![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
یادت هست سال پیش آرزو به دلمان ماند در صحن بی بی ذکر بگوییم؟؟؟ امسال نمی گذارم سنگینی امسال میهمان هم داریم ولی نه از نوع دیروزی ها، همه بچه های وبلاگت هستند، خالص و با صفا. |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه سی و یکم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
آقا دلم دیگه آروم نمی گیره... دیگه مرغ دلم به سینه برنمی گرده... آقا دیگه این بغض شکستنی نیست. آقا چرا این طوفان دل دریاییم آروم نمی شه... چرا نفس تو سینه اینقدر بی تابی می کنه... آقا چرا بغض نمی شکنه... امشب بدجور حالم خرابه آقا ، بدجور دلم شکسته ... آقا امشب که از پریشون حالی اومدم جمکران تا رسیدم تو صحن، تا نگام به اون گنبد فیروزه ای افتاد باز مُهر سکوت خورد به دلم. سرم رو نداختم پایین، باز رفتم یه گوشه کِز کردم و باز بهت نگفتم که آقا دلم ، دلم خونه... نه از بازی زمونه که همش نمک زندگیه، نمک به زخمام، از ، از ، از ... هنوزم نمی تونم بگم... خودت بهتر می دونی آقا...
آقا نا قابله ، برای شماست ، از همین دل خون بر اومده انشالله به دلت بشینه: بر سر منبر از عشق تو بگفتم، به من خندیدند از پریشانی ام و مدح تو گفتم، به من خندیدند بر سر و روی زدم سینه دریدم، به من خندیدند یهو دیوانه شدم روی تو دیدم، به من خندیدند گریه کردم ز دلم آه کشیدم، به من خندیدند ذکر گفتم به سرم قمه کشیدم، به من خندیدند همه روزا رو برات روزه گرفتم، به من خندیدند مجلس جشن و برات روضه گرفتم، به من خندیدند روز و شب هروله کردم، به من خندیدند جون ناقابلم و نذر تو کردم، به من خندیدند |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
ديشب دوباره آمده بودي به خواب من |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
از کوی وفا به سنگ، دورم کردند در خانه غم، زنده به گورم کردند امشب اومدم فقط با خودت حرف بزنم ، امشب اومدم فقط تو دفتر دلم باهات درددل کنم سید ... ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ ............................................................................................................ شُکر که هنوز شونه هات مرهم دردامه ، آغوشت مَحرم حرفامه. سبک شدم سید ... کنون اگر ز خنجری میان کتف خسته ام
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
مقام: امام سوم شيعيان نام: حسين (ع) ( هنگامي که ايشان را بعد از تولد براي خواندن اذان و قامه در گوشش خدمت پيامبر آوردند پيامبر به حضرت علي (ع) فرمود: آيا اين نوزاد را نام گذاري کرده اي؟ او پاسخ داد: من در نام گذاري از شما پيشي نمي گيرم. من دوست داشتم نام او حَرب (جنگ) باشد. جبرئيل بر پيامبر نازل شد و عرض کرد: اي محمد، نسبت علي به تو همانند نسبت هارون به وسي است جز آنکه شما خاتم پيامبراني بنابراين اين نوزاد راهمنام پسر کوچک هارون( برادر موسي ) شبير نام بگذار، که به عربي حسين گفته مي شود.) ( نام آن حضرت در تورات شبير و در انجيل طاب است.) القاب: بيش از هفتاد لقب براي ايشان آورده شده که مشهورترين لقب امام زکيّ است و سيد شريفترين لقب آن حضرت است و ديگرالقابشان: سيدالشهداء، شهيد، سعيد، سبط الثاني، امام الثالث، رشيد، طيب، وفي، مبارک، تابع لمرضات الله، مصباح الهدي، سفينة النجاة، مظلوم، عطشان، غريب، تقي، بِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِر، بشير، سبط اصغر، دليل، خامس آل عبا، طور سنين، ثارالله، قتيل العبرات، مجاهد، عابد، باب الله، صفي الله، حبيب الله، سفيرالله، امين الله، عبدالله، الداعي الي الله، موضع سرّّّّّّ الله، نور، طيب، صديق، مطهر، طاهر، سبط الرسول، سيد شباب اهل الجنة، قتيل الظلماء باب النقام، شاهد، وارث، خازن الکتاب المسطور، وارث التوارت و الانجيل و الزبور، مقتول، سبط منتجب، مخذول، مجاهد، اسير الکربات، قتيل الکفرة و... کنيه: ابوعبدالله ، ابوعلي پدر آن حضرت: علي (ع) مادر آن حضرت: فاطمه زهرا (س) تاريخ ولادت: 3 شعبان سال چهارم هجري محل ولادت: مدينه تعداد برادران و خواهران: 11 برادر و 16 خواهر که 4 تن آنان تني بودند به نام هاي حسن، زينب، ام کلثوم و محسن در دوران حمل در شش ماهگي به شهادت رسيد - محمد حنفيه از خوله بنت جعفر بن قيس حنفيه ( ايشان در زمان حکومت عمربن الخطاب به دنيا آمد و در سن 65 سالگي در ربيع الاول سال 81 هجري از دنيا رفت. بعد از شهادت امام حسين (ع) مختار ثقفي وي را امام خواند ) - عباس(ع) ( ايشان 4 شعبان سال 26 هجري قمري در مدينه به دنيا آمد و در 10 محذم سال 61 هجري در کنار نهر علقمه کربلا به شهادت رسيد ) ، عثمان ( وي متولد کوفه بود و حضرت نام ايشان را به ياد برادر عثمان بن مظعون، عثمان ناميد و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 21 سالگي به شهادت رسيد ) ، عبدالله ( وي متولد کوفه بود و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 25 سالگي به شهادت رسيد ) و جعفر ( حضرت نام ايشان را به ياد برادرش جعفر طيار، جعفر ناميد و همراه سه برادر بزرگ خود در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) از ام البنين - عون و يحيي ( وي در زمان حيات پدر از دنيا رفت و در هاشميه عراق به خاک سپرده شد ) از اسماء بنت عميس - عبيدالله ( از شهداي واقعه کربلا ) و محمد اصغر ( از شهداي واقعه کربلا ) از ليلي بنت مسعود دارميه التيميه - ام الحسن ( از وي در کتب به صورت کنيه نام برده شده. او با پسر عمه خود جعدة بن ابي هبيره مخزومي که از خواص شيعيان بود ازدواج کرد و پس از آن با پسر عمويش جعفر بن عقيل ازدواج نمود )، نفيسه ( به نقل آمده که کثير بن عباس بن عبدالمطلب او را به عقد خود در آورده ) و رمله صغري ( در عمدة الطالب آمده که زوجه عبدالله بن ابي سفيان بن حارث بن عبدالمطلب بوده ) از ام سعيد بنت عروة بن مسعود ثقفي ( زينب صغري و رقيه صغري که آنها را نيز فرزند حضرت و ام سعيد مي دانند ) - عمراطراف ( کوچکترين پسر آن حضرت بود که با خواهر خود دو قلو بود. به روايتي 85 سال زندگاني کرد و نصف ميراث حضرت را حيازت نمود. او شخصي فاضل بود که با اسماء بنت عقيل بن ابيطالب ازدواج کرد و صاحب 3 فرزند به نام هاي محمد و موسي و ام حبيب شد ) و رقيه کبري ( همزاد برادر خود بود و با پسر عمويش مسلم بن عقيل ازدواج کرد. پس از شهادت همسرش در کوفه، در واقعه کربلا حضور داشت و به اسارت گرفته شد و خطبه هاي وي در کوفه و شام در کتب سيره و مقاتل به تفصيل آمده. ايشان در مدينه در سن 85 سالگي درگذشت ) از ام حبيبه بنت ربيعه - جمانه ( در منابع شيعه به ام جعفر شهرت دارد ) از ام ولد - ام هاني ( يکي از زنان برجسته شيعه که حضرت نام خواهرش را بر وي نهاد. او در مدينه چشم از جهان فروبست ) - امامه ( همنام يکي از همسران حضرت بود و همسر صلت بن عبدالله بن نوفل بن حرث بن عبدالمطلب گرديد ) - فاطمة الکبري کلبيه ( ايشان با محمد بن ابي سعيد بن عقيل ازدواج کرد و در بحارالانوار آمده او آنقدر عمر کرد که امام صادق (ع) او را ديد ) - خديجه ( از زنان محدثه شيعه که در شهر مدينه متولد گرديد و با پسر عمويش عبدالرحمن بن عقيل ازدواج کرد و همراه همسرش در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) - ميمونه ( همسرش عبدالله اکبر بن عقيل در واقعه کربلا به شهادت رسيد و وي به اسارت گرفته شد ) - ام الكرامة ( در کتب سيره از ايشان با کنيه ياد شده ) - ام سلمه ( جز نام او شرحي ديگر در کتب ديده نمي شود ) تعداد فرزندان: به روايتي 4 پسر و 2 دختر ( علي اکبر فرزند حضرت ليلا متولد يازده شعبان سال سي و سه هجري. شبيه ترين شخص به پيامبر. در روايات آمده که ايشان ازدواج کرده و داراي دو فرزند بودند. وي در دهم محرم سال شصت و يک هجري در 27 سالگي به شهادت رسيد - علي اصغر فرزند حضرت رباب متولد دهم رجب سال شصت هجري.ايشان در دهم محرم سال شصت و يک هجري در شش ماهگي به تير سه شعبه حرمله بن کاهل اسدي به شهادت رسيدند - علي فرزند حضرت شهربانو متولد پنجم شعبان سال سي و هشت هجري. ايشان در بيست و پنجم سال نود و چهار هجري با مسموميت زهر به شهادت رسيدند (سبب اين كه امام حسين عليه السلام نام هر سه فرزند پسر خود را على انتخاب كرد، عشق عجيبى بود كه به پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين داشت و هم درسى بود كه به امت اسلام داد كه در انتخاب نام فرزندان، بهترين نام و با معناترين اسم را برگزينند، تا به هنگام صدا كردن فرزندان، چهرههاى پاك الهى در ذهن آنان و شنوندگان ديگر تداعى شود) - سکينه فرزند حضرت رباب که در پنجم ربيع الاول سال يکصد وهفده هجري در مدينه رحلت کردند - رقيه فرزند حضرت ام اسحاق که در پنجم صفر سال شصت و يک هجري در شام به شهادت رسيدند - محسن فرزند قضاعيه که در کودکي فوت شدند ) مدت امامت: 11 سال مدت عمر: 57 سال تاريخ شهادت: 10 محرم سال شصت و يک هجري ( خليفه وقت، معاويه در اواخر عمرش در تلاش بود تا براي خلافت فرزندش يزيد از امام بيعت بگيرد که با مخالفت شديد وي مواجه گرديد . يزيد نيز پس از مرگ پدرش (در اواسط سال شصت هجري) به فرماندارش در مدينه دستور داد تا از امام ، بيعت بگيرد يا ايشان را به قتل برساند . امام نا گزير در اواخر ماه رجب مدينه را به همراه اهل بيتش به قصد مکه ترک نمودند و نزديک چهار ماه در مکه پناهنده شدند . خبر اقامت آن حضرت در مکه، به تدريج در بلاد اسلامي منتشر شد . تا اينکه موسم حج فرا رسيد و آن حضرت اطلاع پيدا کرد جمعي از افراد يزيد به عنوان حاجي وارد مکه شده اند که در ثناي عمل حج وي را به قتل برسانند . امام نيز چون در آنجا هم جانش در معرض خطر بود ، لذا براي حفظ حرمت خانه خدا رهسپارعراق گرديدند و سرانجام در بيابان کربلا با اهل بيت، اصحاب و يارانش به مدت 8 روز در محاصره لشگريان يزيد قرار گرفتند و در جنگي نا برابر مظلومانه به شهادت رسيدند. قاتل: شمربن ذي الجوشن (سر مبارک آن حضرت را از بدن جدا کرد) محل دفن: کربلا نکاتي درباره آن حضرت: دومين فرزند حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) است . يکي از معجزات ولادت ايشان اين بود که فطرس ملک يا دردائيل پناه به او برد و خداوند او را بخشيد وبه مقام قبلي اش بازگردانيد. به مدت شش سال و چند ماه از سال هاي آغازي زندگي خود را در کنار جدش رسول خدا بود. و به مدت سي سال با پدر بزرگوار خود زيست. پس از شهادت اميرمؤمنان ده سال تمام همراه و همگام با برادرش امام حسن(ع) زندگى كرد. در سال پنجاه هجري پس از شهادت برادر بزرگوارش به مقام امامت رسيد. از سال 50 هجرى به مدّت ده سال به مخالفت با معاويه پرداخت و پس از مرگ او تا شهادت در برابر حكومت يزيد، شجاعانه ايستادگى و از بيعت با او خوددارى كرد. و در اثر فشار عمال حکومتي ناچار به ترک مدينه شد و هدف خود را از اين هجرت در وصيت نامه اي که نزد برادرش محمد حنيفه امانت گذارده بود چنين شرح داد: «إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»; يعنى: «من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم. ميخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابيطالب عمل كنم.» ايشان در جنگ هاي جمل، صفين و نهروان حضور داشتند. سخني چند از فرمايشات آن حضرت: اِياکَ وَما تعتذِرُمِنهُ فَاِنَّ المُومِنُ لايُسيءُ وَلايَعتذرُ وَالمُنافِقُ کُلُّ يومٍ يُسيءُ وَيَعتذرُ اياكَ والظُلمَ منْ لا يجدُ عليك ناصراً الا الله عزّوجل . لا افلحَ قومٌ إشتروا مرْضاتِ المخلوقِ بسَخَطِ الخالقِ ليسَ الموتُ في سبيل العز إلا حياةً خالدةً وليستِ الحياةُ معَ الذُلِّ إلا الموتُ الذي لاحياةَ معهُ أيما اثْنَين جَرى بينهما كلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر كانَ سابقة الىَ الجنّة أَعْجَزالنّاسٍ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاء إن الناس عبيد الدنيا، و الدين لعق علي ألسنتهم يحوطونه ما درت معائشهم فإذا محصوا بالبلاء قل الديانون . من حاول أمرا بمعصية الله كان أفوت لما يرجو و أسرع لما يحذر. وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً لا تَقُولَنَّ فى أخيكَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ يَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ ألا ترون أن الحق لا يعمل به ، و أن الباطل لا يتناهي عنه ليرغب المؤمن في لقاء الله محقا. لا يامن يوم القيامه الا من خاف الله في دنيا
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه بیستم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز ولادت خاتم الانبیاء محمد مصطفی ( ص ) و امام جعفر صادق ( ع ) را خدمت تمامی دوستان تبریک عرض می کنم.
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سيد، سيزده بدرم گذشت هااااااااااااا...
ببین نهمین ماه رفتنت با چه روز و مناسبتی یکی شده! بنازم به جدت ... هر چي تو اين مدت با زبون بي زبوني روزها رو يادآورت شدم بازم انگار نه انگار، بابا جون ديگه به چه زبوني بهت بگم اين روزا بي تو صفايي نداره؟ ... نمي دوني تو چه برزخي ام سيد ... حتي نمي تونم آه بکشم ، حتي نمي تونم سرم و به افسوس تکون بدم. مي گن نريز تو خودت اين درد بي درمون فراق رو، ولي تا طرز نگام عوض ميشه مي گن تو ديگه چرا؟ مي گن اگه تو اينطوري کني ديگه ما بايد بريم چي کار کنيم؟ مي گن کم آوردي!!! سيد 9 ماه کم نيست براي من. يادته سيد بعد يه وقتاي خاصي که بينمون بود بهم مي گفتي: ( تو هنوز زنده اي؟ ) حالا اين جمله رواز خيليا مي شنوم نه بعد اون وقتاي خاص از بعد رفتن تو ... سيد يادته هر کي فوت مي کرد مي گفتن: ( عمرشو داد به شما ) ما چقدر حرص مي خورديم، مي گفتيم : ( اگه اون عمري داشت که به ما نمي داد ، براي خودش نگه مي داشت که نميره ) حالا بعد رفتنت يه جورايي به اون جمله کذايي اعتقاد پيدا کردم اي کلک عمر نوح داشتي و به ما نمي گفتي؟ تو اين مدت زندگي با اعمال شاغه داشتم از بس جون کندم و نمردم ... از دست تو سيد مي بيني تو رو خدا هنوزم شوخي و بگو بخندمون به راهه مثلا اومده بودم اين 9 ماه رو گِلِگي کنم، الله اکبر ... حالا که اينجوريه پس بذاراينم بگم آخه مرد مومن چشم نداشتي يه سبزه گره زدنم به ما ببيني بعد يک عمر؟؟؟ سبزهه که بهم دادي ببرم که ماش بود نمي شد گره زد ((.....)) ( اين قسمت نقطه هاش با قبليا فرق داره يکسري حرفه که بايد سانسور مي شد جلوي بچه ها ) باشه يکي طلبت... |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز رای عشق به وطن و دین است |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز شهادت امام حسن عسگري ( ع ) را خدمت تمامي دوستان تسليت عرض مي نمايم. هشتم ربيع الاول، روزيست که امامت کوتاه مدت پدر به پايان ميرسد وامامت بلند مدت تنها
نهم ربيع الاول، عيد الله الاکبر است، روزيست که عمر بن خطاب به دست جناب ابو لولو و
و دهم ربيع الاول، سالروز ازدواج حضرت محمد ( ص ) با حضرت خديجه ( ع ) است ...
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه دهم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز شهادت دخت سیدالشهدا ، بی بی سکینه را خدمت تمامی دوستان تسلیت عرض می نمایم |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه چهارم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
آخر اسفند دومين سالگرد درگذشت يه عزيز بزرگ بود که دلم نیومد تو وبلاگ سید
یادی از اون بزرگوار نکنم. يه بزرگي که نون و نمک سفره اشو خوردم ... يه بزرگي که تا آخر عمرم مديون خودش و خانواده اش و خصوصاً پسر کوچکشم ... يه بزرگي که ... آقا هميشه به يادتم ، نيستي ولي عين اين دو سال رو همونجور مثل اون سال ها که بودي خودمو موظف مي دونم روز اول عيد رو بيام پا بوسيت... خب بزرگموني ديگه.
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه یکم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
گوييد به پروانه: مگو بال و پرم سوخت
پروانه اگر سوخت پرش، من جگرم سوخت اي خانه مکن شکوه تو از شعله آتش پهلو تو مکن شکوه، که محسن پسرم سوخت
يکم تا هفتم ربيع الاول، ايام محسنيه را خدمت تمامي دوستان تسليت عرض مي نمايم.
بخوابد زينبش گر در شب تار بگيرد فاطمه دستش به ديوار به شبها گيرد او دستش به پهلو رود آهسته تا در را کند بو چه بوئي دارد اين درب شکسته که زهرا پشت در گريان نشسته گمانم بوي محسن دارد اين در همان شش ماهه نشکفته پرپر |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه یکم فروردین 1386 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|