![]() |
![]() |
|
| هرگونه الگوبرداری و استفاده از محتویات وبلاگ سید بدون اطلاع و ذکر منبع اشکال شرعی دارد... |
|
اعلام مراسم سومين سالگرد شمسی سيد از طرف خانواده محترم طباطبايي پنجشنبه ۱۸-۴-۸۸ حدود ساعت ۱۸ بعد از ظهر سر خاک سيد (قم- خیابان اراک- روبروي پل آهنچی- انتهاي قبرستان نو) بعد از نماز مغرب وعشاء مسجد حضرت خديجه(س) (قم- خیابان سمیه- میدان معلم- روبروي امامزاده احمد بن قاسم(ع)) انشاالله تقدیمی های ذیل نیز ویژه سالگرد سید سر خاک و دم مسجد موجود میباشد تقدیم به سیدالذاکرین سید محمد جواد ذاکر طباطبایی: کتاب ذاکر افلاکی نگاهی متفاوت و مستند به زندگی و اشعار سید گردآورنده و نویسنده: مسئول اجرایی وبلاگ سید از انتشارات ساجدین هم اکنون در موسسات ساجدین و کربلا تهران - نغمه فاخته شهرری - قدسیان اصفهان
مجله عکس چهره ماندگار گزیده ای از بهترین تصاویر سید کاری از موسسه نرم افزاری کریمه و وبلاگ سید هم اکنون در موسسات فرهنگی ساجدین تهران - جنةالحسین کاشان - عقیله عشق قم نغمه فاخته شهرری - انتظار کرمانشاه |
|
+ نوشته شده در روز
شنبه سیزدهم تیر 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
دوباره مردی از سلاله ی نور پا به جهان گذارد... از شوق شادي مرغ طبعم پرگـشـوده در وصـف مـيــلاد عــلـي اصـغـر سـروده دارد عـروس فـاطـمه يك گل بــدامن چـشـم حـسـيــن از ديـدنـش گرديده روشن اصـغـر بـدامـان پـدر مــاوا گـــرفـــتـه گــوئـي كــه بــر دامــن گـل حـمـرا گـرفـته بــابــا تــبـسـم مي كـند بر شـيـرخواره مــادر بــرخــســار پـــســر دارد نـــظـــاره آل عـلـي زيـن غنچه نورسـته شـادان غرق سرور و شادي و عيش اند و خندان بــر مـادر اصـغـر هـمه تبريك گويـند نـوزاد او را هـمـچـو گـل يـك يـك بـبويند از مـقـدم ايــن كـودك فرخـنده، زيـنب در جـان نـشـاط تـازه دارد خـنــده بــر لـب ايـن كـودك نــوبــاوه در مــاه مـحرم رســوا نـمـايــد دشـمــن دين را به عـالم ايــن كــودك نـوبـاوه در آغـوش بابا آزرده گــردد حـنـجـرش از ظــلــم اعـــدا ايــن كـودك نـوبـاوه در روز قــيامت از ظــلـم و جـور حــرمـلـه دارد شكايت ايــن كـودك نــوبــاوه بـر درگـاه داور دارد مـقـامـي از شـهـيـدان جـمله برتر ايــن كــودك نوباوه با دستان كوچك از كار مردم عقده ها بگشوده بي شك از تير دشمن غرقه خون شد پيكر او مـظـلـومـي خـون خـدا شـد حـنـجـر او ايـن كــودك نــوبـــاوه سـبـط پـيـمـبــر دارد «حـيـاتي» را نظر در روز محشر |
|
+ نوشته شده در روز
پنجشنبه یازدهم تیر 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
29- دلنوشته ای به سید از کربلایی مست حیدر: سلامي پر از دلتنگي براي عزيزترينِ زندگي ام. وقتي ميخوام برات چيزي بنويسم هميشه دستم ميلرزه آخه ياد چشمات که مي افتم با آن جذبه و خيال ميکنم نوشته مو ميخوني استرس ميگيرم اگه بخوام از دلم برات بنويسم که همش انتظاره وحسرت ديدار.اما يه اميد خاصي هم دارم به اين که خدا گفته هرچي رو که واقعا دوست داشته باشيد و اين دنيا به دست نياريد اون دنيا حتما به دست مياريد و من آرزو دارم اون دنيا فقط براي لحظه اي کوتاه تو رو ببينم و بهت بگم که تو زندگي سرد و خاموش منو با نواي آسمانيت پُر از نور کردي و من به تو خيلي مديونم. من بلد نيستم متن زيبايي برات بنويسم، حرفاي من همش توي دلمه و فقط تو ميتوني بخونيشون اماوقتي جايي قدمي براي تو يا حرفي از تو ميشه دلم ميخواد منم اونجا باشم هرچند عضوي کوچک. من هنوز حکمت اين که اولين ماه تابستون میري و آخرين ماه تابستون برميگردي رونفهميدم راستش گيج شدم که اول اومدي يا اول رفتي. وقتي روز تولدت 31 شهريور ميام سرمزارت يهو يادم مي افته من که 2 ماه پيش سرمزارت بودم و سالگرد رفتنت بود!!! الانم يکي از بدترين روزاي زندگيم داره سپري ميشه آخه ايامي ست که تو توي کما هستي و ما همه دست به دعا براي بهبودت. هرچند ديگه برنميگردي اما اگر 100 بار هم اين روزها تکرار بشه بازم من دستم به سوي خدا درازه و دعا ميکنم اين بار ديگه برگردي.هرچند اگه برنگردي هم مثل هميشه عزيزي و هروقت دلم برات تنگ بشه ميام سر مزارت و کلي باهات حرف ميزنم... 30- دلنوشته ای به سید از همدم: هرلحظه بي تو هزاران دلنوشته دارم که به باد بگويم شايد از کنارت رد شود و تکه هاي دلم را بر ديوار هر کوچه و پس کوچه اي که تو از آن عبور ميکني بنويسد.اما چند روزاست باد نوزيده.سيد،حالا که رفته اي نامت را برسنگي مي نويسند وبه همين سادگي زمستان من آغاز ميشود.راستي حالت چطور است؟ حتما خوبي...حال من هم خوب است اما بشنو و باور نکن. روزي که تو رفتي دقيقا نفهميدم کجابودي که رفتي؟!از دلم،از کنارم،از فکرم،از زندگيم،از تنهائيهام از....اما تو که در همه اينها وجود داري پس اينکه ميگويند رفتي منظورشان چيست؟!از ديده هم که نرفتي مگر نميگويند از دل برود هرآنکه از ديده رود،تو که روز به روز عزيزتر و ماندني تر شدي. اما به تقويم که نگاه ميکنم سال 85 روز 17 تير قم بودم،نميخواستم باورکنم آمدنم به معناي حضور در تشييع پيکر توست اما وقتي تو را بر شانه ها ديدم که ميرفتي يقين پيدا کردم برنميگردي.وقتي چهره هاي غمگين و مضطرب يارانت را ميديدم از خدا ميخواستم کور شوم و نبينم آن رفيقي که تا ديروز هميشه در کنارت بود و ميخنديد حالا دلشکسته وغمگين بدن تو را درکناررسول تُرک به خاک ميسپارد و زير لب به خاک سرد ميگويد: واي به حالت اگر به رفيقم سخت بگذرد. هنوز هم بعد از سه سال با تعجب از خودم ميپرسم: واقعا سيد جواد ذاکر رفته؟؟؟!!! و بعد مثل هميشه سکوت ميکنم و آن علامت سوال را با خود ميکشم چون هرگز جوابي ندارم. 31- دلنوشته ای به سید از خادم بی بی زینب: سيد خودمم نميدونم چه جوري دارم باهات حرف ميزنم. نميدونم چه طور روم شده. سيد من نميخواستم اين طوري بشه ولي ادعاي مظلوم بودنم نميكنم. مقصرم ميدونم. سيد اگه يه روزي من بتونم موفق بشم يه ندايي بهم ميدي؟ سيد اگه تونستم پا بزارم تو صراط مستقيم حتي اگه اون بالا بالاها رفتم رهام نكن. من اون بچه كوچولو ام كه به زور كمكي داره دوچرخه سواري ميكنه. نميخوام بزرگ بشم تا كمكي هام رو ازم بگيرن. منظورم از اين كمك توفيق خاطراته. اگه خاطراتمو از دست بدم ديگه هيچي نيستم نميتونم زندگي كنم سرگردون ميشم..... 32- دلنوشته ای به سید از مدیون سید: سلام سيدم كي گفته اگه بري همه چي تموم ميشه از نظر من از وقتي رفتي همه چي شروع شده گاهي وقتا دلم ميخواد تنها باشم كنارمزارت ولي اونجا شلوغه هميشه سيدم تو نميدوني چرا حال وروزم ...بي خيال اينا ديگه دردودل نيست رازه تنها اتفاق خوبي كه با همه وجودم احساس ميكنم اينه كه قلبم داره از كار مي افته چون خسته شد از بس حواسشو جمع كرد و بانگ"انا بقية الله"رو نشنيد اتفاق هاي خوب ديگه اي هم هست كه ديگه دائمي شده سيدم شفاعت اخروي كه دست تو نيست اين دنيا شفاعتمو بكن شفاعت كن بزارن خوب بمونم حتي اگه اين خوبيم اندازه يه قطره باشه 33- صحبتی با دوستداران سید از مدیون: يادمه يه روزهايي بود كه خيلي حرمت داشتم يادمه اون روزها لقب هاي زيادي هم داشتم "فلاني رفته قدم گاه فلاني" يادت مياد؟ اون دوران خيلي زود تموم شد دلم نميخواد حسرت گذشته رو بخورم ميخوام اوضاع اون قدر خوب بشه كه همش منتظر آينده و اتفاقهاي خوبش باشم رك بگم كار ما ديگه از گريه و زاري گذشته بايد به فكر كارهاي جديد وتك باشيم تا ديگه هر بي سر و پايي نتونه متهممون كنه به پرستش خاطرات 34- دلنوشته ای به سید از عاشق زهرا: بسم رب الحسين (ع) سيد خيلي دلتنگتم ،اما چه كنم كه به خواسته خودت رفتي ....رفتي تا مظلوميت و معنا كني آره تو رفتي اما يه چيز با ارزش گذاشتي يه صداي آسموني كه تا قيام قيامت من و امثال منو هدايت ميكنه....درسته سه سال گذشته ولي بدون اگه سه قرن هم بگذره تو زنده اي كه هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق........ سيد برام دعا كن تا بتونم لايق بشم كه رو قبرم بنويسن شهيد راه مهدي(عج)...... 35- دلنوشته ای به خدا از یه دختر یازده ساله به نام فاطمه درباره سید: خدایا او که عرشیان مست شعرهایش شده اند |
|
+ نوشته شده در روز
سه شنبه نهم تیر 1388 به مدیریت ... و با اجرای آخرین یادگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک مدیریت آرشیو |
| با مدیریت: |
| ... |
| با اجرای: |
| آخرین یادگار |
| با همکاری: |
| بچه های وبلاگ و کنفرانس سید |
| وبلاگ سید معرفی می کند: |
|
| وبلاگ سید تقدیم می کند: |
|
دانلود مداحی های سید کنفرانسهای سید مجموعه تصاویر سید لیست سی دی های سید تصاویر سفر به عتبات |
|
RSS
|