تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد...

      نوحه بخوان نوحه خوان هيچ مشو ناگران      

                                      نوحه گر بي ريا منتخب زينب است...

سيد امسال محرم، عاشورا تاسوعا تازه انگار يه جورايي فهميديم که ديگه تو هيئت ما نمياي اين شد که ما هيئتو آورديم پيشت... انگار يه جورايي فهميديم که ديگه تو برامون نوحه نميخوني اين شد که ما برات نوحه خونديم... انگار يه جورايي فهميديم که ديگه تو رفتي پيش از ما بهترون اين شد که ما هم اومديم پيش تو، پيش از ما بهترونمون...
همه اين کارا رو کرديم که نفهميم ديگه نيستي که بياي هيئتمون برامون نوحه بخوني...

امشب شب آخره ، نه ، امشب شب اوله... امشب شب اوليه که رقيه بي بابا شده، امشب شب اوليه که سر حسين (ع) رو تنش نيست- سر نيزه است-، امشب شب اول آوارگيه... امشب شام غريبانه...
آقا اين همه شمع واسه چيمه روشن کردم؟؟؟ اينا که نور ندارن آقا... نور اميد من شما بودي، روشنايي راه من شما بودي آقا ديگه چهل چراغم بعد شما نوري نداره...
سرگردون بيابون شديم، مگه مقصدمون مکه نبود آقا!!! پس چي شد؟؟؟ چرا دارن ميبرنمون به شام؟!
آقا شما که يار نيمه راه نبودي کجا رفتي ميون راه ما رو تو اين صحرا با اينا تنها گذاشتي...
آقا همه کسمونو از دست داديم شما شدي همه کسمون حالا من به اين بچه ها چي بگم، بگم کس بي کسيمون چي شد؟؟؟
آقا هر چي شد يه آخ نگفتيم پشتمون گرم بود به وجودت... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ که چه پشتمون خالي شد آقا...
اينا رو نميگم که دشمن شادتون کنم، نه... دارم برا يه بارم که شده از واقعيت شام غريبون ميگم... آره ديگه حسين (ع) بين ما نيست، ما حسين (ع) و از دست داديم... اين واقعيت شام غريبونه...
وگرنه آره تا قيام قيامت باز روحش نگهدارمونه...
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا کجام اون روز و ببينم که باز آقام جلو مي ره و ما پشت سرش- نه سر رو نيزش-...

+ نوشته شده در روز  یکشنبه سی ام دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

پس مى گوئى : اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى

خدايا مخصوص گردان نخستين ستمگر را به لعنت من

وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ

و آغاز كن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ

خدايا لعنت كن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت كن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را

وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ

و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا روز قيامت

پس به سجده مى روى و مى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاكِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ

خدايا مخصوص تو است ستايش سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى

ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم

اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ

خدايا روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت )

وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ

و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت با حسين عليه السلام و ياران حسين

الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه ِالسَّلامُ

آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام

+ نوشته شده در روز  شنبه بیست و نهم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

خدايا لعنت كن نخستين ستمگرى را كه بزور گرفت حق محمد و آل محمد را

وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

و آخرين كسى كه او را در اين زور و ستم پيروى كرد

اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ

خدايا لعنت كن بر گروهى كه پيكار كردند با حسين عليه السلام و همراهى كردند

وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً

و پيمان بستند و ازهم پيروى كردند براى كشتن آن حضرت خدايا لعنت كن همه آنها را

پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ

سلام بر تو اى اباعبداللّه و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت

عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقيتُ

بر تو از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من زنده ام

وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ

و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار زيارت من از شما

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين

+ نوشته شده در روز  جمعه بیست و هشتم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ

خدايا اين روز روزى است كه مبارك و ميمون دانستند آن را بنى اميه

وَابْنُ آكِلَةِ الاَْكبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ

و پسر آن زن جگرخوار (معاويه) آن ملعون پسر ملعون (كه لعن شده) بر زبان تو و زبان پيامبرت

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

كه درود خدا بر او و آلش باد در هر جا و هر مكانى كه توقف كرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ

خدايا لعنت كن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را كه لعنت بر ايشان باد از جانب تو براى هميشه

وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ

و اين روز روزى است كه شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان

بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُاللَّهِ عَلَيْهِ

بخاطر كشتن حضرت حسين صلوات اللّه عليه

اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ  وَالْعَذابَ [الاَْليمَ]

خدايا پس چندين برابر كن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را

اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَاالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا

خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى كه هستم

وَاَيّامِ حَيوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ

و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان

وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ

و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان پيامبرت كه بر او و بر ايشان سلام باد

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ

و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى كه شما نزد او داريد

اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ

كه عطا كند به من به وسيله مصيبتى كه از ناحيه شما به من رسيده

اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها

بهترين پاداشى را كه مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى كه ديده

وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ

و براستى چه مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ

خدايا چنانم کن در اينجا كه ايستاده ام از كسانى باشم كه برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ

من در صلح و سازشم با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با كسى كه با شما در جنگ است

وَوَلِىُّ لِمَنْ والاكُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداكُمْ

و دوستم با كسى كه شما را دوست دارد و دشمنم با كسى كه شما را دشمن دارد

فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ

و درخواست كنم از خدائى كه مرا گرامى داشت به وسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان

وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

و روزيم كند بيزارى جستن از دشمنانتان را به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت

وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت

وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ

و از او خواهم كه برساند مرا به مقام پسنديده شما در پيش خدا

وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ] مِنْكُمْ

و روزيم كند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گويا[به حق ]كه از شما (خاندان) است

+ نوشته شده در روز  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ

اى اباعبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤمنين و فاطمه

وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ

و حسن و شما به وسيله دوستى تو و به وسيله بيزارى از كسى كه با تو مقاتله كرد

وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ

و جنگ با تو را برپا كرد و به بيزارى جستن از كسى كه شالوده ستم و ظلم بر شما را ريخت

وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ

و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از كسى كه پى ريزى كرد شالوده اين كار را

وَبَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعلى اَشْياعِكُمْ

و پايه گذارى كرد برآن بنيانش را و دنبال كرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ

بيزارى جويم به درگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان

وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ

و تقرب جويم بسوى خدا سپس به شما به وسيله دوستيتان و دوستى دوستان شما

وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَالنّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ

و به بيزارى از دشمنانتان و برپا كنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما

وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ

و به بيزارى از ياران و پيروانشان

+ نوشته شده در روز  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

لِقِتالِكَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى

پدر و مادرم بفدايت كه براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من

بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ

پس مى خواهم از آن خدائى كه گرامى داشت مقام تو را

وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ

و گرامى داشت مرا بخاطر تو كه روزيم گرداند خونخواهى تو را

مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

در ركاب آن امام يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ

خدايا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند به وسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت

+ نوشته شده در روز  یکشنبه بیست و سوم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ

بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما از ايشان

وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِياَّئِهِم يا اَبا عَبْدِاللَّهِ

و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ

من تسليمم و در صلحم با كسى كه با شما در صلح است

وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ

و در جنگم با هر كس كه با شما در جنگ است تا روز قيامت

وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ

و خدا لعنت كند خاندان زياد و خاندان مروان را

وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ

و خدا لعنت كند بنى اميه را همگى و خدا لعنت كند فرزند مرجانه (ابن زياد) را

وَلَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً

و خدا لعنت كند عمر بن سعد را و خدا لعنت كند شمر را

وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ

و خدا لعنت كند مردمى را كه اسبها را زين كردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پيكار با تو

+ نوشته شده در روز  شنبه بیست و دوم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلى جَميعِ اَهْلِالاِْسْلامِ

براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام

وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ

و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها

فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِعَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ

پس خدا لعنت كند مردمى را كه ريختند شالوده ستم و بيدادگرى را بر شما خاندان

وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ

و خدا لعنت كند مردمى را كه كنار زدند شما را از مقام مخصوصتان

وَاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها

و دور كردند شما را از آن مرتبه هائى كه خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود

وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ

و خدا لعنت كند مردمى كه شما را كشتند

وَلَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ

و خدا لعنت كند آنانكه تهيه اسباب كردند براى كشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند

+ نوشته شده در روز  جمعه بیست و یکم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 1284 هجري قمري

محل ولادت : اصفهان

وفات: 1365 هجري قمري   

محل دفن : نجف

محل تحصيل :اصفهان ، نجف

اساتيد : حضرات جهانگير خان قشقايي ، آخوند ملا محمد كاظم خراساني ، سيد محمد حسن شيرازي ، سيد محمد كاظم يزدي و ...

شاگردان : سيد محمد حسين طباطبايي ، محمد تقي آملي ، ميرزا مهدي آشتياني ، سيد محسن حكيم و ...

تأليفات : شرح كفاية الاصول ، وسيلة النجاة و ...

پدر ايشان كه از رنجهاي دوران طلبگي بر فرزند خويش انديشناك بود با تحصيل وي موافقت نمي كرد. امّا او كه شوق تحصيل در وجودش موج مي زد ، با توسل به ساحت حضرت ولي عصر (عج) موافقت پدر را جلب كرد.
آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني در استنباط احكام شرعي داراي ذوقي سليم و فهمي نيكو بود و ژرف نگري وي در مسائل علمي ستودني بود ، تا آنجا كه مرجع بزرگ شيعيان ، ميرزا محمد تقي شيرازي مردم را در مسائل احتياطي خويش به او ارجاع مي داد.
از 1355 هجري قمري تا هنگام رحلت به مدّت 10 سال ، مقام مرجعيت و زعامت ديني در ايشان متمركز ، با اينكه وجوهات شرعي و پول هايي به دست ايشان مي رسيد ، زندگي ساده و زاهدانه ي خود را همچون گذشته ادامه مي داد تا آنجا كه حتي يك خانه ي ملكي نيز نداشت.
فروتني و بزرگواري ، ايثار و ساده زيستي از جمله فضايل بارز اين بزرگمرد بود.
در 1349 هجري قمري شخصي به واسطه ي كينه اي كه از ايشان در دل داشت ، فرزند عالم و فاضل وي را در صف نماز جماعت به طرز فجيعي با خنجر كشت. پس از دستگيري قاتل ، سيد ابوالحسن اصفهاني شخصي را به نمايندگي از طرف خود به دادگاه فرستاد و اسباب آزادي وي را فراهم كرد.
نيابت خاص اين فقيه فرزانه از طرف حضرت ولي عصر (عج) مشهور است. شيخ عبدالنبي اراكي نقل مي كند: (( به قصد ديدار حضرت حجت (عج) ختمي را در بيابان سهله آغاز كردم. همين كه ختم به پايان رسيد ، سيّدي پيدا شد و از من پرسيد: "با من كاري داشتيد؟" گفتم: " نه ! من منتظر شخص بزرگي هستم." سيد تبسمي كرد و رفت. ناگاه در دلم خطور كرد كه نكند اين سيد همان آقا امام زمان (عج) باشد، در پي اش دويدم وارد يكي از كوخ هاي عربي شد. در كوخ را زدم و پس از اجازه وارد شدم. حضرت فرمود : " بياييد و بنشينيد!" اطاعت كرده ، رو به روي ايشان نشستم. و مسائل مشكلي در ذهن داشتم كه مي خواستم از آقا بپرسم اما هر چه به ذهنم فشار مي آوردم چيزي به خاطرم نيامد. با شرمندگي اجازه مرخصي گرفتم و خارج شدم. هنوز چند قدمي نرفته بودم كه مشكلاتم يادم آمد لذا برگشتم و دوباره در زدم. خادمي در را گشود و گفت: " آقا نيستند و هر وقت نباشند فوراً نايب خاص شان در جاي ايشان ظاهر شده ، براي حل جميع مشكلات آمادگي دارند."
اجازه خواستم تا به خدمت نايبشان برسم. همين كه وارد شدم ديدم در جاي آقا امام زمان (عج) حضرت آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني نشسته است. ايشان با لبخند و همان لهجه ي زيباي اصفهاني فرمود: "حالت چطور است؟" گفتم: "الحمد لله!" و بعد مسائل خود را مطرح كردم و ايشان بدون تأمل جواب مسئله را با نشانه و سند مي داد.
پس از گرفتن پاسخ دست ايشان را بوسيده و مرخص شدم. همين كه بيرون آمدم با خود گفتم: "به راستي اين آقا سيد ابوالحسن بود يا كسي به شكل و قيافه ي ايشان؟!"
و براي رفع ترديد ، يكسره به منزل آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني رفتم. به اتاق مخصوص ايشان وارد شدم ، سلام كردم و ايشان پس از جواب سلام با حالت خنده ، همانطور كه در كوخ برخورد كرد ، با لهجه ي اصفهاني فرمود: "حالت چطور است؟" بعد همه ي مسائل به همان نحو مطرح شد و سيّد به همان صورت بدون كم و زياد جواب داد. بعد فرمود: " حالا يقين كردي و از ترديد بيرون آمدي؟!" و وقتي خواستم مرخص شوم ، فرمود: " راضي نيستم در حال حيات و زندگي ام اين جريان را براي كسي نقل كني!"

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه بیستم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ

سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ

سلام بر تو اى فرزند اميرمؤمنان و فرزند آقاى اوصياء

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَالْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كند و فرزند چنين كسى و اى كشته اى كه انتقام كشته گانت نگرفتى

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً

سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من

سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَباعَبْدِاللَّهِ

سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى اباعبداللّه

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه بیستم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

به مناسبت فرا رسيدن محرم و صفر و ايام حسيني

 

وبلاگ سيد تقديم ميکند:

 

وبلاگ دانلود مداحي هاي سيد

 

پيوندي ديگر از وبلاگ سيد

 

www.seyedzaker-madahi.blogfa.com

 

 

امسال هم مثل سال پيش برنامه هايي ويژه سال جديد هجري قمري و دهه اول محرم براي وبلاگ در نظر گرفته شده که به اميد خدا به مرحله اجرا برسه و امسال هم رو سفيد ارباب بشيم.

 

1-    براي سال جديد هجري قمري :

برگ سبزهايي درباره ۳۶ تن از بزرگان شيعه  اول، نیمه و آخر هر ماه هجری قمری در وبلاگ سيد قرار خواهد گرفت تا قدمي ديگر در راستاي اهداف و راه و رسم سيد برداشته باشيم.

 

2-    براي دهه اول محرم:

هر روز قسمتي از زيارت عاشورا در وبلاگ سيد قرار داده مي شود تا وبلاگ سيد نيز در اين ايام حسيني بوي کربلا بگيرد.

در ضمن خواندن زيارت عاشورا در شبهاي محرم و صفر فراموشمان نمي شود

 انشالله که ثواب خواندن اين دعا در کنار خاک کربلا نصيبمان شود.

عزيزاني که علاقمندند وبلاگشان در ماه محرم با نواي سيد و

شعر ماندگار ( يا حسين غريب مادر...) همراه باشد

به قسمت ادامه مطلب در این پست مراجعه کنند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در روز  سه شنبه هجدهم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

انگار داشت يادم مي رفت... باور مي کني؟؟؟...
سيد اين آخرين ماهگرد تو اين سال قمريه هاااا... سيد محرم داره ميادااااا حواست هست؟
اين سومين محرميه که مياد و من ازش جا مي مونم...
محرم پيارسال يادته خودتو کشوندي تا برا ارباب عرض ارادت کني... ولي من جا موندم... جيگر همراهي کاروان رو نداشتم، جيگرمو سوزونده بودي سيد...
محرم پارسال يادته خدمت ارباب بودي... ولي من جا موندم... تو کربلا، ميون بين الحرمين...
حالا محرم امسال...
چه حالي دارم سيد، وااااااااااي... اين کُشته فِتاده به هامون حســـين توست...
چي فکر مي کردم چي شد!!! انگار امسال محرم نمي خواد بياد...
يا نه، شايد يکي محرم منو ازم گرفته... امسالم دارم جا مي مونم...
سيد چرا هميشه در اوج... سيد نذار جا بمونم دستمو بگير ببرم برا محرم...
يـا حـســـــيـن خودت به فريادم برس...

+ نوشته شده در روز  یکشنبه شانزدهم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 مقام: امام دوازدهم شيعيان

 نام: م ح م د (ع) ( نبردن اسم ايشان از تقيه است. اسامى مقدّس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتب مذهبى اديان عبارت است از: 1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام); 2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم; 3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم; 4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى; 5 ـ «مهميد آخر» در انجيل; 6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت; 7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند; 8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند; 9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان; 10 ـ «شماخيل» در ارماطس; 11 ـ «خوراند» در جاويدان; 12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان; 13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس; 14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر; 15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان; 16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان; 17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى; 18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;  19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال; 20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر; 21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره; 22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه; 23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى; 24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا; 25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك; 26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل; 27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن); 28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان; 29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد; 30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر و... ) نامها، كنيه ها و لقبهاى حضرت مهدى(عليه السلام) در دو كتاب «الزام الناصب» تأليف مرحوم حائرى يزدى و «نجم الثاقب» تأليف محدّث نورى ـ طاب ثراه ـ به تفصيل ذكر شده است.

 القاب: ماء معين، مامور، احسان، احمد، امام زمان، امان زمين، امير الامره، باب الله، باسط، برهان الله، بقية الانبياء، بقية الله، بلدالامين، پسر انسان، تالي، تاييد، تمام، جابر، جعفر، جَنب الله، حامد، حجاب، حجت، حجة الله، حجة آل محمد، حق، حمد، خاتم الائمه، خاتم الاوصياء، خليفة الاتقياء، خليفة الله، خليل، دابة الارض، رَب الارض، مالک رقاب خلايق، رجل، ساعة، سبيل، سدرة المنتهي، سلطان مامول، سدرة المنتهي، سنا، سيد، شريد، شيخ الاوصياء، صاحب الزمان، صاحب العصر، صاحب الدار، صاحب الدولة الزهراء، صاحب الرجعة، صاحب السيف، صاحب الغيبة، صاحب الناحيه، صاحب سرداب، صالح، صدق، صراط، طالب، طالب التراث، عاقبة الدار، عالم، عدل، علم منصوب، غايب، غايةالقصوى، غايةالطالبين، فرَج الاعظم، فرَج المؤمنين، فقيه، قائم، قائم الزمان، قيم الزمان، كاشف الغطاء، كمال، مؤمَل، مامول، مبدا الاَيات، محسن، مدبر، منتظر، مظهرالفضايح، مفرج اعظم، مفضل، مقتصِر، مقدرة، منان، منجى، منعم، مهدى، مهدى موعود، ناطق، نور آل محمد، نور الاتقياء، نور الاصفياء، نية الصابرين، هادى، ولي الله، ولي عصر و امام عصر... پيروان ساير اديان ومكتبها و ملّتها و وى را «مصلح جهانى» يا «مصلح غيبى» يا «رهاننده بزرگ» يا «نجات بخش آسمانى» و يا «منجى اعظم» مى نامند.

 کنيه: ابوالقاسم، ابن الحسين، ابوصالح، ابوابراهيم، ابوالحسن، ابوجعفر، ابومحمد، ابوعبدالله

 پدر آن حضرت: حسن (ع)

 مادر آن حضرت: نرجس خاتون (ع) ( اهل روم. دختر يوشعا فرزند امپراتور روم شرقي و زني از فرزندان شمعون بن حمون بن الصفا وصي حضرت عيسي (ع) بود. نام رومي او مليکه يا مليکا. به پيشنهاد پدر بزرگ سر سفر عقد دو پسر عموي خود نشست که مراسم يکي پس از ديگري قبل از عقد به خواست خدا به هم خورد. در خواب ديد که حضرت محمد (ص) او را براي امام حسن عسکري (ع) از حضرت عيسي (ع) خواستگاري مي کند و در خوابي ديگر ديد حضرت فاطمه (س) در حضور حضرت مريم (س) او را به اسلام و گفتن شهادتين دعوت مي کند. در جنگ ميان سپاه روم و سپاه اسلام به اسيري گرفته شد و فرستاده امام هادي (ع) او را در بغداد خريداري کرد و به ازدواج اکمام حسن عسکري (ع) در آمد. در سال 260 يا 261 هجري قمري در سامرا رحلت کرد و در جوار امامين حضرت هادي و حضرت عسکري (ع) دفن شد. )

 تاريخ ولادت: جمعه 15 شعبان سال دويست و پنجاه و پنج هجري ( از پيامبر گرامى اسلام روايتي درباره نيمه شعبان آمده است که: «شب نيمه شعبان در خواب بودم كه جبرييل به بالين من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در اين شب خوابيده‏اى؟ پرسيدم: اى جبرييل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نيمه شعبان است. برخيز اى محمد! پس مرا از جايم بلند كرد و به سوى بقيع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند كن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت‏ باز مي گردند و همه درهاى خوشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نيكى و بخشايش نيز گشوده مى‏شوند.  خداوند در اين شب به تعداد موها و پشمهاى چارپايان[بندگانش را از آتش جهنم] آزاد مي كند. امشب خداوند زمانهاى مرگ را ثبت و روزيهاى يك سال را تقسيم مى‏كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر كس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبيح)، ذكر يگانگى او (تهليل)، ياد بزرگى او (تكبير)، راز و نياز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحب (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح كند، بهشت جايگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را كه پيش از اين انجام داده و يا بعد از اين انجام مى‏دهد، خواهد بخشيد... » و شيخ حر عاملي از بزرگان اصحاب نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمود: "شبي كه حضرت قائم در آن متولد شد هيچ نوزادي در آن شب متولد نمي شود مگر اينكه مؤمن خواهد شد " )

 محل ولادت: سامرا ( شهري در عراق ميان بغداد و تكريت. سامرا مخفف سر من رآ است )

 تعداد برادران و خواهران: ايشان برادر و خواهري ندارند.

 تعداد فرزندان: درباره داشتن يا نداشتن همسر و فرزند ايشان نقل هاي فراواني است که به هيچ يک از آنان نمي توان حکم قاطع داد. (مانند نقل جزيره خضراء که براي مطالعه بيشتر مي توان به کتاب "جزيرة خضراء، افسانه يا واقعيت " نوشته ابوالفضل طريقه دار مراجعه كرد.)

 مدت امامت: مشخص نيست

 مدت عمر: مشخص نيست

 تاريخ شهادت: مشخص نيست

 قاتل: به روايتي زني به نام سعيده ( زني است ريش دار از بني تميم که 70 سال بعد از حکومت حضرت قائم الزمان هنگام عبور ايشان سنگي بزرگ از پشت بام به طرف او پرتاب مي کند و همين موجب شهادت آن حضرت مي شود. امام حسين (ع) غسل و کفن و نماز آقا را عهده دار مي شود. )

 محل دفن: مشخص نيست

 نکاتي درباره آن حضرت: سيد علامه مير محمد صادق خاتون آبادي در کتاب اربعين مي فرمايد در کتب معتبر شيعه بيش از هزار حديث درباره ولادت و غيبت و امامت حضرت مهدي (عج) وجود دارد و در منتخب الاثر بيش از دويست روايت که دلالت بر اين موارد در کتب مختلف دارد آمده است. در رحم مادر به هنگام درد زايمان همراه او سوره انا انزلنا را تلاوت مي کرد و در ظاهر مادرش هيچ اثرى از حمل و داشتن فرزند مشاهده نمي شد. در دوران خلافت مهتدي عباسي متولد گرديد. در شب ولادت امام آب زمزم زياد مي شود به گونه اي که همه مي توانند رويت کنند. به اين شب «شب برات» گويند زيرا در آن برات آزادي از آتش براي افراد زيادي داده مي شود. هنگام تولد روى بازوى راست مبارك حضرت نوشته شده جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا. مانند ديگر ائمه ناف بريد و ختنه کرده متولد شد و شهادتين را بر لب جاري ساخت سپس نام يكايك ائمه را برشمرد تا به نام مبارك خود رسيد آنگاه به درگاه الهى عرضه داشت: اللهم انجز لى وعدى واتمِم لى امرى و ثبت و طاتي واملا الارض بي عدلا وقسطا. پس تولد که او را پيش پدر بردند به پدر سلام داد و از صحف آدم و کتاب ادريس و نوح و صالح و صحف ابراهيم و زبور داود و تورات موسي و انجيل عيسي و فرقان محمد (ص) را به زبان عبرانى و سريانىِ قرائت نمود و بعد از آن بيان قصص انبياء و مرسلين را آغاز کرد سپس آيه ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الوارثين ونمکن لهم في الارض و نري فرعون را تلاوت كرد آنگاه بر پيامبر اكرم (ص) و همه ائمه تا پدرش درود فرستاد. 5 ساله بود که پدرش به شهادت رسيد و او به امامت. ائمه قبلى خبر داده بودند كه سن امام زمان كمتر از ساير ائمه است، چنان كه امام باقر(ع) فرمود: حضرت صاحب الامر سن مباركش از تمام ما كمتر وگمنام تر است.
افرادى كه در خانه امام حسن عسكرى (ع) مشغول خدمت بودند از جمله كسانى بودند كه امام مهدى (ع) را ملاقات كردند. مانند حكيمه خاتون دختر امام جواد (ع) - قابله اي غير شيعه - خدمتكار منزل طريف خادم - خادمه ابراهيم بن عبدة نيشابورى كه همراه آقاى خود به زيارت چهره مبارك امام (ع) نايل گشت - ابوالاديان خادم - ابوغانم خادم - عقيد خادم - پيرزنى خادمه - كنيز ابوعلى خيزرانى كه به امام عسكرى اهدايش كرد - نسيم و ماريه کنيزان امام - مسرور طبَاخ غلام امام عسكرى (ع) - محمد بن ادريس - يعقوب بن منقوش - يعقوب بن يوسف - ابراهيم بن ادريس - حسن بن حسين عسکري - حسين بن الحسن العلوى - محمد بن ايوب بن نوح. ابوغانم خادم مى گويد: خداوند به ابومحمد عسكرى (ع) پسرى عطا فرمودكه نامش را محمد گذارد و سه روز پس از ولادتش، طفل را به 40 نفر از اصحاب و ياران خود نشان داد و فرمود: اين ولى امر شما پس از من است، او خليفه من بر شماست " او همان كسى است كه گردن ها در انتظار اوكشيده خواهد شد و هنگامى كه زمين از ظلم و ستم پرگردد، او قيام كرده و آن را از عدل و داد پر خواهد ساخت " در ميان چهل نفر ياد شده محمد بن عثمان، على بن بلال، محمد بن معاويه بن حكيم، حسن بن ايوب بن نوح و... كه از شخصيتهاى برجسته و مورد اعتماد شيعه بودند نيز حضور داشتند.
درباره محل زندگي امام روايات مختلفي آمده= 1- برخي روايات محل خاصى را تعيين نمي كند و جايگاه حضرت را در بيابان ها وكوه ها معرفى مي كند. 2- برخى روايات منطقه خاصى را به عنوان محل سكونت آن حضرت نام مى برند ومحدوده آن را نيز تعيين مي كنند: مدينه و پيرامون آن ، مکه و پيرامون آن. 3- برخي روايات اينگونه بيان مي کند که حضرت در مناطق مختلف ميان مردم به طور ناشناس زندگي مي کند.
حضرت داراي دو غيبت مي باشد= 1- غيبت صغري: اين غيبت بعد از شهادت امام حسن عسکري (ع) از سرداب سامره به دليل در خطر بودن جان حضرت مهدي (عج) شروع شد. ارتباط ايشان با مردم در اين زمان از طريق نواب خاص (نواب اربعه) صورت مي گرفت؛ نايب اول ابوعمرو عثمان بن سعيد عَمري وکيل امام هادي و امام عسکري (ع) بود و به امر امام متصدي کفن و دفن امام عسکري (ع) و نايب حضرت گرديد. او مردي جليل القدر و مورد اعتماد مردم بود، نايب دوم ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عَمري به وسيله پدرش و به فرمان امام عصر (عج) به نيابت حضرت معرفي شد. او نيز مانند پدر از بزرگان شيعه بود و در سال 305 هجري قمري رحلت فرمود، نايب سوم ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي به وسيله نايب قبلي و به فرمان صاحب الزمان (عج) به نيابت حضرت معرفي شد. او نزد موافقين و مخالفين عظمت ويژه اي داشت و در شعبان سال 326 هجري قمري رحلت فرمود و در بغداد به خاک سپرده شد، نايب چهارم ابوالحسن علي بن محمد سمري به وسيله نايب قبلي و به فرمان بقية الله (عج) به نيابت حضرت معرفي شد. او مردي بزرگ بود و در شعبان سال 329 هجري قمري رحلت فرمود و در خيابان خلنجي کنار نهر ابوعتاب در بغداد به خاک سپرده شد. اين غيبت تا وفات نايب چهارم يعني به مدت 69 سال ادامه داشت. اين نواب خود نمايندگاني نيز داشتند مانند ابوالحسن محمد بن جعفر اسدي، احمد بن اسحاق اشعري، ابراهيم بن محمد همداني، احمد بن حمزة بن اليسع. 2- غيبت کبري: اين غيبت بعد از رحلت علي بن محمد نايب چهارم به خواست خدا شروع شد. در اين دوره حضرت با هيچ فردي به صورت خاص ارتباط ندارد و هدايت مردم به عهده نواب عام (علما و مجتهدين) مي باشد.
شيخ صدوق اسامى افرادى راكه وكلاى امام بوده و يا به معجزات امام آگاه بوده وايشان را زيارت كرده اند، ذكر كرده است كه نامهاى برخى از ايشان عبارتند از=     وکلاء : (از بغداد )عمرى و فرزندش، حاجز، بلالى و عطار - ( ازكوفه )عاصمى - ( از اهواز )محمد بن ابراهيم بن مهزيار - ( از قم )احمد بن اسحاق - ( از همدان )محمد بن صالح - ( از رى )بسامى، اسدى يعنى محمد بن ابوعبدالله كوفى - ( از آذربايجان )قاسم بن علاء - ( از نيشابور )محمد بن شاذان.     غير وکلاء : (از بغداد )ابوالقاسم بن ابو حليس، ابو عبدالله كندى، ابو عبدالله جنيدى، هارون قزاز، نيلى، ابوالقاسم بن دبيس، ابو عبدالله بن فروخ، مسرور طباخ غلام ابوالحسن، احمد و محمد دو فرزند حسن و اسحاق كاتب از بنى نوبخت و ... - ( از همدان )محمد بن كشمرد، جعفر بن حمدان و محمد بن هارون بن عمران - ( از دينور )حسن بن هارون، احمد بن اخَيه و ابوالحسن - ( از اصفهان )ابن باشاذالة - ( از صيمره )زيدان - ( از قم )حسن بن نضر، محمد بن محمد، على بن محمد بن اسحاق وپدر وى وحسن بن يعقوب - ( از رى )قاسم بن موسى وپسرش، ابو محمد بن هارون، على بن محمد، محمد بن محمد كلينى وابو جعفر رفاء - (از قزوين )مرداس وعلى بن محمد - ( از نيشابور )محمد بن شعيب بن صالح - ( از يمن )فضل بن يزيد، حسن بن فضل بن يزيد، جعفرى، ابن اعجمى وعلى بن محمد شمشاطى - ( از مصر )ابو رجاء وغير او - ( از نصيبين )ابو محمد حسن بن وجناء نصيبى.
از نظر ظاهر صورت مبارکش مانند ستاره اي درخشان است. رنگ مبارکش مايل به سرخي است. چشمانش گشاده و ميان ابروانش مرتفع و ما بين شانه هايش باز است. گشاده جبين است و بيني اش نازک و بلند است و بيخ دندانهاي ثنايايش گشاده است. شکم مبارکش برآمدگي دارد و خطي از موي سبز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارکش کشيده شده.
در روايات شباهت هايى ميان حضرت مهدى(ع) و انبياء و ائمه آمده است= شباهت به آدم (ع): خداوند آدم را خليفه خود در زمين قرار داد -  شباهت به هابيل(ع): نزديك ترين افراد هابيل را كشت يعنى برادرش و همچنين نزديك ترين افراد قصد كشتن امام قائم (ع) را نمود عموى او يعنى جعفركذاب - شباهت به شيث (ع): حضرت شيث اجازه نيافت كه علم خودش را آشكاركند، حضرت نيز اجازه نيافته تا روز وقت معين - شباهت به نوح(ع): عمر طولانى - شباهت به ادريس(ع) :ادريس(ع) به آسمان بالا برده شد، وحضرت مهدى (ع) را هنگام ولادت، روح القدس بر بال خودگرفت و به آسمانها برد همچنين ادريس (ع) نيز از قومش غايب شد - شباهت به هود(ع): حضرت نوح، ظهور حضرت هود را بشارت داده بود و خداوند، كافران را به وسيله او هلاک کرد - شباهت به صالح(ع): حضرت صالح مدتى از قومش غايب شد و وقتى بازگشت، عده اى او را ا نكار كردند - شباهت به ابراهيم (ع): حضرت ابراهيم (ع) دوران حمل و ولادتش مخفيانه بود و رشد او در يك هفته، به اندازه يك ماه بود ودر يك ماه به اندازه يك سال حضرت ابراهيم (ع) دو غيبت داشت - شباهت به اسماعيل (ع): خداوند به ولادت اسماعيل (ع) بشارت داد وچشمه زمزم براى حضرت اسماعيل (ع) از زمين جوشيد - شباهت به اسحاق (ع): پس از آنكه ساره از بچه دار شدن مأيوس شده بود خداوند ولادت اسحاق (ع) را بشارت داد - شباهت به لوط (ع): فرشتگان براى يارى اش نازل شدند - شباهت به يعقوب(ع): يعقوب (ع) منتظرِ فرَج بود تا اين كه خداوند پس از مدتى طولانى پريشانى اش را برطرف ساخت - شباهت به يوسف (ع): يوسف (ع) از زيباترين اهل زمان خود بود و مدتى غايب و مدتى نيز دچار زندان شد - شباهت به خضر (ع): عمر طولانى وحضور هر سال در مناسك حج - شباهت به الياس (ع):عمر طولانى وحضور هر سال در حج و غايب شدن از قومش - شباهت به ذو القرنين: پيغمبر نبود ولى بر مردم حجت بود و از قومش غايب شد غيبتى طولاني - شباهت به شعيب (ع): عمرش طولانى و استخوان هايش كوفته شد از نظر قومش غائب شد و دوباره به صورت جوانى به آنها بازگشت - شباهت به موسي (ع): دوران حمل و ولادتش مخفى بود و دو غيبت داشت از ترس دشمنانش غايب شد و بنى اسرائيل منتظر قيامش بودند و عصايى داشت كه معجزه اش بود - شباهت به هارون (ع): خداوند هارون را به آسمان بالا برد هارون سخن موسى را از راه دور مى شنيد - شباهت به يوشع (ع): منافقان با او جنگ کردند و خورشيد براي يوشع(ع) بازگشت - شباهت به حزيقل (ع):خداوند برايش مردگانى را زنده كرد - شباهت به داود (ع): خداوند او را خليفه در زمين قرار داد و آهن را برايش نرم كرد - شباهت به سليمان (ع): داود(ع) او را جانشين خود قرار داد در حالى كه به سن بلوغ نرسيده بود و حكومت سليمان بر جن و انس وپرندگان بود و مدتى از قومش غايب شد خورشيد برايش بازگشت - شباهت به دانيال (ع): مدتى غايب شد - شباهت به عزير (ع): وقتى به قومش بازگشت تورات را آنطوركه بر موسي بن عمران (ع) نازل شده بود خواند - شباهت به جرجيس (ع): خداوند مردگانى را برايش زنده كرد - شباهت به ايوب (ع): بر بلا صبركرد و چشمه برايش جوشيد و خداوند مردگانى را برايش زنده كرد  - شباهت به يونس(ع): پس از غيبت به قيافه جوانى به سوى قومش بازگشت - شباهت به زکريا (ع): فرشتگان او را ندا مى كردند و در مصيبت اباعبدالله الحسين سه روز گريه كرد - شباهت به يحيي (ع): به ولادتش بشارت داده شده بود و در شكم مادر سخن مى گفت - شباهت به عيسي(ع): فرزند بهترين زنان زمانش بود و در شكم مادر تكلم مى كرد و در گهواره سخن مى گفت خداوند او را به آسمان برد و مردم درباره اش اختلاف كردند و به اذن خداوند مرده را زنده مى كرد - شباهت به حضرت محمد (ص): حضرت رسول اكرم (ص): هم نام، هم كنيه پيامبر(ص) وشبيه ترين مردم به آن حضرت است - شباهت به امام علي(ع): در زهد وشجاعت - شباهت به امام حسن (ع): حلم و بردبارى  - شباهت به امام حسين (ع): نبودن بيعت طاغوت زمان بر ايشان، بالا بردن به آسمان، آرزوى بودن در ركاب حضرت، ترس حضرت هنگام حركت از مدينه، طلب يارى و... - شباهت به امام سجاد (ع): عبادت - شباهت به امام باقر (ع): شباهت به رسول خدا (ص) - شباهت به امام صادق (ع): کشف علوم و بيان احکام برا ي مردم - شباهت به امام کاظم (ع): تقيه و شدت ترس از دشمنان - شباهت به امام رضا (ع): تقيه وترس در زمانش برداشته شد - شباهت به امام محمد تقي (ع): در كودكى به امامت رسيد - شباهت به امام علي نقي (ع): هيبت حضرت - شباهت به امام حسن عسکري (ع): هيبت حضرت.
در روايات آمده در شب 23 رمضان از قريه اي در يمن با ندايي از آسمان به صورت پنهاني و ارتباط مختصر با ياران ظهور مي کند. بعد به مدينه و بعد مکه مي رود و در مکه روز عاشورا با ده هزار نفر که در حضور او جمع شدند قيام مي کند. علامات ظهور حضرت قائم (عج) بر دو قسم است= 1- علامات حتميه: خروج دجال که که ادعاي الوهيت مي کند. دجال در لغت به معناي كذاب است او مسيح دروغگويي است كه به خاطر فريب كار بودن به اين نام خوانده شده در زبانهاي فرانسه و انگليسي به او آنتي كريست گفته شده به معناي ضد مسيح. او با هشتاد هزار نفر يهودي و اعرابي از شهري به نام اصبهان (اصفهان) از روستايي يهود يا اطراف کرمان خروج مي کند.  چشم راستش از حدقه صاف است و حدقه ندارد و چشم چپش در پيشاني است که مثل ستاره ي صبح مي درخشد درون آن پاره گوشت خون آلودي است بين دو چشمش طوري نوشته شده است " کافر" که هر با سواد و بي سوادي مي تواند آن را بخواند. در درياها فرود مي رود و خورشيد هم با او حرکت مي کند. پيشاپيش او کوهي از دود و پشت سرش کوهي سفيد است که مردم آن را غذا مي پندارند. در زماني که قحطي شديد است خروج مي کند. چهار پاي سفيد رنگي دارد که هر قدمش يک ميل است و راه ها را منازل به منازل طي مي کند. از کنار هيچ آبي نمي گذرد مگر اينکه آن آب تا روز قيامت به زمين فرو مي رود. بيشتر پيروان دجال حرامزادگاني هستند که طيلسان سبز مي پوشند. کليه آفاق زمين را غير از مکه و مدينه و مراقد ائمه تسخير مي کند. او قبل از نيمروز روز جمعه در دره اي به نام افيق در شام به دست مبارك حضرت حجت يا عيسي بن مريم به درک واصل مي شود  ،  خروج سفياني که نامش عثمان بن عنبسه است از اولاد يزيد بن معاويه از وادي يابس بياباني بي آب و علف مابين مکه و شام. مردي چهار شانه و بد صورت، آبله رو و بزرگ سر با چشماني کبود و ازرق. در ماه رجب از جايي بين مکه و مدينه خروج مي کند و دمشق و حمص و فلسطين و اردن رو مي گيرد. سپاه سفياني از کفار و فاسقين هستند که به قتل و غارت مي پردازند. در جنگ با سفياني بيش از صد هزار نفر کشته مي شوند. بعد از قتل و غارت تعدادي از لشكرش به مدينه مي روند و بعد به سمت مكه روانه مي شوند ولي در سرزميني به نام بيدا مابين مكه و مدينه تمام آنها كه 300 هزار نفر هستند به زمين فرو مي روند قسمت ديگر لشكرش به سمت شام مي رود ولي در بين راه لشكر حضرت حجت بر آنها غلبه نموده و تمام آنها را به هلاكت مي رساند. سفياني به سمت شام فرار مي كند و سپاه امام به تعقيب او رفته و در صخره بيت المقدس به دست امام ذبح مي شود. خروج سفياني از آغاز تا پايان 15 يا 8 ماه طول مي كشد    ،   نفس زکيه (محمد بن الحسن) جوانى است كه در مدينه براى يارى و نصرت آل محمد (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) به پا مى‏خيزد و هنگامى كه سپاه سفيانى به مدينه مى‏ رسد برادر او را مى‏ كشد و وى به حرم امن الهى (مكّه) مى ‏گريزد و در مكّه و ميان ركن و مقام ابراهيم در 25 ذى الحجّه مظلومانه ذبح مى ‏شود و اين هتك حرمت حريم امن الهى و جنايت وحشيانه سبب نزول غضب الهى بر سفيانيان مى‏ گردد. ميان قتل او و ظهور بيش از پانزده شب فاصله نيست  ،  قيام سيد خراساني يا سيد حسني جواني خوش سيما که از طرف ديلم (گيلان) و قزوين خروج مي کند و از نسل امام حسن مجتبي (ع) ست. او مردم را به ياري مي طلبد و بر اهل ظلم پيروز مي شود و با يارانش در کوفه با حضرت صاحب (عج) بيعت مي کند  ،  قيام‌ يماني‌ كه‌ همزمان‌ با شورش‌ سفياني‌ در شام‌، او هم‌ در يمن‌ قيام‌ كرده‌ و مردم‌ را به‌ حق‌ و حقيقت‌ دعوت‌ مي ‌كند و اجابت‌ دعوتش‌ واجب‌ است‌. پس‌ از حركت‌ به‌ سمت‌ عراق‌ و شام‌ و ملاقاتش‌ با سيّد خراساني‌، در جنگ‌ با سفياني‌ او را ياري‌ مي رساند. يماني‌ از فرزندان‌ زيد بن‌ علي ‌بن ‌الحسين‌(ع‌) است‌  ،  ظاهر شدن کف دستي در آسمان  ،  گرفتگي ماه در نيمه رمضان و گرفتگي خورشيد در آخر ماه که از زمان هبوط آدم تاکنون چنين اتفاقي نيفتاده.  2- علامات غير حتميه: خراب شدن ديوار كوفه و جاري شدن نهري از فرات در كوچه هاي كوفه و آبادي شهر كوفه بعد از خرابي آن ، آب آوردن درياي نجف ، ظاهر شدن ستاره ي دنباله دار در نزديك ستاره ي جدي ، قحطي شديد ، وقوع زلزله و طاعون در بسياري از شهرها ، قتل بسيار كه آرام نمي گيرد ، زينت كردن قرآن ها و مساجد بدون عمل به دستورات دين ، خراب شدن مسجد براثا ، ظاهر شدن آتشي است در سمت مشرق زمين كه در ميان زمين و آسمان افروخته مي شود كه محل تعجب و خوف است ، ظاهر شدن سرخي شديد كه در اطراف آسمان پهن مي شود ، كثرت قتل و خونريزي در كوفه ، مسخ شدن طايفه اي به صورت ميمون و خوك ، حركت پرچم هاي سياه از خراسان ، آمدن بارانهاي شديد در ماه جمادي الثاني و رجب ، اولين سرزميني که خراب شود شام است سه بيرق در آن منطقه در تردد خواهد بود بيرق اصهب(سرخ و سفيد)، بيرق ابقع( سياه و سفيد) و بيرق سفياني ، ظاهر شدن گروهي در آخر الزمان که مردان با مردان و زنان با زنان مشغولند ، زنان و دختران خود را به مردان شبيه مي کنند و مردان هم به زنان و زناي پسر با مادران خود و مردان با محارم خود ، زماني كه مردم نماز را بميرانند و امانت را ضايع كنند و دروغ گفتن را حلال شمارند و ربا بخورند و رشوه بگيرند و ساختمانهاي خود را محكم كنند و دين را به دنيا بفروشند و موقعي كه سفيهان به كار گماشته شوند وبا زنان مشورت كنند و پيوند خويشان را پاره نمودند و هوا پرستي پيشه كردند و خون يكديگر را بي ارزش دانستند حلم و بردباري در ميان آنها نشانه ي ضعف و ناتواني باشد و ظلم و ستم باعث فخر گردد ، از پيامبر نقل شده که فرمودند قيامت بر پا نخواهد شد تا اينکه حدود شصت دروغگو پيدا شوند که هر کدام ادعا کند که " من پيامبر هستم ".
به روايتي بعد از ظهور 5 يا 7 (که گفته شده هر سال آن به قدر 20 سال ما خواهد بود) يا 19 يا 20 يا 40 يا 70 يا 309 سال(به اندازه خواب اصحاب کهف ولي مراحل حکومت او 5 سال و 7 سال و 19 سال باشد و پس از 40 سال تکميل گردد) حضرت خاتم الائمه حکومت مي کنند.
دشمنان حجةالله (عج) ترکان و يهوديان هستند. بعد از جنگ با يهوديان وترکان و فتح خليج فارس مسيحيان هم مي خواهند وارد جنگ بشوند ولي عيسي بن مريم به زمين رجعت مي کند و مسيحيان اول صلح مي کنند اما بعد صلحشان را مي شکنند. پس حضرت با آنان وارد جنگ مي شود و غرب رو هم فتح مي کند و مردم آنجا مسلمان مي شوند. بعد از آن عيسي بن مريم رحلت مي کند و آقا بر ايشان نماز مي خواند و در کنار حضرت مريم در قدس به خاک سپرده مي شود.
ياران امام 313 نفر مطابق با تعداد اصحاب بدر هستند که پرچمداران و حاکمان نصب شده از طرف حضرت در سراسر زمين مي باشند. شيخ فضل الله بن شيخ محمد باقر قايني بيرجندي در کتاب «مصابيح الاحزان في اشراط قيام صاحب الزمان (عج)» از کتاب حجت سيد هاشم بحراني اسامي تمام 313 نفر يار حضرت را با ذکر قبيله و شهر آنها آورده است که از آن جمله اند: 24 نفر از طالقان، 18 نفر از قم، 14 نفر از کوفه، 12 نفر از هرات، 12 نفر از مرو، 12 نفر از جرجان، 9 نفر از بيروت، 8 نفر از مدائن، 8 نفر از نيشابور، 7 نفر از ري، 7 نفر از طبرستان، 6 نفر از يمن، 5 نفر از طوس، 5 نفر از تفليس، 4 نفر از همدان، 4 نفر از ديلم، 4 نفر از سنجار، 4 نفر از فسطاط، 3 نفر از دمشق، 3 نفر از بصره، 3 نفر از سجستان، 3 نفر از رقه، 3 نفر از خابور، 2 نفر از مدينه، 2 نفر از قومس و بقيه از ساير بلاد و قبيله اند.
در اواخر عمر حضرت مهدي (ع) دو گروه رجعت مي کنند کفار و مومنين واقعي. همچنين ائمه يکي پس از ديگري به دنيا رجعت کرده و به امامت و سلطنت مي رسند. اميرالمومنين (ع) بارها به زمين رجعت خواهد کرد و نخستين امامي که رجعت مي کند سيد الشهداء ست با هفتاد و پنج هزار نفر از شيعيان يا دوازده هزار نفر يار راستينش و هفتاد و دو نفر شهداي کربلا که در کوفه به حضرت صاحب (عج) مي پيوندند. افراد برجسته اي مانند 7 نفر اصحاب کهف، يوشع بن نون، مالک اشتر، مقداد، سلمان، ابودجانه انصاري و 15 نفر از قوم حضرت موسي (ع) که 27 نفر هستند از رجعت کنندگان و ياري دهندگان امام در نجف اند. پيامبر (ص) با مهاجرين، انصار و اشخاصي که در رکابش در راه خدا شهيد شدند رجعت مي نمايند. جزايري درباره رجعت 62 حديث گردآورده، علامه مجلسي 200 آيه و 500 حديث جمع آوري نموده و شيخ حر عاملي 68 حديث روايت کرده است.

سخني چند از فرمايشات آن حضرت:
من آخرين نفر از اوصياء هستم و خداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم برطرف مي گرداند. (بحارالانوار)

تصرف در مال هيچکس بدون اجازه او جايز نيست. (بحارالانوار)

و اما در پيشامدهاي مهم اجتماعي به راويان حديث ما مراجعه کنيد زيرا که آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم. (بحارالانوار)

ظهوري نيست مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زماني طولاني و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم. (سيره و سخن پيشوايان)

زمين خالي از حجت خدا نيست يا آشکار است يا پنهان. (سيره و سخن پيشوايان)

براي تعجيل در فرج زياد دعا کنيد زيرا همين دعا کردن فرج و گشايش شماست. (سيره و سخن پيشوايان)


 

+ نوشته شده در روز  شنبه پانزدهم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 

 6 ذي الحجه ، به درک واصل شدن منصور دوانقي
  9 ذي الحجه ، شهادت جناب مسلم بن عقيل و هاني بن عروه
10 ذي الحجه ، شهادت جناب عبدالله محض بن حسن مثني بن حسن (ع) و برادرانش حسن و ابراهيم و مادرش فاطمه بنت حسين (ع) و پسر عموهايش ابوالحسن علي العابد، اسحاق، عباس، عبدالله، يعقوب
13 ذي الحجه ، شق القمر
14 ذي الحجه ، بخشيدن فدک به حضرت فاطمه زهرا (س)
18 ذي الحجه ، به درک واصل شدن عثمان بن عفان
22 ذي الحجه ، شهادت ميثم تمار
24 ذي الحجه ، روز مباهله، روز خاتم بخشي،نزول سوره هل اتي
27 ذي الحجه ، به درک واصل شدن مروان و رحلت علي بن جعفر صادق (ع) و واقعه حره
آخر ذي الحجه ، وفات ابوذر و زراره و ابوقحافه عثمان بن عامر پدر ابوبکر و به درک واصل شدن آکلة الاکباد هند جگرخوار و ابوموسي اشعري

+ نوشته شده در روز  دوشنبه دهم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

به مناسبت اين عيد بزرگ شيعيان، عيد غدير خم اين مهم ميسر شد که به درخواست مکرر و

به سپاس از همراهي و محبت هميشگي شما عزيزان سي دي هاي ذيل در موسسه نشاط

واقع در پاساژ قدس قم نيز عرضه شود.

 

 مجموعه سي دي به ياد روزهاي بد مستي... ( در 7 سي دي )

 مجموعه اي از لطم ها، اشعار خاص و سخنان برگزيده سيد

 مجموعه اي به ياد ماندني با دو کليپ ويژه

 

 گلچين ترکي ( در 2 سي دي ) با يک کليپ مخصوص

 

 مجموعه صوتي شور مجنون ( در 10 سي دي )

 مجموعه اي از کاست هاي تبديل شده

 

 نوحه خواني سيد در فيرورق سال 72 و 77 ( در 1 سي دي )

همراه با سه کليپ فوق

 

 مجلس ولادت حضرت علي اکبر (ع) سال 82

 در منزل حاج غلامرضا عيني فرد زنجاني

 

امروز، بزرگ عيد آل محمد (ص) ست، روز ولايت و امامت...

امروز رو به کي تبريک بگم که دلم نسوزه روز عيدي؟...

سيدا محتاج دعاييم...

تبريک...تبريک... تبريک...

 

به خداي منان
   به تمام قرآن
       به جلال احمد
           به مقام حيدر
               به کمال زهرا
                  به وقار زينب
                      به شُبَير و شُبَّر
                          به بهشت و کوثر
                                                به قتال حمزه
                                                    به نبرد مالک
                                                        به صفاي سلمان
                                                            به خلوص بوذر
                                                                 به حقيقت دين
                                                                     به تمام ايمان
                                                                         به حبيب و ميثم
                                                                             به بلال و قنبر
که علي ست مولا  
                        که علي ست سرور
                                                  که علي ست زاهد
                                                                          که علي ست اعلا
چه خوش است عمري
                    شب و روز دائم
                                   که علي بگويم
                                            که علي بخوانم
                                                      به علي ببالم
                                                                به علي بنازم
                                                                        ز علي بخواهم
                                                                               ز علي ستانم
که علي ست عشقم
                          که علي ست عمرم
                                                    که علي ست قلبم
                                                                            علي ست جانم
گر از او نگويم
                         گر از او نخواهم
                                                    به چه کار آيد
                                                                            سخن و زبانم
به خداي حيدر
                         من و دودمانم
                                                 من و خاندانم
                                                                         من و دوستانم
که علي ست مظهر
                        به خداي کعبه
                                                  که علي ست ياور
                                                                        به رسول اکرم

+ نوشته شده در روز  شنبه هشتم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

سالروز ولادت پيامبر صلح و دوستي، ياور بقية الله الاعظم، حضرت عيسي (ع)

و امام علي النقي (ع) را به تمام دوستان تبريک ميگويم.

 

+ نوشته شده در روز  سه شنبه چهارم دی 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
مداح مظلوم
انسان کامل
مدیحه سرایان حقیقت
کربلایی حسین عینی فرد
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان