![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
به مناسبت عيد قربان وبلاگ سيد تقديم مينمايد:
مجموعه کنفرانسهاي سيد
با موضوعات آزاد و مذهبي
در
www.seyedzaker-konferans.blogfa.com
پيوندي ديگر از وبلاگ سيد
عيد بزرگ قربان و فرا رسيدن يلدا يکي از زيباترين شب ها در سنت ايراني را خدمت شما عزيزان تبريک عرض ميکنم. همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن همه سال حج نمودن سفر حجاز کردن
اين شبا هر سال براي من شباي دلتنگيه، يه جور دلتنگيهاي شيرين، چون دلتنگ جاها و آدما و خاطرات خوب ميشم... ياد همشون بخير... شب يلداست دراز است به پيش معشوق بهترين فرصت راز است به پيش معشوق |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك ، لا الهَ الاّ اَنْتْ ، عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي ، وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي ، اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ
امسال بدجور دلم هواي زيارت خونه خدا رو کرده. اين حس با سالهاي پيش خيلي فرق داره... انگار اين روزا هيچ زيارتي نميتونه اين فاصله رو پُر کنه... فقط زيارت خونه خدا رو ميخوام نه هيچ جايگزين ديگه اي... دوست دارم روزاي آخرو تو مکه و مدينه باشم، دوست دارم نفساي آخرو کنار کعبه بِکِشم... ميخوام اونوقت که به پارچه مشکي کعبه چنگ زدم تو عطر گلابش گم بشم، ميخوام اونوقت که با حجرالاسود تجديد پيمان ميکنم پاي عهدم بميرم...
سر زلفت به کناري زن و رخسار گشا تا جهان محو شود، خرقه کِشد سوي فنا |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز شهادت امام محمد باقر (ع) را خدمت عزيزان تسليت ميگويم.
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز ازدواج اميرالمومنين و ام المعصومين را به تمامي دوستان تبريک ميگويم. تو اين روز عزيز ميخوام يه دل سير با خدا راز و نياز کنم:
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیستم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز شهادت ابن الرضا، امام محمد تقي (ع) را خدمت تمامي عزيزان تسليت عرض مينمايم.
آقا زيارتمون رو از همين جا کنار قبر پسرت موسي مبرقع در قم قبول کن و بهمون اذن کاظمين بده... |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه هجدهم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
بازم دارم از تو مينويسم ولي نه مثل هميشه... يه بغض تازه گلومو گرفته... اينبار نميخوام بگم چرا رفتي؟ ميخوام فرياد بزنم چرا اومدي تو زندگيم؟ نميتونم از اين بغض تازه حرفي بزنم... صفحه پُر ميشه از خط خوردگي... سيد خيلي زود بود براي اين تازه شدن، خيلي زود بود براي اين تنهايي و غريبي دوباره، خيلي زود بود براي در به دري، خيلي زود بود براي جاموندن، خيلي زود بود... سيد ديوونگيمو دارن به رخم ميکِشن، به ديوونگيم ميخندن، ديوونگيمو محکوم ميکنن... سيد خبر داري بعد تو براي ديوونگي هم قانون وضع شده!؟ تازه عاقلا فهميدن ديوونگي جُرمه!!! سيد به جُرم ديوونگي... به جُرم ديوونگي نميدونم چه بلايي قراره سرم بياد... سيد عاقلا چه رسم بدي دارن؛ ديوونه هايي که آزارشون به هيچ کس نميرسه رو اذيت ميکنن... اين رسمش نيست... سيد چرا اومدي تو زندگي منه ديوونه به ديوونگيم دامن زدي؟؟؟ واي دارم خفه ميشم از اين بغض... آقا بُت روي تو پرستيم ملامت شنويم، بُت پرستي اگر اين است که اين مذهب ماست!!! |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
از تک تکتون خواهشمندم این خطوط را کامل، دقیق و بارها بخونید
عشق را در خودمان کُشته و در خود مُردیم بیخودی نیست که ما بیخود بیخود مُردیم ما که بی اذن اذان آمده قامت بستیم بی سلام آمده بی ذکر تشهد مُردیم
سلام علیکم خدمت تمامی عزیزانم... من خوبم... این پُست شاید آخرین باشد... بهتون قول داده بودم دیگه پُستِ ( به رسم او ) نداشته باشیم؛ پس به رسم خودم، به رسم خودمون، به رسم ادب، به رسم دوستی، به رسم وفا خواستم این آخرین را نیز خودم براتون بنویسم... بیش از یک سال و نیم در کنار هم بودیم با خاطرات خوب و بد؛ خوبیش از شما و بدیش از من... با هم یه چیزهایی رو برای تموم عُمرمون یاد گرفتیم: حُب واقعی به الله و آل الله، مسلمان واقعی بودن، مومن واقعی بودن، تسلیم حکمت خدا بودن، اصول دین، رازداری، صبوری، گذشت، احترام، درک و هضم رفتن عزیزان... خیلی درس گرفتیم و خیلی تمرین کردیم خدا رو شُکرهنوز فرصت هست و هنوز ندایی نیامده برگه ها بالا و هنوز کارنامه ای داده نشده... بچه ها اومدم بگم امتحان خودسازی داریم... زیاد سخت نیست، تجربه شو داشتیم... جزوه ها باز و تقلب هم مجاز پس نگرانی نداره... تموم کنفرانسامون رو برای مرور تو وبلاگ کنفرانسهای سید گذاشتم: http://www.seyedzaker-konferans.blogfa.com/ چند تا کتاب هم هست برای تقلب خدمتتون معرفی می کنم: قرآن مجید - نهج البلاغه - صحیفه سجادیه - سنن النبی - بحارالانوار - راهی به سوی نور (علیرضا نعمتی) - شعائر حسینی چرا و چگونه (حامد حسن نواب) - برداشتی از نماز (آیت الله حاج شیخ علی آقا نجفی کاشانی) - مجموعه کتابهای آل الله (احمد امیری پور) من مسافرم... مسافر هفت شهر عشق... یک سفر اجباری... می رم که بمونم... منتظرم نباشید... وبلاگ و آیدی و غیره رو واگذار کردم به خدا... ازتون هیچ وقت هیچ توقعی نداشتم الانم ازتون فقط یه خواهش دارم: دیگه هیچ پیغامی در وبلاگ و ایمیل و آیدی برام نذارید... بچه ها نکنه تو این امتحان ساده رو سیاه بشیم. کاری نکنیم که بگن اومده بودیم برای بدعت گذاری، برای مُرید جمع کردن، برای بُت سازی، برای گروه و حزب درست کردن، برای وقت گذرونی... مگر نه اینکه ما فقط برای همدل بودنمون با هم بودیم؟ مگر نه اینکه فرقی نمیکرد من دختر باشم یا تو پسر؟ مگر نه اینکه به جای فرع و آدم ها می خواستیم اصل و آل الله رو سرلوحه خودمون قرار بدیم؟ مگر نه اینکه به این باور رسیدیم که زندگی ادامه داره اگه من نباشم اگه تو نباشی؟ مگر نه اینکه فقط الله و آل الله برامون می مونن؟... پس به حق تموم مقدسات نذارید حرفی پشت سرم بمونه، نذارید نگرانتون باشم، نذارید دلم پیشتون بمونه... من به شما، به اون قرآن اول کنفرانسامون، به اون صلوات آخر کنفرانسامون ایمان دارم... نشون بدین برای دنیا دور هم جمع نشده بودیم که حالا اگه دنیامون رو ازمون بگیرن کم بیاریم و... همیشه دوستتون داشتم و دارم و خواهم داشت... دلم برای همتون تنگ میشه، برای همتون... باور کنید دل رفتن ندارم... خداشاهده دلیل بودن و رفتنم خیر بود و بس... حلالم کنید... مواظب خودتون باشید... خدانگهدارتون باشه انشالله... به این متن عمل کنید و زمان بدین شاید... شاید یک روز خداوند توبه ام را قبول کرد به خاطر دلای پاک شما...
۱۳۸۶/۹/۱۸
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه سیزدهم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سلام بر محمد و آل محمد و پیروان محمد
هیچ وقت فکر نمیکردم که نوشتن تو وبلاگ سید اینقدر سخت باشه... پیش از این نیز چندین بار قصد نوشتن کردم و... نشد ... من، نه مدیریت وبلاگ سید هستم ، نه نویسنده وبلاگ سید ، نه از بچه های وبلاگ و کنفرانس سید... من، تنها شخصی هستم که در این وبلاگ بدون داشتن این عناوین اختیار اجرایی دارم و از شروع سال قمری در خدمت وبلاگ سید خواهم بود... لازم دونستم قبل از ادامه کار وبلاگ سید خودم رو مختصراً معرفی کنم و چند نکته رو عرض کنم:
صراحتاً ادعای افراد دیگر را نیز در این باره تکذیب میکنم. 2- بنده با هیچ فردی در اینترنت و خارج از اینترنت ارتباط نخواهم داشت ( به صورت چت،ایمیل،کامنت،کنفرانس،تلفنی،حضوری و... ) و اگر تصمیم دیگری در این مورد گرفتم حتما در پست اصلی وبلاگ سیدبه اطلاع میرسانم و صراحتاً افرادی را که با ادعای مدیریت یا مرتبط با مدیریت وبلاگ سید با دیگران ارتباط برقرار میکنند را تکذیب میکنم. 3- بنده حدالامکان کار اجرایی وبلاگ را مانند قبل ادامه میدهم و تغییرات خاصی در وبلاگ سید پیش نخواهد آمد...
بسم رب السیدالذاکرین ...
۱۳۸۶/۱۰/۱۰
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه سیزدهم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
مقام: امام يازدهم شيعيان نام: حسن (ع) القاب: عسکري، سراج، زکي، نقي، ابن الرضا و... کنيه: ابومحمد پدر آن حضرت: علي (ع) مادر آن حضرت: به روايتي حديثه (ع) (به جده ملقب بود با کنيه ام الحسن. از اهالي سودان بود و تا سال 260 هجري قمري زنده بود و در سامرا درگذشت. در روايات آمده تنها زوجه امام علي النقي (ع) بوده و تنها فرزند امام از وي بود) تاريخ ولادت: 8 ربيع الثاني سال دويست و سي و دو هجري محل ولادت: مدينه تعداد برادران و خواهران: 3 برادر و 1 خواهر ( حسين که در برخي روايات او را با امام عسکري (ع) تعبير به سبطين کردند و آن دو را به اجدادشان امام حسن (ع) و امام حسين (ع) تشبيه کردند، قبر وي در سامرا در قبه شاميه است - محمد که مورد احترام اهل سنت و اعراب باديه نيز بود ، در زمان پدر از دنيا رفت و آرامگاهش در هشت فرسنگي سامرا قرار دارد - جعفر معروف به ابوالکراين که در سال226 هجري در مدينه متولد شد، او پس از شهادت برادرش امام عسکري (ع) دعوي امامت کرد از اين رو به کذاب معروف گرديد البته برخي مي گويند در پايان عمر خود توبه نمود، در سال 271هجري در سامرا درگذشت و در منزل پدر به خاک سپرده شد - عليه ) تعداد فرزندان: 1 پسر (حضرت بقية الله (عج)) مدت امامت: 6 سال مدت عمر: 28 سال تاريخ شهادت: جمعه 8 ربيع الاول سال دويست و شصت هجري قاتل: معتمد (مسموم گرديد) محل دفن: سامراء نکاتي درباره آن حضرت: در سن دو سالگي همراه پدر در زمان متوکل به عراق آورده شد. بعد از شهادت پدر در سن 22 سالگي به امامت رسيد و به نشر معارف اسلامي در عراق پرداخت تا اينکه او را نيز مانند پدر به سامراء برده و در يک پايگاه نظامي در بند کردند. به همين دليل عسکري لقب گرفت. داراي صورتي گندمگون و قامتي ميانه و بدني در حد اعتدال داشت. ابروهاي سياه کماني ، چشماني درشت و پيشاني گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود. خالي بر گونه راست داشت. بياني شيرين و جذاب و شخصيتي الهي باشکوه و وقار و مفسري بي نظير براي قرآن مجيد بود. به طور کلي دوران عمر امام حسن عسکري (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد: دوره اول 13سال است که زندگي آن حضرت در مدينه گذشت. دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت. دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد که در عصر زمامداري معتز عباسي 255-254 ه.ق و مهتدي عباسي 256-255 ه.ق و معتمد عباسي 260-256 ه.ق سپري شد که 3 سال آن را نيز در زندان بود. با آنکه امام (ع) جز با خواص شيعيان خود ارتباط نداشت اما دستگاه خلافت عباسي براي حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات آن حضرت را زنداني و ممنوع از معاشرت مي داشت. با اين حال ايشان در زمان امامت و رياست روحاني اسلامي، آثار مهمي از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهي و جهت دادن به حرکت انقلابي شيعياني که از راههاي دور براي کسب فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جاي گذاشت. در زمان امام تعليمات عاليه قرآني و نشر احکام الهي و مناظرات کلامي جنبش علمي خاصي را تجديد کرد، و فرهنگ شيعي - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته هاي ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگي چون يعقوب بن اسحاق کندي، که خود معاصر امام حسن عسکري بود و تحت تعليمات آن امام، گرديد. يعقوب بن اسحاق کندي فيلسوف بزرگ عرب بود که دانشمند معروف ايراني ابونصر فارابي شاگرد مکتب وي بود او در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابي را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد. به نقلي هجده هزار نفر از اکابر مسلمين از شاگردان حضرت بودند. غسل و کفن و نماز و تدفين امام نيز توسط حضرت بقية الله (عج) صورت گرفت.
اَلغَضَبُ مِفتاحُ کُلِّ شَرٍّ لَيسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارُ الفَرَجِ عِندَالمَحزُونِ حُسنَ الصُّوَرَةِ جَمالُ ظاهِرٍ وَحُسنُ العَقلِ جَمالُ باطِنٍ لَيسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصيّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر في أمر اللهِ. لاتُمارِ فَيَذهَبَ بَهاوُکَ وَلاتُمازِح فَيُجتَرَاءَ عَلَيکَ اَقَلُّ الناسِ راحَةً اَلحُقُودُ من آنَس بِالله اِستوحَشَ مِنَ النّاس مِنَ التَّواضُعِ اَسَّلامُ عَلي کُلِّ مَن تَمُرُّبِهِ وَالجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ المَجلِسِ
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه نهم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
هنوز مي ترسم که خداي بزرگ را، رو در رو ملاقات کنم و مي ترسم که به خانه اش قدم بگذارم. هنوز خود را آماده پذيرش مطلق او نمي بينم و هنوز در گوشه هاي دلم خواهش هاي پست مادي وجود دارد... هنوز ياد دردناک کودکان فرشته صفتم، روح مرا سراپا مملو از درد و اندوه مي کند. هنوز مهر زندگي در عروقم مي دود و هنوز از همه چيز به کلي نااميد نشده ام. هنوز قلب و روح خود را يکسره وقف خدا نکرده امو بر کثيري از آرزوها و اميدها خط بطلان کشيده ام، مقاديري از خواهش ها و لذات را فراموش کرده ام و از بسياري مردم، دوستان و کسان قطع اميد نموده ام.
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه پنجم آذر 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|