![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
+ نوشته شده در روز
جمعه سی ام تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز ازدواج خاتم الانبیا حضرت محمد ( ص ) و خانم خدیجه کبری ( س ) است ... سالروز ازدواج جد سیدم . چه حال و هوایی داره این روزها کنار خودِ آقا ... سالروز ولادت دخت پیغمبره ... آره خانم گل برچین کرد ... یکی یکدونه پیغمبر دردانه ام را بُرد برای مجلسش اون بالا بالاها بخونه . آی بی بی ، بی بی قبول نکردی روزهامو که به نیت سلامتی پسرت بهت هدیه کردم؟ قبول نکردی اون نماز حاجتت رو که می گفتن رَد خور نداره؟ بی بی می گفتن قسم به آبروی شما برگشت نداره روی منه بی آبرو رو زمین انداختی بی بی . تبریک خدمت سیدم ... تبریک خدمت خانم ... تبریک خدمت پیامبر اعظم ... امشب جای خالی سید بدجوری حس می شه برای سادات خانم ... بی بی جواب دل سادات خانم با خودت...
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه بیست و چهارم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه بیست و سوم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
بمیرم به پای زوارت ... قربون صدای بغض آلودشون وقتی برات کلام الله می خونن ... فدای اون گوله های اشکشون که خاکت رو تر می کنن ... خجالت می کشم تو چشاشون نگاه کنم، از اون دلتنگی که تو نگاهشون موج می زنه دلم می گیره . خیلیهاشون لحظه شماری می کردن برای دیدنت ولی چه دیر رسیدن به آقاشون ... آخرشم ندیدنت . خیلیهاشون دنبال آدرست بودن حالا همشون آدرست رو دارن ولی حالا دیگه میخوان نداشته باشن. به قول خودت خیلی ها هم تماشاچین ... |
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیستم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سیدم دیگه تو جنت الحسین نیست، دیگه تو لواء الزینب نیست، دیگه تو حیدریون نیست، دیگه تو هیئت علمدار نیست، ... نه تو کاشانه، نه تو مشهده ، نه تو زنجانه ، نه تو تبریزه ، نه تو سمنانه، نه تو شیرازه، نه تو قزوینه ، نه تو تهرانه، ... اگه می خواید خدمت حمید ( علیمی ) برسید مجلس گرفته تو اصفهان چهارشنبه همین هفته، اگه می خواید حضور رضا ( قصاب ) برسید مجلس گرفته تو کاشان جمعه همین هفته، اگه می خواید همراه هیئات حسینی باشید مجلس گرفتن تو قم پنج شنبه همین هفته، ... سیدم توی قمه، نزدیک حرم خانم، ته قبرستان نو، کنار آرامگاه رسول ترک ... سیدم آغوشش بازه برای همه تون ، ساعت و زمان هم نداره ، مردانه زنانه هم نداره ، هر وقت دلتون هواشو کرد برید سر بذارید به آغوشش ... سیدم اینجا آرمیده نه توی ... |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه نوزدهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
وای که زمونه ندیده بود به خودش چنین بزرگی رو ... رضا ( قصاب ) برای سیدم چنین مجلسی گرفتی یا برای بی بی ام البنین؟ که اگه برای سیدمه چرا حالا ؟ چرا وقتی که سید بیمارم همین شبا توی اون جنت الحسینت می خوند برای سلامتیش مجلس نگرفتی؟ برای شفاش یکی از اون دیگ هاتو بار نذاشتی؟ حالا چه سودی داره ؟؟؟ حمیدرضا ( علیمی ) رسیدی به آخرین جایی که جسم سیدم رفت ؟ اونجا که جای تو نبود بری حمید، اون خاک جای بزرگونه تو رو پس می زنه حمید... عبدالرضا ( هلالی ) دیدی خدا صداتو پس داد و صدای سید منو گرفت ؟ فکر کردی افتخار خوندن واسه خود آقا نصیب هر کسی می شه ؟ نه عبدالرضا، تو بخون برای این مردم این افتخار برازنده پسر آقاست. مهدی ( اکبری ) دل آقای شهرتون طاقت نیاورد دیگه بیش از این بی احترامی به پسرش رو ببینه که حرمت صحن آقا رو شکستن همون روزی که ... محسن ( فیضی ) نیومدی بدرقه سیدم . تو همدرش بودی می دونی چه دردی به جونش بود . نیومدی ببینی چه عاشقونه پر می کشید به سوی حرم ، ندیدی محسن پرواز سیدمو ... مهدی ( مختاری ) بالاخره اومدی برای زیارت سیدم . چه دیر اومدی بی معرفت... بهت گفتم دور و برش بودن تو این روزا دلیل بر معرفت و رفاقت نیست ولی چطوری دلت اومد نبینی اون روی نورانی رو ... حسین ( عینی فرد ) تو می دونی سیدم چقدر غریب بود تو این دنیا . تو دیدی غریبیشو در حضور امام غریب، تو دیدی غریبیشو توی بیمارستانها، حالا دیگه سیدم غریب نیست حسین ... سید دل منو شکوند ... سید جیگر منو سوزوند ... وای به دل شکسته سید حسین ... وای به جیگر سوخته سادات خانم ... وای بر شما قمیا، مشهدیا، کاشونیا ( بلانسبت عشاقشون ) ... اینا همون شهرای مذهبیمونن ؟ دین و مذهبتون چی بود ؟ پیش روی ائمه بی ادبی کنید به پسرشون ؟؟؟ وای بر شما مردم کوفه ... |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه هجدهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه هفدهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه هفدهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه شانزدهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز اَلسَلامُ عَلَیک یا اَبا صالِحَ المَهدی(عج) اَدرِکنی احوال سیدتون نسبت به مدتی پیش از طرفی بهتر شده و سعی در تحریک هوشیاری ایشان صورت می گیرد و از طرفی دیگر ... نمی دونم... تا سیدتون از بستر بیماری بلند نشن هر تغیییری بکنن یا نکنن نگران می شم...
التماس دعا تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه سیزدهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
یا حسین غریبِ مادر تویی اربابِ دل من یه گوشه چشمِ تو بسه واسه حل مشکل من آخرش می یاد یه روزی رو چشام قدم می ذاری می بریم تا کربلا و نمی ذاریم تو خماری یه روزی می یاد آقا جون که منم سگ تو باشم چشام و موقع مرگم زیر پات گذاشته باشم دل من عاشق می مونه دایم از شما می خونه منو می شناسی آقا جون من همونم اون دیوونه اونی که تنهای تنهاست دلش از همه بریده اونی که واسه یه بارم هنوز آقاش و ندیده آقا من خودم می دونم لایق این حرفا نیستم اما از شما چه پنهون از اهل زمونه خستم تموم مردم دنیا ما رو می خونن دیوونه آره ما دیوونه هستیم بی خیال این زمونه تا وقتی عشق تو باشه اینا حرفه و بهونه واسه عشق تو حلاکم این خطم اینم نشونه حسرت زیارت تو مونده تو این دل زارم کربلات و تا نبینم آروم و قرار ندارم چشای قشنگت عباس خواب و از چشام گرفته بدون تو گم میشم تو شب و روز و ماه و هفته یل کربلا ابالفضل قربون اون قد و بالات قربون چشای نازت فدای خشکی لبهات می شنوم صدای پات و رو زمین قدم می ذاری صدای رقیه می یاد عمو جان کی آب می یاری |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه سیزدهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
شنبه دهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز بیست روزی بود که منتظر تغییرات در احوال سیدتون بودید. تغییرات رخ داد ولی ... در این ایام فاطمیه ضربان قلب سیدتون بالا رفت. آره قلب سیدتون می تپید برای مادر. دیگه سخته نفس کشیدن...
التماس دعا ای پرستوی علی پَر مَزن ز خانه ات گریه کن حسین من در عزای مادرت من غریبم ای حسین گریه کن تو مادرم ... |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه دهم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
چهارشنبه هفتم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز یک ماه گذشت... هنوز روی تخت آروم دراز کشیده یه جوری که انگار اصلا قصد بلند شدن از بستر رو نداره . توی این مدت خصوصا از روزی که انتقال داده شد تهران و دیگه هیچ تغییری نکرد به خاطر شماها که نگران نَشید این بغض کهنه تازه شده رو ته گلوم نگه داشتم و صبوری کردم. فقط خبر و التماس دعا و سکوت و سکوت و سکوت ... تو این یک ماه که به اندازه یک عمر بود این بغض لعنتی خفه ام کرد . بگذریم که تو این مدت هیچ کس نگفت یارو بدونِ سید خرت به چنده ؟ بعضی ها هم که خوب با حرفای ... دلداریم دادن . اشکالی نداره ما عادت کردیم . نوکری این سید طباطبایی و جَدِش یادم داد ... بازم هیچ تغییری نیست. بازم التماس دعا دیوانگان ز تو طلب عقل می کنند من می رسم به تو دیوانه می شوم |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه چهارم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه یکم تیر 1385 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|