![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
سلام علیکم در قسمت نظرات دوست عزیزی مسئله ای رو مطرح کرده بود درباره نبود نام یا عکس شخصی بخصوص در پست های با مضمون چشمهایی که دروغ نمی گن و توضیح خواسته بود ... قسمتی رو در نظر گرفته بودم برای وبلاگ با تیتر چشمهایی که دروغ نمی گن که آخرین آن مربوط به این مردم عاشق بود. نمی دونم اسم این کاری که کردم چیست؟ تشکر و قدردانی از حضوری که فقط ادای دین و وظیفه بود، یا عنوان کردن یه چیزی که ته دلم سنگینی می کرد و توی چشم خیلی ها دیده بودم و حالا چشمهای اشکالودی که شفاف بودن و دروغ نمی گفتن... تا اون جا که تونستم هر کی بود و چیزی خونده بود نوشتم، هر کی هم که بود و چشاش همون رنگ رو داشت عکسش رو زدم. حتی شاید نشناسید خیلی از اون صاحب چشمها را... البته بودند کسانی که جاشون خالیه در این پُستها؛ عزیزم آیت الله ابطهی ،عزیزم پناهی ، عزیزم یعقوبی ،عزیزم شریف و ... آخرین عکسی که از عزیزان زده بودم به گونه ای نمادی از باقی آن چشمهایی که دروغ نمی گن بود نه همه آنها ... باز هم ببخشید ... با تشکر ... |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه سی ام مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزيز چهل روزه که باهاتون حرف نزدم فقط نوشتم و نوشتم ... تشکر همراهم بوديد و ببخشيد اگر کم لطفی کردم در جواب نظرات، پيغام ها، ایمیل ها ،سوالات و... البته در این بین بودند کسانی که گفته بودند و پرسیده بودند: آیا بعد از سید این وبلاگ بسته می شه؟ حالا بعد از سید در این وبلاگ چی می خوای بنویسی؟ کتاب زندگی سید بسته شد تو نمی خوای در این وبلاگ رو ببندی؟ اصلا بعد از سید برای کی و برای چی می خوای ادامه بدهی؟؟؟ و ... می دونم تو دلاتون جواب های زیادی برای این دسته عزیزان دارید شایدم خود شما یکی از این عزیزانید در هر حال بنده در جواب برای شما و این افراد یه شعر می نویسم و فکر می کنم بهترین و کامل ترین جواب رو داده باشه : در ميخانه بروي همه باز است هنوز سينه سوخته در سوز و گداز است هنوز بي نيازي است در اين مستي و بيهوشي عشق درِ هستي زدن از روي نياز است هنوز چاره از دوري دلبر نبود لب بربند که غلام دَرِ او بنده نواز است هنوز راز مگشاي مگر در بَرِ مست رُخ يار که در اين مرحله او محرم راز است هنوز دست بردار ز سوداگري و بُوالهوسي دست عشاق سوي دوست دراز است هنوز نرسد دست من سوخته بر دامن يار چه توان کرد که در عشوه و ناز است هنوز |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
چهل روز از پرواز عاشقانه ات گذشت... دلمان تنگ مي شود براي آن صداي آسماني با ذکر يا حسين و نوحه ماندگار اگه ديوونه نديده اي ... براي خودت دلمان تنگ مي شود ... از يادمان نمي روي ... تا ابد چشمانمان از فراقت مي بارد و دلمان غمدار است. خيلي سخت بود به زبان آوردن کلمه تسليت؛ نتوانستم به زبان بياورم حتي زماني که با سيد حسين، اين يادگار عزيز، چشم در چشم شدم؛ حالا... اين واقعه جانگداز را خدمت خانواده محترم ذاکري و طباطبايي و همچنين تمامي عشاق اهلبيت و اين اولاد پيغمبر تسليت عرض مي نمايم.
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
مرا راه گلو اي بغض غم وا ميكني يا نه ؟ برايم چارهاي جز گريه پيدا ميكني يا نه ؟ ببين سوز درونم از خطوط چهرهام پيداست تو هم در چهرهام غم را تماشا ميكني يا نه ؟ دلم در هر طپش صد بار آواز تو ميخواند نميدانم تو هم ياد دل ما ميكني يا نه ؟ فشردم بارها زنگ در ميخانهي چشمت كه آيا بين عشاقت ، مرا جا ميكني يا نه؟ |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
عاشقا بیاین تماشا بزنیم سری به آقا کربلا بریم پیاده پابوس حسین زهرا مثل کفتر بی لونه سر رو دیوارش بذاریم گنبد شاه و علمدار و با پرچمش ببینیم آی مسافرا بجُنبین این چه موقع کلامه شیعه بسه چشم به راهی دیگه موقع قیامه پیشونی بند یا زهرا، پیچیده عطر گل یاس رسیدیم علقمه دیگه بگو یا حضرت عباس مبتلا بیا به اینجا این آقا مشگل گشاته بیا ای مریض که خاکش برا هر مرض دواته این آقا ماه زمینه، تکیه گاه عالمِینه بذار بهتر بگم آقام همه کاره حسینه یه دست و بذار رو سینه دست دیگر و رو هنجر یه جا قتلگاه اکبر، یه جا قتلگاه اصغر |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
شب شهادت عمه خانم زینب کبری ست، معنی تموم عشق سیدم... امشب هیئت لواء الزینب نوحه خوان نداره . آی لواء الزینبی ها امسال کی می خواد تو هیئت براتون غمنامه عمه شو بخونه. این روزا و شبا دل ما رو کباب می کنه خانم. هنوز تو گوشمونه ناله عمه خانم عمه خانمش با اون بغض کهنه... خانم فرق گذاشتی بین عشاقت، اگه سید آرزو داشت خب منم داشتم، وای بر احوال منه رو سیاه که او به آرزوش رسید و من جا موندم. گفته بودم : خانم خودت شفاش بده یا نفس منم بگیر ، نگفته بودم؟؟؟
دل هر خیمه می سوزد به احوال دل زینب زده بادِ سِتم بُرده تمام هستی زینب تپش های دل زینب زیارت نامه می خواند ثواب این زیارت را کسی جز او نمی داند نمی دانم چه سان بی تو به سر عزمِ وطن دارم ز هفده یوسفم با خود فقط یک پیرهن دارم |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
شب ولادت یگانه مولود کعبه است، شب تجلی نور مولاست. دنیا کوچیکتر از اونیه که بگیم مولا به دنیا اومد مولا نورشو تجلی کرد بر اعراب جاهلیت... سيد روزت مبارک
امشب عشقم کشیده سری به میخونه زنم آتش عشق تو رو بر دل دیوونه زنم نرگس مست تو رو دیدم و دیوونه شدم شمع رخسار تو رو دیدم و پروونه شدم مستم امشب در میخونه حیدر می زنم گر در و وا نکنه هی در حیدر می زنم اگر بدونم که کجاست ساقی میخونه دل بال و پر در می یارم تا پیش او پر بزنم دیوونه کجا داره جز در میخونه عشق دیوونه نمی دونه جز می و پیمونه عشق عشق و سر مستی من دیروز و امروزی که نیست یعنی عشقم ازلی هست و جنونم ابدیست دل دیوونه من غیر تو چیزی نمی خواد چیزی جز با سر زلف تو یادم نمی یاد از ازل تا به ابد دیوونگی کار منه هر کجا هر کسی که دیوونه هست یار منه غیر دیوونه خبر از دل زارم نداره عقل بیچاره دیگه کاری به کارم نداره به خدا یه ذره مستیمو به هستی نمی دم به خدا هستیمو جز به عشق و مستی نمی دم عاقبت عشق علی خونه خرابم می کنه مثل شمع منو می سوزونه و آبم می کنه تو قمار عاشقی هستی من باخته شده کار من ساخته شده کار من ساخته شده منشین با منه دیوونه که دیوونه شوی در به در گردی و جارو کِش میخونه شوی دل دیوونه من رقص مستی می کنه خنده مستونه بر اهل هستی می کنه از تماشای علی حق پرستی میکنه ساغر مِی، می زنه مِی پرستی می کنه پیش من جنون و مجنون دیگه رنگی نداره هر کی سنگم نزنه بدون که سنگی نداره معنی دیوونه رو جز دیوونه کی می دونه یه دیوونه می دونه دیوونه یعنی دیوونه |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه هفدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوری عشقتو باور کرده دل من خسته از این دست به دعاها بُردن همه آرزوهام با رفتن تو مُردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم توی هفتا آسمون تو تک ستاره منی به خدا ناز دو چشمات و به دنیا نمی دم |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
یک ماه از رفتنت می گذرد و ما هنوز باور نداریم که رفته ای !!! آری، به واقع غم فراقت در خاطرمان نمی گنجد. ... دلم پر است از حرف های نگفته، دستم به نوشتن نمی رود ... اون روز چه ساده و پُر معنا نوشتم: سیدم رفت وقتی که هنوز خودم معنی اش را نمی فهمیدم. آری، هنوز هم نمی دانم ... ولی حالا خوب می دانم که دیوانگی چیست، خوب می دانم پریشان حالی و در به دری چیست. معنی گم گشته را خوب می دانم ... |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
دلم هواتو کرده منو ببر به کربلا، حسین یاد چشاتو کرده منو بخر تو رو خدا، حسین اگه تو رو نبینم دق می کنم من می میرم، حسین وقتی دارم می میرم سراغتو هی می گیرم، حسین کفن کنید تنم رو با پیرهن سیاه روضه ها غسل بکنید تنم رو با اشک دیده ها و گریه ها جنازمو بیارید بگید فقط به زیر لب، حسین وقتی که زنده بودم به لب می گفتم روز و شب، حسین کاشکی می شد تنم رو خاک بکنن تو علقمه، حسین خاک می شدم پایین پای حسین فاطمه، حسین تو حجله مُردنم زنجیر و سنچ و یک عَلَم بذارید کنار قرآن خدا نوار روضه حسین بذارید |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
به خدا آرزوی این دل بی تاب اینه که بمیره تو روضه ارباب به خدا حاجتم و ازش میگیرم اگه توی روضه حسین بمیرم |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه چهاردهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت کوچکترین شهید کربلا، مانند عمو باب الحوایج، علی اصغر است... ولادت مبارکترین مولود شیعه ، جد و همنام سیدم ، جواد الائمه است... برای پدر خیلی عزیز بود، آنقدر که می گن اگه آقام رو به جواد الائمه اش قسم بدی رَدخور نداره ... آره آقا رو قسم دادم به جواد الائمه اش، به عزیزش که این یکی جوادش رو به ما ببخشه نبخشید ... گله ای نیست اینم پسرش بود، عزیزش بود امانت بود دست ما، ما هم که امانتدار خوبی نبودیم، امانتش رو پس گرفت، نه مثل روز اول، همه چیزش به کنار جای قتلگاه علی اصغر روی گلوی سید نشونه امانتداریم بود ... شرمنده ... آره امشب ته تغاریم مهمون ته تغاری اربابم امام حسینه ... آره امشب سید جوادم مهمون جوادالائمه آقام امام رضاست ...
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه چهاردهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه سیزدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه دهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
باید از رفتن او جامه به تن پاره کنم درد دل را به چه انگیزه توان چاره کنم در میخانه گشایید به رویم که دمی درد دل را به می و ساقی میخواره کنم مگذارید که درد دل من فاش شود که دل پیر خرابات ز غم پاره کنم سر خم باد سلامت که به غمخواری آن ذره در پرده عشق تو چو خُمپاره کنم از سرا پرده عشقش بدر آیم روزی ساکنان سر کویش همه آواره کنم |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه دهم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه هشتم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صدای اذان سر صبحت هنوز توی گوشم می پیچه، اون روزا هنوز اسمت انقدر بلند بالا نشده بود اون روزا هنوز همون میر محمد خودم بودی ... تموم زندگیم؛ خاطراتم؛ بود و نبودم ... صدای آسمونیت منو می برد تا بین الحرمین، تا قبرستان بقیع، حتی تا سر خاک بی بی ... دیگه دلتنگ نمی شدم از دوری راه ، از بی نشونی خاک خانم، از غریبی ... حالا... خیلی دلتنگم ... خیلی غریبم ... خیلی، خیلی ... یا غریب مادر ... |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه هشتم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
وای که چه روزهایی رو بی سیدم می گذرونیم ، این ایام نبود سیدم رو چه بدجور به رُخمون می کشه خدایا... این روزها سالروز ولادت امام محمد باقره اولین علوی اصیل ... این روزها بنابر اقوالی سالروز ولادت امام علی النقی ست ... این روزها سالروز شهادت امام هادی ست... رجب المرجب هم اومد سیدم، امسال با دل شکسته زیارت مستحب آقام حسین رو از دور می کنم و شما برعکس هر سال در حضور خودِ آقایی ... ما اینجا بغض دوری شما و آقا و بین الحرمین دیوونمون می کنه شما اونجا جای ما روهم خالی نمی کنی کنارآقا. درد دوری آقا کمِمون نبود شما هم قصد رفتن کردی ... افتخارمون نوکری اولاد پیغمبر بود اینم ازمون گرفتی ... لیاقتش رو که نداشتم جابر باشم، مثل شما، حداقل قبول می کردی عطیه ات بمونم... لیاقت نوکریتون رو هم نداشتم ؟ |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه پنجم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه پنجم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
بی مهر رخت روز مرا نور نمانده ست وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده ست
هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده می رفت خیال تو ز چشم من و می گفت هیهات ازین گوشه که معمور نمانده ست وصل تو اجل را ز سرم دور همیداشت از دولت هجر تو کنون دور نمانده ست صبر است مرا چاره هجران تو لیکن چون صبر توان کرد که مقدور نمانده ست در هجر تو گر چشم مرا آب روانست گو خون جگر ریز که معذور نمانده ست حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده ماتم زده را داعیه سور نمانده ست |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه سوم مرداد 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|