تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد...

جان ننه جوان ننه... 

               جان ننه جوان ننه...

                               جان ننه جوان ننه... 

                                               جان ننه جوان ننه...

                                                               جان ننه جوان ننه...

امام حسن و امام حسين عليهماالسلام از در وارد شدند و ديدند

مادرشان خود را پيچيده و خوابيده است.

گفتند : اسماء ، مادرمان در اين ساعت نميخوابيد!

اسماء گفت : فرزندان پيامبر ، مادرتان خواب نيست ،

بلکه از دنيا رفته است...

وقتي اين حرف را شنيدند امام حسن عليه السلام خود را روي

جنازه مادر انداخت و گفت : مادر جان ، پيش از آنکه روحم از بدن

جدا شود با من سخني بگو.

امام حسين عليه السلام پاي مادر را ميبوسيد و ميگفت : اي مادر ،

من پسرت حسينم. پيش از آنکه قلب من از جا کنده شود و بميرم

با من تکلم کن.

نفسي علي زفراتها محبوسـة              يا ليتهـا خرجت مع الزفرات

لاخير بعدک في الحياة و انما              ابکي مخافة ان تطول حياتي

 

لعن الله ظالميک يا فاطمة

+ نوشته شده در روز  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

به مناسبت ایام فاطمیه:

 

- نمیگم کل ماه رو ، نمیگم کل دو دهه رو ، حتی نمیگم یه دهه...
میگم سه روز ؛ یه روز تو فاطمیه اول ، یه روز بین دو فاطمیه ، یه روز فاطمیه دوم...
به نیت خانم فاطمه زهرا روزه میگیریم ؛ انشالله قبول کنه همگیمونو به کنیزی و نوکری...

 

- کنفرانسای فاطمیه وبلاگ سید از پایان اردیبهشت ماه شروع میشه و تا پایان خرداد ماه ادامه داره...
اگه میخوای بیای مجلس خانم و ادای دین کنی آیدیت و روز مورد نظرت رو بذار تو نظرات...

دوشنبه 30 ارديبهشت : با موضوع ماجراي سقيفه بني ساعده تا قبل از هجوم به خانه اميرالمومنين
پنجشنبه 2 خرداد : با موضوع ماجراي فدک و خطبه فدک
دوشنبه 6 خرداد : با موضوع هجوم به خانه امیرالمومنین و شهادت خانم فاطمه زهرا
دوشنبه 13 خرداد و پنجشنبه 23 خرداد و پنجشنبه 30 خرداد : با موضوع قاتلين خانم فاطمه زهرا
ساعت شروع جلسات : 23:30

در اين جلسات بعد از پرداختن به موضوع هر جلسه هر روایت دیگه ای درباره خانم اومده رو میتونید عنوان کنید...

مگه ميشه براي خانم مجلس بذاري خانم به اون مجلس نیاد!!!؟؟؟...

+ نوشته شده در روز  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

اگر روزي دشمن پيدا کردي بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي...

اگر تهديدت کردند بدان در برابرت نا توانند...

اگر خيانت ديدي بدان قيمتت بالاست...

اگر ترکت کردند بدان با تو بودن لياقت ميخواهد...

+ نوشته شده در روز  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

به مناسبت سالروز ولادت دخت اميرالمومنين (ع)

وبلاگ سيد تقديم ميکند:

پوستر سید با حاج غلامرضا عینی فرد زنجانی

و

سي دي مولودي سالروز ولادت حضرت علی اصغر (ع)

در حرم امامزاده داوود سال 83

با مداحي سيد و نريمان

را میتوانید از موسسه ساجدین تهیه نمایید

   ز مهرت دعا را به ياد آورم                               ز نامت ‏خدا را به ياد آورم 

   چو مهتاب ياد تو جاري شود                             غمي آشنا را به ياد آورم 

   چو از درد پنهان بگريد دلم                               شما را، شما را به ياد آورم 

   از آن همدمي با شهيدي که بود                         صداقت، صفا را به ياد آورم 

   بپرسند اگر چيست‏ حال دعا                              همان روزها را به ياد آورم 

   از اشکي که در من سفر مي ‏کند                       غم بي‏ صدا را به ياد آورم 

   عجب نيست در روز ميلاد تو                            شب کربلا را به ياد آورم

 

نازنين بانو! فداي اشک چشمانت ‏شوم 

         تا که فرصت هست رخصت ده که قربانت ‏شوم 

آن تن نازک تر از گل از چه پژمرده، بگو! 

                         نيم جو ارزش ندارم تا مگر نانت‏ شوم 

آه از آن روزي که تنها در هواي کربلا 

                                           درد غربت داشتي... بگذار درمانت‏ شوم 

نذر کردم زائر کوي تو باشم تا ابد 

              تا دم مرگم گلاب و عود و قرآنت ‏شوم 

کافرم بي ‏عشق تو، برخيز و در جانم بريز 

                                    شهد شيرين اذان را تا مسلمانت ‏شوم

+ نوشته شده در روز  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 13135 هجري قمري

محل ولادت: نجف

وفات: 1395 هجري قمري

محل دفن: مشهد

اساتيد: حضرات ميرزا حسن نائيني، سيد ابوالحسن اصفهاني، آقا ضياءالدين عراقي و...

شاگردان: حسين وحيد خراساني، محمد تقي جعفري، کاظم مدير شانه چي و...

تاليفات: محاضرات في الفقه الامامية، تفسير سوره جمعه و تغابن و...

او فقيهي متبحر ، مرجعي برجسته ، عالمي بزرگ و جامع معقول و منقول بود و در فقه ، اصول ، فلسفه ، تفسير ، حديث ، رجال ، تاريخ و ادبيات تبحر داشت. جلسات درس ايشان در حوزه نجف بسيار با شکوه بود. او در تسلط به مباني فقهي و اصولي و دقت عقلي و عرفي در تبيين مسائل شهرت داشت.
بر این باور بود که درک حقایق عالم برای انسان بدون تابش نور الهی بر دل و جان ممکن نیست. به گفته یکی از
شاگردان، تداوم عجیبی نسبت به نماز شب داشت و می فرمود: (( توفیقات پروردگار در شب زنده داری و نماز شب است.)) علامه طباطبایی هر گاه به مشهد مشرف می شد مقید بود که در نماز جماعت ایشان شرکت کند.
یکی از فرزندان او از مرحوم آیت الله محمد علی اراکی نقل می کند: (( جمعه شبی در حرم مطهر امام رضا (ع) به حضرت التماس کردم که یکی از اولیای خودت را به من معرفی کن! آمدم منزل و خوابیدم. در خواب به من گفتند: "بلند شو که یکی از اولیای الهی می آید." برخاستم، دیدم خانم سماور را روشن کرده و میگوید: "در خواب به من گفتند پاشو سماور را روشن کن کن یکی از اولیای الهی می آید!" در همین حال در زدند. وقتی در را گشودم، دیدم آیت الله میلانی است.))

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

1 ربيع الثانی ؛ قیام توابین به خونخواهی امام حسین (ع)

6 ربيع الثانی ؛ به درک واصل شدن هشام بن عبدالملک

8 ربيع الثانی ؛ ولادت امام عسکري (ع)

10 ربيع الثانی ؛ شهادت حضرت معصومه (س)

12 ربيع الثانی ؛ انقراض بنی امیه و تاسیس حکومت بنی عباس

14 ربيع الثانی ؛ قیام مختار

22 ربيع الثانی ؛ وفات موسی مبرقع بن جوادالائمه (ع)

25 ربيع الثانی ؛ خلع معاویة بن یزید از خلافت به دست خود

آخر ربیع الثانی ؛ به درک واصل شدن خالد بن ولید بن مغیره مخزومی

+ نوشته شده در روز  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 1279 هجري قمري 
                           
محل ولادت: اصفهان

وفات:          
                     
محل دفن: مشهد

محل تحصيل: اصفهان و نجف

اساتيد: حضرات سيد مرتضي كشميري، جهانگير خان قشقايي وسيد محمد فشاركي و...

استاد عرفان: شيخ محمد صادق تخته فولادي

اين عارف شهير از جميع علوم ظاهري وباطني بهره فراوان داشت ومعتقد بود كه بعد از تحصيل علوم واجب همچون توحيد واحكام شريعت تحصيل ساير علوم نيز لازم وممدوح وجهل به انها مذموم وناپسند است.ايشان فقه وتفسير وهيئت ورياضيات را براي طلاب تدريس ميكرد اما با انكه در فلسفه وعلوم الهي تبحر داشت تدريس نميكرد وميفرمود:"بخشي از معضلات حكمت وفلسفه جز به مكاشفه حل شدني نيست وطالب اين علم بايد اخبار معصومين عليه السلام را كاملا مطالعه كرده باشد."
از ايشان كرامات بسياري نقل است كه از ان در خدمت به خلق استفاده ميكرد و به فرزندش توصيه ميكرد:"رياضيات تو خدمت به خلق خداست." شخصي ميگفت :"برادرم به علت حمله صرع در جوي اب افتاد واب جنازه او را زير پلي برد. پس از دوساعت جنازه را بيرون كشيديم . با ناراحتي نزد شيخ حسن رفته وماجرا را گفتيم.ايشان با انگشت خود به پيشاني جنازه اشاره كرد ودعايي خواند .ناگاه برادرم عطسه اي كرد وبرخاست!"
اما كرامت واقعي او سجده هاي طولاني وسوز وگداز شبانه وپرواي الهي او بود شبهاي زمستان بر بام حرم رضوي سر به سجده مينهاد وچون سحرگاه به سراغ او ميامدند ميديدند برف بسيار بر پشتش نشسته است. هر سال سه ماه رجب وشعبان ورمضان وايام البيض را روزه بود وشب ها تا صبح نميارميد. يك بار در صحن عتيق رضوي در حالت وكاشفه حضرت علي ابن موسي الرضا عليه السلام را ديد كه جنب ايوان عباسي نشسته اند و زوار را نظاره ميكنند پس وصيت كرد كه اورا در همان محل استقرار كرسي امام رضا عليه السلام به خاك بسپارند.
فرزندش ميگويد:"به دستور پزشكان پدرم در بيمارستان بستري شد .روزي درراه بيمارستان چشمم به صحنه اي افتاد . چون به خدمت پدر رفتم مرا مواخذه كرد عرض كردم:"به عمد خطايي مرتكب نشدم." فرمود:"ميدانم ولي تو كه در خيابان جوياي كسي نبودي چرا نگاهت را گرداندي تا به نامحرمي تصادف كند؟!"

+ نوشته شده در روز  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

امروز بی آنکه به رویم بیاورم که چه روزیست به تماشای سی دی هایت نشستم و با خود خندیدم به هر آن چیز که گریستنی بود... به عینک هفده سالگیت ، به موهای 22 سالگیت ، به شلوار 25 سالگیت و...
سال به سال شکسته شدنت را میدیدم و اینبار میگفتم: " چقدر بزرگ شدی! " تا به جایی رسید که آنقدر بزرگ شدی که... اسیر آرزوهای محال شدم... کاش همان هفده ساله میماندی... نه ، کاش همان کودک 4 ساله میماندی... آن هم نه ، کاش همان نوزادِ...

ولی واقعیت این بود که بیست و دو ماه از رفتنت میگذرد...

حالا که رفته اي ، نه ستاره ها را دوست دارم ، نه آفتاب را ، چگونه بي تو ميميرند و ، زنده ميشوند!؟
حالا که رفته اي ، پرنده اي آمده است ، در حوالي همين باغ روبرو ، هيچ نميخواهد ، فقط ميگويد: ، کوکو؟
حالا که رفته اي ، دل دليل مي آورد و ، عشق گريه ميکند ، با اين همه ، جاي خالي ات پُر نميشود ، نه با خيال نه با خاطره
حالا که رفته اي ، تعجب ميکنم ، چرا کفش هايت را نپوشيده اي!؟
حالا که رفته اي ، به همه سُرنگ هاي جهان ، نفرين ميکنم ، به همه سُرنگ هاي جهان ، که يک خط در ميان ، خونت را مکيده اند

+ نوشته شده در روز  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

مطالعه این پست وبلاگ سید

را به شما پیشنهاد میکنم

قسمت هایی که در متن با علامت * مشخص شده در پایان به صورت کامل آمده حتما مطالعه کنید

ساعتها میگذرد و من هنوز هیچ جمله ای روی ورق نیاوردم...انقدر این روزها خسته و زخمی روزگار هستیم که دیگر نه جایی برای زخمی تازه داریم و نه حالی برای مرحم...
سه ماه پیش یعنی درست محرم پارسال بهمن ماه ، ماهنامه ای با نام سپیده دانایی در شماره نهم خود مطالبی ویژه با عنوان مداحی پاپ را با تیتر درشت "از نریمان تا سیدذاکر" به چاپ رسانید که در آن به بررسی هیئات عزاداری و مداحی پرداخته بود و در این بین هم *1مصاحبه ای انتقادآمیز با عبدالرضا هلالی انجام داده بود و دو صفحه را نیز به *2مقاله ای توهین آمیز درباره سید و نریمان اختصاص داده بود!!! جای تعجب داشت ، یک مجله چند ماهه روانشناسی را چه به نگاه منتقدانه به پرونده مداحی!!! دلم بدجوری گرفت...این مقاله و مصاحبه دیگر اخبار تلویزیون نبود بی نام و با تصاویر شطرنجی یا...که بگوییم ما چرا به خودمان میگیریم ، این اسم و عکس سید بود که در میان مقاله و مصاحبه ای غیر حرفه ای خودنمایی میکرد و دلم را میسوزاند... با این جسارتها همینجور که پیش برود فکر میکنم تا سالگرد سید وانتی ها هم به جای اینکه در بلندگوهایشان داد بزنند هندونه شیرین ، فریاد بزنند سیدِ...
به رسم وبلاگ سید رک و بی پرده و منطقی *3متنی را بعد از بازگشت از سفر کربلا و قبل از سال نو به سه آدرس ایمیلی که از ماهنامه در دست داشتم سه بار فرستادم و بعد از یک ماه جوابی کوتاه از روابط عمومی ماهنامه در حد درخواست مکالمه تلفنی دریافت کردم. در پی این جواب چند نفر از بچه های خارج نت که از ابتدای چاپ این مطالب قصد رفتن به ماهنامه و گفتگو با مسئولین آن را داشتند از من تقاضا کردند از طرف وبلاگ سید حضورا به ماهنامه بروند ولی این جریان فقط به وبلاگ سید مربوط نمیشد که با یک گفتگوی حضوری یا تلفنی خصوصی حل شود و تمام ، پس بعد از یک هفته مجددا ایمیلی به ماهنامه فرستادم و خواستار جوابیه کتبی شدم و اعلام آمادگی کردم که در صورت لزوم مکالمه تلفنی هم میتوانیم داشته باشیم. جوابیه آمد و گفتگویی تلفنی نیز بین من و روابط عمومی ماهنامه صورت گرفت البته نه با مضموم عذرخواهی آنها ولی با توضیح و توجیه مقاله...
به صورت کلی نتیجه خوبی داشت :
گفتند که قصد توهین نداشتند ، فقط برای روشن سازی هیئات اصیل دست به نوشتن این ویژه زدند ، با کسی خصومت شخصی ندارند ، مقاله چاپ شده برگرفته از تحقیقی در شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده که تازه ماهنامه با کلی سانسور چاپ کرده،...
گفتم که بین این همه مقاله چرا باید این مقاله انتخاب به چاپ میشد ، اگر قصد خیری در کار بود بهتر بود اسمی برده نمیشد تا اثر کند نه باعث موضع گیری شود ، اگر سید بود و این حرفها زده میشد بحثی نبود خودش میدانست چه جوابی بدهد ولی حالا این کار اصلا درست نیست ، ارتباط هر کس با آل الله به خودشان ربط دارد و جایگاه قضاوت مخصوص رب العالمین است اگر این جایگاه رو به ما میدادند ما نعوذبالله خدا را هم زیر سوال میبردیم ،...
به نقاط مشترکی رسیدیم ، آنها مایل به همکاری بنده با خود در این زمینه بودند ، من گفتم برای گرفتن شماره جدید و قدیم ماهنامه شخصا به دفتر ماهنامه خواهم رفت...
شماره دوازدهم ماهنامه چاپ شد و قبل از اینکه برای گرفتن آن از خود ماهنامه اقدام کنم توسط یکی از عزیزان به دستم رسید. فرق چیزی که این بین گذشته بود با آن چیز که در ماهنامه با عنوان *4بازتاب چاپ شده بود تمام آن گفتگوی دوستانه را در خاطرم تیره و تار کرد...
اولین موردی که به چشمم میخورد جای خالی نویسنده این صفحه و آن مقاله "از نریمان تا سیدذاکر" بود! دومین مورد خاله زنک وار بودن مطالب بود که قسمتهای پشت پرده که از نظرشان جالب مینمود با آب و تاب نقل کرده بودند! سومین مورد کادر جداگانه تکذیب عذرخواهی سپیده دانایی از اشخاص حقیقی و حقوقی بود که چنان با کلماتی محکم قلم خورده بود که گویا عذرخواهی از گناهان کبیره است و  غیبت و توهین و تهمت و قضاوت نا به جا و دروغ خصوصا درباره اولاد پیغمبر و ذاکر آل الله کاری ثواب و خیر میباشد! با اینکه وقتی بار دیگر متن ایمیلم را مطالعه کردم دیدم با توجه به آن بله احتیاج به عذرخواهی از هیچ شخص حقیقی و حقوقی نیست بلکه احتیاج به طلب آمرزش از خداوند و حلالیت از این سید طباطبایی ست که درک و فهم آن نیز به میزان تقوای خود فرد است... چهارمین مورد کلمات و جملاتی بود که درباره خودشان و دیگران به کار برده بودند که مطالب و برخورد خود را منصفانه ، مودبانه ، محترمانه ، منطقی و با ادبیاتی مناسب  و  مطالب و برخورد دیگران را غیرمنصفانه ، توهین آمیز ، تند ، غیرمنطقی و با ادبیاتی نامناسب دانسته بودند! پنجمین مورد متن سانسور شده ایمیلم بود یعنی فقط قسمتهایی که به انتقاد مقاله "از نریمان تا سیدذاکر" و مصاحبه عبدالرضا هلالی پرداخته بودم وجود داشت و اثری از قسمتهای مربوط به سید نبود!
با توجه به این تفاسیر نمیدانم واقعا ماهنامه سپیده دانایی به دنبال چیست!؟:
به دنبال بررسی پرونده مداحی ست؟ مگر این کار از ما ساخته است! به دنبال ایجاد حاشیه برای مادحین است؟ به دنبال ایجاد درگیری بین مادحین است؟ به دنبال کوبیدن شخصیت مادحین است؟ به دنبال بالا بردن تیراژ ماهنامه است؟ خب آخر وعاقبت این کارها چیست! امتیاز میدهند! ثواب دارد! به درد آخرت میخورد! کلید در باغ بهشت است!
این ذاکرین آل الله با سادگی و حسن نیت راضی به مصاحبه میشوند بی خبر از اینکه قرار است از حرفایشان در جهت های فوق استفاده بشود نه هیچ چیز دیگر...
با این اوضاع بنده هم رفتنم به ماهنامه به عنوان مدیریت وبلاگ سید چه دردی دوا میکند. من در جایگاهی نیستم که از جانب سید حرفی بزنم و در حد خودم گفتنی ها را گفتم اگر آنها نیز حسن نیت داشتید متن را به نفع مقاصد خود با سانسور چاپ نمیکردند و به جای بیست خط توضیح و تفسیر بی جا از شخصیت من و یک صفحه گزارش پشت صحنه جوابیه معقولانه ای مینوشتند و به قول خودشان فضایی برای همکاری باز میکردند. من و وبلاگ سید منبری برای تبلیغات و تاختن به بندگان خداوند نیستیم و آنقدر بی غیرت نشدیم که به دو کلمه گول زننده چشم روی این همه توهین و تمسخر ببندیم...
انشالله اینگونه که ما دیگران را زیر سوال میبریم خداوند در آخرت ما را زیر سوال نبرد...

از تمامی عزیزان خواهشمندم با هرگونه عکس العمل به این جریان

یا پیگیری شماره های بعدی ماهنامه به ادامه این جریان دامن نزنند...


  مصاحبه عبدالرضا هلالی:

صفحه اول       http://i28.tinypic.com/11tbev7.jpg

صفحه دوم      http://i31.tinypic.com/9aqz2b.jpg

صفحه سوم    http://i29.tinypic.com/34s13wg.jpg

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  مقاله از نریمان تا سیدذاکر:

صفحه اول     http://i30.tinypic.com/sxkti9.jpg

صفحه دوم    http://i28.tinypic.com/692b15.jpg

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*3 ایمیل وبلاگ سید به ماهنامه سپیده دانایی همراه با قسمتهای سانسور شده:

سلام عليکم خدمت سردبير و مدير مسئول ماهنامه سپيده دانايي
بنده مديريت وبلاگ سيد محمد جواد ذاکر طباطبايي به آدرس اينترنتي
www.seyedzaker.blogfa .com مي باشم.
در شماره نهم مجله به تاريخ هشتم بهمن ماه مطالبي ويژه با عنوان مداحي پاپ به چاپ رسانديد که بسيار تاسف انگيز و ناراحت کننده بود... با خواندن متن دو صفحه ايتان درباره سيد و نريمان هنوز شوکه ام!!! چنان نام مداحي پاپ و تفاسيرتان برايم غريبي مي کرد که انگار دارم مطالبي در مورد گروهکهاي رپي و هيپي و... يا خوانندگان هوي متال يا شيطان پرستان مطالعه مي کنم!!! وقتي اطلاعاتي درباره اين موضوع نداريد چه اجباريست دست به قلم بشويد!؟ آن چيز که شما نامش را مداحي پاپ گذاشته ايد تا آنجا که به ياد ما مي آيد از قديم الايام به سبک شور معروف بود و سبک در مداحي نيز چيز عجيب و غريبي نيست و سبکهاي ديگري نيز در مداحي وجود دارند که هيچکدام ربطي به ضد شرع و عرف بودن ندارند...
از ريخت و قيافه طرف گرفته  تا  روش مداحي اش براي آل الله  تا  اعتقادات ديني و ملي اش  تا... همه چيز را زير سوال برديد که چه!!!؟ براي افرادي که آبروي سيد اولاد پيغمبر را بريزند ، پشت سر از دنيا رفته قضاوت نا به جا کنند ، تهمت بزنند و توهين کنند روايتي در خصوص نويد بهشت آمده و ما بي خبريم؟ وقتي چنان از رفتارها و حرکات سيد مي نوشتيد که گويا فاعل هنرپيشه اي لامذهب بيش نيست به گوشتان نرسيد که سيد از معدود ذاکرين با اخلاص آل الله بوده و هست!
بارها خوانديم و نوشتيم داستان راز و نياز چوپان با خداوند را و عبارت " در زيارت هيچ آدابي مجوي هر چه مي خواهد دل تنگت بگوي" ولي ياد نگرفتيم...
با خواندن اشعار آل الله روي آهنگ چه درون مرزي باشد و چه برون مرزي ( که از نظر من هيچ فرقي ندارند ) موافق نيستم ولي عقيده ام اين است که با اين کار ثابت مي کنيم به جاي اشعار مبتذل مي توان از اشعار معنوي استفاده کرد و شنونده و ماندگاري بيشتري داشت. به نظر من اين خود يک حرکت فرهنگي ست؛ به نظر شما اين همان مشت بر دهان ابتذال کوبيدن نيست؟ يک روز افتخار مي کرديم به شيعه بودنمان، به محرم و صفري که با ذکر همين ذاکرين اسلاممان را زنده نگهداشته، به همدرديمان بعد از 1400 سال با آل الله در همين هيئات حال چه شده که اينطور بي تفکر در پي اشعار و حرکات و... چماق برداشتيم!!!؟ چرا نمي آييم پيش از کوفتن اين چماق بر سر مذهبمان صفحات تاريخ بزرگان دين از پيامبران تا امامان تا صالحان را ورقي بزنيم و ببينيم ما آئينمان با آنان يکي ست يا افرادي که زير چماقمان له شدند؟  مگر نه اينکه رهبر کبير انقلاب امام خميني (ره) فرمودند: "الان 1400 سال است که با اين منبرها، روضه ها و مصيبت ها ما را حفظ کرده اند."؟
به نظر مي رسد که نويسنده محترمتان تا به حال نه حتي يک سي دي از مجالس سيد ديده نه حتي به هيئات ديگر سري زده و با فرهنگهاي مختلف عزاداري و مداحي کاملا بيگانه است! سيد تمامي مجالسش را با دعاي فرج شروع مي کرد  ،  در اکثر مجالسش با اشعار و سخناني به توضيح لغاتي که به کار مي بردند مي پرداخت  ،  در آخر تمامي مجالسش براي سلامتي رهبر و شهدا دعا مي کرد  ،  در هيئات بزرگ و شناخته شده اي همچون جنت الحسين کاشان (متعلق به آقاي رضا قصاب يزدلي)، شيفتگان رقيه (متعلق به آيت الله سيد محمد سجادي) و لواءالزينب قم، زينبيه و حيدريون زنجان (متعلق به استاد غلامرضا عيني فرد)، هيئت استاد سيد حسن خوش زاد و علمدار مشهد، انصارالزهرا تهران (متعلق به حاج محسن فيضي) و ديگر هيئات سراسر کشور و حرم امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) ميان جمعيت علناً مداحي مي نمود  ،  اشعار بزرگاني چون حافظ، استاد سيد حسن خوش زاد، استاد حسن قصاب يزدلي و... را مي خواند ، با افراد سرشناس مذهبي همچون آيت الله سيد محمد سجادي، حاج آقا دارستاني، استاد حاج محمد تقي شريعتي زنجاني، استاد غلامرضا عيني فرد زنجاني و... نشست و برخاست داشت  ،  در خانواده اي مذهبي و اصيل طباطبايي با پدر و برادري روحاني پرورش يافته بود و با دختر حاج آقا طباطبايي يکي از روحانيون سرشناس قم وصلت نمود  ،  کتاب اشعار و زندگينامه اش  و  سي دي تمامي مجالس مداحي و مراسم تشيیع و ختمش  و  عکسها و پوسترهايش بدون هيچ مانعي به چاپ رسيده و در سراسر کشور پخش شده  ، ... حال اين فرد مي توانسته آن شخصيتي باشد که شما از وي ساخته ايد!!!؟؟؟
از خواندن متن مصاحبه با عبدالرضا هلالي نيز بسيار متعجب شدم، آيا واقعا اين متون حرفهاي عبدالرضا بود!!!؟ باورش سخت است... قسمتي از جوابها به قدري بي معني و مسخره جلوه مي کرد که هنگام خواندنشان بارها و بارها با خود گفتم: کاش از من به عنوان کمترين محب آل الله اين سوالها پرسيده مي شد. مطمئنا به جاي آبروريزي از جامعه مداحان و ذاکرين آل الله و استفاده از اسم ذاکر با اخلاصي که دستش از دنيا کوتاه است جوابهاي با معنا تر و عاقلانه تري مي دادم... هر چه پرسش و پاسخ ها را زير و رو کردم باز هم دليلي براي کشيده شدن اسم سيد محمد جواد ذاکر طباطبايي به اين مصاحبه پيدا نکردم!!! عبدالرضا چگونه به خود اجازه داد اينطور از او و مداحي سخن بگويد!!!
عبدالرضا، سيد اشتباه کرده!؟ سيد توبه کرده!؟ تو نوار توبه اش را داري!؟ از جده سادات نمي ترسي که اين حرفها را ميزني؟؟؟ سيد در تنهايي و انزوا مُرد!؟ وقتي به ملاقاتش رفتي حضور عشاق را پشت درب هاي بيمارستان نديدي؟؟؟ وقتي بدن بي جانش را در خاک مي گذاشتي نديدي سياهي بالاي سرت را از حضور همان عشاق؟؟؟ اگر نديده اي، نشنيده اي از حضور عشاق آن روزها در مجالسش و اين روزها سر خاکش؟؟؟ چنان از بچه حزب اللهي ها حرف ميزني که نعوذبالله انگار خود از حزب شيطاني. وقتي ما درباره يکديگر اينگونه قضاوت کنيم و حکم دهيم و سخن برانيم از حزب بادها چه انتظار...
نمي دانم شما چقدر سيد را مي شناختيد يا چه نظري در رابطه با او داريد حتي نمي دانم خود جناب طراح سوالات و ديگر اعضاي مجله در چه جايگاهي از اعتقادات مذهبي قرار دارند ولي پيشنهاد مي کنم شمايي که به نام سپيده دانايي قلم ميزنيد و در اصل کاري فرهنگي را انتخاب کرديد حداقل نام مجله را زير سوال نبريد و کمي سطح داناييتان را بالا ببريد و بعد به مصاحبه و قلم زدن بپردازيد. قبل از طرح و تنظيم اين گفتگو چرا به سراغ پيرغلامان اين به قول خودتان سبکها نرفتيد؟ تا به حال کتاب شعائر حسيني را مطالعه کرده ايد؟ تا به حال به تماشاي سي دي حقيقت مظلوم درباره فرهنگ عزاداري نشسته ايد؟ تا به حال به سخنان روحانيون و مادحين در مجالس ختم سيد درباره وي گوش داده ايد؟ چگونه به خود اجازه داديد که به جايگاه قضاوت بنشينيد جايگاهي که الحق مخصوص رب العالمين است... بهتر نبود براي پيدا کردن جواب سوالاتتان به منابع مراجعه مي کرديد؟؟؟ بهتر نبود به جاي زير سوال بردن جايگاه ذاکرين آل الله با مطالعه از فضيلت جايگاهشان مي نوشتيد؟؟؟ بهتر نبود به عنوان يک شيعه شما نيز با قلمتان قدمي در راه آل الله برمي داشتيد نه اينکه بياييد و با تيتر درشت بهانه دست لامذهبها و بدمذهبها بدهيد؟؟؟ راه را اشتباه رفتيد و به سربازان خودمان تاختيد...
واقعا جاي سوال است که چرا از راديو تلويزيون گرفته و اخبار سراسري   تا   مجلات و مصاحبه ها   تا   بزرگان دين و مملکت به تازگي فهميده اند که فرهنگ عزاداري و مداح و اشعارمان چنين و چنان است!!!؟؟؟ عزيزان تازه به محافل آل الله پاگذارده اند يا جديدا دستگاه پخش سي دي گرفته اند!!!؟؟؟...
حرف زياد است و حوصله کم...
جداً تقاضا دارم در صورت امکان متن فوق را در ماهنامه سپيده دانايي چاپ نماييد و حتما جوابيه آن را به آدرس ايميل وبلاگ
www.seyed_m_j_zaker_t@yahoo.com ارسال کنيد.
لازم به ذکر است که وبلاگ
www.seyedzaker.blogfa.com وبلاگي فعال و شناخته شده است و پيش از اين نيز در مواردي مشابه سايتهاي خبري پاسخگوي اين وبلاگ از طريق ايميل بوده اند. اميدوارم شما نيز سلام ما را بي جواب نگذاريد...
با احترام : مديريت وبلاگ سيد محمد جواد ذاکر طباطبايي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*4 مقاله بازتاب با تمام مواردی که در آن به چشم میخورد:

صفحه اول   http://i32.tinypic.com/vhxeeb.jpg

صفحه دوم   http://i29.tinypic.com/fbbx8y.jpg

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*5  قسمتهایی از مصاحبه نریمان پناهی که درباره سید صحبت کرده بود:

متن کامل مصاحبه در وبلاگ ذاکر بین الحرمین قرار دارد

http://www.nariman-panahi.blogfa.com/

+ نوشته شده در روز  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

رفتي ولي بهترين يادگار تو پيش ماست بهتر از هزار پند بهتر از هزار درس

که روي منبر بلند گفته اند

يادگار تو روي خاک در دل زمانه مانده است

يادگار تو توي راه توي پيچ جاده مانده است

يادگار تو مثل حرف هاي صاحبان منبر بلند بي نور نيست

در دو روز عمر در دو روز زندگي همين يادگار تو براي ما بس است

وعظ واعظان پير شهر به گوشمان نمي رود

در مسير زندگي در دو روز عمر قدم به راه تو گذاشتيم راه تو جاي گام هاي

تو بهتر از هزار درس و پند و موعظه ست

مقصدت دور نيست ردپاي تو تا خدا مي رسد

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

وبلاگ www.seyedzaker-atabat.blogfa.com

با تصاوير سفرهاي مذهبي نوروز بچه هاي وبلاگ سيد به روز شد.

تصاوير قم از مجنون ذاکر عزيز

تصاوير کربلاي ايران و قم از قاصدک عزيز

تصاوير قم و شهر ري از مديون سيد عزيز

تصاوير کربلاي ايران از ميکده عشق عزيز

+ نوشته شده در روز  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 1305 هجري قمري

محل ولادت: سامراء

وفات: 1382 هجري قمري

محل دفن: نجف

اساتيد: حضرات آخوند ملا محمد کاظم خراساني، محمد باقر اصطهباناتي شيرازي، ميرزا محمد تقي شيرازي و...

شاگردان: محمد تقي جعفري، محمدرضا مظفر و...

تاليفات: رسائلي در فقه و اصول

وي از علماي طراز اول و مراجع بزرگ شيعه بود که پس از وفات مرحوم آيت الله بروجردي مدت کوتاهي مرجعيت عامه داشت. در 1369 هجري قمري دچار بيماري شده و چشمان خود را از دست داد، اما اين مسئله خللي در عزم راسخ اين فقيه سخت کوش وارد نساخت.
شيخ آقا بزرگ تهراني درباره ايشان مي نويسد: ((او از استوانه هاي استوار فقه و فردي است که بزرگان و دانشمندان نسبت به دانش و فضل و کمالات وي اعتراف دارند. در علم لغت، منطق، تاريخ، حکمت، تفسير، رجال، حديث، فقه و اصول متخصص گرديد و در تمامي دانشهايي که برشمرديم فردي عميق، خوش ذوق و بليغ بود.))
نماز جماعت ايشان از روحانيت خاصي برخوردار بود. اين مرجع عالي قدر و فيقه فرزانه براي مداحان و ذاکرين امام حسين احترام ويژه اي قائل بود و مي فرمود: ((شبي صحراي قيامت را در خواب ديدم که مراجع تقليد و فقها در صفي طولاني ايستاده اند و امام صادق به حساب آن ها رسيدگي مي کنند. من ديدم تا نوبت به من برسد خيلي طول مي کشد. دري آنجا بود به نام باب الحسين که کسي جلوي آن معطل نمي شد. رفتم که داخل شوم. جلويم را گرفتند و گفتند: "اين در مخصوص اهل منبر و ذاکرين امام حسين است، شما که منبري نيستي!" از خواب بيدار شدم و تصميم گرفتم براي بچه هاي خودم روضه بخوانم.))

+ نوشته شده در روز  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
مداح مظلوم
انسان کامل
کربلایی حسین عینی فرد
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان