تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد...

TinyPic image

                     خدایا ...
                        خودت می دونی ، خودت می تونی ...

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 سالروز شهادت امام هادي (ع) را خدمت تمامي دوستان تسليت عرض مي کنم.

TinyPic image

+ نوشته شده در روز  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

TinyPic image

 مقام: امام ششم شيعيان

 نام: جعفر (ع) ( ابن بابويه و قطب راوندي روايت كرده اند: كه از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) پرسيدند كه امام بعد از تو كيست؟ فرمود: محمد باقر شكافنده علوم است. پرسيدند كه: بعد از او امام كه خواهد بود؟ گفت: جعفر كه نام او نزد اهل آسمان ها صادق است. )

 لقب: صادق، محقق، کاشف الحقايق ، راحم ، فاضل ، طاهر ، صابر ، مصدق و... ( پيامبر اكرم (ص) در خصوص انتخاب لقب امام ششم فرموده است: وقتي كه فرزندم جعفر متولد شد لقب او را صادق بگذاريد زيرا فرزند پنجمش جعفراست وادعاي امامت مي كند و او در نظر خداوند جعفر كذّاب است. )

 کنيه: ابوعبدالله  - ابواسماعيل - ابوموسي

 پدر آن حضرت: محمد (ع)

 مادر آن حضرت: ام فروه (ع) ( دختر قاسم بن محمد بن ابي بکر و اسماء بنت عبدالرحمن بن ابي بکر، ايشان از زبان امام صادق (ع) به عنوان ابن المکرمه ياد شده و از محدثين بوده اند و نام ديگر ايشان فاطمه است )

 تاريخ ولادت: 17 ربيع الاول سال هشتاد و سه هجري

 محل ولادت: مدينه

 تعداد برادران و خواهران: 4 برادر و 2 خواهر ( عبدالله (برادر تني امام صادق (ع) از ام فروه بنت قاسم بن محمد بن ابى بكر. مردي با فضيلت و صالح از شاگردان پدر خود در حديث و روايات بود. به روايتي توسط مردي از امويان مسموم و شهيد گرديد. از او دختري مکني به ام خير و پسري به نام اسماعيل از اصحاب خاص امام صادق (ع) به يادگار ماند. آرامگاه عبدالله در شهر دمشق قرار دارد.) - ابراهيم (که با عبيدالله تني بود از ام حکيم بنت اسيد بن مغيره ثقفي و در ايام حيات پدر بزرگوارش در شهر مدينه وفات کرد.) - عبيدالله (که با ابراهيم تني بود از ام حکيم بنت اسيد بن مغيره ثقفي و در ايام حيات پدر بزرگوارش در شهر مدينه وفات کرد و در قبرستان بقيع به خاک سپرده شد و از او فرزندي به جاي نماند.) - علي (که با زينب و ام سلمه تني بود از ام ولد و ملقب بود به علي طاهر. آرامگاه وي در شهر بغداد و در محله جعفريه قرار دارد. در فين کاشان نيز مقبره اي به نام مشهد اردهال قرار دارد که اهالي معتقدند مزار سلطان علي پسر محمد باقر (ع) مي باشد و هر ساله مراسم قاليشويان در آنجا انجام مي شود.) - ام سلمه (که با زينب و علي تني بود از ام ولد. از زنان محدثه و فاضل شيعه در قرن دوم هجري. با پسر عمويش محمد ارقط ازدواج نمود و ثمره اين پيوند فرزندي به نام اسماعيل بود.) - زينب (که با علي و ام سلمه تني بود از ام ولد. از شاگردان پدر در حديث و روايات. با پسر عمويش عبدالله بن حسين بن زين العابدين ازدواج کرد و سرانجام در شهر مدينه در گذشت و در قبرستان بقيع دفن گرديد.) )

 تعداد فرزندان: 7 پسر و 3 دختر ( امام موسي کاظم (ع) - اسحاق (ملقب به مؤتمن در محلي به نام عريض متولد شد. وي از شبيه ترين مردم به رسول الله بود. ازمحدثان زمان خود بود. بعضي ازشيعيان به امامت او گرايش داشتند و به اسحاقيون معروف بودند همسرش نفيسه بنت حسن بن زيد بن حسن بن علي بن ابيطالب (ع) بود. با امام موسي کاظم (ع) و محمد تني بود از حميده) - محمد (از محدثين بود و در سال 199 هجري قمري عليه حکومت عباسي قيام کرد و مردم مدينه با او بيعت کردند. در سال 203 هجري قمري به شهادت رسيد و در جرجان به خاک سپرده شد. به دليل زيبايي او را ديباج مي گفتند. با امام موسي کاظم (ع) و اسحاق تني بود از حميده) - اسماعيل (فرزند ارشد. به روايتي در سال 36 هجري قمري در عريض دره اي نزديک مکه درگذشت و در بقيع به خاک سپرده شد. طرفداران ايشان به اسماعيليه معروفند. با عبدالله و ام فروه تني بود از فاطمه بنت حسين اثرم بن حسن (ع)) - عبدالله افطح (دومين فرزند. 70 يا 90 روز پس از شهادت پدر در شام درگذشت و در دمشق دفن گرديد. پيروان او به افطحيه معروفند. با اسماعيل و ام فروه تني بود از فاطمه بنت حسين اثرم بن حسن (ع)) - ام فروه (سومين دختر امام که نام مادربزرگ بر او نهاده شد و به همسري پسر عموي خود درآمد. با عبدالله و اسماعيل تني بود از فاطمه بنت حسين اثرم بن حسن (ع)) - عباس (از محدثين و مردي جليل القدر و پرهيزکار بود) - علي (معروف به عريضي مردي دانشمند بود که سال 114 هجري قرمي در مدينه متولد شد و بعد از 72 يا 120 سال در مدينه در گذشت) - فاطمه (از زنام محدثه و برجسته شيعه در قرن دوم هجري قمري) - اسماء (که حمزة بن عبدالله بن محمد باقر (ع) ازدواج کرد) )

 مدت امامت: 34 سال

 مدت عمر: 65 سال

 تاريخ شهادت: 25 شوال سال يکصد و چهل و هشت هجري

 قاتل: منصور دوانقي ( ايشان را به وسيله انگور زهرآلود مسموم نمودند )

 محل دفن: مدينه ( قبرستان بقيع )

 نکاتي درباره آن حضرت: ايشان تا سن 12 سالگي در محضر جدشان امام سجاد (ع) بوده اند و بعد از رحلت وي به مدت 19 سال در خدمت پدر خود زندگي کردند. دوران امامت آن حضرت در اواخر خلافت بني اميه و اوايل دوران بني عباس بود كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امويان و شانزده سال آن ( 148-132ه.ق ) همزمان با حكومت عباسيان بود. آن حضرت با پنج تن از خلفاي بني اميه - هشام بن عبدالملي ( 125-105 ه. ق ) ، وليد بن يزيد بن عبدالملي ( 126-125 ه. ق ) ، يزيد بن وليد بن عبدالملي ( 126 ه. ق ) ، ابراهيم بن وليد [12 ه. ق( به مدت 70 روز )] و مروان بن محمد ملقب به حمار ( 132-126 ه. ق ) و دو تن از خلفاي بني عباس ابوالعباس ( عبدالله بن محمد ) معروف به سفاح [ 132- 136 ( 137 ) ه. ق ] و ابوجعفر معروف به منصور دوانيقي [ 158-136 ( 137 ) ه. ق ] معاصر بود. ايشان در زمان خود به تعليم علوم ديني پرداختند و با تشکيل حوزه علميه دانشمنداني بر جسته را پرورش دادند. آن حضرت بيش از چهار هزار شاگرد داشته اند که از آن جمله: ابان بن تغلب ، اسحاق بن عمار صيرفي کوفي ، بريد بن معاوية بن العجلي ، ابوحمزه ثمالي ، حريربن عبدالله سجستاني ، زرارة بن اعين شيباني ، صفوان بن مهران جمال اسدي ، عمران بن عبداالله سعد اشعري قمي ، عيسي بن عبداالله سعد اشعري قمي ، فضيل بن يسار البصري ، مفضل بن عمر ، هشام بن محمد بن السائب ، معاذ بن کثير ، محمد بن مسلم بن رياح ، فيض بن مختار الکوفي ، محمد بن علي بن نعمان کوفي ، يونس بن ظبيان کوفي ، عبدالله بن ابي يعفور. شاگردان دانشگاه امام منحصر به شيعيان نبوده بلكه پيروان اهل تسنن نيز از مكتب آن حضرت برخوردار مي شدند. بزرگان اهل سنت چون مالي بن انس ، ابوحنيفه ، سفيان ثوري ، سفيان بن عيينه ، ابن جريح ، روح ابن قاسم و... ريزه خوار خوان دانش بيكران او بودند. ابو حنيفه كه دو سال شاگرد امام بود اين دوره را پايه علوم و دانش خود معرفي كرده مي گويد: اگر آن دو سال نبود " نعمان " از بين رفته بود. همچنين در آن دوران امام کتب گرانبهايي از احديث تاليف گرديد. با ترويج احکام مذهبي در زمان آن حضرت بيش از دوران امامان قبلي مکتب جعفري به رياست ايشان بنيان گذاري شد. در يك دسته بندي، زندگاني امام جعفر صادق ( عليه السلام ) را مي توان به سه دسته كلي تقسيم نمود: الف - زندگاني امام در دوره امام سجاد و امام باقر ( عليهما السلام ) كه تقريبا نيمي از عمر حضرت را به خود اختصاص مي دهد. در اين دوره ( 83-114 ) امام صادق عليه السلام از علم و تقوي و كمال و فضيلت آنان در حد كافي بهره مند شد. ب - قسمت دوم زندگي امام جعفر صادق عليه السلام  ازسال 114 هجري تا 140 هجري مي باشد. در اين دوره امام از فرصت مناسبي كه بوجود آمده، استفاده نمود و مكتب جعفري را به تكامل رساند. در اين مدت، بيش از 4000 دانشمند تحويل جامعه داد و علوم و فنون بسياري را كه جامعه آن روز تشنه آن بود، به جامعه اسلامي ارزاني داشت. ج - هشت سال آخرامام( عليه السلام ) قسمت سوم زندگي امام را تشكيل مي دهد. در اين دوره، امام بسيار تحت فشار و اختناق حكومت منصور عباسي قرار داشت. در اين دوره امام دائما تحت نظر بود و مكتب جعفري عملا تعطيل گرديد. نقش نگين مبارک حضرت « اللهُ خالِقُ کُلّ شََيئُ » بود. بيشتر شمايل آن حضرت مثل پدرشان امام محمد باقر (عليه السلام) بود جز آنكه كمي لاغرتر و بلند تر بودند. مردي ميانه بالا، سفيد روي، پيچيده موي و پيوسته صورتشان چون آفتاب مي درخشيد. در جواني موهاي سرشان سياه و در پيري سفيدي موي سرشان بر وقار و هيبتشان افزوده بود. بيني اش كشيده و وسط آن اندكي برآمده بود و بر گونه راستش خال سياه رنگي داشت. ريش مبارك ايشان نه زياد پرپشت و نه زياد كم پشت بود. دندانهايش درشت و سفيد بود و ميان دو دندان پيشين آن گرامي فاصله وجود داشت. بسيار لبخند مي زد و چون نام پيامبر برده مي شد رنگ از رخسارش تغيير مي كرد. روز زيارتي آن حضرت روز سه شنبه مي باشد و نماز حضرت صادق عليه السلام دو رکعت است که در هر رکعت سوره فاتحه يک مرتبه و آيه شَهِدَ اللهُ صد مرتبه خوانده مي شود.

سخني چند از فرمايشات آن حضرت:
اِياکَ وَالمِراءَ فَاِنَّهُ يَحبِطُ عَمَلَکَ وَاِياکَ وَالجِدالَ فَاِنَّهُ يُوِبقُکَ وَاِياکَ وَکَثرَةَ الخُصُوماتِ فَاِنَّها تَبعِدُکَ مِنَ اللهِ
از رياکاري بپرهيز که عملت را از بين مي برد و از جدال بپرهيز که هلاکت مي گرداند و از دشمني ها بپرهيز که تو را از خدا دور مي کند. (تحف العقول)

اَلاُنسُ في ثَلاثٍ: فِي الزَّوجَةِ المَوافِقَةِ وَالوَلَدِ البارِّ وَالصَّديقِ المُصافي
انس در سه چيز است: زن موفق و فرزند نيکوکار و دوست خالص و با صفا. (تحف العقول)

اَحَبُّ اِخواني اِلَيَّ مَن اَهدي اِلَيَّ عُيُوبي
محبوب ترين برادرانم نزد من کسي است که عيب هايم را به من اهدا کند. (تحف العقول)

رَاسُ کُلِّ خَطيئَةٍ حَبُّ الدُّنيا
سرچشمه تمام گناهان دوستي دنيا است. (اصول کافي)

حُسنُ الجِوارِ زِيادَةٌ فِي الاَعمارِ وَعِمارَةُ الدِيارِ
نيکي به همسايگان خانه ها را آباد و عمرها را زياد مي کند. (اصول کافي)

َقرَبُ ما يَکُونُ العَبدُ إلَي اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ
نزديکترين حالات بنده به پروردگارت حالت سجده است. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

إنَّ اللهَ عَزَّوَجَّلَ يََرحَمُ الرَّجُلَ لَشُدَةِ حُبِّ لُوَلَدُه.
براستي که خداوند عزوجل رحم مي نمايد مرد را، به سبب شدت محبت او به فرزندش. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

کَسبُ الحُرامِ يُبَيَّنُ فِي الذُّرِيَّةِ
کسب کردن مال حرام اثرش در فرزندان آشکار مي گردد. (وسائل الشيعه)
إزالَةُ الجِبَالِ أهوَنُ مِن إزالَةِ قَلبٍ عَن مَوضِعِهِ.
تکان دادن کوه ها آسانتر از تکان دادن قلبي از جايگاهش است.

مَن أنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ رُضِيَ بِهِ حَکَماً لِغَيرِهِ.
هرکس که نسبت به مردم جانب انصاف را رعايت کند، مردم داوري او را نسبت به ديگران بپسندند.

الرّغبَةُ فِي الدّنيَا تُورِثُ الغَمَّ وَ الحُزنَ، وَ الزُّهدُ فِي الدُّنيَا راحَةُ القَلبِ وَ البَدَنِ.
دلبستگي به دنيا موجب غم واندوه شود و دل نبستن به دنيا آسودگي روحي و جسمي آورد.

صُحبَةُ عِشرِينَ سَنَةً قَرابَةٌ.
همنشيني بيست ساله [ نوعي ] خويشاوندي است.

مَن بَدَءَ بِکَلامٍ قَبلَ سَلامٍ فَلا تُجِيبُوهُ.
هر کس پيش از سلام، آغاز به سخن کرد پاسخش را ندهيد.

إذا صَلُحَ أمرُ دُنيَاکَ فاتَّهِم دِينَکَ.
آنگاه که کار دنيايت نيکو گرديد به [ صحتِ ] دينت بدبين شو.

الحَيَاءُ عَلَي وَجهَينِ فَمِنهُ ضَعفٌ وَ مِنهُ قَوَةٌ وَ إسلامٌ وَ إيمَانٌ.
حيا دو گونه است: يکي از روي ناتواني و ديگري از توانايي و اسلام و ايمان است.

وَ سَألَهُ رَجُلٌ أن يُعَلّمَهُ مَا يَنَالُ بِهِ خَيرَ الدّنيَا وَ الاخِرَةِ وَ لا يَطُولُ عَلَيهِ؟ فَقَالَ : لا تَکذِب.
مردي از امام صادق عليه السلام خواهش کرد که سخني کوتاه که نکويي دنيا و آخرت را داراست به او بياموزد. امام(ع) فرمود: دروغ مگوي.

صَافَحُوا ، فَإنّهَا تَذهَبُ بِالسّخِيمَةِ.
به همديگر دست دهيد که دست دادن کينه را از ميان برد.

لِلّهِ فِي السّرّا نِعمَةُ التّفَضُّلِ ، وَ فِي الضّرّاءِ نِعمَةُ التَّطَهُّرِ.
نعمت خداوند در خوشي ه ا ز باب لطف وفضل است و در سختي  ها براي پاکسازي گناهان است.

مَا مِن شَيءٍ إلّا وَ لَهُ حَدٌّ. قِيلَ : فَمَا حدُّ اليَقِينِ؟ قَالَ(ع): أن لا تَخَافُ مَعَ اللهِ شَيئاً.
هيچ چيزي نيست جز آنکه داراي اندازه اي باشد. پرسيده شد که اندازه يقين چيست؟ فرمود: اينکه از چيزي جز خدا نترسي.

مَن ساءَ خُلقُهُ عَذَّبَ نَفسُهُ.
هرکه بدخويي کند خويش را شکنجه نمايد.

لَيسَ لِابلِيسَ جُندٌ أشَدُّ مِنَ النِّساءِ وَ الغَضَبِ.
شيطان لشکري قوي تر از زنان و خشم ندارد.

إذا رَأيتُمُ العَبدَ يَتَفَقَّدُ الذُّنُوبَ مِنَ النّاسِ ناسِياً لِذَنبِهِ ، فَاعلَمُوا أنَّهُ قَد مُکِرَ بِهِ.
هرگاه بنده اي را ديديد که در جستجوي گناهان مردم است و گناه خويش را از ياد برده ، بدانيد که او فريفته [ شيطان ] گرديده است.

الطّاعِمُ الشّاکِرُ لَهُ مِثلُ أجرِ الصّائِمِ المُحتَسِبِ ، وَ المُعَافِي الشَّاکِرُ لَهُ مِثلُ أجرِ المُبتَلَي الصّابِرِ.
سپاسگزار همانند روزه دار اجرخواه پاداش مي برد و تندرست و سپاسمند همانند بيمار شکيبا پاداش دارد.

أفضَلُ العِبَادَةِ العِلمُ بِاللهِ وَ التّواضُعُ لَهُ.
برترين عبادت ها شناخت خدا و فروتني براي اوست.

إنّ اللهَ قَد جَعَلَ کُلَّ خَيرٍ فِي التَّزجِيَةِ.
به راستي خداوند هر خيري را در آهستگي نهاده است.

إنّ مِنَ السُّنَةِ لُبسَ الخَاتَمِ.
به راستي به دست کردن انگشتر از سنت است.

يَأتِي عَلَي النّاسِ زَمانٌ لَيسَ فِيهِ شَيءٌ أعَزَّ مِن أخٍ أنِيسٍ وَ کَسبِ دِرهَمٍ حَلالٍ.
روزگاري بر مردم آيد که در آن چيزي کمياب تر از برادري همراه و درآمدي حلال نيست.

مَن غَضِبَ عَلَيکَ مِن إخوانِکَ ثَلاثَ مَرّاتٍ فَلَم يَقُل فِيکَ مَکرُوهاً فَأعِدَّهُ لِنَفسِکَ.
هر کدام از برادرانت که سه بار بر تو خشم گرفت و هيچ ناسزايي به تو نگفت ، او را براي خويش نگهدار.

لا تَذهِبُ الحِشمَظَ بَينَکَ وَ بَينَ أخِيکَ وَ أبقِ مِنهَا ، فَإنّ ذَهَابَ الحِشمَةِ ذَهَابَالحَياءِ ، وَ بَقَاءَ الحِشمَةِ بَقَاءُ المَوَدّةِ.
حرمت بين خود و برادرت را از ميان مبر و اندکي از آن را باقي گذار؛ چرا که از ميان رفتن حرمت به پرده دري انجامد و باقي ماندن حرمت به تداوم دوستي انجامد.

أربَعٌ مَن کُنّ فِيهِ کانَ مُومناً وَ إن کانَ مِن قَرنِهِ إلَي قَدَمِهِ ذُنُوبٌ : الصِّدقُ ، و الحَياءُ ، وَ حُسنُ الخُلقِ ، وَ الشُّکرُ.
چهار صفت در هرکه باشد مومن است و اگرچه سر تا پايش گناه باشد : راستي و شرم و نيک رفتاري و سپاسداري.

البَناتُ حَسَناتٌ وَ البَنُونَ نِعَمٌ ، فَالحَسَناتُ تُثَابُ عَلَيهِنَّ وَ النِّعمَةُ تُسأَلُ عَنهَا.
دختران حسنه اند و پسران نعمت اند. براي حسنات پاداش آيد و از نعمت ها بازخواست شود.

وَ قِيلَ لَهُ : مَا دَّليلُ عَلَي الوَاحِدِ ؟ فَقَالَ(ع) : مَا بِالخَلقِ مِنَ الحَاجَةِ.
از امام صادق (ع) پرسيده شد که چه دليلي بر يگانگي خداي داري؟ امام (ع) فرمود: آن نيازي که در همه آفريدگان است.

يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) إنّهُ لَيسَ مِنّا مَن لَم يَملِکُ نَفسَهُ عِندَ الغَضَبِ ، وَ لَم يُحسِن صُحبَةَ مَن صَحِبَهُ ، وَ مُرافَقَةَ مَن رافَقَهُ ، وَ مُصالَحَةَ مَن مُصالَحَهُ ، وَ مُخالَفَةَ مَن خَالَفَهُ . يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمّدٍ (ص) اتَّقُوا اللهَ مَا استَطَعتُم ، وَ لا حَولَ وَ لا قُوّةَ إلا بِاللهِ.
اي شيعه خاندان محمد (ص) ، همانا از ما نيست آن کس که هنگام خشم گيري خويشتن را مهار نکند و با همنشين خويش نيک برخورد ننمايد و با دوستش مدارا نکند و با سازش خواه خويش ، سازشکاري نکند و با مخالفش به نيکي مخالفت نورزد. اي شيعه خاندان محمد (ص) از خداوند تا آنجا که مي توانيد پروا داريد. و لا حول و لا قوة الا بالله.

لَن تَکُونُوا مُومِنِينَ حَتّي تَعُدُّوا البَلاءَ نِعمَةً ، وَ الرّخاءَ مُصِيبَةًً ً.
هرگز مومن نباشيد تا اينکه بلا را نعمت و راحتي را مصيبت شماريد.

إنّ اللهَ يُعطِي الدّنيَا مَن يُحِّبُ وَ يُبغِضُ وَ لا يُعطِي الإيمَانَ إلاّ أهلَ صَفوَتِهِ مِن خَلقِهِ.
به راستي خداوند دنيا را به دوست و دشمن بدهد ولي ايمان را جز به ويژگان از آفريدگانش ندهد.

المَشيُ المُستَعجِلُ يَذهَبُ بِبَهاءِ المُومِنِ وَ يُطفِي ءُ نُورَهُ.
شتابان رفتن، هيبت مومن را از ميان برد و نورش را خاموش کند.

المُومِنُ فِي الدُّنيَا غَريبٌ ، لا يَجزَعُ مِن ذُلِّهَا ، وَ لا يَتَنَافَسُ أهلَهَا فِي عِزِّهَا.
مومن در دنيا غريب باشد. از خواري اش بي قراري نکند و در سرافرازي اين سراي ، با اهل دنيا رقابت نکند.

مَنِ احتَشَمَ أخَاهُ حَرُمَت وُصلَتُهُ ، وَ مَنِ اغتَمَّهُ سَقَطَت حُرمَتُهُ.
هرکس برادرش را بيازارد از پيوند با او محروم ماند و هرکه او را غمگين کند حرمتش را ببرد.

و گزيده ي از سخنان امام جعفر صادق عليه السلام که برخي از شيعيان آن را « نثرالدّرَر » ناميده اند :
اَلاِستِقصاءُ فُرقَةٌ ، الاِنتِقَادُ عَداوَةٌ ، قِلَّةُ الصَّبرِ فَضِيحَةٌ ، إِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ ، السَّخاءُ فِطنَةٌ ، اللُّومُ تَغافُلٌ.
به همه جزئيات [ زندگي و دوستي ] حساس شدن مايه جدايي است. انتقاد مايه د شمني است. کم صبري مايه رسوايي است. فاش کردن راز مايه سرنگوني است. بخشندگي هوشمندي است. فرومايگي غفلت نمايي است.

ثَلاثَةٌ مَکسَبَةٌ لِلبَغضَاءِ : النِّفَاقُ ، وَ الظُّلمُ ، وَ العُجبُ.
سه چيز کينه انگيز است : دورويي ، ستم و خودبزرگ بيني.

الجَهلُ فِي ثَلاثٍ : فِي تَبَدُّلِ الإخوَانِ ، وَ المُنابَذَةِ بِغَيرِ بَيَانٍ ، وَ التَّجَسُّسِ عَمّا لا يَعنِي.
ناداني در سه چيز است : در عوض کردن دوستان ، بدون دليل مخالفت ورزيدن و جستجو کردن در امور بي فايده.

الحَزمُ فِي ثَلاثَةٍ : الاستِخدامُ لِلسُّلطَانِ ، وَ الطّاعَةُ لِلوالِدِ ، وَ الخُضُوعُ لِلمَولَي.
آينده نگري در سه چيز است : خدمتگذاري به سلطان [ عادل ] ، اطاعت از پدر و فروتني در برابر مولا.

ثَلاثُ مَنِ ابتُلِيَ بِوَاحِدَةٍ مِنهُنَّ تَمَنَّي المَوتَ : فَقرٌ مُتَتَابِعٌ ، وَ حُرمَةٌ فاضِحَةٌ ، وَ عَدُوٌّ غالِبٌ.
سه چيز است که هرکس گرفتار يکي از آنان گردد آرزوي مرگ نمايد : تنگدستي پشت سر هم ، حُرمت از دست رفته و دشمن چيره.

أَفضَلُ المُلُوکِ مَن اُعطِيَ ثَلاثَ خِصَالٍ : الرَّأفَةَ ، وَ الجُودَ ، وَ العَدلَ.
بهترين زمامدار کسي است که سه ويژگي داشته باشد : مهرباني ، بخشندگي و دادگري.

ثَلاثَةٌ مُرَکَّبَةٌ فِي بَنِي آدَمَ ، الحَسَدُ ، وَ الحِرصُ ، وَ الشَّهوَةُ.
سه چيز در وجود آدميزاد سرشته شده : حسد ، حرص ، شهود.

ثَلاثَةٌ تُورِثُ الحِرمَانَ : الإِلحَاحُ فِي المَسألَةِ ، وَ الغِيبَةُ ، وَ الهُزءُ.
سه چيز مايه ناکامي است : پافشاري در تقاضا ، غيبت کردن و ريشخند زدن.

 قِوامُ الدُّنيَا بِثَلاثَةِ أشيَاءَ : النّارُ ، وَ المِلحُ ، وَ المَاءُ.
قوام دنيا به سه چيز است : آتش ، نمک ، آب.

يُمتَحَنُ الصَّدِيقُ بِثَلاثِ خِصَالٍ ، فَإِن کانَ مُواتِياً فِيهَا فَهُوَ الصَّديقُ المُصافي وَ إلاّ کانَ صَدِيقَ رَخاءٍ لا صَدِيقَ شِدَّةٍ : تَبتَغِي مِنهُ مالاً ، أَو تَأمَنُهُ عَلي مَالٍ ، أَو تُشَارِکُهُ فِي مَکرُوهٍ.
دوست به سه صفت آزمايش شود که اگر آن صفات را دارد ، در دوستي بي غل و غش است وگرنه دوست دوران خوشي است نه دوست دوران سختي : [ آن سه مَحَک اين است :] از او مالي بخواهي ، يا او را بر مالي امين نمايي ، يا در پيشامد ناخوشايندي او را شريک دهي.

ثَلاثٌ مَنِ ابتُلِيَ بِوَاحِدَةٍ مِنهُنَّ کانَ طائِحَ العَقلِ : نِعمَةٌ مُوَلِّيَةٌ ، وَ زَوجَةٌ فَاسِدَةٌ ، وَ فَجِيعَةٌ بِحَبِيبٌ.
سه چيز است که هرکس به يکي از آنها گرفتار آيد سرگردان شود : نعمتي از دست رفته ، همسري هرزه و داغِ [ از دست دادن ] دوست.

وَ يَجبُ لِلوالِدِدَينِ عَلَي الوَلَدِ ثَلاثَةُ أَشيَاءَ : شُکرُهُمَا عَلي کُلِّ حالٍ ، وَ طاعَتُهُمَا فِيمَا يَأمُرانِهِ وَ يَنييانِهِ عَنهُ فِي غَيرِ مَعصِيَةِ اللهِ ، وَ نَصِيحَتُهُمَا فِي السِّرِّ وَ العَلانِيَةِ.
فرزند در حق پدر و مادر سه وظيفه دارد : تشکر از ايشان در همه حال ، اطاعت از ايشان در هر چه به او امر نمايند يا نهي کنند به شرطي که معصيت خدا را در برنداشته باشد و خيرخواهي براي ايشان در نهان و عيان.

تَحتَاجُ الإخوَةُ فِيمَا بَينَهُم إلَي ثَلاثَةِ أشيَاءَ ، فَإِنِ استَعمَلُوهَا وَ إِلاّ تَبَايَنُوا وَ تَبَاغَضُوا ، وَ هِيَ : التَّناصُفُ ، وَ التَّراحُمُ ، وَ نَفيُ الحَسَدِ.
برادران بايد سه اصل را رعايت نمايند تا در دوستي پايدار بمانند وگرنه از هم جدا گردند و با هم دشمني ورزند و آن سه اصل عبارتند از : رفتار منصفانه با يکديگر ، مهربان با همديگر و خودداري از حسدورزي نسبت بهم.

وَ السُّرُورُ فِي ثَلاثِ خِلالٍ : فِي الوَفَاءِ ، وَ رِعَايَةِ الحُقُوقِ ، وَ النُّهُوضِ فِي النَّوائِبِ.
شادماني در سه صفت باشد : در وفاداري ، رعايت حقوق و به ياري برخاستن در پيشامدهاي ناگوار.

ثَلاثَةٌ يُستَدَلُّ بِهَا عَلي إصَابَةِ الرَّأيِ : حُسنُ اللِّقاءِ ، وَ حُسنُ الإِستِمَاعِ ، وَ حُسنُ الجَوابِ.
سه چيز نشانگر درست انديشي است : خوش برخوردي ، خوب گوش سپردن و خوب پاسخ گفتن.

ثَلاثَةُ أَشيَاءَ تَدُلُّ عَلي عَقلِ فَاعِلِهَا : الرَّسُولُ عَلي قَدرِ مَن أَرسَلَهُ ، وَ الهَدِيَّةُ عَلي قَدرِ مُهدِيهَا ، وَ الکِتَابُ عَلي قَدرِ [ عَقلِ ] کَاتِبِهِ.
سه چيز است که نمايانگر ميزان عقل انجام دهنده اش است : فرستاده نمايانگر منزلتِ فرستنده است ؛ هديه نمايانگر ارزش هديه کننده است و نوشتار نمايانگر ارزش نويسنده است.

ثَلاثَةٌ لَيسَ مَعَهُنَّ غُربَةٌ : حُسنُ الأدَبِ ، وَ کَفُّ الأذي ، وَ مُجانَبَةُ الرَّيبِ.
سه چيز است که در پرتو آن غربت نباشد : تربيت خوب ، بي آزاري و دوري جستن از شک و ترديد.

الأَيّامُ ثَلاثَةٌ : فَيَومٌ مَضَي لا يُدرَکُ ، وَ يَومُ النّاسُ فِيهِ فَيَنبَغِي أَن يَغتَنِمُوهُ ، وَ غَداً إِنَّمَا فِي أيدِيهِم أَمَلُهُ.
روها سه روز است : ديروز که باز نيايد ، امروز که مردم در آنند و سزاوار است آن را غنيمت دانند ؛ و فردايي که هنوز به آن اميدوارند.

ثَلاثٌ مَن کُنَّ فِيهِ استَکمَلُ الإِيمَانَ : مَن إِذا غَضِبَ لَم يُخرِجهُ غَضَبُهُ مِنَ الحَقِّ ، وَ إِذا رَضِيَ لَم يُخرِجهُ رِضَاهُ إِلَي البَاطِلِ ، وَ مَن إِذا قَدَرَ عَفَا.
سه چيز است که در هرکس باشد از ايمان کامل برخوردار است : هرگاه به خشم آيد حقّ را زير پا نگذارد ، چون خشنود شود خشنودي او را به باطل نکشاند و چون قدرت يافت گذشت نمايد.

ثَلاثَةُ أَشيَاءَ لا تُرَي کامِلَةً فِي وَاحِدٍ قَطُّ : الإِيمَانُ ، وَ العَقلُ ، وَ الإِجتِهَادُ.
سه چيز است که هرگز در يک شخص به طور کامل مشاهده نشود : ايمان ، عقل ، کوششِ طاقت فرسا [ در امور علمي ].

کسي که دوست دارد از اصحاب حضرت قائم باشد بايد روحيه انتظار را در خود ايجاد کند و با داشتن چنين روحيه اي به تزکيه نفس و کمالات روحي مشغول باشد.

هر کس چهل صبح خدا دعاي عهد بخواند از انصار قائم ما خواهد بود و اگر قبل از ظهور او بميرد، خداوند او را از قبرش زنده بيرون خواهد آورد تا در رکاب مولايش خدمت نمايد.

خدا را حرمي است و آن مکه است رسول خدا را حرمي است و آن مدينه است اميرمومنان را حرمي است و آن کوفه است و براي ما اهل بيت حرمي است و آن قم است و به زودي بانويي به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن مي شود. هر کس او را زيارت کند بهشت بر او واجب مي شود.

خاک قم مقدس است و اهل قم از مايند و ما نيز از آنهايئم... آگاه باشيد که اهل قم ياوران قائم ما و دعوتگران حق ما هستند. خدايا آنها را از هر فتنه اي محفوظ بدار و از هر خطري نگهدار.

پيغمبر در شب معراج در آسمان چهارم گنبد بسيار زيبايي ديد و از جبرئيل پرسيد اين گنبد چيست او پاسخ داد اين گنبد صورت ملکوتي شهري است که قم ناميده مي شود. بندگان مومن خدا در آن گرد مي آيند و در انتظار حضرت محمد و شفاعت او در روز قيامت و روز حساب به سر مي برند.

صلوات بر حضرت امام جعفر صادق عليه السلام :
اللهمَّ صَلِّ عَلَي جَعفَرِ بنِ مُحُمَّدِ الصَّادِقِ خَازِنِ العِلمِ الدَّاعِي اِلَيکَ بِالحَقِّ النُّورِ المُبِين اللهمَ کَمَا جَعَلتَهُ مَعدِنَ کَلامِکَ وَ وَحيِکَ وَ خَازِنَ عِلمِکَ وَ لِسَانَ تَوحِيدِکَ وَ وَلِيِّ اَمرِِکَ وَ مُستَحفِظَ دِينِکَ فَصَلِّ عَلَيهِ اَفضَلَ مَا صَلَّيتَ عَلَي اَحَدٍ مَن اَصفِيَاکَ وَ حُجَجِکَ اِنَّکَ حَمِيدُ مَجِيدُ.

دعاي آن حضرت :
يَا صَانِعَ کُلِّ مَصنُوعٍ يَا جَابِرَ کُلِّ کَسِيرٍ وَ يَا حَاضِرَ کُلِّ مَلَاءٍ وَ يَا شَاهِدَ کُلِّ نَجوَي وَ يَا عَالِمَ کُلِّ خَفِيَّةٍ وَ يَا شَاهِدُ غَيرَ غَائِبٍ وَ غَالِبُ غَيرَ مَغلُوبٍ وَ يَا قَرِيبُ غَيرَ بَعِيدٍ وَ يَا مُونِسَ کُلِّ وَحِيدٍ وَ يَا حَيُّ مُحيِيَ المَوتَي وَ مُمِيتَ الأَحيَاءِ القَائِمَ عَلَي کُلِّ نَفسٍ بِمَا کَسَبَت وَ يَا حَيَّاً حِينَ لا حَيَّ لا اِلَهَ اِلاّ أنتَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .

حرز حضرت صادق عليه السلام :
بِسمِ اللهِ الرّحمَنِ الرّحِيمِ
يَا خَالِقَ الخَلقِ وَ يَا بَاسِطَ الرِّزقِ وَ يَا فَالِقَ الحَبِّ وَ يَا بَارِيَ النَّسَمِ وَ مُحيِيَ المَوتَي وَ مُمِيتَ الأحيَاءِ وَ دَائِمَ الثَّبَاتِ وَ مُخرِجَ النَّبَاتِ إِفعَل بِي مَا أَنتَ أهلُهُ وَ لا تَفعَل بِي مَا أنَا أهلُهُ وَ أنتَ أَهلُ التَّقوَي وَ أَهلُ المَغفِرَةِ .

TinyPic image

+ نوشته شده در روز  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

TinyPic image

 سالروز ولادت امام محمد باقر (ع) و به روايتي ولادت امام علي النقي (ع)

 را خدمت شما عزيزان تبريک عرض مي نمايم.

+ نوشته شده در روز  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

TinyPic image

 چهله تموم شد و يکسال گذشت ... يک چهله و يکسال با تموم، با تمومِ... باز من و وبلاگ و
 شما  و روزهايي که بايد همه چيز رو تو خودمون بُکشيم تا عادي جلوه کنيم گرچه اين نقش
 رو خوب بلد نيستيم بازي کنيم ... 
 باز هم تشکر مي کنم از تک تکتون که اين روزها رو بودين در کنار هم ، در کنار من و در
 کنار سيد با يک دنيا احساس پاک و سبز ...

TinyPic image

 اولين پست بعد اين چهله رو اختصاص مي دم به ذکر مناسبات جمادي الثاني که تو اين مدت
 نشد يادي ازشون بکنم در وبلاگ سيد:

 4 جمادي الثاني سالروز به درک واصل شدن هارون الرشيد
 19 جمادي الثاني سالروز ازدواج جناب عبدالله و خانم آمنه
 21 جمادي الثاني سالروز وفات حضرت ام کلثوم
 22 جمادي الثاني سالروز به درک واصل شدن ابوبکر
 27 جمادي الثاني سالروز شهادت حضرت سلطان علي بن محمد باقر
 29 جمادي الثاني سالروز وفات حضرت سيد محمد بن هادي

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 ديگه نمي تونم مثل قبل بنويسم سيد، ديگه قدرت نوشتن ندارم ... سيد يک سال گذشت، يک سال ...
 اينو از گوشه  کنار مي شنوم ، اينو تو مراسم هفته پيش سر خاک مي بينم ولي سيد زمان براي من
 چرا ايستاده، چرا من هنوز تو همون لحظه آخر جا موندم، چرا برنمي گردي سيد از باغ کاشان ؟؟؟
 سيد بيا، بيا بريم قبرستون نو ، بيا بهم بگو چرا من يک ساله آواره اين قبرستون شدم ...
 سيد بيا، بيا بريم پيش اون سنگ سفيد ، بيا بهم بگو چرا من يک ساله به جاي موهاي قشنگت دارم
 اينو نوازش مي کنم و مي بوسم ...
 سيد بيا، بيا سرمو بگير تو بغلت مي خوام اينبار من سر به شونه ات بذارم و ببارم ...
 سيد هر کسي بعدِ يه مدت فهميد که ( تو رفتي ) يعني چي ولي به نگاه چشاي مستونه ات سيد، من
 هنوزم نمي فهمم ... اي کاش سيد بدنت رو توي خاک نذاشته بودم تا به همه نشون مي دادم که تو
 هستي، اينا باور نمي کنن منو سيد ...    دلم براي در آغوش کشيدن جسمت تنگ شده ، در آغوش
 مي کشمت سيد ولي آغوشم خاليه ، شونم سبکه ، حلقه دستم تنگه برات ، ...  فقط عطر حضورت
 آغوشمو پُر مي کنه سيد ...       بچه شدم دارم بهونتو مي گيرم بيا دادا ، بيا ..........................

       TinyPic image

     دوباره دل هوای با تو بودن کرده                            نگو این دل دوری عشقتو باور کرده
    دل من خسته از این دست به دعا ها بردن               همه آرزوهام با رفتن تو مردن
    حالا من یه آرزو دارم تو سینه                              که دوباره چشم من تو رو ببینه
    واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم                  آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم
    توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی                    به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمی دم
    حالا من یه آرزو دارم تو سینه                              که دوباره چشم من تو رو ببینه
    دوباره دل هوای با تو بودن کرده                           نگو این دل دوری عشقتو باور کرده
    دل من خسته از این دست به دعا ها بردن               همه آرزوهام با رفتن تو مردن
    حالا من یه آرزو دارم تو سینه                              که دوباره چشم من تو رو ببینه

+ نوشته شده در روز  جمعه پانزدهم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 شش هفته از چهله نشینیمان گذشت ... آخرین هفته بود و این را می دانستم و نتوانستم به عشاقت
 بگویم   ...   نتوانستم بگویم که خودشان را برای بدرقه ات آماده کنند، نتوانستم بگویم که دیگر با
 حضورت میان خودشان هرچند که کمرنگ شده بود یا شاید پُررنگتر خداحافظی کنند، حتی نتوانستم
 بگویم چه هفته ای بر من گذشت با آن حنجر بریده که بوسه بارانش می کردم ... بگویم زینب شدم
 و حسینم شد ، حسین شدم و علی اصغرم شد و   ........................................    و  تمام شد ...


 Image hosting by TinyPic

 

 چه شود به چهره ی زرد من نظری برای خدا کنی

 

 که اگر کنی همه درد من به یکی اشاره دوا کنی

 

 

Image hosting by TinyPic

 با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

 بیست روزی بود که منتظر تغییرات در احوال سیدتون بودید.

 تغییرات رخ داد ولی ...

 در این ایام فاطمیه ضربان قلب سیدتون بالا رفت.

 آره قلب سیدتون می تپید برای مادر.

 دیگه سخته نفس کشیدن...

 

                                                                               التماس دعا

Image hosting by TinyPic

 ای پرستوی علی پَر مَزن ز خانه ات                         گریه کن حسین من در عزای مادرت

                                 من غریبم ای حسین گریه کن تو مادرم ...

۱۳۸۵/۴/۱۰


Image hosting by TinyPic

 

 یا حسین غریبِ مادر تویی اربابِ دل من

 یه گوشه چشمِ تو بسه واسه حل مشکل من

 آخرش می یاد یه روزی رو چشام قدم می ذاری

 می بریم تا کربلا و نمی ذاریم تو خماری

 یه روزی می یاد آقا جون که منم سگ تو باشم

 چشام و موقع مرگم زیر پات گذاشته باشم

 دل من عاشق می مونه دایم از شما می خونه

 منو می شناسی آقا جون من همونم اون دیوونه

 اونی که تنهای تنهاست دلش از همه بریده

 اونی که واسه یه بارم هنوز آقاش و ندیده

 آقا من خودم می دونم لایق این حرفا نیستم

 اما از شما چه پنهون از اهل زمونه خستم

 تموم مردم دنیا ما رو می خونن دیوونه

 آره ما دیوونه هستیم بی خیال این زمونه

 تا وقتی عشق تو باشه اینا حرفه و بهونه

 واسه عشق تو حلاکم این خطم اینم نشونه

 حسرت زیارت تو مونده تو این دل زارم

 کربلات و تا نبینم آروم و قرار ندارم

 چشای قشنگت عباس خواب و از چشام گرفته

 بدون تو گم میشم تو شب و روز و ماه و هفته

 یل کربلا ابالفضل قربون اون قد و بالات

 قربون چشای نازت فدای خشکی لبهات

 می شنوم صدای پات و رو زمین قدم می ذاری

 صدای رقیه می یاد عمو جان کی آب می یاری

 

 

۱۳۸۵/۴/۱۳


 سیدم رفت...

Image hosting by TinyPic

نیمه شب ۱۵-۴-۱۳۸۵

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 سالروز ولادت آقا خمینی بزرگ، بزرگ مرد عالم ربانیست...

TinyPic image

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

TinyPic image

 اگر چه برایم آسان نیست این خطوط را قلم بزنم 

 تبریک به تمامی شما عزیزانم ...

 تبریک به تمامی زنان شیعه ...

 تبریک به تمامی مادران ...

 تبریک به تمامی سادات ...

 تبریک به سادات خانم ...

 مادر از صبوریت ، از تحملت ، از... به پسرت بده تا بتونه این چهله رو تا آخرین روز طاقت کنه و
 بعد از اون انقدر رو پا باشه که بتونه باز هم نوکری خودت و نوکرات بکنه ...

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 پنج هفته از چهله نشینیمان گذشت...  دلم سنگین بود و هیچ تغییری نبود... انگار که می خواستی بهم بگی

 اینجا آخر خطه منتظر نباش...


Image hosting by TinyPic

 

 با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

 حال و احوال سیدتون مانند این روزهای اخیر باز هم تغییری نداشته.                  

 هنوز در کُما هستن و به غیر از حرکت پلک ها هیچ واکنش خاص دیگری نشان نمی دهند.

                                                            

                                                                                التماس دعا

 

Image hosting by TinyPic

۱۳۸۵/۴/۱


Image hosting by TinyPic

 با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

 یک ماه گذشت...

 هنوز روی تخت آروم دراز کشیده یه جوری که انگار اصلا قصد بلند شدن از بستر رو نداره .

 توی این مدت خصوصا از روزی که انتقال داده شد تهران و دیگه هیچ تغییری نکرد

 به خاطر شماها که نگران نَشید این بغض کهنه تازه شده رو ته گلوم نگه داشتم و

 صبوری کردم. فقط خبر و التماس دعا و سکوت و سکوت و سکوت ...

 تو این یک ماه که به اندازه یک عمر بود این بغض لعنتی خفه ام کرد .

 بگذریم که تو این مدت هیچ کس نگفت یارو بدونِ سید خرت به چنده ؟

  بعضی ها هم که خوب با حرفای ...  دلداریم دادن . اشکالی نداره ما عادت کردیم .

 نوکری این سید طباطبایی و جَدِش یادم داد ...

                                                      بازم هیچ تغییری نیست. بازم التماس دعا

 

Image hosting by TinyPic

 

دیوانگان ز تو طلب عقل می کنند           من می رسم به تو دیوانه می شوم

 

۱۳۸۵/۴/۴


TinyPic image 

سالروز شهادت بی بی صدیقه کبری( س) را خدمت تمامی دوستان تسلیت عرض می کنم.

 ثابت موندن احوال سید در چند روز اخیر از طرفی جای شکر داره و از طرف دیگر نگرانمون

 کرده انشاالله خانم نظر کنند مثل ایام فاطمیه اول جوابمون رو بِدهند.

   التماس دعا

 

 Image hosting by TinyPic

 

۱۳۸۵/۴/۷

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه هفتم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

   تشکر از حضور تک تکتون که خاطره پارسال رو هر چه با شکوه تر تکرار کردین...

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image


TinyPic image

             هنوزم دیر نشده سید منتظرتونه به تاریخ :

             16 - 4 - 1386   برابر با سالروز...سيد

             17 - 4 - 1386   برابر با سالروز بدرقه سيد

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه هفتم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 سالروز شهادت بی بی ام البنین را خدمت تمامی دوستان تسلیت عرض می کنم.

 مناسبتی که هیچگاه فراموشمان نمی شود...

TinyPic image

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه ششم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

TinyPic image

 سيد، سالگرد آخرين روزي که جسم نوراني و معطرت رو به آغوش کشيدم و بوييدم و بوسيدم داره مياد.
 يک سال قمري گذشت ...   يک سال از آن روز بدرقه ...   روزي که ناباورانه ايستادم و رفتنت را نظاره
 کردم، فقط ايستادم ... ولي در خود بارها و بارها شکستم، نه تنها آن روز بلکه تا امروز ... گفتند و گفتم
 اتفاقي ساده است، يه بنده اي لايق مرحله بالاتري از زندگي شده و قدمي به اوني که اون بالاست نزديک
 شده اينکه گريه نداره، غصه خوردن نداره، آرزوي مرگ کردن نداره ...  و نه در اين يکسال گريه کردم،
 نه غصه خوردم، نه آرزوي مرگ کردم ...  ولي از بغض خفه شدم و از غصه مُردم ...  نه از رفتنت، از
 ماندنم ... له شدم زير بار تموم اون چيزهايي که نبودت رو به رخم کشيد ...
 تو که بزرگتر کوچيکتر حاليت بود سيد !!!  به اينجا که رسيد يادت رفت؟؟؟  سرتو انداختي پايين و رات و
 کشيدي رفتي ؟؟؟  حداقل يه بفرما مي زدي سيد ...   کم کمَش يه برمي گشتي پشت سرتو نگاه مي کردي
 ببيني ميام يا از نفس افتادم ... گفتم کوچيکتم، خاک پاتم، نوکرتم يه عمر به دل گرفتي وبه گوش نگرفتي
 گذاشتي دم آخر؟؟؟ قد ( جون ) هم نذاشتي دلخوش باشم به همون نوکريم پيش مرگت بشم سيد ...
 تموم حاصل زندگيم تو بودي سيد، بي حاصلم کردي ... و به جاش اين بچه ها رو بهم دادي. بچه هايي که
 برام ياد تو رو زنده مي کنن، بچه هايي که بوي وجود تو رو برام دارن، بچه هايي که پُر از احساس پاک
 تو اند برام ...
 سيد فکر مي کني اين بچه هات دست خاليمو پُر مي کنن ؟؟؟   همين بچه هايي که همه زندگيم شدن  ...

+ نوشته شده در روز  چهارشنبه ششم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

 آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم            احساس سوختن به تماشا نمی شود

TinyPic image

  با دست لرزانم بار ديگر مي نويسم:

 سالگرد سيد ... سر خاک سيد ... با بچه هاي وبلاگ سيد ...

                ۰7 - 4 - 1386   برابر با سالروز شهادت بي بي ام البنين

                16 - 4 - 1386   برابر با سالروز... سيد

                17 - 4 - 1386   برابر با سالروز بدرقه سيد

                به نشونه ي پارچه سبزهاي هميشگي

+ نوشته شده در روز  جمعه یکم تیر 1386   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
مداح مظلوم
انسان کامل
کربلایی حسین عینی فرد
ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان