![]() |
![]() |
|
| استفاده از مطالب این وبلاگ ممنوع می باشد و حق استفاده مطالب متعلق به نویسنده وبلاگ می باشد. |
|
به مناسبت سالگرد شمسی سید
وبلاگ سید تقدیم میکند:
وبلاگ کنفرانسهای سید با آدرس http://www.seyedzaker-konferans.blogfa.com/ با موضوعات ذیل به روز شد...
امام جواد الائمه (ع) ، نماز (احاديث نماز - تارک نماز - سبک شمردن نماز - معاني حرکات نماز - آيات قرآن درباره نماز - نماز در اديان مختلف - جدا خواندن نمازها - ايرادات نماز به زبان مادري - نماز در مسجد - مکانهاي مکروه و مستحب نماز - نماز) ، امام باقرالعلوم (ع) ، عيد قربان ، عيد غدير ، شلمچه ، شيعه (دکتر تيجاني - شاخه هاي شيعه) ، حجاب (تاريخچه حجاب - حدود حجاب - بررسي آيه 31 سوره نور و 59 سوره احزاب - ايرادات و دلايلي که مخالفين براي حجاب مطرح کردن و رد آنها ) ، حضرت زينب کبري (س) ( زندگينامه - کنيه ها - القاب - صفات - تولد - کودکي - ازدواج - علم - روايات - واقعه کربلا) ، فاطميه (ماجراي سقيفه بني ساعده - ماجراي فدک - شهادت خانم) ، قاتلين خانم فاطمه زهرا ، ولادت خانم فاطمه زهرا (س) و به درک واصل شدن ابوبکر
سالگرد شمسی سید به روایت تصویر و قلم...
ذاکر پُر شور و دیوانه کجاست در مدینه ، کاظمین یا کربلاست از شراب عشق حق مدهوش شد آن صدای دلنشین خاموش شد آن که هر دم میشنید زخم زبان جا گرفته در دل صاحب زمان من نمیدانم چه گویم بعد از این ذاکر ارباب بود و دل غمین مثل مرغی در قفس پَر بسته بود از حیاتش دل بُرید و خسته بود کافری گفت که او کافر بُوَد هر چه بود او پسر حیدربُوَد رشته عمر کَمش بُگسستی حرمت فاطمه را بشکستی بر لب ما این نوای منجلی ست گردنت در دست عباس علی ست از زمانه خسته و بی تاب شد مثل زهرا مادر خود آب شد مرغ جانش سوی زینب میپرید مثل زینب ناسزاها میشنید چون دمادم خون دلها میخورد مادرش زهرا رسید او را بُرد آتش غم بر دل تنگش زدند با ملامت طعنه ها ، سنگش زدند هر که میگفت که او مُرتد بود از در خانه حیدر رد بود آنکه در حقش جفا بسیار کرد پیروی از دشمن ابرار کرد آن مریض عشق آخر خوب شد بر دل اهل زمان محبوب شد کور شد آن چشم ناپاک حسود سید جود ما دل از زهرا رُبود دید از اهل زمانه او جفا همچو باب خویش علی المرتضی آن که یک جا دوستان را ترک کرد غربت جدش علی را درک کرد خوش به حالت راحت از دنیا شدی روضه خوان حضرت زهرا شدی بر زمانه روشن این مطلب شده بانی روضه تو زینب شده با رسول ترک همپایه شدی آمدی اینجا تو همسایه شدی تا مزارش در بَرِ او کنده شد فاش میگویم رسولم زنده شد
همه چیز سر خاک برام یادآور بیست و هشتم خرداد و مراسم سالگرد قمری سر خاک بود البته تغییراتی داشت که از جهاتی مراسم رو دلنشین تر کرده بود و از جهاتی... مجلس کمی دیرتر از سالگرد قمری سید شروع شد یعنی حدود ساعت 19... فرشها سر خاک سید پهن شد و بلندگوها نصب شد و بساط پذیرایی برپا شد... بعضی از چشم آشنایان اون روز جاشون رو به عزیزان دیگری داده بودن: میرحسین ذاکری، سید علی مومنی، داوود طالبی، یوسف سجادی، سید شهاب الدین عبدالهی، حسین فخار، بچه های هیئت لواءالزینب قم... مجلس با خواندن زیارت عاشورا و مداحی یوسف سجادی شروع شد و با شعر فوق العاده ای از سید علی مومنی و مداحی پُر شور داوود طالبی و سید شهاب الدین عبدالهی ادامه یافت... نزدیک اذان بود که مجلس با دعای داوود طالبی پایان گرفت و بانگ موذن از حرم حضرت معصومه (س) بیانگر این بود که دومین سالروز رفتنش رو نیز کنار خاکش به سوگ نشستیم و خاک ذره ای از داغ دلمون رو سردمون نکرد... |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه هفدهم تیر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
17 - 4 - 1387 برابر با سالروز بدرقه سيد
حدود ساعت ۱۷ بعد از ظهر سر خاک سید مراسمی با حضور مادحین و شما عزیزان خواهیم داشت
(قم-روبروی حرم حضرت معصومه و پل آهنچی-انتهای قبرستون نو)
چه دلگیر بود... بر خلاف برنامه ریزی که کرده بودم، وقتی امروز سر خاک رفتم، نتونستم اونطور که باید و شاید سر خاک بمونم... من بودم و خاک و احساس دو سال پیش... وقتی ساعات اولیه صبح از اومدن مداح بین الحرمین کربلایی نریمان پناهی سر خاک مطلع شدم به یاد دو سال پیش افتادم و نریمان و غسالخونه و همین ساعات... بعد از ظهر اومدن مهدی یعقوبی سر خاک منو برد به دوسال پیش و سر ظهر و یعقوبی و بدن بی جون سید روی دستاش وقتی سید رو هدایت میکرد به خونه جدیدش... و بعد صحنه ای جلو چشمم اومد که تدفین تموم شد بود و مهدی رو دیدم که از سر تا پاش گِل بود... یه جمله برا یه لحظه هم از ذهنم پاک نشد امروز: چشمهایی که دروغ نمیگن...
دلي که داغون بشه خوب نميشه دلي که آتيش بگيره ديگه آروم نميشه
دلم سوخته بود از رفتنت...حسابي داغون شده بود...ديگه خوب نميشد... يکي بهم گفت: يه جا سراغ داره که اينجور دل رو خوب ميخره. آدرس اونجا رو به زحمت پيدا کردم تو يکي از کوچه هاي تنگ و تاريک. تابلو مغازه خيلي قديمي بود طوري که اصلاً معلوم نبود چي نوشته! فقط کلمه قلب و يه کلمه که نصفش پيدا بود اونم به هزار مصيبت ميشد خوند... صاحب مغازه يه پيرمرد بود. نشسته بود رو يه صندلي و داشت با يه تيکه نخ محکم يه قلب رو وصله ميزد... واي چه قدر قلب اونجا بود!!! بزرگ ، کوچيک ، متوسط... يه سريشون تو شيشه الکل و يه سري هم خشک کرده بود زده بود به ديوار... خودمو صاف و صوف کردم و يواش گفتم: - سلام. ببخشيد يه دل آوردم واسه فروش... - چند بار شکسته؟ - مگه مهمه!؟ - خب معلومه هر چي کمتر شکسته باشه بهتر. - نميدونم! فکر کنم يه بار...شايدم فقط سوخته، نميدونم...ولي بدجور داغونه. - دل خودته يا پيداش کردي؟ از کسي خريدي؟ - نه مال خودمه! - بده اون دلتو ببينم چند مي ارزه... اونو ورانداز ميکنه و زير لب يه چيزايي زمزمه ميکنه: - اين ترکاش درست ميشه ولي اين سوختگيه خيلي بزرگه... - چند ميخريش؟ - قيمتي نداره. - وااااااااااااااا! خب من اگه بخوام يکي ازت بخرم چند ميدي؟ - بستگي داره. - به چي؟ - کدومش رو بخواي. - مثلاً اون قرمز خوشگله. - فروشي نيست. - چرا؟ - عتيقه ست. - مال کي بوده؟ - مجنون. - خب اون طلائيه. - فروشي نيست. - آخه چرا مگه مال کيه؟ - زيرش که نوشته سواد نداري؟ - خب اون چي؟ - اون اصلاً فروشي نيست. - مال کيه؟ - مال خودمه. - اي بابا هر کدومو من ميخوام که فروشي نيست. حالا مال منو چند ميخري؟ - يه کلام پنج هزار تومن. چشام از کاسه زد بيرون: - آخه چرا؟ - قلبت خيلي وصله داره، يه جاش هم اصلاً درست نميشه، آدم معروفي هم که نيستي. - خب نيستم ولي عاشق که هستم. پوزخندي زد و گفت: - عاشق؟! يه عاشق زنده!!! اصلاً با عقل جور در مياد؟؟؟ اين قلبايي که ميبيني همه مال عاشقهاييه که از عشق مُردن، پس تو چرا هنوز زنده اي؟ - خب نه يه عاشق معمولي...اسمش عشق نيست يه چيز خاصيه...از عشق بالاتر...يه جور مديونيه... با مسخره نگاهي کرد و گفت: - پس عاشقم نبودي، پس چرا دلت اينقد داغونه؟ چرا دروغ ميگي، يهو بگو دزديديش ديگه...نه بابا جون قلبت به دردم نميخوره. دلم رو ازش پس گرفتم و برگشتم... سر خاکت که رسيدم بغضم ترکيد. سر گذاشتم رو سنگ قبرت و مثل ابر بهار باريدم... لا به لاي هق هق بُريده بُريده سر درددلم باز شد: - به دل من ميگه به درد نميخوره؟ به دل کوچولوي من که از دوري تو يه ذره شده؟ کجا بود اون روزا که تو بودي دل بزرگمو ببينه تا بفهمه دلم به تمومه دلاي تو مغازه اش مي ارزه...همين دل داغون من سره به تمومه اون دلا...آخه اين دل مديون توئه...آره مديون ، نه عاشق ، نه مجنون ، نه هر چيز ديگه...دل عاشق يه روز عاشقي از سرش ميپره ، دل مجنون يه روز عاقل ميشه ولي دل مديون...آخه من چطوري ميتونم دينمو بهت ادا کنم؟؟؟ هــــــــــــان چطوري؟؟؟ قلبمو چنگ ميزنم احساس ميکنم تموم دنيا تو دستمه. ته دلم خالي ميشه از اينکه داشتم از دستش ميدادم... تو نيستي ولي همين دل سوخته شکسته گرفته داغون فقط به خاطر اداي دينت داره تو سينه ام ميزنه... |
|
+ نوشته شده در روز
یکشنبه شانزدهم تیر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
سالروز شهادت امام هادی (ع) را خدمت تمامی عزیزان تسلیت عرض مینمایم
داود صرمي گويد : آقايم (امام هادي "ع") مطالبي ضروري را به من فرمود ، سپس مرا گفت بگو ببينم آنها را چگونه مي گويي ، ولي من آنگونه كه فرموده بود بخاطر نداشتم ، پس آنحضرت (ع) قلم به مركب دان فرو برد و نوشت :" بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد ، وهر كاري بدست خدا است "، من (با ديدن اين صحنه) خنديدم ، فرمود : تو را چه شد ؟ گفتم : خير است ، فرمود : بمن بگو ، گفتم : قربانت گردم بياد حديثي افتادم كه يكي از اصحاب از جد شما حضرت رضا (ع) برايم نقل كرده بود ، كه آنحضرت هر گاه دستور به كاري مي داد مي نوشت : "بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد " ، بدين خاطر لبخند زدم ، آنگاه امام هادي (ع) بمن فرمود : اي داود اگر بگويم ترك كننده "بسم الله الرحمان الرحيم " همچون تارك نماز است در گفته ام صادق و راستگويم !. |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه پانزدهم تیر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ساغر زده ام ز جام باقر بشكفته لبم به نام باقر
چشم همه روشن از جمالش آمد به جهان امام باقر
با پوزش از مقام تو، يا باقرالعلوم آرم سخن بنام تو، يا باقرالعلوم گفتا نبى سلام تو، يا باقرالعلوم وين بس به احترام تو، يا باقرالعلوم اى نام محمد و خوى تو احمدى ايثار درگهت صلوات محمدى اى روشن از جمال تو افلاك، چون زمين حاكم به ممكناتى و عالم به عالمين مشمول رحمت تو همان باشد و همين تو پنجمين امامى و، معصوم هفتمين سيماى تو كه مطلع الانوار سرمدى است آئينه و جمال محمدى است اى سر نهاده خلق به طرق ارادتت لطف و كرم سجيت و، جود است عادتت بهر فلك پديده نور سيادتت ماه رجب طليعه روز ولادتت ماهى كه باب لطف خدا، باز مى شود با سالروز جشن تو، آغاز مى شود
به مناسبت دومین سالگرد عروج ملکوتی تجلی شور و شعور و ذاکر آستان آل الله سید محمد جواد ذاکر طباطبایی:
سخنران : حاج داوود فقیهی مداح : ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان پناهی زمان : دوشنبه ۱۷/۴/۸۷ از ساعت ۲۱ الی ۳۰/۲۳ مکان : تهران - خیابان شادمان - بعد از خیابان مستعانیه نرسیده به خیابان آزادی - نبش کوچه گل جام - هیئت سائلین بین الحرمین |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
وعده وبلاگ سید:
به رسم وبلاگ سید... سالگرد شمسی سيد ... سر خاک سيد ... با بچه هاي وبلاگ سيد ... (قم-روبروی حرم حضرت معصومه و پل آهنچی-انتهای قبرستون نو)
16 - 4 - 1387 برابر با سالروز... سيد
17 - 4 - 1387 برابر با سالروز بدرقه سيد (انشالله در این روز مانند سالگرد قمری سید حدود ساعت ۱۷ بعد از ظهر سر خاک سید مراسمی با حضور مادحین و شما عزیزان خواهیم داشت)
به نشونۀ پارچه سبزهاي هميشگي
(عزیزانی که قصد دارند در روزهای فوق سر خاک حضور یابند در قسمت نظرات این پُست پیغامی در اینباره بذارند انشالله در روزهای مورد نظر براشون یه چیز مخصوص خواهم داشت)
وبلاگ سيد تقديم مي نمايد:
سي دي مراسم سالگرد قمري سيد سر خاک
به تاريخ : 28-3-1387
با مداحي : داوود طالبي، حسين عيني فرد مهدي اکبري، شهاب الدين عبدالهي
به ياري : همدم عزيز
|
|
+ نوشته شده در روز
جمعه هفتم تیر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صداى ياحسين(ع) سرشك بر ديدگانش جارى میساخت. و با آنكه درمصايب شكيبا بود و حتى براى شهادت فرزند ارشدش حاج آقا مصطفىاشك نمیريخت، در محافل ذكر اهلبيتعليهم السلام چون عبارت«السلام عليك يا اباعبدالله» را میشنيد قطرات اشك از ديدگانش فرو میچكيد. در ماجراى ارتحال فرزندش، هركس وارد خانه امام درنجف میگرديد بى اختيار اشك میريخت، اما او چون كوهى استوار بود و به هيچ وجه آثار شكست، اندوه و تاءلم در سيمايش هويدا نشد. يكى از ذاكران حسينى گفت: اين حالت امام خطرناك است. بايد كارى كرد تا ايشان نيز بگريد. نبايد اجازه دهيم بغض امام در درونش منفجر شود. پس به مناسبت، روضه حضرت علىاكبر(ع) را خواند. امام سر برزمين نهاد و گريست. يكى از يارانش درباره مجالس روضهخوانى وىچنين میگويد: آن زمانى كه امام در ايران به سر میبرد، سه روزفاطميه (اول، دوم و سوم جمادى الثانى) روضه داشت. در نجف كه بود، سه شب احيا را هم اضافه كرد. روضهخوان كه روضه میخواند، امام همين طور دستمال دستش بود و گريه میكرد. گاهى هم در كربلا در دستههاى سينهزنى و عزادارى شركت میكرد و يا در نجف سوگواران حسينى خدمتش مىآمدند و امام هم به آنان اظهار لطف و محبت میكرد. يكى از نويسندگان معاصر مینويسد: «بارها مشاهده میكردم كه درمسجد بالاى سر حضرت معصومه(س) يا در خانه برخى از علما، امامهمچنان آرام و ساكت نشسته بودند و به سخنان واعظ يا خطيب گوش میدادند; ولى همين كه لحظه ذكر مصيبت فرا میرسيد، دستمال ازجيب بيرون آورده و بىاختيار گريسته و گوهر اشك را از ديدگان مبارك جارى مینمودند. در زمانى كه امام در فرانسه به سر میبردند، چون ماه محرم فرا رسيد، در روز تاسوعا امام از يكى از همراهان خواست روضهبخواند. او عرض كرد: آمادگى ندارم و حال و هواى پاريس به هيچ وجه مناسب روضه خوانى نيست. امام تاكيد فرمود: فرقى نمیكند بايد به همان صورت مجالس معمولى ايران، روضه بخوانى. وى ظهر تاسوعا در جمع خبرنگاران ايرانى و خارجى شروع به روضه خواندن كرد. ناگهان مشاهده شد امام سخت مشغول گريه است. براى كسانى كه از كشورهاى اروپايى آمده بودند، شگفتآور بود كه مردى; پس از سالهاى متمادى مبارزه در برابر استبداد واستكبار، روز تاسوعا بنشيند و بگريد; اما امام به اين تفاسير وقعى نمینهاد و لازم میديد آداب و رسوم محرم و ايام سوگوارى در آنجا هم اجرا شود. امام چنان دلباخته و مشتاق اهلبيت و سيدالشهداء(ع) بود كه هروقت روضهخوان يا مداح اهل بيتعليهم السلام را میديد، تمام قد بلند میشد; و نيز چون يكى از اين افراد میخواست از نزدش برود،او را بدرقه میكرد. يك بار امام را در جماران ديدند كه به جاى صندلى بر زمين نشسته است; آن هم روز عاشورا و به احترام عزادارى امام حسين(ع) بود. امام خمينى(ره) با درسهاى عملىاش به سوگواریها مفهومى ديگربخشيد. وقتى گروهى از شبه روشنفكران به عزادارى و سينه زنىتاختند، شديدا به ترويج سنت ديرينه عزادارى پرداخت; از نهضت حسينى و سوگوارى براى آن حضرت دفاع كرد و فرمود: «سيدالشهداء را اين گريهها حفظ كرده است... هر مكتبى تا پايش سينه زنى نباشد ... گريه كن نباشد، حفظ نمیشود.» |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه چهارم تیر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
به مناسبت سالگرد قمری سید به مناسبت شهادت حضرت ام البنین (س) به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) وبلاگ سید تقدیم میکند:
شهادت حضرت ام البنين سال 82 ديوانگان حسين کاشان با مداحی سید محمد جواد ذاکر طباطبایی و عليرضا شريف *** دو سی دی سينه زني هيئت شيفتگان رقيه قم با مداحی سید محمد جواد ذاکر طباطبایی *** سالگرد قمری سید در مسجد حضرت خدیجه قم با سخنرانی آیت الله سید محمد سجادیبا مداحی حمیدرضا علیمی با نوایی از سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
سر مي ذارم رو پنجره فولاد آروم مي گم خبر ببر اي باد يه روز براي حضرت زهرا شيعه مي سازه پنجره فولاد نمیدونم چرا امشب دقیقاً بعد از غروب آفتاب دلم گرفت!!! خدایا امشب ، شب ولادت بزرگ بانوی زندگیمه چرا باید دل کوچیک من اینجوری غصه دار باشه!؟ شاید هنوز غم شهادت خانم رو دلمه ، شایدم هنوز تو حال و هوای سالگرد سیدم ، شایدم برا اوناییه که نیستن تو این روزای عاشقی...
من بلد نیستم به رسم وبلاگ سید تبریک بگم اونم با این حالم شاید خراب بکنم بدتر... فقط یه کلوم میگم: تبریک به فاطمیون... از فاطمه اکتفا به نامش نکنید نشناخته توصیف مقامش نکنید هر کسی که در او محبت زهرا نیست علامه اگر هست سلامش نکنید |
|
+ نوشته شده در روز
دوشنبه سوم تیر 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
ولادت: 1318 هجري قمري محل ولادت: قزوين وفات: حدود 1386 هجري قمري محل دفن: مشهد اساتيد: حضرات ميرزا مهدي غروي اصفهاني، آقا ضياءالدين عراقي، شيخ عبدالکريم حائري و... استاد عرفان: سيد موسي زد آبادي قزويني شاگردان: محمدرضا حکيمي، ميرزا علي اکبر دامغاني و... تاليفات: بيان الفرقان (در 5 جلد)، رساله اي در معرفت نفس و... او پس از بازگشت از عتبات به محضر آيت الله سيد موسي زر آبادي که شوهر خواهر او بود، رسيد و در راه کسب علم باطن افتاد. ايشان بهره مندي کامل از شعب مختلف علوم معقول و منقول و اسرار علوم محتجبه و کمال پذيري با عبادات و رياضات شرعي در شمار بزرگان علم باطن در آمد. وي از ستون هاي مکتب تفکيک محسوب ميشد. |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه سی ام خرداد 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
چقدر دلم سوخت از جای خالی ِ...
گوهر طبعم صدف شکن شده وقت استقلال روح از تن شده
زائرين خاک سيد از ساعات اوليه صبح تا غروب آفتاب مدام در رفت و آمد به قبرستان بودند به صورتي که صبحها پشت درب هاي بسته منتظر ميماندند تا درب قبرستان باز شود و شبها به زور مسئول قبرستان که از بلندگو فرياد ميزد: "افرادي که سر خاک سيد ذاکر وايسادن قبرستون رو ترک کنند" و خودش تا سر خاک ميامد سراغشان از آنجا خارج ميشدند... ...تو رفتي ولي داغ تو رفتني نيست...
... در وبلاگ همدم عزیز نیز تعدادی عکس از مراسم هست اگر باز هم چیز خاصی درباره سالگرد خواستین بهم بگید |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
به روضه خوان فقیر از زبان من گویید
که پاکت از خود زهرا چرا نمی گیرد |
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|