امين به دنبال استاد فرستاد وعلت تعطيلي را جويا شد. آيت الله نجف آبادي گفت: "من شرمم ميشود كه چون بچه شما تازه از دنيا رفته است براي درس بيايم."
خانم امين پاسخ داد: "من پيش خدا شرمم مي شود كه سه روز است چيزي نخوانده ام! خدا يك چيزي به من داد خودش هم گرفت."
ايشان روي تحصيلات بالاي علمي تأكيد داشت و در عين حال مي فرمود: "علم با عمل، علم با تهذيب، علم با تزكيه. اگر علم بدون تزكيه شد، براي انسان غرور وحجاب مي آورد، ممكن نيست كه انسان بتواند صعود كند. سقوط، حتمي وصد در صد است. نفس را تزكيه كنيد كه بعثت انبياء به همين دليل بوده است."
در همين راستا، وي به واجبات ومحرمات اهميت مي داد نيمه شب ها تا سحر گاه به تجد مي پرداخت وبراي زيارت مشاهده شريفه وقبور اولياء الهي اهميتي فوق العاده قائل بود.
از كارهاي ارزشمند او تأسيس يك دبيرستان دخترانه اسلامي ويك مدرسه ديني بانوان بود.

+ نوشته شده در روز  شنبه دوازدهم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

امروز کاروان عشق راهی مکه میشه...

این آخرین سفر حسین بن علی ست ،

این آخرین سفر عباس بن علی ست ،

اونم چه سفری...

سفری که یادگارای حسن رو از حسین میگیره ،

سفری که جوونای زینب رو از حسین میگره ،

سفری که گل پسر لیلا رو از حسین میگیره ،

سفری که رقیه خاتون رو یتیم میکنه ،

سفری که علی اصغر 18 روزه توش عمر کوتاهشو میگذرونه...

حسین میره تا اسلام رو تو سرزمین کربلا زنده کنه...

حسین میره تا عزیزترین عزیزاشو فدای اسلام کنه...

حسین با پای خودش داره به قتلگاه میره و چقدر بدرقه کننده داره...

به ناقه ها و ساربونا بگین آهسته برن این سفر به مقصد نمیرسه...

آره ، امروز کاروان بدرقه حسین راهی کربلا میشه...

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه نهم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

مبعث خاتم الانبیاء محمد مصطفی

 را خدمت شما عزیزان تبریک عرض مینمایم

 

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و بركت ده بر محمد و آل محمد

 وَتَحَنَّنْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَسَلِّمْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

و مهرورز بر محمد و آل محمد و سلام فرست بر محمد و آل محمد

كَاَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ

بمانند بهترين درود و بركت و رحمت و مهر و سلامى كه بفرستى

عَلى اِبْراهيمَ وَ الِ اِبْراهيمَ

 

بر ابراهيم و آل ابراهيم

 

اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ

كه براستى تو ستوده و بزرگوارى

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّدا الْوَسيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالْفَضيلَةَ وَالْمَنْزِلَةَ الْكَريمَةَ

خدايا بده به محمد مقام وسيله را و شرافت و فضيلت و منزلتى بس گرامى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ اَعْظَمَ الْخَلايِقِ كُلِّهِمْ شَرَفاً يَوْمَ الْقيامَةِ

خدايا قرار ده محمد و آل محمد را در شرافت بزرگترين خلائق در روز قيامت

وَاَقْرَبَهُمْ مِنْكَ مَقْعَداً وَاَوْجَهَهُمْ عِنْدَكَ يَوْمَ الْقِيامَةِ جاهاً

و نزديكترين ايشان به خودت و آبرومندترين آنها پيش خود در روز قيامت

 

وَاَفْضَلَهُمْ عِنْدَكَ مَنْزِلَةً وَنَصيباً

 

و برترين ايشان در منزلت و بهره

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً اَشْرَفَ الْمَقامِ وَحِبآءَ السَّلامِ وَشَفاعَةَ الاِْسْلام

خدايا عطا فرما به محمد شريفترين مقام و جايزه سلام و شفاعت دين اسلام را

اَللّهُمَّ وَاَلْحِقْنا بِهِ غَيْرَ خَزايا وَلا ناكِثينَ

و اى خدا برسان ما را به او در حالى كه نه رسوا باشيم و نه پيمان شكن

 

وَلا نادِمينَ وَلا مُبَدِّلينَ

 

و نه پشيمان و نه تغيير دهنده احكام


اِلهَ الْحَقِّ آمينَ

اى معبود بر حق آمين

 

 

شب گشت و تيرگي همه جا را فرا گرفت

 

وز نور ماه دامن گيتي ضيا گرفت

 

ماه رجب به شوق وصال خداي خويش

 

جا در درون غار حرا مصطفي گرفت

 

مهد صفا به غار حرا تا نهاد پاي

 

غار حرا ز يمن قدومش صفا گرفت

 

پاسي ز شب گذشت كه از ماوراي عرش

 

نوري جهيد و جلوه اش ارض و سما گرفت

 

روح الامين به غار حرا آمد و بگفت

 

اين آيه را بخوان كه دل از او جلا گرفت

 

اقراء باسم ربك يا ايها الرسول

 

كز خواندنش سزاست ره هر خطا گرفت

 

بايد براي كشتن نمروديان دهر

 

جا در درون آتش عشق خدا گرفت

 

تا بگسلي ز پاي تو زنجير بردگي

 

بايد به دست خويش چو موسي عصا گرفت

 

محكم ببند دامن همت كه ز امر حق

 

بايد به دست خود علم اقتدا گرفت

 

كاخ بتان خراب كن و كاخ معدلت

 

آباد كن كه دست توم را كبريا گرفت

 

تاج رسالتي كه بفرقت نهاده حق

 

ارض و سما ز قدر و بهايش بها گرفت

 

برخيز و گو بخلق جهان اين كلام نغز

 

بايد براي درد خود از حق دوا گرفت

 

بانگي بر آر از دل و برگو خدا يكي است

 

آن خالقي كه خلق ز وجودش بقا گرفت

 

« ژوليده » شاد زي كه براي نجات خلق

 

احمد به دست خويش كتاب خدا گرفت

 

 

سخنان ناب محمدی:

 

اگر آنقدر خطا کنید که خطاهایتان به آسمان برسد و سپس توبه کنید خدا توبه شما را می پذیرد.

اگر بندگان گناه نمی کردند ٬ خداوند عزوجل خلقی می آفرید که گناه کنند تا بیامرزدشان که او آمرزگار و رحیم است.

خداوند با حیا و بخشنده است ٬ وقتی مردی دست های خود را به سوی او بلند کرد ٬ شرم دارد که آن را خالی و نومید باز گرداند.

خداوند پرده بنده ای را که یک ذره نیکی در او باشد نمی درد.

خداوند وقتی خلق را بیافرید بر خویش مقرر داشت که رحمت من بر خشم من غلبه خواهد یافت.

خداوند به جوان عابد بر فرشتگان مباهات می کند و می گوید بنده مرا بنگرید که بخاطر من از تمایلات خود چشم پوشیده است.

خداوند گوید تا هنگامی که بنده ام مرا یاد می کند و لبهایش به نام من می جنبد با او هستم.

+ نوشته شده در روز  سه شنبه هشتم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 چشم گردون در عزاى موسى جعفر گريست

 ديده ى خورشيد بر آن ماه خوش منظر گريست

 گر چه او پروانه ى حق بود اما همچو شمع

 در مناجاتش ز هجر دوست پا تاسر گريست

 ژرف زندان بهر او معراج قرب دوست بود

 عاشق صادق ز هجران رخ دلبر گريست

 گه به ياد مادرش زهرا فغان از دل كشيد

 گاه بر مظلومى شير خدا حيدر گريست

 او كه خود مظلوم و در بند ستمگر بود اسير

 بر غريبى شهيد كربلا يك‏سر گريست

 ديده ى عشاق از داغ امام عاشقان

 در دل صحراى غم يك آسمان اختر گريست

 حضرت معصومه زين ماتم فغان از دل كشيد

 در مدينه از غم مرگ پدر دختر گريست

 در عزاى ناخداى فلك تسليم و رضا

 پور دلبندش رضا در موج غم گوهر گريست

عبدالله قروى از پدرش نقل كرده گويد: محضر فضل بن ربيع رفتم، او در پشت بام نشسته بود، گفت: نزديك بيا، نزديك رفتم تا محاذى او شدم، گفت: به آن اتاق نگاه كن، نگاه كردم ،گفت: چه چيز مى‏بينى؟ گفتم: يك لباس كه به زمين انداخته‏اند. گفت: دقت كن، بدقت نگاه كردم، گفتم: مردى را مى‏بينم كه در حال سجده است .
گفت: او را مى‏شناسى؟ گفتم: نه، گفت: او مولاى تواست، گفتم: مولاى من كيست؟ گفت: خود را به نادانى مى‏زنى؟! گفتم: نه، ولى براى خود مولايى نمى‏شناسم. گفت: اين ابوالحسن موسى بن جعفر است، من شب و روز حال او را زير نظر دارم، او را هميشه در اين حال يافته‏ام، او نماز صبح را مى‏خواند، تا طلوع آفتاب به تعقيب مى‏نشيند، بعد سر به سجده مى‏گذارد تا ظهر مى‏رسد، به بعضى از خدمتكاران زندان گفته است چون ظهر شود او را خبر كند. وقتى كه غلام، اعلام ظهر مى‏كند، برخاسته بدون وضو شروع به نماز مى‏كند، از آن مى‏دانم كه در سجده نخوابيده است .

+ نوشته شده در روز  یکشنبه ششم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

  زير اين رنگ سپيد، رو سياهند همه

                                                               بين اين قوم نمان، که تباهند همه

  دل ديوانه برو، سر به بيراهه بزن

                                                     که در اين وادی تنگ، سر به راهند همه

  خويش را وسوسه کن، گندمی را بِرُبا

                                                                تا نگويند هنوز، بی گناهند همه

  پاک و آزاد بخند، بين اين مردم تلخ

                                                          که به ديوانگی ات، صد گواهند همه

  بايد آغاز شوی، بالِ پرواز شوی

                                                        صبح در طالع توست، شامگاهند همه

  روی اين مشق سکوت، خطّ فرياد بکش

                                                                تا بدانند که باز، اشتباهند همه

  بخت اين مردم شوم، رخت فردای تو نيست

                                                   چون که در شهر شکست، پادشاهند همه

+ نوشته شده در روز  شنبه پنجم مرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
مداح مظلوم
انسان کامل
کربلایی حسین عینی فرد
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان