![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
امروز عيد بني اميه است،روز ورود سر مطهر اربابم به شهر شامه، روز ورود کاروان عشق به شهر شامه... فردا مجلس يزيد برپاست... من بلد نيستم روضه بخونم، من نمي تونم بگم چه خبر بود اونجا.همتون مي دونيد سيد براتون گفته من دلشو ندارم وصف مجلس بکنم... فردا سالروز شهادت زيد بن علي بن الحسين( ع )همون عزيزي که پس از دفن قبرشو شکافتند، بدنشو بيرون آوردند، به زمين کشيده و به دار زدند. آره فقط حسين غريب نبود فقط حسين مظلوم نبود با اولادشم مثل خودش رفتار کردند... |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه سی ام بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
جا ماندم از کاروان،از محرم جا ماندم. روزهایی گذشت که جای ذکرشان در وبلاگ سید خالی ست.
نمی تونم بگذرم از این روزها ... 10 محرم، روز شهدای کربلا - قتل ابن زیاد به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی - وفات حضرت در ضمن به مناسبت فرا رسیدن محرم الحرام و صفرالخیر سی دی مجلسی از سید مربوط به هفده سالگی ایشان تقدیم شما عزیزان کرده ام که در موسسه ساجدین موجود می باشد. |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
مقام: امام اول شيعيان و خليفة الله بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبيين نام: علي (ع) ( بيش از 1000 نام براي ايشان در کتب مختلف نوشته شده. که مشهورترين همه آنها علي ست که قبل از ايشان احدي به اين نام خوانده نشده بود. اين ناميست از جانب خداوند بر روي لوح سبز رنگي براي آن حضرت انتخاب گرديد (( خصصتما بالولد الزکي و الطاهر المنتخب الرضي فاسمه من شامخ علي علي اشتق من العلي... شما به فرزند پاک و طاهر که انتخاب شده و پسنديده خداست اختصاص يافته ايد نام او از جانب خداوند بلند مرتبه علي است نام علي از نام خداوند گرفته شده است)) اسامي ديگر وي اسدالله، يدالله، عين الله، نورالله، حيدر و... است. القاب: اميرالمومنين (ابن شهر آشوب بيش از 850 لقب براي او ذکر نموده است.نزد اهل آسمان معروف به شمساطيل است، در زمين جمحائيل، در لوح قنسوم، در قلم منصوم، در عرش معين ، نزد رضوان امين ، نزد حورالعين اصب ، در صحف ابراهيم (ع) حزبيل ، در عبرانيه بلقياطيس، در سريانيه شروحيل، در تورات ايليا، در زبور اريا، در انجيل بريا ، در صحف حجرعين، در قرآن علي است.) و بيش از 400 لقب براي آن حضرت آورده شده است. که مشهورترين آنها: اميرالمومنين، امام المتقين، يعسوب الدين، قائد الغر المحجلين، صديق اكبر، فاروق الحق والباطل، خير الوصيين، سيد الموحدين، امير البرره، سيد المسلمين، حجت، وصي و... است. کنيه: ابوالحسن ( كنيه ي آن حضرت در لسان پيامبر (ص) ابا الحسنين، ابوالريحانتين و ابوالسبطين بوده است. و نيز در حديثي پيامبر به ايشان فرموده: تو شايسته ي كنيه ي بوتراب هستي. امام حسن (ع) پدر را اباالحسين و امام حسين (ع) اباالحسن مي خوانده اند. ) پدر آن حضرت: ابوطالب (ع) ( نام مبارکش عمران، پدرشان جناب عبدالمطلب و مادرشان فاطمه بنت عمر وبن عائذ است.ايشان با جناب عبدالله پدر پيامبر و زبير برادر تني بودند و ساير اولاد جناب عبدالمطلب از ديگر همسران وي متولد شده بودن. جناب عمران (ع) يكي از ده پسر جناب عبدالمطلب بود و كنيه ي ايشان ابوطالب است و ملقب به شيخ بطحا بوده اند. از شعراي معروف عرب و از قهرمانان به شمار مي رفتند. از سطور برجسته ي زندگاني ابوطالب دو سطر است: كفالت محمد امين برادرزاده ي يتيم خود- حمايت از منظور مقدس آن حضرت كه در اين راه بيش از 53 سال خدمت و فداكاري كرد. ايشان بعد جناب عبدالمطلب کفالت پيامبر را برعهده داشت.هيچگاه عبادت بت نکرد و پيرو دين جدش ابراهيم(ع) بود. بنابر نقلي سن آن حضرت هنگام رحلت81 سال بوده است و در 26 رجب سه سال قبل ازهجرت و در سال 10 بعثت از دنيا رفت. بعداز رحلت او جبرئيل بر پيامبر اکرم نازل شد و عرض کرد:((ياور تو از دنيا رفت،هجرت کن)) ) مادر آن حضرت : فاطمه (س) ( پدرشان اسد بن هاشم بن عبد مناف و مادرشان فاطمه [عاتکه] بنت هرم بن رواحه بن حجر ... بن لوي است. در مکه و حدود سال 61 قبل از هجرت به دنيا آمد. پيرومذهب ابراهيم بود. حدود 10 سالگي به ازدواج جناب ابوطالب درآمد. پيامبر از او به عنوان معدود کساني که مقام شفاعت را از خداوند بدست آورده نام مي برد. از راويان نور بوده و46 حديث از پيامبر روايت نموده. يازدهمين نفر و دومين زني ست که اسلام آورد. بعد از وفات حضرت خديجه(س) فرزند او حضرت فاطمه زهرا(س) را که حدود 5 سال بيشتر نداشت در دامان پر مهر خود پرورش داد. وي اولين بانويي بود که پاي پياده هجرت کرد و در مدينه بر پيامبر وارد شد. اول زن هاشميه است كه خليفه ي هاشمي به وجود آورد. تنها کسي ست که ديوار کعبه برايش شکافته شد و در آنجا وضع حمل نمود.اولين زن هاشمي است که فرزند هاشمي به دنيا آورد. به رواياتي سن آن حضرت هنگام رحلت 60 يا 65 يا 70سال بوده و درسال چهارم هجرت از دنيا رفته است. در روز وفاتش پيامبر(ص) خود براي تجهيزش رفت و پيراهن خود را به عنوان كفن او اختصاص داد و به دست خود لحد را گذاشت و فرمود: او بهترين خلق خدا بود و من پيراهنم را براي كفن او دادم تا از فشار قبر در امان باشد. ) تاريخ ولادت: جمعه 13 رجب 30 سال بعد از عام الفيل(در هنگام تولد او زنان بهشتي حوا ، ساره ، آسيه ، مادر موسي و مادر عيسي و پيامبران الهي حضرت آدم ،حضرت نوح ، حضرت ابراهيم ، حضرت موسي ، حضرت عيسي حضور داشتند. محل ولادت: مکه ( در کعبه معظمه که قبل از او و بعد از او مولودي در آنجا به دنيا نيامده و نخواهد آمد. سه روز پس از تولد به همراه مادرش از کعبه خارج شد.) تعداد برادران و خواهران: سه برادر به نام هاي طالب (حدودا همسن پيامبر بوده و بنابر اقوال تاريخي وي زود از دنيا رفت ) ، عقيل ( حدود چهل سال قبل از هجرت پيامبر به دنيا آمد . پيامبر از دو جهت او را دوست مي داشت يکي از جهت ابي طالب و ديگري از جهت فرزندش مسلم که در راه دوستي با امام حسين(ع) به شهادت رسيد. ) ، جعفر ( حدود سه سال قبل ازهجرت درمکه به دنيا آمد. در جنگ موته ايشان پرچم اسلام را به دست راست گرفت و سوار بر اسب به قلب لشگر دشمن حمله کرد که در آنجا دست راستش را قطع کردند او پرچم را به دست چپ گرفت و به جنگ ادامه داد ، دست چپش را نيز قطع کردند ، آنگاه پرچم را با دو بازوي بريده اش به سينه چسبانيد تا به شهادت رسيد.) برادران به ترتيب هر يک 10 سال با هم تفاوت سني داشتند و حضرت علي(ع) کوچکترين آنها بود. و دو خواهر به نام هاي فاخته (مشهور به ام هاني بوده. همسر ابووهب هبيرة بن عمروبن عامر مخزومي. به مانند مادرش از راويان نور بوده است.) و جمانه (مشهور به اسماء يا ريطه بوده. همسر سفيان بن الحارث بن عبدالمطلب.) تعداد فرزندان: به روايت شيخ مفيد 12 پسر و 16 دختر ( حسن (ع)، حسين(ع)، محسن(ع)، زينب كبري(س) و ام كلثوم(س) از فاطمه زهرا(س) - محمد حنفيه از خوله بنت جعفر بن قيس حنفيه ( ايشان در زمان حکومت عمربن الخطاب به دنيا آمد و در سن 65 سالگي در ربيع الاول سال 81 هجري از دنيا رفت. بعد از شهادت امام حسين (ع) مختار ثقفي وي را امام خواند ) - عباس(ع) ( ايشان 4 شعبان سال 26 هجري قمري در مدينه به دنيا آمد و در 10 محذم سال 61 هجري در کنار نهر علقمه کربلا به شهادت رسيد ) ، عثمان ( وي متولد کوفه بود و حضرت نام ايشان را به ياد برادر عثمان بن مظعون، عثمان ناميد و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 21 سالگي به شهادت رسيد ) ، عبدالله ( وي متولد کوفه بود و همراه سه برادر خود در واقعه کربلا در سن حدود 25 سالگي به شهادت رسيد ) و جعفر ( حضرت نام ايشان را به ياد برادرش جعفر طيار، جعفر ناميد و همراه سه برادر بزرگ خود در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) از ام البنين - عون و يحيي ( وي در زمان حيات پدر از دنيا رفت و در هاشميه عراق به خاک سپرده شد ) از اسماء بنت عميس - عبيدالله ( از شهداي واقعه کربلا ) و محمد اصغر ( از شهداي واقعه کربلا ) از ليلي بنت مسعود دارميه التيميه - ام الحسن ( از وي در کتب به صورت کنيه نام برده شده. او با پسر عمه خود جعدة بن ابي هبيره مخزومي که از خواص شيعيان بود ازدواج کرد و پس از آن با پسر عمويش جعفر بن عقيل ازدواج نمود )، نفيسه ( به نقل آمده که کثير بن عباس بن عبدالمطلب او را به عقد خود در آورده ) و رمله صغري ( در عمدة الطالب آمده که زوجه عبدالله بن ابي سفيان بن حارث بن عبدالمطلب بوده ) از ام سعيد بنت عروة بن مسعود ثقفي ( زينب صغري و رقيه صغري که آنها را نيز فرزند حضرت و ام سعيد مي دانند ) - عمراطراف ( کوچکترين پسر آن حضرت بود که با خواهر خود دو قلو بود. به روايتي 85 سال زندگاني کرد و نصف ميراث حضرت را حيازت نمود. او شخصي فاضل بود که با اسماء بنت عقيل بن ابيطالب ازدواج کرد و صاحب 3 فرزند به نام هاي محمد و موسي و ام حبيب شد ) و رقيه کبري ( همزاد برادر خود بود و با پسر عمويش مسلم بن عقيل ازدواج کرد. پس از شهادت همسرش در کوفه، در واقعه کربلا حضور داشت و به اسارت گرفته شد و خطبه هاي وي در کوفه و شام در کتب سيره و مقاتل به تفصيل آمده. ايشان در مدينه در سن 85 سالگي درگذشت ) از ام حبيبه بنت ربيعه - جمانه ( در منابع شيعه به ام جعفر شهرت دارد ) از ام ولد - ام هاني ( يکي از زنان برجسته شيعه که حضرت نام خواهرش را بر وي نهاد. او در مدينه چشم از جهان فروبست ) - امامه ( همنام يکي از همسران حضرت بود و همسر صلت بن عبدالله بن نوفل بن حرث بن عبدالمطلب گرديد ) - فاطمة الکبري کلبيه ( ايشان با محمد بن ابي سعيد بن عقيل ازدواج کرد و در بحارالانوار آمده او آنقدر عمر کرد که امام صادق (ع) او را ديد ) - خديجه ( از زنان محدثه شيعه که در شهر مدينه متولد گرديد و با پسر عمويش عبدالرحمن بن عقيل ازدواج کرد و همراه همسرش در واقعه کربلا به شهادت رسيد ) - ميمونه ( همسرش عبدالله اکبر بن عقيل در واقعه کربلا به شهادت رسيد و وي به اسارت گرفته شد ) - ام الكرامة ( در کتب سيره از ايشان با کنيه ياد شده ) - ام سلمه ( جز نام او شرحي ديگر در کتب ديده نمي شود ). راويان ديگر تعداد فرزندان اميرالمومنين را 18 پسر و 19 دختر يا 11 پسر و 16 دختر نيز آورده اند. مدت امامت: 30 سال جنگهاي آن حضرت: به غير از غزوه تبوک که به فرمان پيامبر در مدينه ماند در تمام 27 غزوه با مشرکان و کافران در کنار رسول الله حضور داشت. بعد از حکومتش بر اثر شورش جمعي از دنيا طلبان جنگ جمل (36 هجري قمري) با ناکثين در مقابل طلحه و زبير به وقوع پيوست که به پيروزي حضرت انجاميد و جنگ صفين (38 هجري قمري) با قاسطين در مقابل معاويه و عمروعاص پيش آمد که با پذيرش حکميت ابوموسي اشعري به پايان رسيد و جنگ نهروان (40 هجري قمري) با مارقين در مقابل خوارج همان گروهي که حضرت را وادار به پذيرش حکميت نموده بودند اتفاق افتاد که حضرت در اين نبرد نيز به پيروزي رسيد. مدت عمر: 63 سال و 2 ماه و 7 روز ( از اين مدت 32 سال و 7 ماه و 5 روز را در خدمت پيامبر بوده اند.10 سال و 4 روز قبل از بعثت و 22 سال و 7 ماه و 1 روز بعد از بعثت. ) تاريخ شهادت: 21 رمضان سال چهلم هجري قاتل: عبدالرحمن بن ملجم مرادي (مشهور به ابن ملجم ، يکي از خوارج . در بامداد 19رمضان شمشير زهرآگين خود را سر نماز بر فرق مبارک حضرت فرود آورد) محل دفن: نجف اشرف 4 متر عميق تر از سطح ضريح کنوني. ( در اخبار اسامي مختلفي ذكر شده است از آن جمله: طور، ظهر، جودي، دارالسلام، غري، مشهد، ربوه، بانقيا و مشهدلسان كه معروف آنها نجف اشرف است. امام حسن(ع) و امام حسين(ع) بدن مبارك ايشان را پس از شهادت بر حسب وصيت شبانه به طرف غري حركت دادند و آنجا كه قبر آدم (ع) بود و حضرت نوح (ع) تهيه ديده بود دفن كردند. قريب يك قرن قبر مبارك مخفي بود و فقط اولاد آن حضرت و خواص شيعه از مكان آرامگاه آگاهي داشتند تا زمان داوود بن علي عباسي (متوفي133هجري) كه قبر مبارك آشكار گشت.) نکاتي درباره آن حضرت: تنها مولود کعبه است. بعد از تولد اولين بار چشمان مبارک را به صورت پيامبر باز کرد و درآغوشش به تکلم درآمد، به او سلام داد، قسمتي از صحف حضرت آدم و نوح وابراهيم و موسي و عيسي و آيه 1 و 2 سوره مومنون که هنوز نازل نشده بود را قرائت نمود. او از کودکي پيش از بعثت با پيامبر به کوه حرا مي رفت و درآن هنگام هيچ کس جز او پيامبر را نمي ديد . از 6 سالگي تحت كفالت پيامبر(ص) درآمد و در مكتب تربيت محمدي پرورش يافت. در27 رجب محمد (ص) به رسالت مبعوث شد و در همان روز علي (ع) به اسلام گرويد و به مدت 13 سال در مکه در کنار پيغمبر کاتب وحي الهي بود. از نكات حساس زندگي آن حضرت از خود گذشتگي ايشان در ليله المبيت است كه حتي مستشرقين و ملل غربي در اين فداكاري اميرالمومنين را به عظمت روحي و قوت ايمان و رسوخ عقيدت در راه دين ستوده اند. او نخستين مردي ست که به پيامبر ايمان آورد و اول كسي است كه در اسلام نماز خواند. در سال دهم هجري در حج الوداع پيامبر او را در غدير خم به عنوان امام و پيشواي مسلمين معرفي نمود و او را جانشين و خليفه مسلمين بعد از خود خواند. آيه ي والسابقون السابقون اولئك المقربون در همين سبقت اسلام علي (ع) تفسير شده است. پيامبر(ص) حديث امارت، مباهله، مواخاه و برادري، خاصف النعل، سد الابواب، رايت، طير، افتراق امت، رمان، سب كردن، سفينه، منزلت، مولا بودن، صراط المستقيم و... را در شان علي (ع) بيان فرموده اند. از امتيازات آن حضرت قرائت سوره ي برائت براي مشركين است و هيچكس جز علي (ع) جرات نكرد اين آيه را براي مشركين قرائت كند. آن حضرت 5 انگشتر داشت كه يكي را در ركوع بخشيد. انگشتر عقيق و ياقوت وفيروزه دست مي كرد كه حلقه اش نقره بود و نقش آن الملك لله - الملك لله الواحدالقهار - لا اله الا الله بود. از رحلت پيامبر تا زمان خلافت دوران سکوت او بود و پس از 24 سال و 6 ماه خلافت ابوبكر و عمر و عثمان آن حضرت به اصرار انصار و مهاجرين 5 سال و6 ماه و 22 روز زمام خلافت را به دست گرفت. او در سال اول هجرت از حضرت فاطمه زهرا( س) دختر پيامبر خواستگاري نمود و آنها به عقد يکديگر در آمدند و يک سال بعد در روز سه شنبه 6 ذي الحجه با هم ازدواج کردند ( اقوال ديگري نيز در اين خصوص آمده است.) پيامبر آن دو را به خواست خداوند در حضور جبرئيل و ميکائيل و صرصائيل به عقد هم درآورد. حضرت فاطمه زهرا(س) به مدت نه سال و 75 روز يا 95 روز در منزل ايشان زندگي کرد و پس از شهادت حضرت او را به همراهي حسنين، زينبين، فضه، اسماء شبانه غسل دادند و با حضور سلمان،ابوذر،مقداد،عمار مخفيانه در بقيع به خاک سپردند ... سيدرضي که خود از نسل اميرالمومنين بود در نيمه دوم قرن چهارم هجري بخشي از خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار ايشان را در مجموعه اي به نام نهج البلاغه گردآوري کرد. تعداد خطبه ها طبق تنظيم سيدرضي 239 و طبق شماره گذاري ديگر 241 خطبه نوشته شده و تعداد نامه ها و عهدنامه ها 79 عدد مي باشد و در قسمت کلمات قصار نيز 472 جمله کوتاه حکمت آميز درباره موضوعات مختلف گردآوري گرديده است. سخني چند از فرمايشات آن حضرت: هو الله الذي تشهد له اعلام الوجود علي قلب ذي الجحود ارض لمحمد(ص)رائدا و النجاه قائدا ما ساد من احتاج اخوانه الي غيره الجزع لا يدفع القدر و لكن يحبط الاجر احق من ذكرت من لا ينساك لو ضربت خيشوم المومن بسيفي هذا علي ان يبغضني ما ابغضني و لو صببت الدنيا بجماتها علي المنافق علي ان يحبني ما احبني. وذلك انه قضي فانقضي علي لسان النبي الامي(ص)انه قال((يا علي لا يبغضك مومن و لا يحبك المنافق)) شتان مابين عملين:عمل تذهب لذته و تبقي تبعته و عمل تذهب مؤونته و يبقي اجره الحذر الحذر فوالله لقد ستر حتي كانه قد غفر من كفارات الذنوب العظام اغاثه الملهوف و التنفيس عن المكروب زلة العالم کانکسار السفينة تغرق و تغرق شر الزاد الي المعاد، احتطاب ظلم العباد استنزلوا الرزق بالصدقة العامل بالظلم والمعين له والراضي به شرکاء اَلايمانُ عَلي اَربَعَةِ اَرکانٍ: اَلتَّوَکَّلُ عَلَي اللهِ، وَ التَّفوِيضُ اِليَ اللهِ وَ التَّسليمُ لِاَمرِاللهِ وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللهِ. قلة العفو اقبح العيوب و تسرع الي انتقام و اعظم الذنوب هر دعائي در حجاب مي باشد تا انسان صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد. قم شهري است که ياوران بهترين مردم از جهت پدر و مادر و جد و عمه و عمو از آن بيرون مي آيند. همان شهري که زهرا ناميده مي شود و قدمگاه جبرئيل است. |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سلام عليکم
تشکر از اين همه لطف و شرمنده از اين همه انتظار... دعاهاي خالصانه دلاي پاکتون منه حقير رو، نمي گم از کجا، ولي برگردوند تا در خدمتتون باشم به سهم خودم. خداشاهده با خوندن نظرات تائيد شده و تائيد نشده پُستم بدنم لرزيد. لياقتشون رو در خودم نديدم، نه اون همه لطف رو، نه اون همه کم لطفي رو... يه چيزي هم خيلي برام جالب بود ونظرم رو جلب کرد اونم اينکه بيشترين نظر ميون پُست هاي وبلاگ به پست من اختصاص پيدا کرده!!! من فکر مي کردم دوستان به خاطر سيد ميان وبلاگ ولي گويا قضيه چيز ديگري بوده و ما بي خبر بوديم. حالا نظرتون چيه مي خواين کلاً از اين به بعد در مورد خودم بنويسم؟؟؟ اي شيطوناااااا نه، شوخي کردم، مطمئن باشيد بي جنبه نيستم و محبت هاي شما رو نيز نسبت به خودم مديون سيد و آل الله هستم و مي دونم اگرهم تو اين مدت اينجا دلي نگران من شده چون افتخار نوکري اين سيد طباطبايي و خاندانش رو داشتم و دارم اداي دِين مي کنم و بس. گرچه منه گذشته نيستم ولي تحمل کنيد و بهم زمان بدين تا از نظر روحي و جسمي خودمو پيدا کنم. باورکنيد همين چند خط روهم با مرور مطالب قبل و کمک اين عزيزي که در نبودم زحمت وبلاگ سيد را مي کشيد تقديم حضورتون کردم. در ضمن تو سفر به يادتون بودم... خدا رو شکر که پُست قبل رو پیشآ پیش آمده کرده بودم وگرنه بیش از این شرمنده می شدم . متن پایین رو هم فکر کنم توی بین الحرمین نوشتم، یادم نیست، کامل نیست دیگه ببخشید: |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
به رسم او : سلام علیکم ... مدیریت وبلاگ بامداد امروز (۲۱-۱۱- ۱۳۸۵) بعد از تقریباً ۴۸ ساعت بیهوشی مداوم به هوش آمد و تا الان یعنی نیمه شب(۲۱-۱۱- ۱۳۸۵) هنوز به هوش است. اسم همه شما را در گوشش بردم. دقیقاً نمی دانم تا چه حد شناسایی دارد. بی هیچ عکس العملی فقط گوش داد. وضعیت عمومی ایشان بهتر است تنها مسئله ای که وجود دارد بی حسی اعضای سمت چپ بدنش خصوصاً دستش می باشد.
در نظرات پست قبل نوشته بودم با اینکه اجازه اش را دارم اما نمی توانم خودم را راضی کنم به جای مدیریت وبلاگ مطلب بگذارم ولی مجبورم. به بزرگی خودتان ببخشید قول می دم فقط همین یک پست را اشغال کنم. مدیریت دلسوز وبلاگ سید دیشب از سفر برگشت ولی به دلیل وضعیت جسمانی فوق العاده بدی که داشت بستری شد. نظر دکتر در مورد وضعیت کنونی ایشان پیشرفت بیماری قدیمی او، قند و فشار خون بسیار پایین( در حدی که امکان رفتن به حال کما وجود داشت)، ضعف عمومی ( در اثر عدم مصرف مواد غذایی و جراحات) و... است. البته نگرانی بیشتر دکتر در مورد بیهوشی های پی در پی اوست. خدایا در حکمتت مانده ام! دقیقاً هفت ماه پیش نعمتی مثل سید را از ما دریغ کردی و حالا هفت ماه بعد همان شب همان خاطرات و دلنگرانی ها!!!!! قبل از سفر گفت:(( نگران من نباش تا حالا کسی بعد کسی نرفته...)) با اون وخامت حالی که من از او دیدم حالا فقط دلخوش کردم به همان جمله خودش. فقط دعا کنید. نگو که وقت رفتنه،نگو باید دل بکنم چشای خیسمو ببین،دارم برات جون می کنم |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
شب عاشورای دلبر شب عشقه و جنونه شب عاشقیه امشب که شد این دلم دیوونه شب عاشورای دلبر شب هم راز و نیازه شب آشنایی دل با امیر سرفرازه شب عاشورای دلبر چقدر مستانه داره این حسین بنگر به عالم چقدر دیوونه داره شب عاشورای دلبر شب مستی و صاله اذن کربلا می گیرم از رقیه ی سه ساله شب عاشورای دلبر زهرا کربلا می مونه می گه ای غریب مادر مادری که قد کمونه شب عاشورای دلبر دلا می گیره بهونه به شب وداع یاران دل زار من می خونه
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه دهم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
یل با وفا اباالفضل معدن سخا اباالفضل حیدر کرببلایی عشق مرتضی اباالفضل غیرت اللهی اباالفضل به لقب ماهی اباالفضل بگوی ای برادر من تو چه می خواهی اباالفضل به خدایی نور عینم به غم و به شور و شینم این وصیت اباالفضل بشنو داداش حسینم جسم پاره پاره ام رو مبری به سوی خیمه آخه این دو مشکه آبه همه آرزوی خیمه یا حسین شرمنده ام من بر تو و طفلان زارت نرساندم جرعه ای آب به لب عطشان یارت ای گل ام البنینم پهلوون بی قرینم یا ابوفاضل برادر بوسه از دست تو چینم
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه نهم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ای شهید ارباً اربا ای عزیز ام لیلا ای علی اکبر من بی تو جان سپرده بابا ای گل بهار لیلا ای همه قرار لیلا قوت دل حسینی علی ای نگار لیلا دل من به غم اسیره اکبرم داره می میره ای خدا رحمی به حالم دلم از غصه می گیره چوانان هاشمیون به دل میدان بیایید تا که نعش اکبرم رو بر در خیمه رسانید به خدا طاقت ندارم که تا خیمه گه بیارم رفته از کفم جماعت همه دار و ندارم علی اکبر ای جوانم غم تو به دل نشونم بعد تو روح و روانم به خدا زنده نمونم
|
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه هشتم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
حاجی شش ماهه ی من مگه در راز و نیازی با سوز عطش عزیزم تو می سوزی و می سازی چقدر به شور و شینی روی دستای حسینی زنده کن دلم رو بابا تو مسیحای حسینی حرمله چه نانجیبه علی اصغرم غریبه یه گلوی نازکی رو تیر کین زدن عجیبه با تیر سه شعبه کرده غنچه رو ز ساقه دل هر کی رو سوزونده آتیش داغ فراقه کودک شیرخواره ی من تو منو شرمنده کردی وقت جون دادن عزیزم که برویم خنده کردی بی تو یاوری ندارم یار دیگری ندارم لحظات دیگر اصغر به بدن سری ندارم
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه هفتم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ای عمو برس به دادم که من از نفس فتادم جان من به لب رسیده و به خدا تویی مرادم
من به زیر دست و پایم من قتیل کربلایم عموقاسم تو هستم که فقط تویی نوایم استخوان سینه ی من بشکسته زین میانه مانده روی خاک صحرا از تلاطمم نشانه عمو ای دوای دردم الهی دورت بگردم عالمو از این جهادم به خدا دیوونه کردم منتظر به راه یارم تا پدر بیاد کنارم آرزوم اینه دوباره سرمو رو پات بذارم ای عموی نازنینم با تو من همیشه مستم از ازل حسینی بودم تا ابد حسینی هستم |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه ششم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
عمو جونم دلغمینم غریبیتو من نبینم سپر بلات می شم من تو آغوش تو می شینم عمو جون چاره ندارم که تو هستی بیقرارم تویی تو دار و ندارم برای تو غمگسارم الهی عبدالله تو نباشه زنده ببینه که عموش نقش زمینه که عموش نقش زمینه می شه دست من بریده مثل حنجر و گلویم غم دل با تو می گم من تویی مهربون عمویم از همون ازل به عشقت شده پابست این دل من به خدا که دوری تو میشه تنها قاتل من من یتیم مجتبایم من عزیز کبریایم گر چه کوچکم عمو جون به خدا گره گشایم
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
الهی زینب نبینه غمتو عزیز برادر جووناشو هدیه کرده به تو ای غمین خواهر الهی گلی نچینه دست گلچین زمونه دل من طاقت نداره روضه ی جوون بخونه منم و دل شکسته منم و غزال خسته الهی مادر نبینه جوونش به خون نشسته زینب از زمونه سیره به غم و غصه اسیره غریبی حسین زهرا الهی خواهر بمیره جوونام فدای اکبر فدای لبای اصغر خواهرت خیلی صبوره نشی دلغمین برادر بی تو دلبری ندارم جز تو یاوری ندارم طپش قلب صبورم تاب دیگری ندارم
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه چهارم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
دختری ویران نشینم با غم و غصه قرینم تو دلم هزار تا داغه امون از دل غمینم تو خرابه گریه کردم سر بابامو آوردن اونقدر من ناله کردم که سر و به من سپردن گفتم ای سر بریده به فدای حنجر تو بابا جون به من بگو کی بریده ز تن سرتو بابا جون سه ساله ی تو بنگر که قد خمیده بابا دخترت رقیه بین خارا می دویده بابا جون جسمم کبود و دل من خیلی فسرده است صورتش نیلوفریه دختری که سیلی خورده است عمه زینبم می دونه دشمنت به هر بهونه می زند ما را با سیلی با غلاف و تازیونه
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه سوم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
از مدینه کاروونی سوی کربلا رسیده به مشام جان زینب بوی کربلا رسیده کاروونی با دل خون عازم دیار غربت کاروونی از گلای باغ لاله زار غربت کاروونی دل شکسته کوله بار عشقو بسته رسیده ز راه دوری با پرستوهای خسته توی کاروون زینب قافله سالار حسینه دل اون علی اصغر دلبر و دلدار حسینه داره هم علی اکبر که مه روی زمینه داره کاروون علمدار پسر ام البنینه امون از دل رقیه که به کربلا رسیده برا دختر سه ساله وقت ناله ها رسیده امون از دل تو زینب امون از حال سکینه امون از غریب مادر گل بانوی مدینه
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه دوم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
شهر بی وفای کوفه به کسی وفا نکرده اهل این وادی چه پست و ز خدا حیا نکرده رسم اهل کوفه اینه انتقام و جور و کینه کارشون غریب کشی و بی وفاییشون همینه دل من گرفته بونه برای حسین می خونه چقدر عجیب غریبه رسم این دور و زمونه میهمان غریب و تنهاست حرف اون عزیز زهراست دل اون یه دنیا غصه مسلمت اسیر اعداست غریبی سامون نداره آسمون ماتم می باره نیا یا حسین که کوفی بلا بر سرت می باره نیا ای امیر قلبم مسلمت داره می میره نیا اینجا که حسین جان زینبت ماتم می گیره
|
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه یکم بهمن 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|