تبليغاتX
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
استفاده از مطالب این وبلاگ ممنوع می باشد و حق استفاده مطالب متعلق به نویسنده وبلاگ می باشد.

به مناسبت سالگرد شمسی سید

 

وبلاگ سید تقدیم میکند:

 

وبلاگ کنفرانسهای سید با آدرس

http://www.seyedzaker-konferans.blogfa.com/

با موضوعات ذیل به روز شد...

 

امام جواد الائمه (ع) ،

نماز (احاديث نماز - تارک نماز - سبک شمردن نماز - معاني حرکات

نماز - آيات قرآن درباره نماز - نماز در اديان مختلف - جدا خواندن

نمازها - ايرادات نماز به زبان مادري - نماز در مسجد - مکانهاي

مکروه و مستحب نماز - نماز) ،

امام باقرالعلوم (ع) ،

عيد قربان ،

عيد غدير ،

شلمچه ،

شيعه (دکتر تيجاني - شاخه هاي شيعه) ،

حجاب (تاريخچه حجاب - حدود حجاب - بررسي آيه 31 سوره نور و

59 سوره احزاب - ايرادات و دلايلي که مخالفين براي حجاب مطرح

کردن و رد آنها ) ،

حضرت زينب کبري (س) ( زندگينامه - کنيه ها - القاب - صفات - تولد

- کودکي - ازدواج - علم - روايات - واقعه کربلا) ،

فاطميه (ماجراي سقيفه بني ساعده - ماجراي فدک - شهادت خانم) ،

قاتلين خانم فاطمه زهرا ،

ولادت خانم فاطمه زهرا (س) و به درک واصل شدن ابوبکر


سالگرد شمسی سید به روایت تصویر و قلم...

 

ذاکر پُر شور و دیوانه کجاست

در مدینه ، کاظمین یا کربلاست

از شراب عشق حق مدهوش شد

آن صدای دلنشین خاموش شد

آن که هر دم میشنید زخم زبان

جا گرفته در دل صاحب زمان

من نمیدانم چه گویم بعد از این

ذاکر ارباب بود و دل غمین

مثل مرغی در قفس پَر بسته بود

از حیاتش دل بُرید و خسته بود

کافری گفت که او کافر بُوَد

هر چه بود او پسر حیدربُوَد

رشته عمر کَمش بُگسستی

حرمت فاطمه را بشکستی

بر لب ما این نوای منجلی ست

گردنت در دست عباس علی ست

از زمانه خسته و بی تاب شد

مثل زهرا مادر خود آب شد

مرغ جانش سوی زینب میپرید

مثل زینب ناسزاها میشنید

چون دمادم خون دلها میخورد

مادرش زهرا رسید او را بُرد

آتش غم بر دل تنگش زدند

با ملامت طعنه ها ، سنگش زدند

هر که میگفت که او مُرتد بود

از در خانه حیدر رد بود

آنکه در حقش جفا بسیار کرد

پیروی از دشمن ابرار کرد

آن مریض عشق آخر خوب شد

بر دل اهل زمان محبوب شد

کور شد آن چشم ناپاک حسود

سید جود ما دل از زهرا رُبود

دید از اهل زمانه او جفا

همچو باب خویش علی المرتضی

آن که یک جا دوستان را ترک کرد

غربت جدش علی را درک کرد

خوش به حالت راحت از دنیا شدی

روضه خوان حضرت زهرا شدی

بر زمانه روشن این مطلب شده

بانی روضه تو زینب شده

با رسول ترک همپایه شدی

آمدی اینجا تو همسایه شدی

تا مزارش در بَرِ او کنده شد

فاش میگویم رسولم زنده شد

همه چیز سر خاک برام یادآور بیست و هشتم خرداد و مراسم سالگرد قمری سر خاک بود البته تغییراتی داشت که از جهاتی مراسم رو دلنشین تر کرده بود و از جهاتی...

مجلس کمی دیرتر از سالگرد قمری سید شروع شد یعنی حدود ساعت 19...

فرشها سر خاک سید پهن شد و بلندگوها نصب شد و بساط پذیرایی برپا شد...

بعضی از چشم آشنایان اون روز جاشون رو به عزیزان دیگری داده بودن: میرحسین ذاکری، سید علی مومنی، داوود طالبی، یوسف سجادی، سید شهاب الدین عبدالهی، حسین فخار، بچه های هیئت لواءالزینب قم...

مجلس با خواندن زیارت عاشورا و مداحی یوسف سجادی شروع شد و با شعر فوق العاده ای از سید علی مومنی و مداحی پُر شور داوود طالبی و سید شهاب الدین عبدالهی ادامه یافت...

نزدیک اذان بود که مجلس با دعای داوود طالبی پایان گرفت و بانگ موذن از حرم حضرت معصومه (س) بیانگر این بود که دومین سالروز رفتنش رو نیز کنار خاکش به سوگ نشستیم و خاک ذره ای از داغ دلمون رو سردمون نکرد...

+ نوشته شده در روز  دوشنبه هفدهم تیر 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

17 - 4 - 1387 برابر با سالروز بدرقه سيد

 

حدود ساعت ۱۷ بعد از ظهر سر خاک سید مراسمی

با حضور مادحین و شما عزیزان خواهیم داشت

 

(قم-روبروی حرم حضرت معصومه و پل آهنچی-انتهای قبرستون نو)


چه دلگیر بود...

بر خلاف برنامه ریزی که کرده بودم، وقتی امروز سر خاک رفتم،

 نتونستم اونطور که باید و شاید سر خاک بمونم...

من بودم و خاک و احساس دو سال پیش...

وقتی ساعات اولیه صبح از اومدن مداح بین الحرمین کربلایی نریمان پناهی سر خاک مطلع شدم به یاد دو سال پیش افتادم و نریمان و غسالخونه و همین ساعات...

بعد از ظهر اومدن مهدی یعقوبی سر خاک منو برد به دوسال پیش و سر ظهر و یعقوبی و بدن بی جون سید روی دستاش وقتی سید رو هدایت میکرد به خونه جدیدش... و بعد صحنه ای جلو چشمم اومد که تدفین تموم شد بود  و مهدی رو دیدم که از سر تا پاش گِل بود...

یه جمله برا یه لحظه هم از ذهنم پاک نشد امروز: چشمهایی که دروغ نمیگن...


دلي که داغون بشه خوب نميشه   

دلي که آتيش بگيره ديگه آروم نميشه

دلم سوخته بود از رفتنت...حسابي داغون شده بود...ديگه خوب نميشد...

يکي بهم گفت: يه جا سراغ داره که اينجور دل رو خوب ميخره. آدرس اونجا رو به زحمت پيدا کردم تو يکي از کوچه هاي تنگ و تاريک. تابلو مغازه خيلي قديمي بود طوري که اصلاً معلوم نبود چي نوشته! فقط کلمه قلب و يه کلمه که نصفش پيدا بود اونم به هزار مصيبت ميشد خوند...

صاحب مغازه يه پيرمرد بود. نشسته بود رو يه صندلي و داشت با يه تيکه نخ محکم يه قلب رو وصله ميزد...

واي چه قدر قلب اونجا بود!!! بزرگ ، کوچيک ، متوسط... يه سريشون تو شيشه الکل و يه سري هم خشک کرده بود زده بود به ديوار...

خودمو صاف و صوف کردم و يواش گفتم:

- سلام. ببخشيد يه دل آوردم واسه فروش...

- چند بار شکسته؟

- مگه مهمه!؟

- خب معلومه هر چي کمتر شکسته باشه بهتر.

- نميدونم! فکر کنم يه بار...شايدم فقط سوخته، نميدونم...ولي بدجور داغونه.

- دل خودته يا پيداش کردي؟ از کسي خريدي؟

- نه مال خودمه!

- بده اون دلتو ببينم چند مي ارزه...

اونو ورانداز ميکنه و زير لب يه چيزايي زمزمه ميکنه:

- اين ترکاش درست ميشه ولي اين سوختگيه خيلي بزرگه...

- چند ميخريش؟

- قيمتي نداره.

- وااااااااااااااا! خب من اگه بخوام يکي ازت بخرم چند ميدي؟

- بستگي داره.

- به چي؟

- کدومش رو بخواي.

- مثلاً اون قرمز خوشگله.

- فروشي نيست.

- چرا؟

- عتيقه ست.

-  مال کي بوده؟

- مجنون.

- خب اون طلائيه.

- فروشي نيست.

- آخه چرا مگه مال کيه؟

- زيرش که نوشته سواد نداري؟

- خب اون چي؟

- اون اصلاً فروشي نيست.

- مال کيه؟

- مال خودمه.

- اي بابا هر کدومو من ميخوام که فروشي نيست. حالا مال منو چند ميخري؟

- يه کلام پنج هزار تومن.

چشام از کاسه زد بيرون:

- آخه چرا؟

- قلبت خيلي وصله داره، يه جاش هم اصلاً درست نميشه، آدم معروفي هم که نيستي.

- خب نيستم ولي عاشق که هستم.

پوزخندي زد و گفت:

- عاشق؟! يه عاشق زنده!!! اصلاً با عقل جور در مياد؟؟؟ اين قلبايي که ميبيني همه مال عاشقهاييه که از عشق مُردن، پس تو چرا هنوز زنده اي؟

- خب نه يه عاشق معمولي...اسمش عشق نيست يه چيز خاصيه...از عشق بالاتر...يه جور مديونيه...

با مسخره نگاهي کرد و گفت:

- پس عاشقم نبودي، پس چرا دلت اينقد داغونه؟ چرا دروغ ميگي، يهو بگو دزديديش ديگه...نه بابا جون قلبت به دردم نميخوره.

دلم رو ازش پس گرفتم و برگشتم...

سر خاکت که رسيدم بغضم ترکيد. سر گذاشتم رو سنگ قبرت و مثل ابر بهار باريدم...

لا به لاي هق هق بُريده بُريده سر درددلم باز شد:

- به دل من ميگه به درد نميخوره؟ به دل کوچولوي من که از دوري تو يه ذره شده؟ کجا بود اون روزا که تو بودي دل بزرگمو ببينه تا بفهمه دلم به تمومه دلاي تو مغازه اش مي ارزه...همين دل داغون من سره به تمومه اون دلا...آخه اين دل مديون توئه...آره مديون ، نه عاشق ، نه مجنون ، نه هر چيز ديگه...دل عاشق يه روز عاشقي از سرش ميپره ، دل مجنون يه روز عاقل ميشه ولي دل مديون...آخه من چطوري ميتونم دينمو بهت ادا کنم؟؟؟ هــــــــــــان چطوري؟؟؟

قلبمو چنگ ميزنم احساس ميکنم تموم دنيا تو دستمه. ته دلم خالي ميشه از اينکه داشتم از دستش ميدادم...

تو نيستي ولي همين دل سوخته شکسته گرفته داغون فقط به خاطر اداي دينت داره تو سينه ام ميزنه... 

+ نوشته شده در روز  یکشنبه شانزدهم تیر 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

سالروز شهادت امام هادی (ع)

را خدمت تمامی عزیزان تسلیت عرض مینمایم

 

داود صرمي  گويد : آقايم (امام هادي "ع") مطالبي ضروري را به من فرمود ، سپس مرا گفت بگو ببينم آنها را چگونه مي گويي ، ولي من آنگونه كه فرموده بود بخاطر نداشتم ، پس آنحضرت (ع) قلم به مركب دان فرو برد و نوشت :" بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد ، وهر كاري بدست خدا است "، من (با ديدن اين صحنه) خنديدم ، فرمود : تو را چه شد ؟ گفتم : خير است ، فرمود : بمن بگو ، گفتم : قربانت گردم بياد حديثي افتادم كه يكي از اصحاب از جد شما حضرت رضا (ع) برايم نقل كرده بود ، كه آنحضرت هر گاه دستور به كاري مي داد مي نوشت : "بسم الله الرحمن الرحيم ، بخواست خدا آنرا بخاطر خواهم آورد " ، بدين خاطر لبخند زدم ، آنگاه امام هادي (ع) بمن فرمود : اي داود اگر بگويم ترك كننده "بسم الله الرحمان الرحيم " همچون تارك نماز است در گفته ام صادق و راستگويم !.

+ نوشته شده در روز  شنبه پانزدهم تیر 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

       ساغر زده‏ ام ز جام باقر                   بشكفته لبم به نام باقر

       چشم همه روشن از جمالش              آمد به جهان امام باقر

با پوزش از مقام تو، يا باقرالعلوم

آرم سخن بنام تو، يا باقرالعلوم

گفتا نبى سلام تو، يا باقرالعلوم

وين بس به احترام تو، يا باقرالعلوم

اى نام محمد و خوى تو احمدى

ايثار درگهت صلوات محمدى

اى روشن از جمال تو افلاك، چون زمين

حاكم به ممكناتى و عالم به عالمين

مشمول رحمت تو همان باشد و همين

تو پنجمين امامى و، معصوم هفتمين

سيماى تو كه مطلع الانوار سرمدى است

آئينه و جمال محمدى است

اى سر نهاده خلق به طرق ارادتت

لطف و كرم سجيت و، جود است عادتت

بهر فلك پديده نور سيادتت

ماه رجب طليعه روز ولادتت

ماهى كه باب لطف خدا، باز مى ‏شود

با سالروز جشن تو، آغاز مى‏ شود


به مناسبت دومین سالگرد عروج ملکوتی

تجلی شور و شعور و ذاکر آستان آل الله

سید محمد جواد ذاکر طباطبایی:

 

سخنران : حاج داوود فقیهی

مداح : ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان پناهی

زمان : دوشنبه ۱۷/۴/۸۷ از ساعت ۲۱ الی ۳۰/۲۳

مکان : تهران - خیابان شادمان - بعد از خیابان مستعانیه

نرسیده به خیابان آزادی - نبش کوچه گل جام - هیئت سائلین بین الحرمین

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

     وعده وبلاگ سید:

 

به رسم وبلاگ سید...

سالگرد شمسی سيد ... سر خاک سيد ...

با بچه هاي وبلاگ سيد ...

(قم-روبروی حرم حضرت معصومه و پل آهنچی-انتهای قبرستون نو)

 

16 - 4 - 1387 برابر با سالروز... سيد

 

17 - 4 - 1387 برابر با سالروز بدرقه سيد

(انشالله در این روز مانند سالگرد قمری سید 

حدود ساعت ۱۷ بعد از ظهر سر خاک سید مراسمی

با حضور مادحین و شما عزیزان خواهیم داشت)

 

به نشونۀ پارچه سبزهاي هميشگي

 

(عزیزانی که قصد دارند در روزهای فوق سر خاک حضور یابند

در قسمت نظرات این پُست پیغامی در اینباره بذارند

انشالله در روزهای مورد نظر براشون یه چیز مخصوص خواهم داشت)

 

وبلاگ سيد تقديم مي نمايد:

 

سي دي مراسم سالگرد قمري سيد سر خاک

 

به تاريخ : 28-3-1387

 

        با مداحي : داوود طالبي، حسين عيني فرد

             مهدي اکبري، شهاب الدين عبدالهي

 

به ياري : همدم عزيز

 

+ نوشته شده در روز  جمعه هفتم تیر 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

صداى ياحسين(ع) سرشك بر ديدگانش جارى میساخت. و با آنكه درمصايب شكيبا بود و حتى براى شهادت فرزند ارشدش حاج آقا مصطفى‏اشك نمیريخت، در محافل ذكر اهل‏بيت‏عليهم السلام چون عبارت‏«السلام عليك يا اباعبدالله‏» را میشنيد قطرات اشك از ديدگانش‏ فرو میچكيد. در ماجراى ارتحال فرزندش، هركس وارد خانه امام درنجف میگرديد بى اختيار اشك میريخت، اما او چون كوهى استوار بود و به هيچ وجه آثار شكست، اندوه و تاءلم در سيمايش هويدا نشد. يكى از ذاكران حسينى گفت: اين حالت امام خطرناك است. بايد كارى كرد تا ايشان نيز بگريد. نبايد اجازه دهيم بغض امام ‏در درونش منفجر شود. پس به مناسبت، روضه حضرت على‏اكبر(ع) را خواند. امام سر برزمين نهاد و گريست. يكى از يارانش درباره مجالس روضه‏خوانى وى‏چنين میگويد: آن زمانى كه امام در ايران به سر میبرد، سه روزفاطميه (اول، دوم و سوم جمادى الثانى) روضه داشت. در نجف كه‏ بود، سه شب احيا را هم اضافه كرد. روضه‏خوان كه روضه میخواند، امام همين طور دستمال دستش بود و گريه میكرد. گاهى هم در كربلا در دسته‏هاى سينه‏زنى و عزادارى شركت میكرد و يا در نجف ‏سوگواران حسينى خدمتش مى‏آمدند و امام هم به آنان اظهار لطف و محبت میكرد.

يكى از نويسندگان معاصر مینويسد: «بارها مشاهده میكردم كه درمسجد بالاى سر حضرت معصومه(س) يا در خانه برخى از علما، امام‏همچنان آرام و ساكت نشسته بودند و به سخنان واعظ يا خطيب گوش ‏میدادند; ولى همين كه لحظه ذكر مصيبت فرا میرسيد، دستمال ازجيب بيرون آورده و بى‏اختيار گريسته و گوهر اشك را از ديدگان ‏مبارك جارى مینمودند.

در زمانى كه امام در فرانسه به سر میبردند، چون ماه محرم فرا رسيد، در روز تاسوعا امام از يكى از همراهان خواست روضه‏بخواند. او عرض كرد: آمادگى ندارم و حال و هواى پاريس به هيچ ‏وجه مناسب روضه‏ خوانى نيست. امام تاكيد فرمود: فرقى نمیكند بايد به همان صورت مجالس‏ معمولى ايران، روضه بخوانى. وى ظهر تاسوعا در جمع خبرنگاران‏ ايرانى و خارجى شروع به روضه ‏خواندن كرد. ناگهان مشاهده شد امام سخت مشغول گريه است. براى كسانى كه از كشورهاى اروپايى آمده بودند، شگفت‏آور بود كه‏ مردى; پس از سالهاى متمادى مبارزه در برابر استبداد واستكبار، روز تاسوعا بنشيند و بگريد; اما امام به اين تفاسير وقعى نمینهاد و لازم میديد آداب و رسوم محرم و ايام سوگوارى در آنجا هم اجرا شود.

امام چنان دلباخته و مشتاق اهل‏بيت و سيدالشهداء(ع) بود كه هروقت روضه‏خوان يا مداح اهل ‏بيت‏عليهم السلام را میديد، تمام قد بلند میشد; و نيز چون يكى از اين افراد میخواست از نزدش برود،او را بدرقه میكرد.

يك بار امام را در جماران ديدند كه به جاى صندلى بر زمين ‏نشسته است; آن هم روز عاشورا و به احترام عزادارى امام ‏حسين(ع) بود.

امام خمينى(ره) با درسهاى عملى‏اش به سوگواریها مفهومى ديگربخشيد. وقتى گروهى از شبه روشنفكران به عزادارى و سينه ‏زنى‏تاختند، شديدا به ترويج‏ سنت ديرينه عزادارى پرداخت; از نهضت‏ حسينى و سوگوارى براى آن حضرت دفاع كرد و فرمود: «سيدالشهداء را اين گريه‏ها حفظ كرده است... هر مكتبى تا پايش‏ سينه‏ زنى نباشد ... گريه كن نباشد، حفظ نمیشود.»

+ نوشته شده در روز  سه شنبه چهارم تیر 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

به مناسبت سالگرد قمری سید

به مناسبت شهادت حضرت ام البنین (س)

به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س)

وبلاگ سید تقدیم میکند:

 

شهادت حضرت ام البنين سال 82

ديوانگان حسين کاشان

با مداحی سید محمد جواد ذاکر طباطبایی و عليرضا شريف

***

دو سی دی سينه زني هيئت شيفتگان رقيه قم

با مداحی سید محمد جواد ذاکر طباطبایی

***

سالگرد قمری سید در مسجد حضرت خدیجه قم

با سخنرانی آیت الله سید محمد سجادی

با مداحی حمیدرضا علیمی

با نوایی از سید محمد جواد ذاکر طباطبایی


سر مي ذارم رو پنجره فولاد

                آروم مي گم خبر ببر اي باد

                                يه روز براي حضرت زهرا

                                                 شيعه مي سازه پنجره فولاد

نمیدونم چرا امشب دقیقاً بعد از غروب آفتاب دلم گرفت!!!

خدایا امشب ، شب ولادت بزرگ بانوی زندگیمه چرا باید دل کوچیک

من اینجوری غصه دار باشه!؟

شاید هنوز غم شهادت خانم رو دلمه ، شایدم هنوز تو حال و هوای

سالگرد سیدم ، شایدم برا اوناییه که نیستن تو این روزای عاشقی...

من بلد نیستم به رسم وبلاگ سید تبریک بگم اونم با این حالم شاید

خراب بکنم بدتر...

فقط یه کلوم میگم: تبریک به فاطمیون...

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید       

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کسی که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید

+ نوشته شده در روز  دوشنبه سوم تیر 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

ولادت: 1318 هجري قمري

محل ولادت: قزوين

وفات: حدود 1386 هجري قمري

محل دفن: مشهد

اساتيد: حضرات ميرزا مهدي غروي اصفهاني، آقا ضياءالدين عراقي، شيخ عبدالکريم حائري و...

استاد عرفان: سيد موسي زد آبادي قزويني

شاگردان: محمدرضا حکيمي، ميرزا علي اکبر دامغاني و...

تاليفات: بيان الفرقان (در 5 جلد)، رساله اي در معرفت نفس و...

او پس از بازگشت از عتبات به محضر آيت الله سيد موسي زر آبادي که شوهر خواهر او بود، رسيد و در راه کسب علم باطن افتاد. ايشان بهره مندي کامل از شعب مختلف علوم معقول و منقول و اسرار علوم محتجبه و کمال پذيري با عبادات و رياضات شرعي در شمار بزرگان علم باطن در آمد. وي از ستون هاي مکتب تفکيک محسوب ميشد.
از 1347 هجري قمري به تدريس و تربيت طلاب و فاضلان در حوزه علميه مشهد پرداخت و قريب چهل سال بدين مهم اشتغال داشت. روش تدريس ايشان در حکمت و فلسفه نشان دهنده راه تفکر اجتهادي در مقام تعقل بود. او نقد فلسفي را به اوج خود رسانيد.
يکي از شاگردان ايشان نقل ميکند: ((ايشان بسيار کم خواب و خوراک بود و شب هاي ماه رمضان را از غروب تا طلوع آفتاب نميخوابيد و بر بيداري بين الطلوعين اصرار داشت.))
کرامات بسياري از ايشان نقل شده است که حکايت از قدرت روحي وي دارد. از خود ايشان نقل است که ميفرمود: ((در زمان رضا شاه از صحن مطهر امام رضا (ع) عبور ميکردم، ديدم پيرمردي نشسته قرآن ميخواند. مردي از متجددين بي محتواي آن روز، با کفش زير دست اين پيرمرد زد به طوري که قرآن کريم روي زمين افتاد. و خطاب به پيرمرد گفت: "اين کتاب به چه درد تو ميخورد که نشسته اي و آن را ميخواني؟ از اين کتاب چه کاري بر مي آيد؟" من از ديدن اين منظره و توهين بزرگ به قرآن کريم چنان عصباني شدم که فوري جلو رفتم و گفتم: "چرا اين کار را کردي؟ الان به تو ميفهمانم که از اين کتاب چقدر کار ساخته است." اين را گفتم و آيه اي را از دلم خطور دادم، هنوز نخوانده بودم که مردک دستش را به دلش گرفت و گفت: "واي الان ميميرم، دستم به دامنت، نجاتم بده!" اشاره اي کردم، دردش رفع شد و فوري از آنجا رفت.))

+ نوشته شده در روز  پنجشنبه سی ام خرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 

چقدر دلم سوخت از جای خالی ِ...


آنچه در سالگرد قمري سيد گذشت به روايت تصویر...

گوهر طبعم صدف شکن شده                   وقت استقلال روح از تن شده
عقل امشب گشته مقلوب جنون                ميخورد بر ساحل دل موج خون
زاهدان با طعنه انگم ميزنند                    عاقلان با کفر سنگم ميزنند
اهل دين گويند کافر گشته ام                    پيرو آئين ديگر گشته ام
اهل حقيها ميخوان دورم کنند                   در صدد هستند منفورم کنند
نزد واعظ ز حرف حق معلول                   توبه ام هرگز نميگردد قبول
من بَري از عاقل و فرزانه ام                   در پي زنجيرم و ديوانه ام
من غريب اين ديارم راز گو                     طالب منصوريانم تاب گو
جرم من اين است که از مِي دم زنم           آتش از بيراه بر عالم زنم
اين جماعت همه شوريده حال                  يک نفر حتي نپرسيد اين سوال
از چه دائم هر خطر ميخانه است؟            دست تو بر گردن پيمانه است؟
بس که مجذوب مِي و ساغر شدي            قبله را گم کردي کافر شدي
تا بگويم مُدعي خاموش باش                  طعنه کمتر زن سراپا گوش باش
مذهبم اين است و هيچم باک نيست          آخر اين مِي از خمير پاک نيست
آن شرابي که از آن گويم سخن                روح را در مُرده مي آرد به تن
ساقي من زاده خون خداست                    طفل اما پير شيخ الانبياء ست
رايتش تا در دلم انباشتند                        پرده از چشمان من برداشتند
پير من دلداده آل عباست                        اصغر است اين پير، شاه کربلاست
جهان مست از مِي گلفام زهراست           علي خود جرعه نوش جام زهراست


آنچه در سالگرد قمري سيد گذشت به روايت قلم...

زائرين خاک سيد از ساعات اوليه صبح تا غروب آفتاب مدام در رفت و آمد به قبرستان بودند به صورتي که صبحها پشت درب هاي بسته منتظر ميماندند تا درب قبرستان باز شود و شبها به زور مسئول قبرستان که از بلندگو فرياد ميزد: "افرادي که سر خاک سيد ذاکر وايسادن قبرستون رو ترک کنند" و خودش تا سر خاک ميامد سراغشان از آنجا خارج ميشدند...
هر چه به سمت عصر ميرفت نسبتاً ازدحام بيشتر ميشد...
روز دوشنبه بيست و هفتم به غير از زائرين خاک سيد که از سراسر کشور به آنجا آمده بودند افرادي چشم آشناتر نيز به جمع اضافه شدند و بعد از خواندن فاتحه ساعتي را کنار خاک سيد گذراندند. از جمله اين عزيزان: سيد احمد دارستاني، حسين عيني فرد، جعفر باقري، سيد شهاب الدين عبدالهي، یوسف سجادی، بچه هاي هيئت لواءالزينب قم و حيدريون زنجان...
بعد از اذان مغرب طبق برنامه در مسجد حضرت خديجه (س) مراسم با حضور جمعيتي بيش از ظرفيت آنجا برگزار شد و بعد از پذيرايي و قرائت حديث کساء حدود ساعت 22 آيت الله سيد محمد سجادي سخنراني را آغاز کرد و ساعت 23 مجلس با روضه خواني بسيار زيباي حميدرضا عليمي و با مداحي باشکوه حسين عيني فرد ادامه پيدا کرد. سينه زني در زنانه و مردانه چنان با شور و حال بود که انگار آن شب، يلدايي ست بي پايان. هنگامي که صداي سيد با نواي يا حسين غريب مادر در فضا طنين انداز شد فقط زجه و شيون و لطم بود و ديگر هيچ... دعاي آخر نيز به عهده حميدرضا عليمي بود و تمام...
روز سه شنبه بيست و هشتم مانند روز قبل بود با همان رفت و آمدها و ازدحام. با اين تفاوت که همه خود را آماده مراسمي در کنار سيد ميکردند. حدود ساعت 18 فرشها اطراف خاک سيد پهن شد، بلندگوها نصب گرديد و پذيرايي رنگ و بوي مجلسي به خود گرفت. چشم آشنايان با روز قبل کمي فرق کرده بودن: سيد باقر امامي، مهدي اکبري، حسين عيني فرد، جعفر باقري، سيد شهاب الدين عبدالهي، داوود طالبي، داوود لشگري، مهدي يعقوبي، بچه هاي هيئت لواءالزينب قم و حيدريون زنجان...
خارج از برنامه داوود لشگري با خواندن زيارت عاشورا و روضه عاشورا دلها را آماده مراسم اين ذاکر عاشورايي کرد. بعد از آن مجلس به ترتيب اجرا با مداحي داوود طالبي، حسين عيني فرد، مهدي اکبري، سيد شهاب الدين عبدالهي رسمي شد. جعفر باقري نيز کنار ديگر مادحين خاموش نشسته بود و مراسم با دعاي مهدي اکبري پايان يافت...
در ضمن مديران وبلاگهاي   ديوانگان حسين (YARANE_TO) ، مداح مظلوم (SEID_JAVAD_ZAKER) ، ذاکر عشق آسماني (ZAKER_ESHGH) ، وبلاگ اختصاصي حسين عيني فرد (DOSTDARESEYED) ، لواءالزینب (LAVAOZEYNAB)   تنها وبلاگ نويسان حاضر در مراسمات بودن...
همه چيز خوب بود به غير از موضوعي که ما را آنجا جمع کرده بود و جاي خالي که پُر نميشد حتي با حضور آن همه زائر و چشم آشنا...

...تو رفتي ولي داغ تو رفتني نيست...


...

در وبلاگ همدم عزیز نیز تعدادی عکس از مراسم هست

اگر باز هم چیز خاصی درباره سالگرد خواستین بهم بگید

+ نوشته شده در روز  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387   به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک مدیریت
آرشیو
با مدیریت:
...
با اجرای:
آخرین یادگار
با همکاری:
بچه های وبلاگ و کنفرانس سید
وبلاگ سید معرفی می کند:
به روضه خوان فقیر از زبان من گویید
که پاکت از خود زهرا چرا نمی گیرد

وبلاگ سید تقدیم می کند:
دانلود مداحی های سید
کنفرانسهای سید
مجموعه تصاویر سید
لیست سی دی های سید
تصاویر سفر به عتبات
نوشته های دفتر دلم
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
عزیزانم
اولین آشنا
آقا حسین عزیز
آقا سامان عزیز
مهاجر عاشق
مدیون سید
مجنون ذاکر
میکده عشق
شرمنده سید
مدعی محبت
دختر خوبم
لواء الزینب
میقات
زائر بقیع
اسوه
مجنون
یادگار یک شهید
یکی از عشاق
شهدا شرمنده ایم...
ذاکربین الحرمین
مهدی مختاری
همدم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان