![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ما را رفيق و مونس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
می خوام تولد بگيرم برا شما، نمی ذارن می گن برای رفته ها، تولد جشن نمی گيرن می گم مگه دل ندارن، اونا که توی خاک شدن می گن تا حالا پوسيده، آره ديگه دل ندارن می گم می خوام که خاطرش، هميشه زنده بمونه می گن امامزاده نساز، بذار که مدفون بمونه ... نمی خواين به سيدتون روز ميلادشو تبريک بگين ؟؟؟ نمی خواين روز ميلادشو جشن بگيرين و شيرينی و شکلات پخش کنيد ؟؟؟ مگه نمی گفتين سيد فقط مال من نيست مال شما هم هست... جمعه منتظرتونه... |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه سی ام شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
عاشقا بياين تماشا بزنيم سري به آقا همين جمعه، يه شاخه گل، پا بوس نوکر زهرا چه زود اومد اولين سالی که پيشمون نباشی و برات تولد بگيريم... عزيزان وعده ديدارمون سالروز ميلاد سيد 31 شهريور جمعه همين هفته سر خاک، نشونمون يه شاخه گل هديه برا سيد و قرائت يک برگ از کلام الله سر خاک.آخرين جمعه شعبان المعظم به دست شما عزيزان خاک سيد گلبارون مي شه، منتظرتان هستم، خاک پای ميهمانان سيد و عشاق معصومين سرمه چشمانم... |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز ولادت رقیه خاتون، این دردانه آل علی رو خدمت تمامی دوستان تبریک عرض می کنم. نام او دل را مصفا می کند کار صد جام و صهبا می کند نام او ذکر لب پیغمبران بنده عشقش تمام دلبران نام بی بی اعظم الاسماء بُوَد دخت ثارالله دین ما بُِِوَد نام او تسکین درد بی دواست عشق او فرمانروای قلب هاست عشق او در هر دلی جا وا کند سینه را سیناتر از سینا کند باده خوار و می پرستم کرده است عشق این دردانه مستم کرده است بر عوالم می نمایم سروری چون سگانش را نمودم نوکری چهارده معصوم باشند عاشقش نیست جز آل علی کس لایقش احمد و حیدر، حسن، زهرا، حسین اکبر و عباس، قاسم، زینبین او سکینه، او علی اصغر است اهل بیت عشق را او مظهر است سوره توحید سدّ راه ماست وَرنه می گفتم که او دخت خداست گر چه در بند حسین و زینبم اهل عالم من رقیه مذهبم بنده کس نیستم تا زنده ام یا حسین من دخترت را بنده ام |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
خوب می دونم صاحب خونه با هر چی بد همنشینم اما بذار که تا ابد رو پشت بومت بشینم بذار که اینجا بمونم تا کسب آبرو کنم با بال و کاکل سیاه صحن تو رو جارو کنم بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمی شود تو روخدا ردم مکن، ببین به عشقت اسیرم اگه بگی برو برو من می میرم من می میرم با مهربونیات آقا از همه کس جدا شدم می خوام دو عالم بدونه که کفترالرضا شدم |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
از اولین برگ سبز خیلی وقته می گذره...
این یکی یه فراخونه برای دوستان عزیزی که همیشه همراه وبلاگ سید بودن، البته هر کدام به نوعی که خودشان بهتر خبر دارند ... از دوستان عزیز: r m عزیز - خانم مریم محمدی - خانم ندا - عرفان عزیز - مجنون عزیز خانم یاسی - رضا اسماعیلی عزیز - خانم یاسی - خانم افسانه - جعفر طبیب زاده عزیز خواهشمندم با آیدی بنده seyed_m_j_zaker_t تماس بگیرند. اسامی دیگری که فراموش نموده ام را نیز در همین پست تا آخر ماه درج خواهم کرد... لطفاً کوتاهی نکنید. از همراهی دیگر دوستان تشکر فراوان دارم |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه بیستم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
یادِ آن دعای فرج آقا قبل از شروع هر مراسم ... یادِ آن چشم های اشکالود از تاخیر در فرج آقا ... یادِ آن صدای لرزان و بغض آلود وقتی از ته دل آقاشو صدا می کرد: آقا بیا، بیا خودم یارت می شم ... سید مگه قرار نبود آقا بیاد یارش بشی یه شب مهمونت بشه تا صبح پرستارش بشی حالا آقا می خواد بیاد اما تو نیستی ببینی حالا وقتش نبود بری بهشت و با چشم ببینی
آقا این روزا تو دلم یه غوغاییه، یه احساس خاص... این روزا با سید که تنها میشیم انقدر می خندم و توی خودم لبخند می زنم که حس می کنم داره چپ چپ نگاهم می کنه و زیر لب می گه آخرش این طفلی هم دیوونه شد. آخرش دیشب بهش گفتم سید شوق دیدار دارم، دیدار آقا... از سکوتش فهمیدم حرف بزرگتر از وجودم زدم، من و دیدار آقا، نمی دونم ... آقا این جمعه هم گذشت، نیومدی ... |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه هجدهم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت ماه تمام معصومین بقیة الله الاعظم (عج) را خدمت تمامی دوستان تبریک عرض می نمایم.
شمع جمع دل ما شو که به گِرد تو بگرديم بی تماشای تو در محفل ما نيست صفايی گفته بودی که بيايم اگر، از شوق بميری نه که صد بار بميرم منو، يک بار نيايی دست و پايم ز چه بندی، که به کوی تو نيايم آنقدر ناله برآرم که به فرياد من آيی يک دم از چشم سياه تو اگر چشم بِبَندم به وفای تو که بالاتر از اين نيست جفايی عمر بُگذشت و سر زلف تو در دست نيامد روزی آخر به سر پيکر خونين من آيی |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه هفدهم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
باورتون می شه دو ماه گذشت ؟؟؟ وای خدا... گاهی با خودم فکر می کنم يعنی می شه دوباره يه روزی آدم بشم؟؟؟ مياد يه روزی که دلم ديگه سبک شده باشه از غم دوری ؟؟؟ مياد روزی که اين دل صاحب مُرده گرفته نباشه، تنگ نباشه، دوبار زنده بشه؟؟؟ اگرچه از اون روزاش انقدر فاصله گرفته که ديگه راه رو گم کرده، فکر کنم اگه بخواد هم ديگه نشه. حالا بعضی ها ميان پای اين دل ما می شينن دل می دن به دل ما بغض دلشون رو باز می کنن بعضی ها هم خب... می دونم دل اونا از سنگه يا دل ما زيادی پوسيده نازک شده، نمی دونم... |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت شهزاده علی اکبر را خدمت تمامی دوستان تبریک عرض می نمایم. وقتی حسین بن علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه ماه رخش دل می بره، جلوه روز محشره حقا که پیر و مُرشدم،سلطان علی اکبره تا مادرش لیلا دم از مه روی اکبر می زنه بی بی رقیه شونه بر گیسوی اکبر می زنه زیباترینها دم به دم، غرق تماشا شده اند یوسفا بنده رخ یوسف لیلا شده اند وقتی حسین بن علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه ماه رخش دل می بره، جلوه روز محشره حقا که پیر و مُرشدم،سلطان علی اکبره آمده یوسف با کلاف بر سر بازار علی میگه منم دیوونشم شدم خریدار علی تا سوی میدان راهی شد، به طرف لشگر اومد یکسره دشمن می خونه ولله پیغمبر اومد علی به هنگام نبردشجاع و بی همتا بود استاد جنگاوریش عباس دلربا بود وقتی حسین بن علی یاد پیمبر می کنه نظر به قد و قامت علی اکبر می کنه ماه رخش دل می بره، جلوه روز محشره حقا که پیر و مُرشدم،سلطان علی اکبره |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سلام علیکم چند تن از دوستان که حرفهای دل ما برای سید را خود در روز نامه خوانده بودند و یا تعریفش را شنیده بودند در خواست کردند که آن قسمت از روزنامه را در وبلاگ بگذارم ... بالاخره اطاعت امر کردم ... در ضمن لازم بود از دوستانی که کمک کردند تا گوشه ای از دل ما روی کاغذ بیاید خصوصاً مسئولین روزنامه نیم نگاه قدردانی و تشکر فراوان می نمایم...
مطلب زیر نیز اصل نوشته می باشد: |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه هشتم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه هفتم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
وقتي كه سيدم نيست دلتنگ و خسته هستم مهدي نداره مداح ، من پر شكسته هستم فرق است بين خواندن گر چه عنايت از اوست سيد فراتر از ماست، من دست بسته هستم اي روح عشق و مستي با ما مگر نبستي پيمان كه تو بماني ،پيمان چرا شكستي؟ گفتي كه او بيايد با ذوالفقار حيدر ما مانده ايم اينجا تو پيش او نشستي حالا كه باغ روضه بلبل ندارد اي داد حالا كه صوت بلبل رفته به سينه ي باد حالا که روز عید است روز حسین و عباس با ناله كه نالم با صوت كه شوم شاد؟ سيد جواد هرگز از لوح دل نشد پاك با سوز جان بگويم اين ناله ي اسفناك آن قدر ناگهاني از پيش ما گذر كرد باور ندارد اين دل دلبر بخفته در خاك اما برادر من خوش باد بر تو زيرا بودي كنار سيد ديدي رخ مهش را من آنطرف تر از تو با صوت دلربايش مي سوختم زهجران هجران او و زهرا(س) ديشب به خود بگفتم امشب بهشت شيداست در گوشه اي ز جنت آنجا كه حزن برپاست پيغمبر و ائمه حتي ملايك عرش با خواندن جواني در شور و شين و غوغاست فرياد آن تنومند آن ذوق بي قرينه با اذن مادرش هست از كوچه مدينه فرياد مي زند او مهدي بيا عزيزم آري تمام عشق عرش و زمين همينه چون نيك ديدمش من در آن جمال و ظاهر رويي شبيه مهتاب روحي لطيف و طاهر گفتم به اهل جنت اين مفتخر كه باشد؟ گفتند با تبسم:" سيد جواد ذاكر" |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه ششم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت قمر منیر بنی هاشم حضرت اباالفضل العباس را خدمت تمامی دوستان تبریک عرض می نمایم. پهلوونای دو عالم اسیر یه پهلوونه همه سائلا اسیر یه کریم مهربونه این کیه عشقش به دلا تا به ابد زده خونه این کیه که با مَرامِش عالم و کرده دیوونه شاه من ای ایهاالناس دلرباس و خسرو ناز عاشقا براش می خونن السلام حضرت عباس شدم دیوونه عباس عبد میخونه عباس خدا دم به دم می نازه به شفاخونه عباس قامت رعنایی داره به خدا همتا نداره هر کسی مثل اباالفضل دلبری داره بیاره قامت گردون خمیده بس که قامتش رشیده چشم هستی مثل عباس دلبر زیبا ندیده گیسوی عباس و عشقه مه روی عباس و عشقه اگر به سجده فتادم ابروی عباس و عشقه |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه ششم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت شاه کربلا امام حسین (ع) را خدمت تمامی دوستان تبریک عرض می کنم. دوستش دارم چی کار کنم چی کار با عشق یار کنم زلف سیاش به من می گفت عقلت و تار و مار کنم عمریه که دل به سینه می زنه سنگ حسین و میون تموم خوبا داره آهنگ حسین و کُشته مرا کُشته مرا تیغ دو ابروی حسین کفتر عشق دل من نشسته پهلوی حسین دستم و از دامن تو من به خدا نمی کِشم منت هیچ کس دیگر و غیر حسین نمی کشم اون کسی رو که من دارم هیچکی دیگه ندارتش هر کی بیاد در خونه اش آقا نمی کنه رَدِش میون مهربونترا از همه مهربونتره طوریکه از تو سینه ها با یه نگاه دل می بره از کوچیکیم توی دلم مهر تو لونه کرده بود یه ذره خاک کربلا منو دیوونه کرده بود نقش تو، تو خیالمه عاشق این شمایلم اسم حسینم به ازل حک شده بر روی دلم من دوست دارم ضریحت و با پنجه دل بگیرم اونقدر بگم حسین حسین تا که ز عشقت بمیرم وقتی که من تشنه می شم انگار توی علقمتم آب حیات من تویی دیوونتم دیوونتم |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه پنجم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
از غم دوست در اين ميکده فرياد کشم داد رَس نيست که در هجر رُخش داد کِشم داد و بيداد که در محفل ما، رندی نيست که برش شکوه برم، داد ز بيداد کِشم شاديم داد، غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منت آنرا که به من داد، کِشم عاشقم، عاشق روی تو، نه چيز دگری بار هجران و وصالت به دل شاد کِشم در غمت ای گل وحشیِ من ای خسرو من جور مجنون بِبَرم، تيشه فرهاد کشم مُردم از زندگی بی تو_که با من هستی طرفه سّری است که بايد بَرِ اُستاد کِشم |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه چهارم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
عزیزی پرسیده بود به راستی سید را زده بودند؟؟؟ چی بگم ... ما فکر می کنیم که عصر جاهلیت به پایان رسیده ، وقتی بر سر پیامبر امین خاکستر می ریختند حال چیز غریبی نیست اگر بشنوید اولادش را در شهرهای مذهبیمان و در حال بیماری زده بودند خوب بلدیم لعن بفرستیم ولی نمی دونیم که از اونها هم بدتریم ، آره اونها به زین العابدین بیمار رحم کردند ... |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه یکم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه یکم شهریور 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|